فارسی
جمعه 24 فروردين 1403 - الجمعة 2 شوال 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

فرا رسیدن پیروزی

 در شبهای 21و 22 بهمن ، لحظه ای صدای شلیک گلوله قطع نمی شد. در اطراف محل استقرار امام نیز به طرز وحشتناکی صدای رگبار مسلسل به گوش می رسید . تهران خون و آتش بود .آقای اشراقی ، داماد حضرت امام ، با اصرار دوستان در نصف شب 22 بهمن ماه ، امام را از خواب بیدار کرده ، پنجره را باز می گذارد که ایشان بشنوند بیرون چه خبر است . امام لحظاتی گوش فرا داده ، می فرمایند : « پیروزی با ماست .» سپس خودشان پنجره را می بندند و می خوابند .
در شب بیست و دوم بهمن ماه ، حدود ساعت نه یا ده شب ، مردم دو – سه کلانتری و یکی – دو  پادگان را گرفتند . خبر واقعه ، به وسیلۀ موتور سوارها مثل برق در شهر پخش شد . شجاعت مردم  دو چندان و حملات شدیدتر شد . سربازان و ارتشیان روحیۀ خود را باختند و به سرعت مرعوب و مغلوب شدند . درگیری ها تا صبح ادامه داشت . نیروی هوایی با کمک بچه های انقلابی آنجا ، به دست مردم افتاد . صبح روز 22 بهمن ماه ، ستاد ارتش بی طرفی خود را اعلام کرد و گفت : « ما تابع مردم هستیم . » و دستور داد همۀ نیروها و تانکها برگردند .
تقریبا غروب 22 بهمن ماه ، امام اطلاعیه ای پیروزی  را نوشتند . گویندۀ رادیو ، مردم را به شنیدن اطلاعیه ای مهم دعوت کرد . ابتدا سرود « سرود خمینی ای امام » پخش شد و سپس شیخ فضل الله محلاتی ، اطلاعیۀ پیروزی را قرائت کرد . بدین ترتیب کشتی پر تلاطم انقلاب اسلامی ایران ، با نصرت الهی و جانفشانی مردم و رهبری امام به ساحل نجات رسید .
دولت از قبل تعیین شده بود . از روز 23 بهمن ماه وزرا به وزارت خانه های مربوطه رفتند و دولت شروع به کار کرد . ادارات و بازارها باز شد و زندگی جدید در دوره ای جدید آغاز شد .
در یکی – دو روز آخر ، اسلحه های زیادی به دست مردم افتاده بود . روی منابر اعلام شد که مردم تمام اسلحه ها را بیاورند و تحویل دهند. این مهم نیز از طریق مساجد انجام شد ؛ کارتهایی چاپ گردید و مسئولیت جمع آوری اسلحه ها به افراد واگذار شد . تعدادی از کارتها دست من بود . من به مساجد هر محله می رفتم و مسئولیت جمع آوری اسلحۀ آن محله را به امام جماعت مسجد واگذار می کردم و کارت مخصوص را به او می دادم . خودم نیز از مساجد مختلف چهار – پنج کامیون اسلحه جمع آوری کرده ، تحویل دادم .
مردم اسلحه ها را تحویل دادند ؛ ولی آنها که ریگی به کفش داشتند ، اسلحه ها را تحویل نداده ، چندی بعد با کمال تأسف آنها را بر ضد خود مردم به کار بردند و با آنها هم مردم مسلمان کوچه و بازار و هم شخصیتهای سیاسی مملکت را به خاک و خون کشیدند .


منبع : منتشر شده توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

ترس از نزول عذاب الهی
انتشار کتاب شهید جاوید
وسوسۀ شیطانی
حسینیۀ ارشاد
توسل به حضرت رضا (ع) برای آمدن میهمان
مسجد لاله زار تهران
توسل به حضرت حجت برای آمدن میهمان
رویای صادقه
شهر به شهر برای تثبیت انقلاب
عتاب پیامبر اکرم (ص)

بیشترین بازدید این مجموعه

ترس از نزول عذاب الهی
انتشار کتاب شهید جاوید
توسل به حضرت حجت برای آمدن میهمان

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^