
یاد خدا اساسىترین رکن در مراقبه
- تاریخ انتشار: 24 فروردين 1389
- تعداد بازدید: 990
همان طور که گفته شد و تو نیز دانستى، اگر شخص گنه کار از کسانى باشد کهدر اثر غفلتبه دام گناه مىافتند، باید با مراقبه شدید، غفلت را از خود دور کردهو با از بین بردن غفلت، خویش را از چنگ معاصى برهاند.
اکنون سخن ما این است که رکن رکین و پایه اساسى مراقبه، همیشه و در همهجا و در هر حالى به یاد خدا بودن است، که طبق برخى از روایات یکى ازمشکلترین کارهاست (۱) و چون چنین است، یکى از بهترین اعمال است (۲) . در عظمت و اهمیتیاد خدا همین بس که خداى تبارک و تعالى از آن به کمراضى نگشته و برایش حدى معین نفرموده است.
مرحوم ثقه الاسلام کلینى در کتاب دعاى اصول کافى، باب«ذکر الله کثیرا»بهاسنادش از امام صادق علیه السلام نقل مىکند که آن حضرت فرمود:
ما من شیء الا و له حد ینتهى الیه الا الذکر فلیس له حد ینتهی الیه.فرض اللهالفرائض فمن اداهن فهو حدهن، و شهر رمضان، فمن صامه فهو حده.و الحج، فمن حج فهو حده.الا الذکر، فان الله-عز و جل-لم یرض منهبالقلیل، و لم یجعل له حدا ینتهی الیه.ثم تلا هذه الآیه:«یا ایها الذین آمنوااذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکره و اصیلا (۳) فقال:لم یجعل الله-عز و جل-له حدا ینتهی الیه.قال:و کان ابی علیه السلام کثیرالذکر.لقد کنت امشى معه و انه لیذکر الله و آکل معه الطعام و انه لیذکر الله ولقد کان یحدث القوم و ما یشغله ذلک عن ذکر الله و کنت ارى لسانه لازقا بحنکهیقول:لا اله الا الله و کان یجمعنا فیامرنا بالذکر حتى تطلع الشمس و یامربالقراءه، من کان یقرا منا، و من کان لم یقرا منا امره بالذکر (۴) ;هر چیزى را حدى است که بدان پایان مىپذیرد، مگر ذکر و یاد خدا که براى آن حدىوجود ندارد[مثلا]خداوند نمازهاى پنج گانه را واجب ساخت که به جا آوردن آنهاحد آنهاست.همچنین روزه ماه رمضان را واجب کرد که روزه دارى حد آن است.همین طور حج را واجب گردانید که گزاردن آن، حد آن است;جز یاد خدا که از آنبه کم راضى نگشت و برایش حدى مقرر نفرمود.سپس حضرت این آیه را تلاوتکرد: یا ایها الذین آمنوا اذکرو الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکره و اصیلا (۵) ;اى گروهمؤمنان!خداى را بسیار یاد کنید و او را در بامدادان و شبانگاهان تسبیح نمایید. آن گاه فرمود: پدرم-که درود خدا بر او باد-خداى را بسیار یاد مىکرد.هنگامىکه با او راه مىرفتم، او مشغول ذکر خدا بود.با او غذا مىخوردم او به یاد خدا بود.با مردم سخن مىگفت، ولى هیچ گاه سخن گفتن، او را از یاد خدا باز نمىداشت، و من خود مىدیدم که زبانش به کامش چسبیده و یکسره«لا اله الا الله»مىگوید.بین الطلوعین ما را جمع مىکرد و دستور مىداد تا بر آمدن خورشید ذکر بگوییم وبه یاد خدا باشیم.هر یک از ما را که قرائت قرآن مىدانستبه تلاوت آن دستورمىداد و کسى را که قرائت قرآن نمىدانستبه ذکر و یاد خدا امر مىفرمود.»
حال که به اهمیتیاد خدا به عنوان رکن عمده و پایه مهم«مراقبه»اشاره شد.به جاستبا استفاده از آیات و روایات به آثار و خواص یاد خدا و نیز به عواقب وتبعات غفلت از خدا جل و علا اشاره کنیم و بدین ترتیب بر فواید و عواید بحثبیفزاییم.
آثار و خواص یاد خدا
الف)یاد خدا موجب اطمینان و آرامش قلب است:
الا بذکر الله تطمئن القلوب ; (۶) آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرامش مىیابند.»دلى که به یاد خداوند مشغول است هراس و حشتبدان راه نمىیابد و بااضطراب و تشویش سر و کار ندارد.
