فارسی
دوشنبه 03 ارديبهشت 1403 - الاثنين 12 شوال 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

روايات باب خيانت‏

   

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد نهم

نوشته  : حضرت استاد حسین انصاریان

 

پيامبر اكرم ميفرمايد:

«اربع لا تدخل بيتا واحد منهن الاحزب و لم يعمر بالبرك: الخيان، و السرق، و شرب الخمر و الزنا:» «1»

چهار چيز است كه يكى از آنها به خانه اى وارد نشود مگر اين كه آن خانه به نابودى كشيده شود وادى بركت را نبيند: خيانت، دزدى، شرابخوارى، و زنا.

«ليس منا من خان مسلما فى اهله و ماله:» «2»

از ما نيست كسى كه نسبت به زن و مال مسلمانى خيانت كند.

«ليس منا من خان بالامان:» «3»

از ما نيست كسى كه در امانت خيانت كند.

از اميرمؤمنان روايت شده:

«اياك و الخيان فانها شر معصى و ان الخائن لمغرب بالنار على خيانه:» «4»

از خيانت كردن بپرهيز كه خيانت بدترين گناه است، و خائن به سبب خيانتش به آتش عذاب ميشود.

«الخيان دليل على قل الورع و عدم الدّيان:» «5»

خيانت نشانى از كمبود پارسائى و نبود ديندارى است.

«شر الناس من لا يعتقد الامان و لا يجتنب الخيان:» «6»

بدترين مردم كسى است كه به امانتدارى اعتقاد نداشته باشد، و از خيانت نپرهيزد.

ابو ثمامه ميگويد به محضر حضرت باقر (ع) رسيدم و گفتم: فدايت گردم، قصد دارم مجاور مكه شوم و به مرجت «طائفهاى كه به غلط معتقدند با بودن ايمان در قلب معصيت هيچ زيانى به انسان نميرساند» بدهكارم، نظر شما چيست آيا بدهى خود را به آنان بپردازم، يا بخاطر خباثتشان از پرداخت آن خوددارى كنم، حضرت فرمود بدهى خود را بپرداز و هشيار کسی است  كه بدهى و قرضى به عهده او است بپردازد ، زيرا مؤمن خيانت نميكند. «7»

از حضرت صادق (ع) روايت شده است:

«بنى الانسان على خصال فهما بنى عليه فانه لا يبنى على الخيان و الكذب:» «8»

انسان بر خصلتهائى بنا شده است، اما به هر خصلتى ساخته شود، بر خيانت و دروغ ساخته نميشود.

از رسول خدا روايت شده است:

«افشاء سراخيك خيان فاجتنب ذلك:»

فاش كردن راز برادرت خيانت است، بنابراين از اين عمل دورى كن.

از حضرت باقر (ع) در گفتار خداوند متعال:

لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ اين توضيح نقل شده است:

«فخيان الله و الرسول معصيتهما و اما خيان الامان فكل انسان مأمون على ما افترض الله عزوجل عليه:» «9»

خيانت به خدا و پيامبر نافرمانى از آنان است، و اما خيانت در امانت، هر انسانى امانتدار فرائضى است كه خداوند عزوجل بر او لازم و واجب نموده است.

از حضرت جواد (ع) روايت شده است:

«كفى بالمرء خيان ان يكون اميناً للخون:» «10»

در خيانت كارى مرد همين بس كه امانتدار خيانتكاران باشد.

از اميرالمؤمنان (ع) روايت شده:

«ان اعظم الخيان خيان الام و افظع الغش غش الائم:» «11»

بزرگترين خيانت، خيانت به امت است، «خيانت به دين و عقل و فرهنگ و اقتصاد و سياست مربوط به آنان» و زشتترين دغل، دغلكارى با پيشوايان و راهنمايان بر حق است.

از حضرت صادق (ع) روايت شده:

«شر الرّجال التجار الخون:» «12»

بدترين مردمان، بازرگانان خيانتكارند.

از آنجا كه خائن ظالم و ستمكار به ملت، به صاحبان امانت، به اهل سرو راز، و به قوانين اسلام و به آيات قرآن و به سنت رسول اكرم است، بر اساس آيات و روايات، نبايد كسى مدافع و مددكار او در امور باطل، و در خيانت و ظلم و ستمش باشد، بلكه واجب است از مظلوم در برابر او حمايت كرد، و وى را از شر خيانت و ظلم او نجات داد.

قرآن ميفرمايد:

وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ: «13»

و به كسانى كه [به آيات خدا، پيامبر و مردم مؤمن ] ستم كردهاند، تمايل و اطمينان نداشته باشيد و تكيه مكنيد كه آتش [دوزخ ] به شما خواهد رسيد و در آن حال شما را جز خدا هيچ سرپرستى نيست، سپس يارى نمى شويد.

خداوند از قول موسى سومين پيامبر اولوالعزمش كه چون همه انبيا روش و كردار و اخلاقش براى همگان سرمشق است نقل ميكند كه در برابر فرعون و پيروانش و دستگاه حكومتش گفت:

رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ

پروردگارا! به خاطر قدرت و نيرويى كه به من عطا كردى، هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم شد.

