لطفا منتظر باشید

آرزوهاى مثبت يهود پيش از نزول قرآن‏

يهود تا پيش از نزول قرآن مجيد قومى پراكنده و دچار مصائب گوناگون و شكنجه‏هاى سخت و ملّتى مطرود و بيآبرو و در اكثر زمان‏ها گرفتار حملات بسيار رنج آور و شكننده بابلى‏ها و رومى‏ها و مسيحى‏ها بودند، و از آنان طوايفى‏ كه در يثرب و اطراف آن زندگى ميكردند هميشه زير فشار بت پرستان و مشركان قرار داشتند و در ذلت و خوارى و پستى و تيره بختى بسر برده، و در ميان برخوردها و نزاع‏هائى كه با مشركان داشتند و شكست‏هاى ذلت بارى كه از آنان ميديدند با توجه به آياتى كه در تورات بشارت بر ظهور پيامبراسلام و نزول قرآن و پ

 

يهود تا پيش از نزول قرآن مجيد قومى پراكنده و دچار مصائب گوناگون و شكنجه‏هاى سخت و ملّتى مطرود و بيآبرو و در اكثر زمان‏ها گرفتار حملات بسيار رنج آور و شكننده بابلى‏ها و رومى‏ها و مسيحى‏ها بودند، و از آنان طوايفى‏ كه در يثرب و اطراف آن زندگى ميكردند هميشه زير فشار بت پرستان و مشركان قرار داشتند و در ذلت و خوارى و پستى و تيره بختى بسر برده، و در ميان برخوردها و نزاع‏هائى كه با مشركان داشتند و شكست‏هاى ذلت بارى كه از آنان ميديدند با توجه به آياتى كه در تورات بشارت بر ظهور پيامبراسلام و نزول قرآن و پيروزى همه جانبه اسلام بر دشمنان داشت به خود در سايه ايمان آوردن به پيامبر و عمل به آيات كتاب او و توانمند شدن نويد فتح و پيروزى ميدادند و در فضاى اين آرزوى مثبت بسر ميبردند، و براى دشمنانشان شكست و تيره روزى پيش بينى ميكردند، و انتظار ميبردند كه با آمدن پيابر و نزول كتاب بر او و آراسته شدنشان به ايمان براى هميشه شر دشمنان خود را ريشه كن كرده و زندگى امن و پر از آسايش و امنيت پيدا نمايند.

زمانى كه از نزد خدا كتاب با عظمتى چون قرآن براى آنان آمد جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ‏، كتابى كه جلوه علم و حكمت و عدل و رحمت خدا، و حيات بخش و تأمينكننده سعادت دنيا و آخرت انسان است، كتابى كه فراتر از همه عقول و انديشه‏ها و علوم انسانى است، كتابى حاوى معارف الهيه و احكام شرعيه، و بيانكننده حقايق ظاهرى و باطنى است، كتابى كه به عمل كنندگانش نويد پيروزى و به روزى ميدهد، كتابى كه ضامن حفظش از تحريف خداست، و همه انسان‏ها با همه قدرت عقلى و علمى خود از آوردن مانند يك سوره‏اش عاجزند، كتابى كه بسيارى از درهاى علوم را به روى بشر گشود، كتابى كه تا قيامت از نظر محتوا برتر از همه كتاب‏هاست، كتابى كه هرگز باطل در آن راه ندارد، و مطالب حقه و معارف عرشيه‏اش بر برهان‏هاى طبيعى و عقلى و علمى استوار است، كتابى كه جز خير و سلامت انسان را در همه شئون حيات و زندگى نميخواهد، كتابى كه اگر تصديق‏ها و دعوت‏هاى حكيمانه و استوار و فطرى‏اش نبود، براى هميشه‏ زمان برهان صدقى براى پيامبران گذشته و كتاب‏هاى باقى مانده آنان وجود نداشت، كتابى كه همه حقايق بيان شده در كتاب‏هاى نازل شده پيش از خودش را تصديق داشت، و مهر سلامت بر مسائل حكيمانه آنها ميزد، و صدق نبوت پيامبران و كتاب‏هاى آنان را اعلام ميكرد، و امور ناروا را از دامن انبياء و نبوت و كتابشان ميزدود مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ‏

