همه چيز را خدا آفريده، پس خدا را چه كسی آفريده است؟
عناوین این مقاله
با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شویدمقدمه
برای جواب این سوال باید به مساله توحید پرداخت. توحید یعنی آفریننده عالم یک حقیقت است که وجود همه چیز به اراده، قدرت، حکمت آن حقیقت که خداوند متعال است بر می گردد. او نیز حیات و وجودش را از حقیقت دیگری نگرفته است چرا که قدرت کل اوست و قدرتی بالاتر از او نیست که خلقش کند. او بالاترین حکمت را برای خلق تمامی اشیاء از جامدات و نباتات و حیوانات و آسمان ها و زمین آن هم با این نظم که دچار ناهنجاری نیست، دارد.
لذا برای فهم حقیقت توحید که خالق یکی است و آو همتا ندارد و از چیزی متولد نشده است باید خدمت آیات قرآن برویم که با براهین عقلی و توجه به نشانه های خلقت وجود خود را با ویژگی هایی که عرض شد اثبات کرده و انسان ها را به آن توجه داده است.
همچنین بیان این نکته لازم است که اگر بگیم خدا هم خلق شده است دیگر آن خدای گفته شده نمی تواند خدا باشد. چرا که خودش مخلوق است و قدرتی بالاتر از او هست که خلقتش کرده است پس خالق او خداست. لذا به حقیقتی ولو بسیار قدرتمند اگر مخلوق باشد نمی توان خدا گفت. و این تا به آخر ادامه خواهد داشت. و باید به قدرت مطلقی برسیم که بالاتر از او وجود ندارد. لذا ما فقط باید یک منبع قدرت و فیض داشته باشیم که همه مخلوقات از او سرچشمه گرفته باشد. اشکال تفکرات و ادیان چند خدایی نیز همین است.
اثبات وجود خدا
ابتدا باید ثابت کنیم که عالم خالق و مدبر دارد.
ویژگی مشترک برهانهای اثبات خدا، کاربرد روش عقلی برای اثبات خداست؛ روشی که به عقیده برخی، یکی از بهترین روشها برای اثبات مباحث بنیادی و اصلی دینی است. تمامی این استدلالها، وابسته به اثبات اصل علیت و باطل بودن دور و تسلسل هستند. به این منظور، برای فهم بهتر این برهانها، توضیح مختصری از این سه داده میشود.
اصل علیت
بر اساس اصل علیت، هر پدیدهای که به وجود میآید، نیاز به موجودی دارد که آن را به وجود بیاورد. در این رابطه، موجود اول را معلول و موجود دوم را که باعث به وجود آمدن موجود دیگری میشود، علت و رابطه میان این دو را علّیت مینامند.
مفهوم دور
تصویر دور به این صورت است که مثلا به وجود آمدن موجود الف، متوقف است بر بودن موجود ب. حال اگر بوجود آمدن این موجود ب، خودش متوقف باشد بر اینکه اول موجود الف بوجود بیاید و همان باعث بوجود آمدن موجود ب بشود، در این صورت، دور اتفاق افتاده است. و دور عقلا باطل است.
مفهوم تسلسل
تسلسل در سلسله علتها در صورتی روی میدهد که در یک زنجیره موجودهایی که با هم رابطه علت و معلول دارند، هر یک از موجودها را در نظر بگیریم خودش معلول یک علتی باشد که قبل از آن موجود بوده است و این رابطه تا بینهایت نیز به همین صورت است. یعنی هرچه به سمت عقب برویم و هر موجودی را در نظر بگیریم، خودش معلول موجود قبل از خود و علت موجود بعد از خود است. در عالم خارج این حالت نمیتواند وجود داشته باشد و بالاخره در میان این موجودها، باید به موجودی برسیم که خودش دیگر معلول نباشد.
برهان عدم برهان بر وجود بيش از يك خدا
ما می دانیم که این عالم با ویژگی هایی که دارد خالق دارد پس بنابر این وجود حداقل يك خدا ثابت شده است. بنابراين اگر كسي مدعي است كه خداي دومي وجود دارد، بايد وجود خداي دوم يا بيشتر را با برهان اثبات نمايد. لكن هيچ برهاني بر اين امر وجود ندارد. پس یقین داریم که یک خدا وجود دارد و شکّ داریم که آیا بیش از یکی نیز وجود دارد یا نه؟ لذا تا بر وجود خدای دوم اقامه ی برهان نشده نمی توان خدا را بیش از یکی دانست.