ب)یاد خدا موجب فلاح و رستگارى است:
فاذا قضیت الصلوه فانتشروا فى الارض و ابتغوا من فضل الله و اذکروا الله کثیرالعلکم تفلحون ; (۷) پس چون نماز گزارده شد، در زمین پراکنده شوید و از فضلخدا طلب نمایید و خدا را فراوان یاد کنید.باشد که رستگار گردید.» یا ایها الذین آمنوا اذا لقیتم فئه فاثبتوا و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون ; (۸) اىگروه مؤمنان!چون با دستهاى دشمن رو به رو شدید، پایدار باشید و خداى رابسیار یاد کنید.باشد که رستگار شوید.»
از این دو آیه استفاده مىشود که پیروزى و رستگارى مؤمن-چه در جبهه جنگو جهاد و چه در صحنه کار و تلاش-مرهون یاد خداست.کارگر و کاسب وکارمند و کارفرمایى که از خدا غافل است، روى رستگارى را نخواهد دید، هر چند ظاهرى درست داشته باشد.همچنین سرباز و جنگجویى که از خدا غافلاست، به پیروزى واقعى دست نخواهد یافت، گر چه چند صباحى، اوضاع بروفق مراد او تغییر کند.
ج)یاد خدا موجب یاد خدا از بندهاش است:
فاذکرونى اذکرکم ; (۹) مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم.
قال الله-عز و جل-لعیسى علیه السلام:یا عیسى!اذکرنى فی نفسک، اذکرک فى نفسى;و اذکرنى فی ملاک، اذکرک فی ملا خیر من ملاء الآدمیین ; (۱۰) اى عیسى!مرا درنهانخانه دل یاد کن تا تو را در باطن خویش یاد کنم.مرا آشکارا در میان آدمیانبه یاد آور تا تو را آشکارا در میان گروهى که بهتر از آدمیان هستند، یاد آورم.»
د)یاد خدا علامتخردمندان است:
ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولى الالباب الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و على جنوبهم و... ; (۱۱) همانا در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز، نشانههایى استبراى خردمندان.همانکسان که خداى را در حال ایستاده و نشسته و(و هنگام خوابیدن)بر پهلوهایشانیاد مىکنند و...»
ه)یاد خدا غایت نماز است:
حق تعالى به کلیم خود حضرت موسى علیه السلام مىفرماید:
اننى انا الله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوه لذکرى ; (۱۲) همانا خداى یکتامن هستم و جز من خدایى نیست پس مرا بنده باش و نماز را جهتیاد منبه پادار.»
بنابر این، هدف از نماز(ستون دین)یاد خداست و یاد خدا به نماز، روح واصالت مىبخشد.نماز خالى از یاد خدا کالبدى بىجان است که ارزش و قیمتشبسیار ناچیز است.
و)یاد خدا موجب ورود به ضیافتخانه الهى است:
قال الله سبحانه فی بعض کتبه:اهل ذکری فی ضیافتی ; (۱۳) خداى سبحان دربرخى از کتابهاى آسمانى فرموده است:کسانى که به یاد من هستند، در ضیافتو میهمانى من به سر مىبرند.»
ز)یاد خداوند انسان را به همنشینى با او مىکشاند:
قال الله تعالى:انا جلیس من ذکرنی ; (۱۴) من با کسى که به یاد من باشد، همنشین هستم.» بدیهى است که همنشین در همنشین خود اثر مىگذارد، همان طور کههمنشین از همنشین خویش اثر مىپذیرد.
سعدى-علیه الرحمه-در این باره چنین سروده است:
گلى خوشبوى در حمام روزى رسید از دست محبوبى به دستم بدو گفتم:که مشکى یا عبیرى که از بوى دل آویز تو مستم بگفتا:من گلى ناچیز بودم و لیکن مدتى با گل نشستم کمال همنشین در من اثر کرد و گرنه من همان خاکم که هستم (۱۵)
بنابر این، کسى که با یاد خدا به همنشینى با او تشرف مىیابد، کم کم در اثراین همنشینى به صفات ربوبى متصف گشته و یک پارچه ملکوتى مىشود.
