پیغمبر ص در روز فتح مکهبرادران و خواهرانم سیزده سال زمان کمی نیست؛ هر سال 365 شبانهروز است. سیزده سال در مکه زدند بردند غارت و تبعید کردند. پیغمبر ص حضرت خدیجه س و یارانشان هزار شبانهروز در شعب ابیطالب این شعب بین دو کوه بود و وقتی آفتاب مکه به این سنگها میخورد حرارتش را به این زندانیها میداد تحریم بودند؛ آب و غذا به آنها نمیدادند و نان نمیفروختند. امیرالمؤمنین ع که آن زمان سیزدهچهاردهساله بودند با چه زحمتی نصفه شب از شعب بیرون رفته و پیش دوستان پدرشان ابوطالب میرفتند. از آنها چند تا نان و یکخرده خرما و آب میگرفتند و میآوردند و بین اینها تقسیم میکردند. همه آنها حداقل خوراک را میخوردند. وقتی از شعب هم بیرون آمدند خدیجه کبری س از شدت ضربات این زندان از دنیا رفت. یاسر و سمیه را کشتند و خانم دیگری را هم چون مسلمان شده بود اینقدر کتک زدند که هر دو چشمش کور شد. چقدر به پیغمبر ص سنگ پراندند چوب زدند و عبا دور گردنش کشیدند یک مشت مامور قرار داده بودند که وقتی مسافری از بیرون به مکه میآمد و میخواست به مسجدالحرام برود به او میگفتند او را میبینی که آن گوشه نشسته؟ او دیوانه جادوگر و دروغگوست؛ بهسراغش نرو جنایات مردم مکه در این سیزده سال بهاندازه ده جلد کتاب است. آنوقت خداوند به ایشان گفت که به مدینه برو و اینجا نمان. وقتی اسلام قدرت گرفت به همراه نزدیک دههزار نفر بهطور پنهانی که مردم مکه نفهمند چون همه کوه و تپه و دره بود و تشخیص مشکل بود تا پشت دروازه مکه آمدند. دههزار نفر یکمرتبه مشت گره کردند و فریاد کشیدند الیوم یوم الملحمه 8 امروز روز انتقام شکستن قدرت شما و نابودکردن شماست؛ روز این است که دماغتان را به خاک ذلت بکشیم. و سیزده سال جنایات شما را تلافی کنیم. ابتدا شعار این بود اما پنج دقیقه هم نشد؛ پیغمبر ص جارچی ارتش را صدا زدند و فرمودند روی یک بلندی برو صدایت هم که رساست شعار را عوض کن و بگو الیوم یوم المرحمه امروز روز مهربانی محبت و مهرورزی است. وقتی هم وارد مکه شدند همه آنهایی که آنهمه جنایت کرده بودند پیش پیغمبر ص آمدند و گفتند با ما آشتی میکنی؟ فرمودند من با شما آشتی هستم. گفتند ما را میبخشی؟ فرمودند لا تثریب علیکم الیوم 9 بله همه شما را میبخشم. گفتند از ما انتقام نمیگیری؟ فرمودند من مبعوث به انتقام نشدهام؛ بلکه مبعوث به رحمت هستم. 10 ضرورت الگوبرداری احزاب سیاسی از اخلاق پیغمبر ص آیا شعاعی از این اخلاق پیغمبر ص بین ما شیعیان کاری به مذاهب دیگر ندارم هست یا نه؟ اگر این شعاع نباشد قرآن در سوره احزاب خواسته است که این شعاع باشد دعوا و نزاع و کینه ما ادامه دارد. در این 44 سال انقلاب نمیدانم چند تا حزب چند تا راستی و چپی سرکار آمدهاند؛ این گروه آن گروه را کوبیده و آن گروه هم این گروه را کوبیده است؛ اینها آن گروه را آمریکایی معرفی کرده و آنها هم این گروه را بیدین معرفی کردهاند. در این 44 سال احزاب نخواستند از این شعاع وجود پیغمبر اکرم ص استفاده کنند و بامحبت دور هم بنشینند کل مملکت را بسازند و اینجا را آباد بکنند. متاسفانه همهاش ضرر زدهاند. البته حالا آتششان خوابیده است؛ چون یک ملت قبولشان ندارند و دیگر حزبی در کار نیست. یقینا بلایی که این احزاب بعد از انقلاب بر سر دین خدا ملت و کشور آوردند قابلجبران نیست. چرا این کارها را کردند؟ چون از پیغمبر ص جدا و دور بودند. اوج این اختلافات در تهران بود و رشتههای دیگرش هم در کل کشور؛ حتی اینجا هم بود. روز قیامت جواب خدا را چه میدهند که به این ملت وفادار به دین و شهیدداده بها ندادند؟ چقدر عجیب بود که پیغمبر ص اعلام کردند پناهندگان به خانه ابوسفیان درامان هستند اصلا تا حالا چه کسی این کار را در کره زمین کرده و خانه دشمنش را پناهگاه مردم قرار داده است؟ ابوسفیان در فتح مکه نزد پیغمبر ص آمد و گفت من مسلمان میشوم. مسلمان شد اما فقط زبانی مسلمان شد و قلب و روحش دشمن پیغمبر ص ماند. بعد از رحلت پیغمبر ص هم جنایات غیرقابلجبرانی کرد. شکایتنامۀ
1 مطلب یافت شد
English