روزشمار نهضت حسینی
عناوین این مقاله
با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید- مقدمه
- ولادت امام حسین(ع)- سال ۴ هجری
- امام حسین(ع) در عصر پیامبر اکرم(ص)-سالهای ۴ تا ۱۱ هجری
- امام حسین(ع) در عصر خلفا
- سالهای ۱۱ تا ۳۵ هجری
- دوران خلافت ابوبکر
- دوران خلافت عمر
- دوران خلافت عثمان
- امام حسین(ع) در دوران خلافت امیرالمؤمنین علی(ع)-سالهای ۳۶ تا ۴۰ هجری
- حضور امام حسین(ع) در جنگ جمل
- حضور در جنگ صفین
- حضور در جنگ نهروان
- امام حسین(ع) در دوران خلافت و امامت امام حسن مجتبی(ع)-سالهای ۴۰ تا ۵۰ هجری
- از آغاز امامت امام حسین(ع) تا شروع قیام- سالهای ۵۰ تا ۶۰ هجری
- امام حسین(ع) در عصر معاویه
- از آغاز قیام تا شهادت- از رجب سال ۶۰ تا محرم سال ۶۱ هجری
- پانزدهم رجب سال ۶۰ هجری؛ مرگ معاویه و آغاز خلافت یزید
- بیستوهفتم رجب سال ۶۰ هجری؛ ملاقات امام حسین(ع) با ولید بن عتبه
- بیستوهشتم رجب سال ۶۰ هجری؛ خروج امام حسین(ع) از مدینه
- سوم شعبان سال ۶۰ هجری؛ ورود امام حسین(ع) به مکه
- پانزدهم رمضان سال ۶۰ هجری؛ اعزام مسلم بن عقیل به کوفه
- پنجم شوال سال ۶۰ هجری؛ ورود مسلم بن عقیل به کوفه
- یازدهم ذیالقعده سال ۶۰ هجری؛ نامه مسلم به امام حسین(ع)
- هشتم ذیالحجه سال ۶۰ هجری؛ حرکت امام حسین(ع) از مکه به سوی عراق
- قیام مسلم بن عقیل در کوفه
- منازل امام حسین(ع) در مسیر عراق
- ذات عرق و دیدار با فرزدق
- حاجز
- عیون
- زرود و پیوستن زهیر بن قین
- ثعلبیه
- شقوق و زباله
- بطنالعقبه و شراف
- رویارویی با حر بن یزید ریاحی
- قصر بنیمقاتل و دیدار با عبیدالله بن حر جعفی
- ورود به نینوا
- دوم محرم سال ۶۱ هجری؛ ورود امام حسین(ع) به کربلا
- سوم محرم سال ۶۱ هجری؛ ورود عمر بن سعد به کربلا
- پنجم محرم سال ۶۱ هجری؛ افزایش نیروهای دشمن
- هفتم محرم سال ۶۱ هجری؛ بستن آب بر خیمههای امام حسین(ع)
- نهم محرم سال ۶۱ هجری؛ تاسوعا و ورود شمر
- شب عاشورا؛ آخرین پیمان یاران
- دهم محرم سال ۶۱ هجری؛ روز عاشورا
- آرایش سپاه امام حسین(ع)
- آخرین خطبهها پیش از جنگ
- آغاز نبرد و شهادت یاران
- شهادت امام حسین(ع)
- حمله به خیمهها
- یازدهم محرم سال ۶۱ هجری؛ حرکت کاروان اسرا به سوی کوفه
- حرکت کاروان اهلبیت(ع) به شام
- نتیجهگیری
- مهمترین آثار و پیامدهای نهضت عاشورا
روزشمار زندگی و نهضت امام حسین(ع)؛ از ولادت تا عاشورا
مقدمه
حادثهای همچون رویداد خونین نینوا، که رهبر قهرمان آن حسین بن علی(ع) است، یکی از بزرگترین ذخایر معنوی و تاریخی انسانیت در گذر قرنها به شمار میآید. واقعه عاشورا تنها یک جنگ نابرابر، داستانی غمانگیز یا فاجعهای تاریخی نبود؛ بلکه جلوهای از کمال و جمال الهی بود که در سیمای انسانهایی والا تجسم یافت و در برابر دیدگان تاریخ به نمایش درآمد.
عاشورا را نمیتوان صرفاً در شمار نهضتهای عدالتخواهانه و اصلاحطلبانه انسانهای مجاهد قرار داد؛ بلکه این واقعه را میتوان عصارهای از بعثتها، نهضتها و انقلابهای مردان الهی دانست که در سرزمین تفتیده طف تجلی یافت. در این حادثه، دو اندیشه، دو اعتقاد و دو جریان تاریخی در برابر یکدیگر قرار گرفتند: امام نور در برابر امام نار، انسان صالح و مصلح در برابر انسان فاسد و مفسد، و فضیلتها در برابر رذیلتها.
این واقعه، با آنکه بیش از نیمروز به طول نینجامید، در طول تاریخ به موضوع مجالس، پژوهشها و گفتوگوهای فراوان تبدیل شد. تاریخ، جنگهای بزرگ، کشمکشهای طولانی و خونریزیهای سهمگین بسیاری به خود دیده است؛ اما کمتر حادثهای را میتوان یافت که با چنین مدت کوتاهی، تا این اندازه بحثانگیز، اثرگذار و عبرتآموز باشد.
