جلوههایی از شخصیت پیامبر اکرم(ص) در قرآن و روایات
عناوین این مقاله
با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید- پیامبر اکرم(ص) در قرآن کریم
- خاتم پیامبران
- بندگی خدا و مهربانی با مؤمنان
- دلسوزی و مهربانی بیمانند
- بشارتدهنده، بیمدهنده و چراغ هدایت
- پیامبر اکرم(ص) از زبان خود
- تربیتیافته خداوند
- رحمت هدیهشده الهی
- ثمره دعای حضرت ابراهیم(ع)
- برترین فرزند آدم
- داناترین و باتقواترین مردم
- پیشوای پیامبران و نخستین شفیع
- نخستین واردشونده بر پروردگار در قیامت
- پنج موهبت ویژه الهی
- رسالتی برای همه انسانها
- پیامبر اکرم(ص) از نگاه امیرمؤمنان علی(ع)
- خداوند برتر از او نیافرید
- همانندی برای او ندیدم
- پاکترین سیره و اخلاق
- استواری و ارادهای کمنظیر
- طبیبی در جستوجوی بیماران جان
- وجود پیامبر، امان اهل زمین
- پیامبر؛ الگوی سادهزیستی و بیاعتنایی به دنیا
- سخن پایانی
جلوههایی از شخصیت پیامبر اکرم(ص) در قرآن و روایات
شخصیت والای پیامبر اکرم، حضرت محمد مصطفی(ص)، در آیات قرآن کریم و سخنان معصومان(ع) با اوصاف و ویژگیهای برجستهای معرفی شده است. قرآن کریم آن حضرت را خاتم پیامبران، پیامآور رحمت، بشارتدهنده، بیمدهنده و چراغی روشنیبخش میخواند و در روایات نیز ابعاد گوناگونی از مقام معنوی، اخلاق، سیره و رسالت جهانی ایشان بیان شده است.
در این نوشتار، بخشی از مهمترین ویژگیهای پیامبر اکرم(ص) را در سه محور بررسی میکنیم: پیامبر(ص) در قرآن کریم، پیامبر(ص) از زبان خود و پیامبر(ص) از نگاه امیرمؤمنان علی(ع).
پیامبر اکرم(ص) در قرآن کریم
قرآن کریم، بهعنوان کتاب جاودانه الهی، از زوایای گوناگون به معرفی شخصیت و رسالت پیامبر اکرم(ص) پرداخته و برجستهترین ویژگیهای ایشان را برای مسلمانان بیان کرده است.
خاتم پیامبران
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
«ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیّینَ وَ کانَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیماً»؛[1]
«محمد(ص) پدر هیچیک از مردان شما نیست؛ ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست.»
در این آیه، پیامبر اکرم(ص) بهعنوان خاتم پیامبران معرفی شده است. خاتمیت پیامبر اسلام به معنای پایان نبوت است، نه پایان دین و شریعت الهی؛ زیرا شریعت اسلام، بهعنوان آخرین شریعت آسمانی، تا روز قیامت استمرار دارد.
امام صادق(ع) فرمودند:
«إِنَّ اللّهَ عَزَّ ذِکْرُهُ خَتَمَ بِنَبِیِّکُمُ النَّبِیّینَ فَلا نَبِیَّ بَعْدَهُ أَبَداً وَ خَتَمَ بِکِتابِکُمُ الْکُتُبَ فَلا کِتابَ بَعْدَهُ أَبَداً»؛[2]
«خداوندِ عزیز، با پیامبر شما سلسله پیامبران را پایان داد؛ ازاینرو پس از او هرگز پیامبری نخواهد آمد و با کتاب شما، کتابهای آسمانی را پایان بخشید؛ بنابراین پس از قرآن نیز کتاب آسمانی دیگری نخواهد بود.»
آن حضرت همچنین فرمودند:
«جاءَ مُحَمَّدٌ(ص) فَجاءَ بِالْقُرآنِ وَ بِشَریعَتِهِ وَ مِنْهاجِهِ، فَحَلالُهُ حَلالٌ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ حَرامُهُ حَرامٌ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ»؛
«محمد(ص) آمد و قرآن را همراه با شریعت و آیین آن برای مردم آورد؛ پس حلال آن تا روز قیامت حلال و حرام آن نیز تا روز قیامت حرام است.»[3]
بر این اساس، پایان یافتن سلسله پیامبران، هرگز به معنای پایان یافتن دین نیست؛ بلکه اسلام و شریعت آن، آخرین آیین الهی و دارای اعتبار تا روز قیامت است.