اين برهان را خداوند متعال چنين بيان نمود: «وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللّهِ إِلهًا آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ ...؛ و هر كس معبود ديگري را با خدا بخواند بر وجود آن معبود ديگر برهاني ندارد.»(المؤمنون:117) همچنين فرمود: «أَ إِلهٌ مَعَ اللّهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ ـــ آيا با الله، معبود ديگري هست؟! بگو اگر راست مي گوييد برهان بياوريد.»(النمل:64)
پس به کسانی که وجود خدا را قبول داشته ولی آن را بیش از یکی می دانند می گوییم: در وجود یک خدا اتّفاق نظر داریم ، پس شما برای بیش از یکی که اعتقاد دارید برهان بیاورید.
برهان تمانع
امام صادق(ع) به زنديق فرمودند: «و اگر بگويي خدا دوتاست، آن دو خدا خالي از دو وجه نيستند يا هر دو از همه جهت با هم یکسانند یا هر دو از همه جهت از هم جدا هستند. پس زمانيكه خلق را منظم و كشتي را در حركت مي بينيم و اختلاف شب و روز و خورشيد و ماه را مشاهده مي كنيم، درستي امر و تدبير و به هم پيوستگي امور دلالت مي كند بر اينكه مدبر عالم يكي است.» (الكافي ،ج1 ،ص81 )
خلاصه اين برهان چنين است:
اگر خدا دو تا باشد، آن دو خداي فرضي از سه حالت بيرون نيستند، يا از هر جهت مثل همند كه در آن صورت دوگانگي آن دو توهم است. چون دوگانگي مستلزم حداقل يك تفاوت است. يا از هر جهت با هم تفاوت دارند كه در آن صورت هر كدام علت و مدبر مستقل خواهند بود. در نتيجه هر كدام دست به تدبير عالم خواهد زد كه نتيجه ی آن به هم ريختن عالم خواهد شد. اگر يكي از آنها به نفع ديگري كنار بكشد، معلوم مي شود كه او علت و مدبر نيست پس خدا هم نيست، همكاري بين دو موجود كاملا متمايز از هم نيز عقلا محال است. حالت سوم اين است كه آن دو در برخي وجوه با هم شريك باشند كه در آن صورت نيز خدا نخواهند بود چون لازمه ی اين امر تركيب از جزء مشترك و جزء غيرمشترك است و هيچ مركبي واجب الوجود نيست. امام(ع) اين فرض سوم را در كلامشان مطرح نكردند چون بطلان آن واضح بود.
خداوند متعال برهان تمانع را چنين بيان نموده است: «لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللّهُ لَفَسَدَتا ــ اگر در آسمان و زمين بيش از يك خدا بود، آن دو(آسمان و زمين) فاسد مي شدند(ويران مي شدند.)».(الانبياء:22)
برهان خالق مطلق
خداوند متعال می فرماید: « وَ الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ ـــ معبودهايى را كه غير از خدا مىخوانند، چيزى را خلق نمىكنند؛ بلكه خودشان هم مخلوقند » (النحل:20)
اگر دو خدا وجود داشته باشد ، هر دوی آنها باید خالق مطلق باشند ؛ چون اگر یکی خالق مطلق باشد و دیگری خالقیّت غیر مطلق داشته باشد ، آن دومی خدا نخواهد بود ؛ چرا که نسبت به اوّلی ناقص می باشد. و هیچ ناقصی خدا نتواند بود. چرا که هر ناقصی محتاج کامل است. و اگر هر دوی آنها خالق مطلق باشند ، لازم می آید که هر چه اوّلی آفریده دومی نیز دقیقاً همانها را آفریده باشد ؛ حال که آفریدن آنچه آفریده شده معنی ندارد. امّا اگر یکی عالمی بیافریند و دیگری عالمی دیگر ، پس هیچکدام خالق مطلق نخواهند بود. چون در این صورت ، اوّلی خالق مخلوقات دومی نخواهد بود ؛ و دومی نیز خالق مخلوقات اوّلی نخواهد بود. پس هر دوی آنها خالق مقیّد و در نتیجه ناقص و محتاج خواهند بود.
پس خدا یعنی خالق مطلق ؛ چرا که خالق مقیّد یعنی موجود محتاج. و فرض دو خالق مطلق مستلزم خالق مقیّد بودن آنهاست. لذا از فرض وجود دو خدا تناقض لازم می آید.
لذا نتیجه می گیریم خدا با این ویژگی هایی که بیان شد خالق دیگری ندارد.
English