اندیشه و رفتار امام حسین(ع) در ابعاد گوناگون، الگویی برای انسانهاست. راهی که آن حضرت در تعریف زندگی نشان داد، راه حریت و عزت بود و پرچمی که برافراشت، تا قیامت در برابر آزادیخواهان و عزتجویان قرار خواهد داشت. رسالت سیاسی امام حسین(ع) در آن دوران تاریک، افشای ماهیت سلطنت اموی و مقابله با انحرافی بود که سرزمینهای اسلامی، مرزهای قرآن و مصالح امت اسلامی را تهدید میکرد.
در این نوشتار میکوشیم روزشمار حوادث زندگی امام حسین(ع)، بهویژه دوره پایانی زندگانی آن حضرت، یعنی از آغاز نهضت تا شهادت، را با بهرهگیری از منابع و اطلاعات تاریخی موجود بررسی کنیم.
ولادت امام حسین(ع)- سال ۴ هجری
سومین پیشوای شیعیان در روز سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه دیده به جهان گشود. پس از ولادت آن حضرت، پیامبر اکرم(ص) از دیدار او خرسند شد و وی را «حسین» نامید.
امام حسین(ع) از نظر شرافت نسب و حسب، از جایگاهی ممتاز برخوردار بود؛ جدش رسول خدا(ص)، مادرش حضرت فاطمه زهرا(س)، پدرش امیرالمؤمنین علی(ع)، برادرش امام حسن مجتبی(ع) و خواهرش حضرت زینب کبری(س) بود. درباره همسر آن حضرت نیز در برخی روایات از شهربانو، دختر یزدگرد پادشاه ساسانی، یاد شده است.
«رشید»، «طیب»، «زکی»، «ثارالله» و «سیدالشهداء» از جمله القاب آن حضرت و «اباعبدالله» کنیه مشهور ایشان است.
امام حسین(ع) در عصر پیامبر اکرم(ص)-سالهای ۴ تا ۱۱ هجری
امام حسین(ع) حدود هفت سال از عمر شریف خود را در زمان حیات پیامبر گرامی اسلام(ص) سپری کرد. روایات فراوانی درباره جایگاه والای امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نزد پیامبر(ص) در منابع شیعه و اهلسنت نقل شده است.
رسول خدا(ص) علاقه فراوانی به این دو فرزند نشان میداد و با سخنان خود، بخشی از فضایل آنان را برای اصحاب بیان میکرد. در منابع حدیثی، فضایل بسیاری برای امام حسین(ع) نقل شده است که برخی از آنها، مانند حدیث مشهور «الحسن والحسین سَیّدا شباب أهل الجنة»، به صورت گسترده در منابع اسلامی آمده است.
امام حسین(ع) در عصر خلفا
سالهای ۱۱ تا ۳۵ هجری
امام حسین(ع) پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) با حوادث تلخ و ناگواری همچون ماجرای سقیفه بنیساعده، مسئله خلافت، ماجرای فدک و شهادت مادر بزرگوارش حضرت زهرا(س) روبهرو شد.
در دوران حکومت خلفا، که حدود بیستوپنج سال به طول انجامید، امام حسین(ع) همراه پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین علی(ع)، در عرصههای مختلف از حق و عدالت دفاع میکرد و از فرصتهای موجود برای مقابله با انحرافات بهره میبرد.
بر اساس گزارش منابع، امام حسین(ع) به سبب جایگاهی که نزد رسول خدا(ص) داشت، در دوران خلفا نیز مورد احترام قرار میگرفت.
دوران خلافت ابوبکر
از جمله وقایعی که درباره دوران خلافت ابوبکر نقل شده، حضور امام حسین(ع) و برادرش امام حسن(ع)، در دوران کودکی، همراه با مادرشان حضرت زهرا(س) در ماجرای مطالبه فدک است.
همچنین امام حسین(ع) در کنار برادر خویش با اقدامات پدر بزرگوارشان برای دفاع از حق خلافت و رهبری امت همراه بود.
دوران خلافت عمر
در منابع، گزارشهایی درباره اعتراض امام حسین(ع) به مسئله خلافت در دوران عمر بن خطاب نیز نقل شده است.
درباره حضور امام حسین(ع) در فتوحات دوران خلفا گزارشهای متفاوتی وجود دارد و برخی منابع از مشارکت آن حضرت و امام حسن(ع) در برخی فتوحات، از جمله طبرستان و شمال آفریقا، سخن گفتهاند.
موضوع دیگری که در برخی منابع مربوط به این دوره مطرح شده، ازدواج امام حسین(ع) با شهربانو، یکی از دختران یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، است؛ هرچند در اینباره دیدگاههای مختلف و گاه متعارضی وجود دارد.
دوران خلافت عثمان
امام حسین(ع) در دوران خلافت عثمان بن عفان در سنین جوانی قرار داشت و در بسیاری از مسائل اجتماعی و سیاسی در کنار پدر و برادر خویش بود.
هنگامی که ابوذر غفاری، صحابی مشهور پیامبر اکرم(ص)، به سبب اعتراض به سیاستهای موجود از مدینه به ربذه تبعید شد، با وجود دستور خلیفه مبنی بر خودداری مردم از بدرقه او، امیرالمؤمنین علی(ع) همراه گروهی از یاران، از جمله امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، برای بدرقه ابوذر حاضر شدند.
در ماههای پایانی خلافت عثمان و هنگام محاصره خانه او نیز در برخی منابع از نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در رساندن آب و جلوگیری از تشدید بحران سخن گفته شده است.
امام حسین(ع) در دوران خلافت امیرالمؤمنین علی(ع)-سالهای ۳۶ تا ۴۰ هجری
پس از کشتهشدن عثمان، مردم به خانه امیرالمؤمنین علی(ع) هجوم بردند و خواهان بیعت با آن حضرت شدند. امام علی(ع)، که ابتدا تمایلی به پذیرش خلافت نداشت، پس از اصرار فراوان مردم و پذیرش شرایط آن حضرت، زمام امور را به دست گرفت.
در دوران چهار سال و نه ماهه خلافت امیرالمؤمنین(ع)، بخش مهمی از فعالیتهای آن حضرت به اصلاح ساختارهای اجتماعی، اجرای عدالت، مقابله با تبعیضهای ناروا و همچنین رویارویی با سه گروه ناکثین، قاسطین و مارقین اختصاص یافت.
امام حسین(ع) در این دوران در فعالیتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی حضور فعال داشت.
حضور امام حسین(ع) در جنگ جمل
در جنگ جمل که در سال ۳۶ هجری در نزدیکی بصره روی داد، امام حسین(ع) در سپاه امیرالمؤمنین علی(ع) حضور داشت و بر اساس گزارش برخی منابع، مسئولیتهایی در سپاه بر عهده گرفت و رشادتهایی از خود نشان داد.
حضور در جنگ صفین
جنگ صفین میان امیرالمؤمنین علی(ع) و سپاه معاویه از سال ۳۶ هجری آغاز شد و در سال ۳۷ هجری با ماجرای حکمیت پایان یافت.
امام حسین(ع) پیش از آغاز جنگ، با سخنرانیهای خود مردم کوفه را برای مقابله با معاویه تشویق میکرد و در جریان جنگ نیز حضور فعالی داشت.
از آن حضرت خطبهای در جنگ صفین نقل شده است که در آن، مردم را به جهاد دعوت میکند. همچنین در مراحل آغازین جنگ و در ماجرای بازپسگیری مسیر آب از سپاه شام، برای امام حسین(ع) نقشی مؤثر گزارش شده است.
نقل شده است که امیرالمؤمنین(ع) پس از آن پیروزی فرمود: «هذا أوّل فتحٍ ببرکة الحسین».
پس از پایان جنگ و آغاز ماجرای حکمیت نیز امام حسین(ع) از جمله شاهدانی بود که امیرالمؤمنین(ع) برای نظارت بر روند مذاکرات برگزید.
حضور در جنگ نهروان
امام حسین(ع) در جنگ نهروان با خوارج، که در سال ۳۸ هجری روی داد، نیز حضور داشت و بر اساس برخی گزارشها، فرماندهی بخشی از سپاه را عهدهدار بود.
فعالیتهای امام حسین(ع) در دوره خلافت امیرالمؤمنین(ع) تنها به امور نظامی محدود نمیشد. آن حضرت در زمینههایی همچون آموزش قرآن، رسیدگی به نیازمندان و مشارکت در امور سیاسی، قضایی و اجتماعی نیز فعالیت داشت.
امام حسین(ع) در دوران خلافت و امامت امام حسن مجتبی(ع)-سالهای ۴۰ تا ۵۰ هجری
پس از شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) در بیستویکم ماه رمضان سال ۴۰ هجری، بنا بر وصیت آن حضرت، مسلمانان با فرزند بزرگ ایشان، امام حسن مجتبی(ع)، به عنوان خلیفه بیعت کردند.
امام حسین(ع) در دوران خلافت کوتاه و سپس امامت دهساله برادر بزرگوارش، همواره در کنار امام حسن(ع) قرار داشت.
هنگامی که امام حسن(ع) برای گردآوری سپاه به منظور مقابله با معاویه حرکت کرد، امام حسین(ع) نیز در کنار برادرش بود. پس از آنکه شرایط، امام مجتبی(ع) را به پذیرش صلح با معاویه واداشت، امام حسین(ع) نیز از تصمیم و سیاست برادر خویش حمایت کرد.
از آغاز امامت امام حسین(ع) تا شروع قیام- سالهای ۵۰ تا ۶۰ هجری
امام حسین(ع) در عصر معاویه
پس از صلح امام حسن(ع) با معاویه و کنارهگیری آن حضرت از خلافت، معاویه بن ابوسفیان نزدیک به بیست سال بر جهان اسلام حکومت کرد. حدود نیمی از این دوره با امامت امام حسن(ع) و نیم دیگر با امامت امام حسین(ع) همزمان بود.
امام حسین(ع) در دوران امامت برادرش به طور کامل از سیاست امام حسن(ع) دفاع کرد. حتی پس از شهادت امام حسن(ع)، زمانی که برخی مردم عراق از امام حسین(ع) دعوت کردند به کوفه بیاید، آن حضرت تا زمانی که معاویه زنده بود، اقدام به قیام نکرد.
امام حسین(ع) خود را نسبت به پیمان صلح متعهد میدانست؛ بااینحال، در موارد لازم در برابر سیاستهای معاویه موضعگیری میکرد.
از جمله این موارد میتوان به پاسخ قاطع آن حضرت به نامه معاویه، سخنرانی روشنگرانه امام در موسم حج سال ۵۸ هجری در جمع گروهی از صحابه و تابعین، افشای عملکرد بنیامیه و مخالفت شدید با منصوبشدن یزید به ولایتعهدی اشاره کرد.
از آغاز قیام تا شهادت- از رجب سال ۶۰ تا محرم سال ۶۱ هجری
پانزدهم رجب سال ۶۰ هجری؛ مرگ معاویه و آغاز خلافت یزید
معاویه بن ابوسفیان در نیمه ماه رجب سال ۶۰ هجری در شام از دنیا رفت. هنگام مرگ او، فرزندش یزید در حوارین به سر میبرد.
معاویه پیش از مرگ، درباره چند تن از شخصیتهای مهم جامعه اسلامی به یزید هشدار داده بود. از جمله آنان حسین بن علی(ع)، عبدالله بن عمر، عبدالرحمن بن ابیبکر و عبدالله بن زبیر بودند.
پس از آنکه یزید به دمشق رسید و زمام خلافت را در دست گرفت، از حاکم مدینه خواست از امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر برای وی بیعت بگیرد و در صورت خودداری، با آنان برخورد کند.
بیستوهفتم رجب سال ۶۰ هجری؛ ملاقات امام حسین(ع) با ولید بن عتبه
هنگامی که نامه یزید به ولید بن عتبه، فرماندار مدینه، رسید، وی در اینباره با مروان بن حکم مشورت کرد.
مروان پیشنهاد کرد که امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر پیش از انتشار خبر مرگ معاویه احضار و به بیعت وادار شوند.
ولید نیز شخصی را برای فراخواندن امام حسین(ع) فرستاد. امام پس از دریافت پیام، احتمال داد که معاویه از دنیا رفته باشد؛ ازاینرو گروهی از بستگان و یاران خویش را با خود به دارالاماره برد تا در صورت بروز خطر از او حمایت کنند.
طبری در گزارش این دیدار مینویسد که ولید خبر مرگ معاویه را به امام داد و او را به بیعت فراخواند. امام حسین(ع) پاسخ داد که شخصی همانند او پنهانی بیعت نمیکند و اگر قرار بر بیعت باشد، باید در حضور مردم مطرح شود.
امام پس از خروج از دارالاماره تصمیم گرفت مدینه را ترک کند و به سوی مکه برود.
عبدالله بن زبیر همان شب مدینه را ترک کرد و امام حسین(ع) نیز شب بعد همراه اعضای خانواده و گروهی از بستگان خود آماده خروج شد.
بیستوهشتم رجب سال ۶۰ هجری؛ خروج امام حسین(ع) از مدینه
امام حسین(ع) در شب یکشنبه، دو روز مانده به پایان ماه رجب سال ۶۰ هجری، همراه خانواده و یارانش از مدینه به سوی مکه حرکت کرد.
آن حضرت هنگام خروج از مدینه وصیتنامهای برای برادرش محمد بن حنفیه نوشت و پس از حمد و ثنای خداوند، اهداف و انگیزههای حرکت خویش را بیان فرمود.
سوم شعبان سال ۶۰ هجری؛ ورود امام حسین(ع) به مکه
امام حسین(ع) و همراهانش در شب جمعه، سوم شعبان سال ۶۰ هجری، وارد مکه شدند.
ورود امام به مکه با استقبال مردم روبهرو شد. حتی عبدالله بن زبیر، که خود داعیه سیاسی داشت، در نماز و مجالس امام حضور مییافت.
مکه مرکز مهم دینی جهان اسلام بود و حضور امام در آنجا توجه بسیاری را به خود جلب کرد. آن حضرت در دیدار با شخصیتهای مختلف، علل بیعتنکردن با یزید را برای آنان توضیح میداد.
در همین زمان، حوادث مهمی در کوفه در حال وقوع بود.
شیعیان امیرالمؤمنین علی(ع)، که در دوران حکومت معاویه فشارهای فراوانی متحمل شده بودند، پس از آگاهی از مرگ او گرد هم آمدند. آنان در خانه سلیمان بن صرد خزاعی اجتماع کردند و درباره شرایط جدید به گفتوگو پرداختند.
سرانجام تصمیم گرفتند امام حسین(ع) را به کوفه دعوت کنند.
نامههای فراوانی از کوفه برای امام فرستاده شد و در آنها از آمادگی مردم برای پذیرش رهبری آن حضرت و یاری او سخن گفته شد.
یعقوبی نقل میکند که فرستادگان کوفیان یکی پس از دیگری نزد امام آمدند و از او خواستند هرچه زودتر به عراق حرکت کند.
پانزدهم رمضان سال ۶۰ هجری؛ اعزام مسلم بن عقیل به کوفه
هنگامی که شمار نامههای کوفیان بسیار شد، امام حسین(ع) تصمیم گرفت پیش از هر اقدامی وضعیت واقعی کوفه را بررسی کند.
ازاینرو مسلم بن عقیل، پسرعموی خود، را به نمایندگی به کوفه فرستاد و در پاسخ به مردم نوشت که وی را برای بررسی اوضاع و میزان آمادگی آنان اعزام میکند.
پنجم شوال سال ۶۰ هجری؛ ورود مسلم بن عقیل به کوفه
مسلم بن عقیل پس از طی مسیری دشوار، در پنجم شوال سال ۶۰ هجری وارد کوفه شد.
پس از ورود وی، گروههای مختلف مردم نزد او آمدند و با نماینده امام حسین(ع) بیعت کردند و پیمان بستند که آن حضرت را یاری کنند.
یازدهم ذیالقعده سال ۶۰ هجری؛ نامه مسلم به امام حسین(ع)
مسلم بن عقیل پس از ورود به کوفه، ابتدا در خانه مختار بن ابیعبیده ثقفی اقامت کرد.
مردم کوفه گروهگروه به دیدار او میآمدند. مسلم نامه امام حسین(ع) را برای آنان میخواند و آنان ضمن اظهار تأثر، با وی بیعت میکردند.
درباره شمار افرادی که با مسلم بیعت کردند، میان منابع تاریخی اختلاف وجود دارد و ارقام متفاوتی ذکر شده است.
مسلم پس از مشاهده استقبال مردم و آمادگی آنان برای یاری امام، نامهای برای امام حسین(ع) فرستاد و از آمادگی مردم کوفه خبر داد. امام نیز تصمیم گرفت از حجاز به سوی عراق حرکت کند.
در همین روزها، امام از خطری دیگر نیز آگاه شد. گزارشهایی وجود داشت که مأموران یزید برای برخورد با آن حضرت در مکه حضور یافتهاند.
هشتم ذیالحجه سال ۶۰ هجری؛ حرکت امام حسین(ع) از مکه به سوی عراق
امام حسین(ع) پس از دریافت نامه مسلم بن عقیل و با توجه به خطرهایی که در مکه وجود داشت، احرام حج خود را به عمره تبدیل کرد و پس از انجام اعمال عمره، از احرام خارج شد.
آن حضرت در روز ترویه، هشتم ذیالحجه سال ۶۰ هجری، پس از حدود چهار ماه اقامت در مکه، همراه خانواده، یاران و دوستان خود به سوی عراق حرکت کرد.
از سوی دیگر، انتشار خبر نامههای مردم کوفه و دعوت از امام حسین(ع)، یزید را نگران کرد. وی پس از مشورت با اطرافیان خود، نعمان بن بشیر را از حکومت کوفه برکنار و عبیدالله بن زیاد، حاکم بصره، را با حفظ سمت به حکومت کوفه منصوب کرد.
عبیدالله پس از دریافت فرمان یزید، به صورت مخفیانه وارد کوفه شد و با ایجاد فضای تهدید و سرکوب، کوشید رهبران مخالف حکومت را شناسایی کند.
با افزایش فشارها، بسیاری از کسانی که با مسلم بن عقیل بیعت کرده بودند، بهتدریج از اطراف او پراکنده شدند.
مسلم مدتی بعد به خانه هانی بن عروه منتقل شد؛ اما عبیدالله، با استفاده از جاسوسان خود، از محل حضور مسلم آگاه شد. هانی را احضار کرد و پس از برخورد خشونتآمیز، وی را به زندان انداخت.
قیام مسلم بن عقیل در کوفه
پس از انتشار خبر دستگیری هانی، مسلم دریافت که دیگر امکان ادامه فعالیت پنهانی وجود ندارد و باید آشکارا اقدام کند.
گزارش شده است که هزاران نفر در آغاز حرکت در کنار او حضور داشتند؛ اما عبیدالله بن زیاد با استفاده از تهدید، تطمیع و ایجاد اختلاف، آنان را متفرق کرد.
شمار همراهان مسلم بهتدریج کاهش یافت؛ بهگونهای که پس از نماز مغرب، او تقریباً تنها ماند.
مسلم در کوچههای کوفه سرگردان شد تا سرانجام زنی به نام «طوعه»، که از دوستداران اهلبیت(ع) بود، به او پناه داد.
پسر طوعه از حضور مسلم آگاه شد و مأموران حکومت را خبر کرد. پس از محاصره خانه، مسلم با نیروهای ابن زیاد درگیر شد و با وجود مقاومت بسیار، مجروح و دستگیر گردید.
سرانجام مسلم بن عقیل و هانی بن عروه در روز نهم ذیالحجه سال ۶۰ هجری، به دستور عبیدالله بن زیاد به شهادت رسیدند.
منازل امام حسین(ع) در مسیر عراق
ذات عرق و دیدار با فرزدق
امام حسین(ع) در مسیر خود به سوی عراق به منزل «ذات عرق» رسید. در این محل، بشر بن غالب اسدی که از عراق میآمد، با امام ملاقات کرد و اطلاعاتی درباره وضعیت آن منطقه در اختیار آن حضرت قرار داد.
در یکی از منازل مسیر نیز فرزدق، شاعر مشهور عرب، با امام دیدار کرد. امام درباره اوضاع کوفه پرسید و فرزدق در پاسخ گفت: «دلهایشان با تو و شمشیرهایشان علیه توست.»
حاجز
کاروان امام پس از آن به «حاجز» رسید. در این منزل، امام نامهای برای مردم کوفه نوشت و آنان را از حرکت خود به سوی عراق آگاه ساخت.
نامه به قیس بن مسهر صیداوی سپرده شد؛ اما مأموران حکومت او را شناسایی و دستگیر کردند. وی برای آنکه محتوای نامه به دست دشمن نیفتد، آن را از بین برد و سرانجام به دستور عبیدالله بن زیاد به شهادت رسید.
عیون
امام و همراهانش سپس به «عیون» رسیدند. در این محل عبدالله بن مطیع عدوی با آن حضرت دیدار کرد و کوشید امام را از ادامه حرکت به سوی کوفه منصرف سازد.
امام حسین(ع) بر تصمیم خود برای نپذیرفتن ذلت و تسلیم در برابر زور تأکید کرد و به حرکت ادامه داد.
زرود و پیوستن زهیر بن قین
کاروان امام پس از گذر از چند منزل به «زرود» رسید. در این محل امام حسین(ع) با زهیر بن قین بجلی دیدار کرد.