بندگی خدا و مهربانی با مؤمنان
خداوند در وصف پیامبر اکرم(ص) و یاران حقیقی ایشان میفرماید:
«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجودِ...»؛[4]
«محمد(ص) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند، در برابر کافران سرسخت و در میان خود مهرباناند. آنان را پیوسته در حال رکوع و سجود میبینی، در حالی که فضل و خشنودی خدا را میطلبند و نشانه آنان بر چهرههایشان از اثر سجده نمایان است.»
این آیه مجموعهای از ویژگیهای پیامبر(ص) و مؤمنان حقیقی را ترسیم میکند: استواری در برابر دشمنان، مهربانی با مؤمنان، مداومت بر عبادت، رکوع و سجود، طلب رضایت الهی و تأثیر آشکار بندگی خدا بر شخصیت و سیمای آنان.
دلسوزی و مهربانی بیمانند
یکی از برجستهترین ویژگیهای پیامبر اکرم(ص)، دلسوزی عمیق ایشان نسبت به مردم است. قرآن کریم میفرماید:
«لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤمِنینَ رَؤُوفٌ رَحیمٌ»؛[5]
«بهراستی پیامبری از میان خود شما به سویتان آمد که رنج و دشواری شما بر او سخت و گران است، بر هدایت شما حریص است و نسبت به مؤمنان، بسیار رئوف و مهربان است.»
مهربانی رسول خدا(ص) حتی دشمنان و آزاردهندگان ایشان را نیز دربرمیگرفت. هنگامی که مشرکان آن حضرت را آزار میدادند و سنگباران میکردند، بهجای نفرین آنان میفرمود:
«اللّهُمَّ اغْفِرْ لِقَوْمی؛ فَإِنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ»؛
«خدایا! قوم مرا ببخش؛ زیرا آنان نمیدانند.»[6]
این رفتار، جلوهای روشن از رحمت، بزرگواری و خیرخواهی پیامبر اکرم(ص) برای انسانهاست.
بشارتدهنده، بیمدهنده و چراغ هدایت
خداوند درباره رسالت پیامبر اکرم(ص) میفرماید:
«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً * وَ داعِیاً إِلَی اللّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیراً»؛[7]
«ای پیامبر! ما تو را گواه، بشارتدهنده و بیمدهنده فرستادیم و تو را به اذن خدا دعوتکننده به سوی او و چراغی روشنیبخش قرار دادیم.»
در روایتی، شخصی یهودی از رسول خدا(ص) درباره علت نامگذاری ایشان به «محمد»، «احمد»، «ابوالقاسم»، «بشیر»، «نذیر» و «داعی» پرسید.
رسول خدا(ص) فرمودند:
«أَمّا مُحَمَّدٌ فَإِنّی مَحْمُودٌ فِی الْأَرْضِ وَ أَمّا أَحْمَدُ فَإِنّی مَحْمُودٌ فِی السَّماءِ وَ أَمّا أَبُوالقاسِمِ فَإِنَّ اللّهَ یَقْسِمُ یَوْمَ الْقِیامَةِ قِسْمَةَ النّارِ فَمَنْ کَفَرَ بی مِنَ الْأَوَّلینَ وَ الآخِرینَ فَفِی النّارِ وَ یَقْسِمُ قِسْمَةَ الْجَنَّةِ فَمَنْ آمَنَ بی وَ أَقَرَّ بِنُبُوَّتی فَفِی الْجَنَّةِ»؛[8]
«اما محمد نامیده شدم، زیرا در زمین ستایششدهام و احمد نامیده شدم، زیرا در آسمان ستایششدهام. اما ابوالقاسم نامیده شدم، زیرا خداوند در روز قیامت جایگاه اهل آتش را مشخص میکند و هر کس از گذشتگان و آیندگان که به من کفر ورزیده باشد، در آتش خواهد بود؛ و اهل بهشت را نیز جدا میکند و هر کس به من ایمان آورده و به نبوت من اقرار کرده باشد، در بهشت خواهد بود.»