ح)یاد خداوند، سبب سیر در باغهاى بهشت است:
از نبى اکرم صلى الله علیه و آله و سلم روایتشده است که فرمود:
ارتعوا فی ریاض الجنه.فقالوا:و ما ریاض الجنه؟فقال:الذکر غدوا و رواحافاذکروا...الا ان خیر اعمالکم و اذکاها عند ملیککم، و ارفعها عند ربکم فیدرجاتکم و خیر ما طلعت علیه الشمس ذکر الله سبحانه و تعالى; (۱۶) در باغهاىبهشتسیر کنید و از نعمتهاى آن بهرهمند شوید.پرسیدند:باغهاى بهشت کداماست؟فرمود:در بامدادان و شبانگاهان به یاد خدا بودن;پس خدا را یاد کنید...هان! همانا بهترین و پاکیزهترین کار در نظر خدا و مؤثرترین عمل در بالا رفتندرجات نزد پروردگار و بهترین چیزى که خورشید بر آن طلوع کرده، یاد خداوندسبحانه و تعالى است.» ط)یاد خدا موجب جلب دوستى خداست:
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:
من اکثر ذکر الله تعالى، احبه الله; (۱۷) هر کس خدا را فراوان یاد کند، خدا او رادوست مىدارد.»
ى)یاد خداوند موجب آزادى از آتش و رهایى از نفاق است:
از پیامبر گرامى اکرم صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
«من اکثر ذکر الله کتبت له براءتان:براءه من النار و براءه من النفاق; (۱۸) کسى کهخدا را بسیار یاد کند، دو نوع آزادى براى او ثبت مىشود.آزادى از آتش و رهایىاز نفاق».
یا)یاد خدا آدمى را به زندگى حقیقى سوق مىدهد:
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در این باره چنین فرمود:
مثل الذی یذکر ربه و الذى لا یذکره مثل الحى و المیت ; (۱۹) مثل کسى که به یادپروردگارش است و کسى که به یاد او نیست مثل انسان زنده و مرده است.»
یب)یاد خداوند دل را جلا داده و از کدورتها پاک مىکند:
امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
«ان الله سبحانه جعل الذکر جلاء للقلوب.تسمع به بعد الوقره و تبصر به بعدالعشوه و تنقاد به بعد المعانده; (۲۰) همانا خداوند یاد خود را مایه صیقل دلها قرار داد.به برکتیاد خداست که دلها سنگینى و کورى و چموشى را رها کرده و دربرابر حق خاضع و فرمان بردار مىگردند.»
تبعات غفلت و اعراض از یاد خدا
الف)اعراض از یاد خدا موجب تنگى معیشت در دنیا و باعث کورى در آخرت است:
و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیمه اعمى ; (۲۱) هر کهاز یاد من روى گرداند بىشک برایش زندگانى سختى خواهد بود و در روزرستاخیز، او را کور محشور خواهیم کرد.»
و قال للذى ظن انه ناج منهما اذکرنی عند ربک.فانساه الشیطان ذکر ربه فلبثفى السجن بضع سنین ; (۲۲) یوسف به آن کس که گمان برد[از زندان]آزاد مىشودگفت:مرا نزد مولایتیاد کن.پس شیطان یاد پروردگارش را از خاطر او برد و دراثر این فراموشى، چند سالى در زندان ماند.»
و من یعرض عن ذکر ربه یسلکه عذابا صعدا ; (۲۳) هر که از یاد پروردگارشاعراض کند، خداوند او را به عذابى که پیوسته شدت یابد مىکشاند.»
ب)ترک یاد خدا علامت منافقان است:
ان المنافقین یخادعون الله و هو خادعهم و اذا قاموا الى الصلوه قاموا کسالى، یراءون الناس و لا یذکرون الله الا قلیلا ; (۲۴) همانا منافقان با خدا خدعه مىکنندو او نیز با آنان خدعه مىکند و هنگامى که به نماز بر مىخیزند، با تنبلى وکسالت مىایستند. اعمالشان را براى نشان دادن به مردم انجام مىدهند و خدا را جز اندکى یاد نمىکنند.»ج)ترک یاد خدا مایه حسرت و ندامت است:
امام صادق علیه السلام روایت مىکند که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:
«ما من قوم اجتمعوا فی مجلس فلم یذکروا اسم الله-عز و جل-و لم یصلوا علىنبیهم الا کان ذلک المجلس حسره و وبالا علیهم; (۲۵) مجلسى که مردم در آنگردهم آیند و خدا را یاد نکنند و بر پیامبرشان درود نفرستند، مایه حسرت و وبالاست.»