پس از گفتوگویی میان امام و زهیر، تحول مهمی در وی ایجاد شد و او تصمیم گرفت به کاروان امام بپیوندد.
بر اساس برخی گزارشها، امام در همین حوالی از شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و دگرگونی اوضاع کوفه مطلع شد.
امام پس از دریافت این خبر، همراهان خود را گرد آورد و آنان را در ماندن یا رفتن آزاد گذاشت. گروهی که با انگیزههای دیگری همراه کاروان شده بودند، جدا شدند و گروهی دیگر در کنار آن حضرت باقی ماندند.
ثعلبیه
پس از حرکت از زرود، کاروان هنگام غروب به سرزمین «ثعلبیه» رسید.
در این مسیر نیز افراد دیگری خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را به امام رساندند و از آن حضرت خواستند از ادامه سفر منصرف شود.
امام تصمیم خود را تغییر نداد و به حرکت ادامه داد.
شقوق و زباله
کاروان امام پس از ثعلبیه به «شقوق» و سپس به «زباله» رسید.
در زباله، خبر شهادت قیس بن مسهر صیداوی نیز به امام رسید. امام بار دیگر همراهان خود را از وضعیت موجود آگاه کرد و آنان را برای بازگشت آزاد گذاشت.
بطنالعقبه و شراف
کاروان پس از زباله به «بطنالعقبه» و سپس «شراف» رسید.
در شراف، امام و همراهان مقدار زیادی آب برداشتند و پس از طی بخشی از مسیر، با سپاهی که عبیدالله بن زیاد به فرماندهی حر بن یزید ریاحی فرستاده بود، روبهرو شدند.
رویارویی با حر بن یزید ریاحی
امام حسین(ع) و همراهانش در برابر سپاه حر توقف کردند.
امام برای حر توضیح داد که مردم کوفه با ارسال نامههای بسیار، او را به شهر خود دعوت کردهاند و فرمود اگر آنان از دعوت خود پشیمان شدهاند، بازخواهد گشت.
حر پاسخ داد که از نامهها اطلاعی ندارد و مأموریت یافته است امام را متوقف کند و نزد عبیدالله بن زیاد ببرد.
امام این پیشنهاد را نپذیرفت و حر نیز اجازه بازگشت به حجاز را به آن حضرت نداد.
سرانجام توافق شد کاروان امام از راهی حرکت کند که نه به سوی کوفه باشد و نه به سوی مکه، تا دستور جدیدی از عبیدالله بن زیاد برسد.
در همین موقعیت، با وجود وضعیت دشوار، امام حسین(ع) دستور داد یارانش سپاهیان تشنه حر و اسبهای آنان را سیراب کنند.
امام در ادامه مسیر در برابر سپاه حر خطبههایی ایراد و اهداف نهضت خویش را تشریح کرد.
قصر بنیمقاتل و دیدار با عبیدالله بن حر جعفی
در منزل «قصر بنیمقاتل»، امام با عبیدالله بن حر جعفی دیدار کرد و از وی خواست به کاروان او بپیوندد.
عبیدالله این دعوت را نپذیرفت و پیشنهاد کرد اسب و شمشیر خود را در اختیار امام قرار دهد؛ اما امام این پیشنهاد را نپذیرفت.
گفته شده است که عبیدالله پس از واقعه عاشورا همواره از اینکه فرصت همراهی با امام حسین(ع) را از دست داده بود، اظهار تأسف میکرد.
ورود به نینوا
امام و همراهانش پس از تهیه آب، شبانه از قصر بنیمقاتل به سوی نینوا حرکت کردند.
در این محل، فرستادهای از سوی عبیدالله بن زیاد نامهای برای حر آورد که در آن دستور داده شده بود بر امام حسین(ع) سخت بگیرد و او را در سرزمینی بیآب و بیپناه متوقف کند.
دوم محرم سال ۶۱ هجری؛ ورود امام حسین(ع) به کربلا
پس از رسیدن نامه عبیدالله بن زیاد، حر رفتار سختگیرانهتری در پیش گرفت و مانع ادامه حرکت آزادانه امام شد.
سرانجام کاروان امام حسین(ع) به سرزمین کربلا رسید و در آنجا فرود آمد.
در منابع آمده است که هنگامی که نام این سرزمین را برای امام گفتند، آن حضرت دستور داد خیمهها در همان محل برپا شود.
عبیدالله بن زیاد پس از آگاهی از ورود امام به کربلا، نامهای تهدیدآمیز برای آن حضرت فرستاد و از او خواست در برابر یزید تسلیم شود.
امام حسین(ع) به تهدیدهای ابن زیاد اعتنایی نکرد. عبیدالله نیز پس از آگاهی از موضع امام، به گردآوری نیرو برای جنگ پرداخت.
سوم محرم سال ۶۱ هجری؛ ورود عمر بن سعد به کربلا
عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد بن ابیوقاص را با چند هزار نفر نیرو برای مقابله با امام حسین(ع) به کربلا فرستاد.
عمر بن سعد پس از ورود به کربلا مذاکراتی را با امام آغاز کرد. او امام حسین(ع) را میشناخت و تمایل داشت کار بدون جنگ پایان یابد.
پس از یکی از نخستین گفتوگوها، عمر بن سعد نامهای برای عبیدالله بن زیاد نوشت و از امکان پایاندادن ماجرا بدون جنگ خبر داد.
اما ابن زیاد در پاسخ از او خواست بر امام سخت بگیرد و مسئله بیعت با یزید را مطرح کند.