كتابى كه با معارف حقه‏اش و مسائل عقلى و فطرى‏اش و آهنگ دعوت حكيمانه‏اش براى نجات مدعيان توحيد و اميدواران به طلوع صبح خوشبختى، سپس ديگر ملت‏هاى ستمديده جهان و گرفتاران به دست اربابان ظلم و جنايت آمد ناگهان قوم يهود برخلاف آرزوهاى مثبتشان، و انتظارات درست و قويمشان به آن كافر شدند و با رسول نجات بخش اسلام و كتاب حيات بخش او به ستيز و مبارزه و جنگ و ضديت برخاستند!!

 

حركت يهود برضد آرزوهاى مثبت خود

يهود با آگاهى و معرفت به كتابى كه به وسيله آيات تورات از آن خبر داشتند، و براى آنان قطعى و حتمى بود كه درسايه ايمان به آن و عمل به آياتش از ستم ظالمان و فشار مشركان و از ذلت و خوارى و پراكندگى و انگل بودن نجات پيدا ميكنند كافر شدند و به نفى آن و تكذيب آياتش برخاستند و شايعه سختى ميان عوام خود رواج دادند كه اين پيامبر و اين كتاب پيامبر و كتابى نيست كه تورات از آن خبر داده، اينان با كفر به قرآن خود و بسيارى از جهانيان را از بركات قرآن محروم كردند و همه جاده‏هاى خوشبختى و سعادت را به روى خود و هم كيشان خود و مسيحيان و ديگر ملت‏ها بستند:

فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ!!

مشهور است كه علت پيشى گرفتن مشركان يثرب به اسلام و پذيرفتن آئين حق، و روى آوردنشان به قرآن و عمل به آن همان پيش گوئى‏هاى يهوديانى بود كه پيوسته با آنان در حال ستيزه و نزاع و جنگ و جدال بودند.

راستى عجب مردم تيره بخت و با شقاوتى، عجب مردم پست و بدبختى كه به وسيله پيش گوئى‏هاى آنان نسبت به ظهور پيامبر و طلوع قرآن مشركان يثرب مؤمن، رشيد، صادق، امين، مخلص، عالم، جهادگر، و پايه گذار تمدن، و سعادتمند دنيا و آخرت شدند، ولى خود پيش گويان دچار كفر، زندقه، پستى، حيوان صفتى، تيره بختى و گرفتار خزى دنيا و عذاب آخرت و از همه سخت‏تر مستحق لعنت خدا گشتند: فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ، آرى كفر به پيامبر و قرآن پس از معرفت به او و كتابش سبب لعنت دائم خدا و طردشدن و دور شدن كافر از رحمت ويژه حق تا ابدالآباد است.

براى يهود چه جاى عذرى در ايمان نياوردن به نبوت پيامبر و قرآن حكيم بود؟!

يهود كه به قرآن و پيامبر بزرگوار اسلام كافر شدند هيچ عذر و بهانهاى نداشتند، و حجت حق بر آنان در همه زمينه‏ها تمام بود، زيرا آنان پيش از بعثت پيامبر و نزول قرآن در فضائى از علم و آگاهى به انتظار طلوع اين صبح صادق و عامل پيروزى بودند، و نزول قرآن به طور صددرصد مورد اميد آنان بود كه در سايه نزولش و ايمان به آن بر دشمنان پيروز و از هر جهت از بركت آن نيرومند گردند!

ولى در عين اين انتظار و اميد مثبت و داشتن علم و آگاهى و معرفت به تحقق اين حقيقت تا قرآن به سويشان آمد به آن كافر شدند!!

 

 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه