لطفا منتظر باشید

قرآن کریم - سوره یوسف - جزء سيزدهم - سوره يوسف - صفحه 246

تنظیمات متن
نوع قلم
اندازه قلم
رنگ قلم
نوع قلم
اندازه قلم
رنگ قلم
هود 
سوره يوسف 
الرعد 
يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ ٨٧ فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا ۖ إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ ٨٨ قَالَ هَلْ عَلِمْتُمْ مَا فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جَاهِلُونَ ٨٩ قَالُوا أَإِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ ۖ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهَٰذَا أَخِي ۖ قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا ۖ إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ٩٠ قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ ٩١ قَالَ لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ ۖ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ٩٢ اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ ٩٣ وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ ۖ لَوْلَا أَنْ تُفَنِّدُونِ ٩٤ قَالُوا تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلَالِكَ الْقَدِيمِ ٩٥
پسرانم! به مصر بروید و در جست‌وجوی یوسف و برادرش برآیید! و از رحمت خدا مأیوس نباشید؛ زیرا جز کافران از رحمت خداوند مأیوس نمی‌شوند‌ (٨٧) هنگامی که به دیدار یوسف رفتند گفتند: عزیزا! [بر اثر خشک‌سالی] به ما و خانوادۀ ما [سیه‌روزی و] سختی رسیده، [برای خرید آذوقه] بهای ناچیزی آورده‌ایم، پیمانۀ ما را کامل کن! و به ما صدقه بخش؛ زیرا خداوند صدقه‌دهندگان را پاداش می‌دهد (٨٨) یوسف گفت: آیا زمانی که در جهالت به سر می‌بردید فهمیدید با یوسف و برادرش چه کردید؟! (٨٩) برادران گفتند: آیا به‌راستی تو خود یوسفی؟! گفت: [آری] من یوسفم! و این برادرِ من است، همانا خداوند به ما نعمتِ با ارزشی داده، بی‌تردید هرکس [از خداوند اطاعت کند و از محرّماتش] بپرهیزد، و [همواره در برابر حوادث] صبر کند [پاداش شایسته می‌یابد؛ زیرا] خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند‌ (٩٠) گفتند: به خدا سوگند که یقیناً خدا تو را [از هر جهت] بر ما برتری بخشیده، و مسلّماً ما خطاکار بودیم‌ (٩١) [یوسف] گفت: امروز بر شما سرزنشی نیست، خداوند شما را می‌آمرزد؛ زیرا او مهربان‌ترین مهربانان است‌ (٩٢) [اکنون] این پیراهنم را ببرید! و روی صورت پدرم بیندازید که بینا می‌شود، و همۀ خاندانتان را نزد من آورید!‌ (٩٣) زمانی که کاروان [از سرزمین مصر] بیرون آمد، پدرشان [به کسانی از اهلش که نزد او بودند] گفت: اگر مرا پیری سست‌اندیشه به حساب نیاورید به‌طور یقین [می‌گویم:] بوی یوسف را احساس می‌کنم! (٩٤) گفتند: به خدا قسم قطعاً تو در همان خطا و بیراهه‌بودنِ دیرینه‌ات هستی! (٩٥)