سپس فرمودند:
«وَ أَمَّا الدّاعی فَإِنّی أَدْعُوا النّاسَ إِلی دِینِ رَبّی وَ أَمَّا النَّذیرُ فَإِنّی أُنْذِرُ بِالنّارِ مَنْ عَصانی وَ أَمَّا الْبَشیرُ فَإِنّی أُبَشِّرُ بِالْجَنَّةِ مَنْ أَطاعَنی»؛[9]
«داعی نامیده شدم، زیرا مردم را به دین پروردگارم دعوت میکنم؛ نذیر هستم، زیرا کسی را که از من نافرمانی کند، از آتش بیم میدهم و بشیر هستم، زیرا کسی را که از من اطاعت کند، به بهشت بشارت میدهم.»
پیامبر اکرم(ص) از زبان خود
رسول خدا(ص) در موارد گوناگون، نه از سر خودستایی، بلکه برای بیان حقیقت مقام و مسئولیتی که خداوند بر عهده ایشان نهاده بود، برخی از ویژگیهای خویش را بیان کردهاند.
تربیتیافته خداوند
رسول خدا(ص) فرمودند:
«أَنَا أَدیبُ اللّهِ وَ عَلِیٌّ أَدیبی»؛
«من تربیتیافته خدایم و علی تربیتیافته من است.»[10]
این روایت، از جایگاه ویژه تربیت الهی پیامبر اکرم(ص) و پیوند عمیق علمی و معنوی امیرمؤمنان(ع) با آن حضرت حکایت دارد.
رحمت هدیهشده الهی
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«أَیُّهَا النّاسُ إِنَّما أَنَا رَحْمَةٌ مُهْداةٌ»؛
«ای مردم! من رحمتی هستم که از سوی خداوند به شما هدیه شدهام.»[11]
این تعبیر با توصیف قرآنی رسول اکرم(ص) بهعنوان «رحمةً للعالمین» هماهنگ است و نشان میدهد که اصل رسالت ایشان بر هدایت، رحمت و خیرخواهی برای انسانها استوار بوده است.
ثمره دعای حضرت ابراهیم(ع)
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«أَنَا دَعْوَةُ إِبْراهیمَ»؛
«من نتیجه دعای ابراهیم هستم.»
آنگاه به دعای حضرت ابراهیم(ع) هنگام بنای کعبه اشاره فرمودند:
«رَبَّنا وَابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ»؛[12]
«پروردگارا! در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیز.»[13]
بدینترتیب، بعثت پیامبر اکرم(ص) تحقق دعایی است که حضرت ابراهیم(ع) قرنها پیش در کنار خانه خدا بر زبان جاری ساخته بود.
برترین فرزند آدم
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«أَنَا سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ لا فَخْرَ»؛
«من سرور فرزندان آدم هستم و این سخن از روی فخرفروشی نیست.»[14]
در روایت دیگری نیز فرمودند:
«ما خَلَقَ اللّهُ خَلْقاً أَفْضَلَ مِنّی وَ لا أَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنّی»؛
«خداوند آفریدهای برتر از من نیافریده و نزد او کسی گرامیتر از من نیست.»[15]
این روایات بیانگر جایگاه ممتاز رسول اکرم(ص) در میان آفریدگان الهی است.
داناترین و باتقواترین مردم
رسول خدا(ص) فرمودند:
«إِنَّ أَتْقاکُمْ وَ أَعْلَمَکُمْ أَنَا»؛
«بهراستی، باتقواترین و داناترین شما من هستم.»[16]
علم و تقوای رسول اکرم(ص) از یکدیگر جدا نبود؛ بلکه معرفت عمیق الهی در وجود آن حضرت با بالاترین مرتبه بندگی و تقوا همراه شده بود.
پیشوای پیامبران و نخستین شفیع
رسول خدا(ص) فرمودند:
«أَنَا قائِدُ الْمُرْسَلینَ وَ لا فَخْرَ وَ أَنَا خاتَمُ النَّبِیّینَ وَ لا فَخْرَ وَ أَنَا أَوَّلُ شافِعٍ وَ أَوَّلُ مُشَفَّعٍ وَ لا فَخْرَ»؛[17]
«من پیشوای پیامبرانم و این سخن از سر فخر نیست؛ من خاتم پیامبرانم و این سخن از سر فخر نیست؛ من نخستین شفاعتکننده و نخستین کسی هستم که شفاعتش پذیرفته میشود و این سخن از سر فخر نیست.»