«ان اهل الجنه لا یندمون على شیء من امور الدنیا الا على ساعه مرت بهمفى الدنیا لم یذکروا الله فیها; (۲۶) اهل بهشتبر هیچ یک از امور دنیا که ازآنها فوت شده پشیمان نیستند، مگر بر ساعتى که بر آنان بدون یاد خدا گذشتهباشد.»
د)اعراض از یاد خدا انسان را به همنشینى با شیاطین مىکشاند:
و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین ; (۲۷) هر کس از یاد خدااعراض کند، شیطانى را بر او خواهیم گماشت تا همنشین وى باشد.»
ه)دلى که یاد خدا بدان راه نیابد، در گمراهى آشکار خواهد ماند:
فویل للقاسیه قلوبهم من ذکر الله اولئک فى ضلال مبین ; (۲۸) و اى بر سخت دلاندر برابر یاد خدا، آنان در گمراهى آشکارند.»
و)ترک یاد خدا، دل را مىمیراند:
«فیما ناجى الله به موسى علیه السلام قال:یا موسى!لا تنسنی على کل حال فاننسیانی یمیت القلب; (۲۹) خداى تبارک و تعالى به حضرت موسى علیه السلام فرمود:اىموسى در هر حالى که هستى مرا از یاد مبر، چرا که از یاد بردن من دل رامىمیراند.»
ز)خدا فراموشى موجب خود فراموشى است:
و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم اولئک هم الفاسقون ; (۳۰) مانند آنانىمباشید که خدا را فراموش کردند و او[نیز]آنان را دچار خود فراموشى کرد، آنهاهمان فاسقانند.»
کسى که نه به یاد خداست و نه به فکر خود، از ارتکاب هیچ عمل خلاف وگناهى روى گردان نیست، مثل چنین شخصى مانند کسى است که در مسیرهاىخطرناک و پرتگاههاى مخوف، بر مرکبى چموش-آن هم بىلگام و افسار-سوارشود و هر لحظه ممکن استبه درهاى هولناک سقوط کند و هلاک شود.
کسى که از یاد خدا غافل است صرف نظر از این که به عواقب سوء ترک یادخدا دچار مىشود، خود را از همه امتیازات و مواهب مخصوص اهل ذکر محروممىکند و از آنها بهرهاى نخواهد داشت.
امیر مؤمنان قدوه سالکان و سر آمد ذاکران حضرت على بن ابى طالب-علیهآلاف التحیه و الثناء-در خطبهاى اهل ذکر را بسیار نیکو وصف کرده است که ما درپایان این قسمتبه نقل و ترجمه بخشى از آن تبرک مىجوییم:
«و ان للذکر لاهلا اخذوه من الدنیا بدلا.فلم تشغلهم تجاره و لا بیع عنه.یقطعونبه ایام الحیوه و یهتفون بالزواجر عن محارم الله فی اسماع الغافلین و یامرونبالقسط و یاتمرون به و ینهون عن المنکر و یتناهون عنه، فکانما قطعوا الدنیا الىالآخره و هم فیها.فشاهدوا ما وراء ذلک.فکانما اطلعوا غیوب اهل البرزخ فیطول الاقامه فیه و حققت القیامه علیهم عداتها، فکشفوا غطاء ذلک لاهل الدنیاحتى کانهم یرون ما لا یرى الناس و یسمعون ما لا یسمعون...; (۳۱) بىگمان براىذکر و یاد خدا اهلى است که دنیا را با آن معاوضه نمودهاند.پس هیچ تجارت وداد و ستدى آنها را از یاد خدا باز نمىدارد.ایام زندگى را با یاد او سپرى مىکنند ودر گوش غافلان ندا در مىدهند و آنان را از محرمات الهى باز مىدارند.مردم رابه اجراى عدالت فرا مىخوانند و خود نیز بدان پاى بندند و آنان را از کارهاى زشتباز مىدارند و خود نیز از آنها اجتناب مىکنند.در حالى که هنوز در دنیا به سرمىبرند گویى دنیا را پیموده و به آخرت رسیدهاند و امور مربوط به آن را از نزدیکمشاهده کردهاند، و گویى بر امورى که برزخیان در طول اقامتشان در برزخ با آنهاسر و کار دارند، مطلع گشته و قیامت وعدههایش را در حق آنان محقق ساختهاست.پس براى اهل دنیا طورى از آن امور پرده بر مىدارند که گویى مىبینند آنچهرا مردم نمىبینند و مىشنوند آنچه را که مردم نمىشنوند...»
