لطفا منتظر باشید

قرآن کریم - سوره الأنبياء - جزء هفدهم - سوره انبياء - صفحه 329

تنظیمات متن
نوع قلم
اندازه قلم
رنگ قلم
نوع قلم
اندازه قلم
رنگ قلم
طه 
سوره انبياء 
الحج 
وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَٰلِكَ ۖ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ ٨٢ وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ٨٣ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ ۖ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَذِكْرَىٰ لِلْعَابِدِينَ ٨٤ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ ۖ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ ٨٥ وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا ۖ إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ ٨٦ وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ٨٧ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ ٨٨ وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ ٨٩ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا ۖ وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ ٩٠
و از شیاطین کسانی را [به نفع او به کار گرفتیم] که برایش غواصی و کارهایی غیر آن انجام می‌دادند، و ما نگهبان آنان بودیم‌ (٨٢) و ایوب را [یاد کن]، هنگامی که پروردگارش را ندا داد که: مرا رنج و آسیب رسیده، و تو مهربان‌ترین مهربانانی‌ (٨٣) پس دعایش را مستجاب کردیم، و آنچه از آسیب به او رسیده بود برداشتیم، و خانواده‌اش را [که از دستش رفته بودند،] و همانندشان را همراه با آنان به او عطا کردیم، [که همه و همه] رحمتی از سوی ما [بود]، و مایۀ پند و بیدارباشی برای عبادت‌کنندگان‌ (٨٤) و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را [یاد کن]، که همه از شکیبایان بودند‌ (٨٥) و آنان را در رحمت خود درآوردیم؛ زیرا از شایستگان بودند‌ (٨٦) و صاحب ماهی [یونس] را [یاد کن]، هنگامی که خشمگین [از بین قومش] رفت، و گمان کرد که ما هرگز بر او تنگ نخواهیم گرفت، پس در تاریکی‌ها[ی شب، و عمق آب، و شکم ماهی] ندا داد که: معبودی جز تو نیست، تو [از هر عیب و نقصی] منزّهی، همانا من [به سبب کناره‌گیری از قومم بدون اِذن تو،] از کسانی بودم که به خود جفا روا داشتم (٨٧) پس دعایش را مستجاب کردیم، و از اندوه نجاتش دادیم، و مؤمنان را این‌گونه نجات می‌دهیم‌ (٨٨) و زکریا را [یاد کن]، که پروردگارش را ندا داد: ای پروردگارم! مرا تنها [و بی‌فرزند] نگذار، که تو بهترین وارثانی‌ (٨٩) پس دعایش را مستجاب کردیم، و یحیی را به او بخشیدیم، و برای او همسرش را [در عین نازا بودن] صلاحیتِ بارداری دادیم، آنان همواره در کارهای خیر می‌شتافتند، و ما را از روی امید و بیم می‌خواندند، و پیوسته در برابر ما فروتن بودند‌ (٩٠)