نخستین واردشونده بر پروردگار در قیامت
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«أَنَا أَوَّلُ وافِدٍ عَلَی الْعَزیزِ الْجَبّارِ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ کِتابُهُ وَ أَهْلُ بَیْتی ثُمَّ أُمَّتی، ثُمَّ أَسْأَلُهُمْ: ما فَعَلْتُمْ بِکِتابِ اللّهِ وَ بِأَهْلِ بَیْتی»؛[18]
«من در روز قیامت، همراه با کتاب خدا و اهلبیتم، نخستین واردشونده بر خدای عزیز و جبار هستم؛ سپس امت من وارد میشوند. آنگاه از آنان میپرسم: با کتاب خدا و اهلبیت من چگونه رفتار کردید؟»
این روایت، علاوه بر بیان مقام پیامبر(ص)، بر مسئولیت امت اسلامی در برابر قرآن و اهلبیت(ع) نیز تأکید میکند.
پنج موهبت ویژه الهی
رسول خدا(ص) فرمودند:
«أُعْطیتُ خَمْساً لَمْ یُعْطَهُنَّ نَبِیٌّ کانَ قَبْلی: أُرْسِلْتُ إِلَی الْأَبْیَضِ وَ الْأَسْوَدِ وَ الْأَحْمَرِ، وَ جُعِلَتْ لِیَ الْأَرْضُ طَهُوراً وَ مَسْجِداً، وَ نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ، وَ أُحِلَّتْ لِیَ الْغَنائِمُ وَ لَمْ تَحِلَّ لِأَحَدٍ ـ أَوْ قالَ: لِنَبِیٍّ ـ قَبْلی، وَ أُعْطیتُ جَوامِعَ الْکَلِمِ»[19]
«پنج چیز به من عطا شده که به هیچ پیامبری پیش از من داده نشده است:
- من به سوی همه مردم، اعم از سفید و سیاه و سرخ، فرستاده شدهام.
- زمین برای من پاککننده و سجدهگاه قرار داده شده است.
- با افکندن هیبت و ترس در دل دشمنان یاری شدهام.
- غنائم جنگی برای من حلال شده است؛ در حالی که برای پیامبران پیش از من چنین نبود.
- خداوند سخنان جامع و پرمعنا را به من عطا کرده است.»
این ویژگیها، بخشی از امتیازات ویژهای است که خداوند برای رسالت نهایی پیامبر اکرم(ص) قرار داده است.
رسالتی برای همه انسانها
یکی از ویژگیهای ممتاز پیامبر اسلام(ص)، جهانی و همیشگی بودن رسالت ایشان است.
رسول خدا(ص) فرمودند:
«أَنَا رَسُولُ مَنْ أَدْرَکْتُ حَیّاً وَ مَنْ یُولَدُ بَعْدی»؛
«من پیامبر کسانی هستم که در زمان حیاتم آنان را درک کردهام و نیز کسانی که پس از من متولد میشوند.»[20]
همچنین فرمودند:
«بُعِثَ کُلُّ نَبِیٍّ کانَ قَبْلی إِلی أُمَّتِهِ بِلِسانِ قَوْمِهِ وَ بَعَثَنی إِلی کُلِّ أَسْوَدَ وَ أَحْمَرَ بِالْعَرَبِیَّةِ»؛[21]
«هر پیامبری که پیش از من بود، به سوی امت خود و با زبان قوم خویش مبعوث شد؛ اما من با زبان عربی به سوی همه انسانها مبعوث شدهام.»
بنابراین، دعوت رسول خدا(ص) محدود به قوم، سرزمین یا دوره تاریخی خاصی نیست؛ بلکه رسالت ایشان مخاطبی جهانی و فراتر از مرزهای زمان و مکان دارد.
