«عبد اللّه»، از دامن پاك مريم
مريم! با مردان نامحرم حرف نزن، ولو اين كه پاى دفاع از تهمت باشد.
پرسيدند: اين بچه را از كجا آوردهاى؟ با دست به گهواره اشاره كن، تا آنها بر سر گهواره بيايند. آن صداى زنانه را به امر خدا حذف كرد و با دست به گهواره اشاره كرد.
يهودىها عصبانى شدند، به مريم گفتند: «كَيْفَ نُكَلّمُ مَن كَانَ فِى الْمَهْدِ صَبِيًّا» ؟ مگر در تاريخ سابقه دارد كه بچهاى كه تازه به دنيا آمده است، حرف بزند؟ صداى مسيح عليه السلام بلند شد: «قَالَ إِنّى عَبْدُ اللَّهِ» مادر من آدم خوبى است، مادرم درست مىگويد. مادرم از پدر و مادرش بهتر است كه من را «عبداللّه» زاييده است، يعنى عبداللّه از دامن ناپاك بيرون نمىآيد.
از دامن ناپاك زنان بدطينت و بدكردار، عبد شيطان بيرون مىآيد، اما من «عبد اللّه» هستم:
«ءَاتنِىَ الْكِتبَ و جَعَلَنِى نَبِيًّا* و جَعَلَنِى مُبَارَكًا»
به من كتاب نازل شده است و نبىّ هستم، لذا من محل «بركت اللّه» هستم.
English