پنجم محرم سال ۶۱ هجری؛ افزایش نیروهای دشمن
عبیدالله بن زیاد، که احساس میکرد عمر بن سعد برای رویارویی با امام حسین(ع) عزم کافی ندارد، نیروهای بیشتری به کربلا فرستاد.
از جمله افرادی که در منابع از اعزام آنان سخن گفته شده، شبث بن ربعی، سنان بن انس نخعی، عروة بن قیس، شمر بن ذیالجوشن و نصر مازنی هستند.
بهتدریج شمار سپاهیان حاضر در برابر امام افزایش یافت.
هفتم محرم سال ۶۱ هجری؛ بستن آب بر خیمههای امام حسین(ع)
در روز هفتم محرم، دستور عبیدالله بن زیاد درباره جلوگیری از دسترسی امام حسین(ع) و یارانش به آب فرات به عمر بن سعد رسید.
عمر بن سعد، عمر بن حجاج را همراه گروهی از سواران مأمور کرد در کنار فرات مستقر شوند و مانع دستیابی کاروان امام به آب گردند.
از این زمان، تشنگی نیز بر دشواریهای امام، اهلبیت و یاران آن حضرت افزوده شد.
نهم محرم سال ۶۱ هجری؛ تاسوعا و ورود شمر
در روز نهم محرم، شمر بن ذیالجوشن با نیروهای خود وارد کربلا شد.
او حامل نامهای از عبیدالله بن زیاد برای عمر بن سعد بود که در آن دستور داده شده بود هرچه زودتر تکلیف امام حسین(ع) را مشخص کند و در صورت نپذیرفتن خواسته حکومت، جنگ را آغاز نماید.
شمر همچنین اماننامهای برای حضرت عباس(ع) و برادرانش عبدالله، جعفر و عثمان آورد؛ اما آنان این اماننامه را نپذیرفتند و بر وفاداری خود به امام حسین(ع) تأکید کردند.
در عصر روز تاسوعا، سپاه عمر بن سعد برای آغاز جنگ آماده شد.
امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع) را نزد آنان فرستاد و درخواست کرد جنگ تا فردا به تأخیر افتد. این درخواست پذیرفته شد.
امام از این فرصت برای عبادت، دعا و گفتوگو با یاران خویش بهره برد.
شب عاشورا؛ آخرین پیمان یاران
در شب عاشورا، امام حسین(ع) بار دیگر یارانش را گرد آورد و آنان را در ماندن یا رفتن آزاد گذاشت.
امام نمیخواست کسی از روی اجبار در کنار او باقی بماند. بااینحال، یاران وفادار آن حضرت بر تصمیم خود برای ماندن و دفاع از امام تأکید کردند.
آن شب با دعا، عبادت، تلاوت و ذکر خداوند سپری شد.
امام حسین(ع) بارها بر این اصل تأکید کرده بود که مرگ با عزت را بر زندگی همراه با ذلت ترجیح میدهد.
دهم محرم سال ۶۱ هجری؛ روز عاشورا
با طلوع فجر روز دهم محرم سال ۶۱ هجری، یکی از ماندگارترین و سرنوشتسازترین روزهای تاریخ اسلام آغاز شد.
یاران اندک امام حسین(ع) در صحرای کربلا در محاصره سپاهی بسیار بزرگتر قرار گرفته بودند.
آرایش سپاه امام حسین(ع)
امام حسین(ع) زهیر بن قین را در جناح راست و حبیب بن مظاهر اسدی را در جناح چپ سپاه قرار داد و پرچم را به حضرت ابوالفضل العباس(ع) سپرد.
در پشت خیمهها نیز برای جلوگیری از حمله دشمن تدابیری اتخاذ شد.
عمر بن سعد نیز سپاه خود را سازماندهی کرد و فرماندهانی را برای بخشهای گوناگون آن تعیین نمود.
آخرین خطبهها پیش از جنگ
پیش از آغاز نبرد، امام حسین(ع)، زهیر بن قین، بریر بن خضیر و حر بن یزید ریاحی، که از سپاه دشمن جدا شده و به امام پیوسته بود، با مردم سخن گفتند.
محور این سخنان، معرفی جایگاه اهلبیت پیامبر(ص)، یادآوری مسئولیت مردم و هشدار درباره پیامدهای جنگ با فرزند رسول خدا(ص) بود.
امام حسین(ع) تا آخرین لحظه کوشید حقیقت را برای مخالفان روشن کند و راه بازگشت را به روی آنان نبندد.
آغاز نبرد و شهادت یاران
پس از آغاز جنگ، یاران امام حسین(ع) با وجود شمار اندک خود با سپاه دشمن مقابله کردند.
تا ظهر عاشورا گروهی از آنان به شهادت رسیدند. افراد باقیمانده نماز ظهر را به امامت امام حسین(ع) به جا آوردند و سپس نبرد ادامه یافت.
بهتدریج یاران و خاندان امام یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. حضرت عباس(ع) نیز در راه دفاع از امام و تلاش برای رساندن آب به خیمهها به شهادت رسید.
حتی طفل خردسال امام حسین(ع) نیز در این روز به شهادت رسید.
شهادت امام حسین(ع)
پس از شهادت یاران و بستگان، امام حسین(ع) اهلبیت خود را به صبر و بردباری سفارش کرد و خود آماده میدان شد.
آن حضرت در آخرین سخنان خود بار دیگر سپاه دشمن را به اندیشه و تدبر فراخواند و جایگاه خویش و خاندان پیامبر(ص) را به آنان یادآور شد.