پیامبر اکرم(ص) از نگاه امیرمؤمنان علی(ع)
امیرمؤمنان علی(ع) نزدیکترین فرد به پیامبر اکرم(ص) بود. آن حضرت از دوران کودکی در کنار رسول خدا(ص) پرورش یافت و با ابعاد مختلف شخصیت، رفتار و اخلاق ایشان آشنایی عمیق و بیواسطه داشت. ازاینرو، توصیفهای امیرمؤمنان(ع) درباره پیامبر(ص)، از شناختی نزدیک و حضوری سرچشمه گرفته است.
امیرمؤمنان(ع) درباره پیوند خویش با پیامبر اکرم(ص) میفرماید:
«إِنَّما أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبیدِ مُحَمَّدٍ»؛
«من بندهای از بندگان محمدم.»[22]
خداوند برتر از او نیافرید
امیرمؤمنان علی(ع) فرمودند:
«ما بَرَأَ اللّهُ نَسَمَةً خَیْراً مِنْ مُحَمَّدٍ(ص)»؛
«خداوند آفریدهای برتر از محمد(ص) نیافریده است.»[23]
این تعبیر کوتاه، نشاندهنده عظمت جایگاه پیامبر اکرم(ص) در نگاه کسی است که بیش از هر کس با حقیقت وجودی ایشان آشنایی داشت.
همانندی برای او ندیدم
امیرمؤمنان(ع) در توصیف سیمای رسول خدا(ص) فرمودند:
«کَأَنَّ عَرَقَهُ فی وَجْهِهِ اللُّؤْلُؤُ وَ لَریحُ عَرَقِهِ أَطْیَبُ مِنَ الْمِسْکِ الْأَذْفَرِ... لَمْ أَرَ قَبْلَهُ وَ لا بَعْدَهُ مِثْلَهُ»؛[24]
«گویا عرق چهرهاش همچون مروارید بود و بوی عرق او از مشک ناب خوشبوتر بود... پیش از او و پس از او، همانندش را ندیدم.»
پاکترین سیره و اخلاق
امیرمؤمنان علی(ع) درباره شخصیت اخلاقی پیامبر اکرم(ص) میفرماید:
«حَتّی بَعَثَ اللّهُ مُحَمَّداً شَهیداً وَ بَشیراً وَ نَذیراً، خَیْرَ الْبَرِیَّةِ طِفْلاً وَ أَنْجَبَها کَهْلاً وَ أَطْهَرَ الْمُطَهَّرینَ شیمَةً»؛[25]
«تا آنکه خداوند محمد(ص) را برانگیخت؛ در حالی که گواه اعمال مردم، بشارتدهنده و بیمدهنده بود؛ بهترین مردم در کودکی، نجیبترین آنان در بزرگسالی و پاکترین پاکان از نظر سیره و اخلاق بود.»
استواری و ارادهای کمنظیر
تحول عظیمی که پیامبر اکرم(ص) در جامعه بشری پدید آورد، نیازمند ارادهای استوار، شجاعتی فوقالعاده و قدرتی کمنظیر در تحمل دشواریها بود.
امیرمؤمنان(ع) فرمودند:
«لا عَرَضَ لَهُ أَمْرانِ إِلّا أَخَذَ بِأَشَدِّهِما»؛[26]
«هرگاه دو کار در برابر او قرار میگرفت، دشوارترِ آن دو را برمیگزید.»
این ویژگی نشان میدهد که رسول خدا(ص) برای انجام مسئولیت الهی، از سختیها نمیگریخت و همواره آماده پذیرش دشوارترین مسئولیتها بود.
طبیبی در جستوجوی بیماران جان
یکی از زیباترین توصیفهای امیرمؤمنان(ع) از رسول اکرم(ص)، تشبیه آن حضرت به طبیبی است که خود در جستوجوی بیماران میرود.
در نهجالبلاغه آمده است:
«طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ أَحْکَمَ مَراهِمَهُ وَ أَحْمی مَواسِمَهُ، یَضَعُ ذلِکَ حَیْثُ الْحاجَةُ إِلَیْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْیٍ وَ آذانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَةٍ بُکْمٍ، مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَواطِنَ الْحَیْرَةِ»؛[27]
«او طبیبی است که با طب خویش در گردش است؛ مرهمهایش را بهخوبی آماده ساخته و ابزار درمان خود را مهیا کرده است. هر جا که نیاز باشد، آن را برای قلبهای کور، گوشهای ناشنوا و زبانهای لال به کار میگیرد و با داروی خویش در جستوجوی جایگاههای غفلت و سرگردانی است.»
