داستانى از زيان شكستن سكوت
دو لك لك و يك لاك پشت در صحرايى سبز و خرم و در كنار درختانى پربار و چشمهاى از آب خوشگوار و رودى سرشار از مايهى حيات، روزگار به خوشى مىگذراندند.
دو لك لك با فرا رسيدن فصل خزان و هجوم باد پاييزى به محلى ديگر كه داراى هواى مطبوعى بود و در آنجا آذوقه و غذا به وفور وجود داشت، سفر مىكردند و در اواسط بهار و سرسبزى صحرا به جايگاه اصلى باز مىگشتند.
لاك پشت از غيبت چند ماههى دو يار ديرين خود غم و غصه داشت و علاقهمند بود همراه آن دو دوست مهربانش ييلاق و قشلاق كند.
نزديك فصل خزان از دو لك لك درخواست كرد كه او را همراه خود به منطقهاى كه از خزان و سرماى زمستان در امان است ببرند.
به او گفتند: با اين كيفيتى كه تو حركت مىكنى همراهى با ما برايت ميسر نيست؛ زيرا ما اين سفر را در مدتى كوتاه و طى چند روز به پايان مىبريم و براى تو اين قدرت نيست كه مسير سفر را حتى در طول چند ماه طى كنى، اگر علاقه دارى با ما در اين سفر همراه شوى بايد در برابر نقشهاى كه ما براى بردن تو داريم تسليم محض باشى و هرگز در طول سفر دهان براى سخن گفتن باز نكنى و سكوت حكيمانه و عاقلانه را نشكنى؛ زيرا شكستن سكوتت با هلاكتت مساوى خواهد بود.
لاك پشت به دو يار مهربانش قول داد در طول سفر از سكوت دست برندارد و زبان به سخن گفتن باز نكند و از فضولى در برابر نقشهى آنان بپرهيزد.
دو لك لك چوبى كوتاه و مناسب آوردند و به لاك پشت گفتند تو وسط اين چوب را با دهانت محكم بگير و ما هم دو سر چوب را با پاى خود محكم مىگيريم و سپس به پرواز مىآييم و تو را به اين صورت بدون كندى و معطّلى به قشلاق مىبريم.
دو لك لك، لاك پشت را با خود برداشتند و با پروازى تيز به سوى محل مورد نظر به حركت درآمدند. در راه از بالاى قريهاى در حال عبور بودند كه اهل قريه با ديدن اين منظره شگفتزده شدند و گفتند اين چه داستانى است؟ دو لك لك لاك پشتى را اسير خود كرده و با مقيد كردنش به چوبى خشك او را با خود به سفر مىبرند! لاك پشت از سخن اهل قريه دلگير شد، خواست پاسخ آنان را بدهد، مجبور به باز كردن دهان شد، باز كردن دهان همان و از اوج هوا به زمين افتادن همان و به هلاكت رسيدن همان!!
آرى، سزاى زبان درازان و قانون پردازان در برابر قرآن كه مىخواهد انسان را به اوج معنويت و رشد و كمال پرواز دهد و دنيا و آخرتى آباد براى او بسازد جز سرنگونى و نگونسارى و هلاكت چيزى نيست، به همين خاطر قرآن مجيد مىگويد: در برابر من فقط گوش باشيد، براى به هوش بودن و عمل كردن، و سكوت باشيد براى نجات يافتن، تا مورد رحمت خدا قرار گيريد و به سعادت دنيا و آخرت برسيد.
English