اوقات خوش آن بود که با دوستبه سر شد باقى همه بىحاصلى و بىخبرى بود (۳۲)
اکنون اى عزیز!خوب تامل کن و بنگر در طول شبانه روز چقدر به یاد خدایىو تا چه اندازه دلت متوجه خداست و تا چه حد در کارها خدا را در نظر دارى؟آیااز آنانى که مصداق فرموده امیر مؤمنان على علیه السلام هستند؟یا از آنانى که در فکر ودلشان همه چیز هست جز یاد خدا و مراعات همه چیز و همه کس را مىکنند جز مراعات خدا؟
اگر از گروه اولى خوشا به حالت و گوارایتباد دولت و غنیمتى که خداوند بهتو ارزانى داشته و خواهد داشت;گوارایتباد بهجت و سرورى که نصیبتشده وخواهد شد.ولى اگر خداى ناکرده از گروه دومى، بدا به حالت و واى بر تو ازافتضاحى که براى خود به بار آوردهاى و خواهى آورد.واى بر تو!از حسرت وندامتى که در قیامتبدان دچار خواهى شد و از آن راه گریزى نخواهى داشت.
پىنوشت:
۱. رسول خدا-صلى الله علیه و آله-فرمود:«یا علی!ثلاث لا تطیقها هذه الامه:المواساه للاخ فی ماله و انصافالناس من نفسه و ذکر الله على کل حال;اى على!سه کار است که تحمل آنها بر این امت مشکل است:رعایت مساوات مالى با برادران مؤمن;رفتار منصفانه با مردم و یاد خدا در همه حال.»مجلسى،بحار الانوار،ج ۷۴،ص ۴۵.
۲. پیامبر گرامى اسلام-صلى الله علیه و آله-فرمود:«یا على!سید الاعمال ثلاث خصال:انصافک الناس مننفسک،و مواساتک الاخ فی الله-عز و جل-،و ذکرک الله-تبارک و تعالى-على کل حال;اى على!سرور و سیداعمال سه خصلت است:رفتار منصفانه با مردم;رعایت مساوات مالى با برادران ایمانى و یادخداوند در همه حال.»همان،ص ۴۴.
۳. احزاب(۳۳)آیه ۴۱.
۴. کلینى،اصول کافى،ج ۲،ص ۳۶۱.
۵. رعد(۱۳)آیه ۲۸.
۶. رعد(۱۳)آیه ۲۸.
۷. جمعه(۶۲)آیه ۱۰.
۸. انفال(۸)آیه ۴۵.
۹. بقره(۲)آیه ۱۵۲.
۱۰. کلینى،اصول کافى،ج ۲،ص ۳۶۴.
۱۱. آل عمران(۳)آیات ۱۹۰،۱۹۱.
۱۲. طه(۲۰)آیه ۱۴.
۱۳. حسن بن محمد دیلمى،ارشاد القلوب،باب ۲۱،ص ۸۲.
۱۴. همان،باب ۱۳،ص ۶۰.
۱۵. شیخ مصلح الدین سعدى،گلستان سعدى،ص ۳.
۱۶. حسن بن محمد دیلمى،ارشاد القلوب دیلمى،باب ۱۳،ص ۶۰.
۱۷و۱۸. کافى،معرب به اعراب استاد آیه الله حسن زاده آملى،ج ۲،ص ۳۶۲.
۱۹. حمصى محمد حسن،مفردات القرآن،ذیل آیه ۴۵ از سوره عنکبوت.
۲۰. نهج البلاغه محمد عبده،خطبه ۲۲۰.
۲۱. طه(۲۰)،آیه ۱۲۴.
۲۲. یوسف(۱۲)آیه ۴۲.
۲۳. جن(۷۲)آیه ۱۷.
۲۴. نساء آیه ۱۴۲.
۲۵. کلینى،اصول کافى،ج ۲،ص ۳۶۰.
۲۶. میرزا حسین نورى،مستدرک الوسائل،ج ۱،ص ۳۸۲.
۲۷. زخرف(۴۳)آیه ۳۶.
۲۸. زمر(۳۹)آیه ۲۲.
۲۹. کلینى،اصول کافى،ج ۲،ص ۳۶۱.
۳۰. حشر(۵۹)آیه ۱۹.
۳۱. نهج البلاغه محمد عبده،خطبه ۲۲۰.
۳۲. حافظ،دیوان حافظ.