در اين زمينه رواياتى از رسول خدا نقل شده است:

«اذا كان يوم القيام نادى مناد: اين الظلم و اعوانهم؟ من لاق لهم دوا، او ربط لهم كيا، او مدلهم مد قلم، فاحشروهم معهم:» «14»

چون در روز قيامت فرا رسد، ندادهندهاى ندا كند: ستمكاران و كمككاران به آنان كجايند؟ همان كسانى كه ليق دوات آنان را تأمين كرده، يا سرِ كيسهاى را براى آنان بسته، يا به نفع آنان قلمى در مركب برده، روى اين حساب اينان را نيز با ستمگران محشور نمائيد.

«من مشى مع ظالم ليعينه و هو يعلم انه ظالم فقد خرج من الاسلام:» «15»

كسى كه با ستمگر همراهى كند، تا به او كمك دهد، در حالى كه بداند او ستگر است، از اسلام خارج شده است.

«من علق سوطابين يدى سلطان جائر جعل الله ذلك السوط يوم القيام ثعبانا من النار طوله سبعون ذراعا، يسلط عليه فى نار جهنم و بئس المصير:» «16»

هر كس در حضور پادشاه ستمگرى تازيانه آويزد «تا به حكم او بر كسى بزند» خداوند روز قيامت آن تازيانه را اژدهائى آتشين ميگرداند كه در ازاى آن هفتاد زراع است، و آن را در آتش دوزخ بر وى مسلّط نمايد و آتش دوزخ عاقبت و سرنوشته بدى است.

هنگامى كه از حضرت صادق عليه السلام از يارى دادن به ستمگر در صورت تنگدستى و فشار زندگى پرسيدند حضرت فرمود:

«ما احب انى عقدت لهم عقد، او و كيت لهم و كاء و ان لى ما بين لا بتيها لا و لا حد بقلم، ان اعوان الظلم يوم القيام فى سرادق من النار حتى يحكم الله بين العباد:» «17»

دوست ندارم حتى براى ستمگران گرهى به بندم، يا سر مشكى را محكم نمايم، گرچه از شر تا غرب جهان را به من ببخشند، و حتى قلمى را براى آنان در مركب فرو كنم، كمكدهندگان به ستمگران روز قيامت در چادرى از آتش هستند، تا زمانى كه خداوند در ميان بندگان داورى نمايد.

به اين روايت بسيار مهم كه در رابطه با عاملى از عمّال بنى اميه از حضرت صادق (ع) در جلد پنجم اصول كافى اين كتاب با ارزش نقل شده با كمال دقت توجه كنيد.

على بن محمد بن بندار از ابراهيم بن اسحاق از عبدالله بن حماد از على بن ابى حمزه روايت ميكنند كه على بن ابى حمزه ميگويد دوستى داشتم كه از نويسندگان دفاتر بنى اميه بود، به من گفت: از حضرت صادق براى من اجازه بگير تا خدمت آن جناب مشرف شوم، من براى او اذن حضور گرفتم، هنگامى كه به محضر امام رسيد سلام كرد و نشست، سپس گفت: فدايت گردم من در ديوان بنى اميه به شغل كتابت مشغول بودم، و از اين راه ثروت انبوهى به دست آوردهام، فعلًا از چنين درآمدى چشم پوشيدهام.

امام صادق فرمود:

«لولا ان بنيامى وجدوا من يكتب لهم و يجبى لهم الفيى ء، و يشهد جماعتهم لما سلبونا حقنا:»

اگر بنى اميه كسى را براى كتابت امورشان نمييافتند و مأمورى را براى جمع كردن ماليات پيدا نميكردند، و كسى نبود كه به سودشان بجنگد، و در جماعتشان حاضر شود و خلاصه احدى را در هيچ زمينهاى براى كمك گرفتن از او نمييافتند، قدرت بر سلب حق ما اهل بيت را نداشتند.

اگر همه مردم از آنان جدائى ميكردند، و تركشان مينمودند، و آنچه را داشتند با همان رهايشان ميساختند، چيزى جز اندك مالى كه در ا ختيارشان بود نداشتند، و قطعاً با نبود نيرو و مال و ثروت هيچ كارى در ميان اين امت از دستشان برنميآمد.

كاتب بنياميه به آن حضرت گفت: از آنچه در آن افتادهام راه نجاتى هست؟ حضرت فرمود:

اگر تو را براى رسيدن به ساحل نجات راهنمائى كنم ميپذيرى؟ عرضه داشت آرى ميپذيرم، فرمود از آنچه از طريق حقوق گرفته شده از آنان در اختيار دارى جدا شو، چنانچه صاحب اموال را ميشناسى به آنان برگردان، و اگر نميشناسى همه آنها را در راه خدا صدقه بده، من در صورت انجام اين كار بهشت را براى تو ضمانت ميكنم.

على بن ابيحمزه ميگويد جوان كاتب مدتى طولانى سر به زير انداخت، سپس به حضرت گفت: فدايت شوم انجام ميدهم.