امام حسین(ع) تسلیم ذلت نشد و با شجاعتی کمنظیر به نبرد ادامه داد تا اینکه بر اثر زخمهای فراوان ناشی از شمشیر، نیزه و تیر به شهادت رسید.
درباره فردی که سر مقدس آن حضرت را از بدن جدا کرد، در منابع گزارشهای متفاوتی نقل شده و نام شمر بن ذیالجوشن و سنان بن انس در این زمینه آمده است.
پس از آن، سر مطهر امام به کوفه و نزد عبیدالله بن زیاد فرستاده شد.
حمله به خیمهها
پس از شهادت امام حسین(ع)، سپاهیان دشمن به خیمههای خانواده آن حضرت حمله کردند، اموال را به غارت بردند و خیمهها را به آتش کشیدند.
زنان و کودکان خاندان پیامبر(ص) در آن شرایط سخت در بیابان باقی ماندند.
واقعه عاشورا با شهادت امام و یارانش پایان یافت؛ اما پیامدهای آن تازه آغاز شده بود.
کوفه یک بار دیگر چهرهای دردناک و عبرتآموز از بیوفایی و تسلیم در برابر قدرت را در برابر تاریخ به نمایش گذاشت.
یازدهم محرم سال ۶۱ هجری؛ حرکت کاروان اسرا به سوی کوفه
در روز یازدهم محرم، به دستور عمر بن سعد زنان و کودکان اهلبیت(ع) گردآوری شدند.
پس از آنکه سپاهیان عمر بن سعد کشتههای خود را دفن کردند، کاروان اسرای اهلبیت(ع) را به سوی کوفه و نزد عبیدالله بن زیاد حرکت دادند.
در کوفه، خطبههای حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) نقش مهمی در افشای حقیقت واقعه کربلا و رسواکردن سیاست بنیامیه داشت.
حرکت کاروان اهلبیت(ع) به شام
پس از وقایع کوفه، اسرای اهلبیت(ع) به شام فرستاده شدند.
بر اساس گزارش نقلشده در این مقاله، کاروان در آغاز ماه صفر وارد دمشق شد و در برابر یزید بن معاویه قرار گرفت.
حضور خاندان امام حسین(ع)، سخنان حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) و بازتاب واقعه عاشورا، تأثیر مهمی بر افکار عمومی گذاشت و بخشی از اهداف تبلیغاتی حکومت اموی را با شکست روبهرو ساخت.
در ادامه، اهلبیت امام حسین(ع) از شام به سوی مدینه بازگشتند.
نتیجهگیری
بررسی منابع و مآخذ تاریخی نشان میدهد که نهضت امام حسین(ع) حرکتی آگاهانه و هدفمند بود و زمینهها و انگیزههای متعددی در شکلگیری آن نقش داشت.
مهمترین این زمینهها و انگیزهها را میتوان چنین برشمرد:
-
قدرتگیری بنیامیه: بخشی از زمینههای نهضت امام حسین(ع) به گسترش نفوذ بنیامیه و تسلط تدریجی آنان بر بخشهای مهم جهان اسلام بازمیگشت.
-
خودداری از بیعت با یزید: امام حسین(ع) حاضر نبود خلافت یزید بن معاویه را، که او را شایسته رهبری جامعه اسلامی نمیدانست، با بیعت خود تأیید کند.
-
امر به معروف و نهی از منکر: مقابله با انحرافات موجود و تلاش برای اصلاح جامعه اسلامی از مهمترین اهدافی بود که در سخنان امام حسین(ع) مورد تأکید قرار گرفت.
-
پاسخ به دعوت مردم کوفه: نامههای فراوان کوفیان و اعلام آمادگی آنان برای حمایت از امام، یکی دیگر از عوامل حرکت آن حضرت به سوی عراق بود.
مهمترین آثار و پیامدهای نهضت عاشورا
نهضت امام حسین(ع) آثار گستردهای در تاریخ اسلام بر جای گذاشت که از مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱-افشای ماهیت حکومت یزید و بنیامیه: شهادت امام حسین(ع) و حوادث پس از آن، ماهیت حکومت اموی را برای بخش بزرگی از جامعه آشکار ساخت.
۲-احیای فرهنگ شهادت و ایثار: عاشورا مفهوم فداکاری در راه حقیقت، عدالت و ارزشهای دینی را در فرهنگ اسلامی زنده و ماندگار کرد.
۳-تبدیلشدن به الگویی برای نهضتهای بعدی: قیام امام حسین(ع) الهامبخش بسیاری از جنبشها و حرکتهای اعتراضی در تاریخ اسلام شد و حتی فراتر از جامعه اسلامی نیز مورد توجه آزادیخواهان قرار گرفت.
۴-تحول در نگرش اخلاقی جامعه: عاشورا تقابل دو نظام ارزشی را آشکار کرد؛ از یک سو اخلاق قدرتطلبانه و دنیاطلبانه و از سوی دیگر اخلاق مبتنی بر آزادگی، ایثار، وفاداری و کرامت انسانی.
ازاینرو، عاشورا را نمیتوان صرفاً حادثهای متعلق به سال ۶۱ هجری دانست. این واقعه در طول تاریخ به یک الگوی فکری و اخلاقی تبدیل شده است؛ الگویی که در آن، عزت بر ذلت، حقیقت بر مصلحتطلبی و مسئولیت انسانی بر منفعت شخصی ترجیح داده میشود.
قاسم فتحیکیوان لؤلؤیی
English