او پس از تصميم قطعى به توبه با ما به كوفه بازگشت، چيزى از مال و ثروت در اختيار نداشت مگر آن كه نسبت به آن به طرح حضرت صادق عمل كرد، تا جائى كه پيراهن بدنش را كه از آن مال به دست آورده بود از خود دور كرد!

از شيعيان براى او كمك گرفتم، هر كس به اندازه وسعش پولى در اختيارم گذاشت، برايش لباس خريدم و هزينه زندگياش را تأمين ميكردم، چند ماهى از اين جريان نگذشته بود كه بيمار شد، ما شيعه به حكم وظيفه از او عيادت ميكرديم، روزى در حالى كه جان به گلويش رسيده، و آماده سفر آخرت ميشد نزدش رفتم، دو ديده گشود و به من گفت اى على بن ابى حمزه به خدا سوگند امام صادق نسبت به من به عهدى كه بسته بود وفا كرد، اين حقيقت را گفت و جان داد، من با كمك دوستان شيعه همه امورش را از غسل و كفن و دفن انجام داديم، از كوفه به مدينه رفتم به محضر حضرت صادق رسيدم، امام وقتى به من نظر كرد فرمود: على بن ابى حمزه و الله ما به پيمانمان نسبت به دوستت وفا كرديم عرض كردم فدايت شوم درست ميفرمائى، به خدا سوگند هنگام مرگش اين وفاى به پيمانى كه با او داشتيد به من اعلام كرد. «18»

از حضرت رضا (ع) روايت فوق العادهاى به اين مضمون نقل شده است:

«الدخول فى اعمالهم، و العون لهم، و السعى فى حوائجهم عديل الكفر، و النظر اليهم على العمد من الكبائر التى يستحق به النار:» «19»

وارد شدن در كارهاى پادشاهان و سردمداران ستمكار و كمك كردن به آنان، و كوشش در راه عملى شدن خواسته هايشان، مساوى با كفر است، و نگاه كردن به آنان از روى عمد، از گناهان كبيرهاى است كه نگاه كنند به سبب آن سزاوار آتش ميشود.

آرى اگر در همه ممالك مردم به اين حقايقى كه از اهل بيت در سايه آيات قرآن رسيده عمل كنند و از هر نوع كمكى به خائنان و ستمگران دريغ ورزند، و در ادارات و نهادهاى تشكيل شده به وسيله آنان وارد نشوند، قدرتى براى آنان نخواهد ماند، و راه ستم و بيدادگرى بر ملتها به روى آنان بسته خواهد شد، و حكومت در هر كشورى به دست صالحان خواهد افتاد و مردم لذت عدل و انصاف را خواهيد چشيد.

افسوس كه بسيارى از مردم جهان در مسئله رزق و روزى از ايمانى كه آنان را در فضاى اعتماد به حق قرار دهد برخوردار نيستند، و حاضرند براى شكم و ارضاء هوا و هوس و به دست آوردن لذتهاى نامشروع با هر خائن و ظالم و جنايت كارى بسازند!

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

 

(1)- امالى صدوق 482.

(2)- ميزان الحكمه ج 3 ص 538.

(3)- ميزان الحكمه ج 3 ص 538.

(4)- غرر الحكم تنظيم محمد على انصارى ص 150.

(5)- غرر الحكم حكمت 1431.

(6)- غرر الحكم ص 446.

(7)- علل الشرايع 528.

(8)- كشف الغمه ج 2 ص 375.

(9)- تفسير قمى ذيل آيه 27 سوره انفال.

(10)- بحار ج 78 ص 364.

(11)- نهج البلاغه تامه 26.

(12)- بحار ج 103 ص 103.

(13)- هود: 113.

(14)- بحار ج 75 ص 372.

(15)- ميزان الحكم ج 6 ص 555.

(16)- بحار ج 75 ص 369.

(17)- كافى ج 5 ص 107.

(18)- كافى چ ثامن الائمه قم ج 5 ص 1218 ح 8468.

(19)- بحار ج 75 ص 374 ح 25.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

راز عدم ازدواج حضرت معصومه (س)
استغفار سی ساله برای یک «الحمدلله»
این معنای حقیقی استغفار است!
توصیه‌های اخلاقی برای پاکی دوران جوانی
چرا نباید امام زمان(عج) را با نام «محمد» بخوانیم؟
دحو الارض در فرهنگ دینی
دل نوشته هايی در وفات حضرت فاطمه معصومه(س)
اعمال لیله الرغائب
طلاق در ميان ملت‏ها  
قضاوت قاطع قرآن كريم‏ (1)

بیشترین بازدید این مجموعه

حكومت و سياست در سيره امام حسن (ع )
اهمیت دعا
نگاهى به مقام حضرت زينب سلام الله علیها
رمضان، ماه دعا و استغفار
چرا نباید امام زمان(عج) را با نام «محمد» بخوانیم؟
تاریخ نگاشت عاشورا با نام طبقات الکبری
افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
جریان سازان اصلی واقعه عاشورا
مقام شكر از منظر امام حسین(ع)
متن دعای معراج + ترجمه

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^