در این بیان، پیامبر(ص) تنها منتظر مراجعه گمراهان نیست؛ بلکه خود برای یافتن و درمان دلهای گرفتار غفلت و حیرت به سراغ آنان میرود.
وجود پیامبر، امان اهل زمین
وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) مایه امان مردم از عذاب الهی بود.
امیرمؤمنان(ع) فرمودند:
«کانَ فِی الْأَرْضِ أَمانانِ مِنْ عَذابِ اللّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُما فَدُونَکُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّکُوا بِهِ؛ أَمَّا الْأَمانُ الَّذی رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللّهِ(ص) وَ أَمَّا الْأَمانُ الْباقی فَالِاسْتِغْفارُ.»
سپس به این آیه استناد فرمودند:
«وَ ما کانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ وَ ما کانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»؛[28]
«دو چیز در زمین مایه امان از عذاب خدا بود که یکی از آن دو برداشته شد؛ پس دیگری را دریابید و به آن چنگ زنید. امانی که برداشته شد، رسول خدا(ص) بود و امان باقیمانده، استغفار است.»[29]
بر اساس این کلام، اگرچه حضور ظاهری رسول خدا(ص) در میان مردم پایان یافته است، راه استغفار و بازگشت به سوی خدا همچنان بهعنوان یکی از اسباب امان الهی باقی است.
پیامبر؛ الگوی سادهزیستی و بیاعتنایی به دنیا
امیرمؤمنان علی(ع)، رسول خدا(ص) را بهترین الگو برای شناخت حقیقت دنیا و پرهیز از دلبستگی به آن معرفی میکند:
«وَ لَقَدْ کانَ فی رَسُولِ اللّهِ(ص) کافٍ لَکَ فِی الْأُسْوَةِ، وَ دَلیلٌ لَکَ عَلی ذَمِّ الدُّنْیا وَ عَیْبِها، وَ کَثْرَةِ مَخازیها وَ مَساویها، إِذْ قُبِضَتْ عَنْهُ أَطْرافُها وَ وُطِّئَتْ لِغَیْرِهِ أَکْنافُها، وَ فُطِمَ عَنْ رَضاعِها...»؛[30]
«برای تو در سیره رسول خدا(ص) الگویی کافی وجود دارد و راه و رسم زندگی او میتواند تو را به عیبها، زشتیها و رسواییهای دنیا راهنمایی کند؛ چراکه دنیا از هر سو از او بازداشته شد و برای دیگران گسترده گردید و او از شیر دنیا بازگرفته شد.»
امیرمؤمنان(ع) در جای دیگری از نهجالبلاغه، زهد و سادهزیستی پیامبر(ص) را چنین توصیف میکند:
«پیامبر دنیا را کوچک میشمرد و در چشم دیگران نیز آن را ناچیز جلوه میداد. آن را خوار میشمرد و نزد دیگران نیز خوار و بیمقدار معرفی میکرد. او میدانست که خداوند برای بزرگداشت مقامش، دنیا را از او دور ساخته و آن را به سبب ناچیز بودنش برای دیگران گسترانده است. پیامبر(ص) از جان و دل به دنیا پشت کرد و یاد آن را در دل خود میراند. دوست داشت زینتهای دنیا از چشم او دور باشد تا از آن لباس فاخری برای خود تهیه نکند و اقامت همیشگی در آن را آرزو ننماید.»[31]
سخن پایانی
آنچه قرآن کریم، سخنان رسول خدا(ص) و کلمات امیرمؤمنان علی(ع) درباره شخصیت پیامبر اسلام نشان میدهد، تصویری از انسانی است که در او عالیترین مراتب بندگی، علم، اخلاق، رحمت، شجاعت، زهد و مسئولیتپذیری جمع شده است.
او خاتم پیامبران و صاحب رسالتی جهانی است؛ پیامبری که رنج مردم برایش دشوار بود، برای هدایت آنان تلاش میکرد و حتی در برابر دشمنان، رحمت و خیرخواهی را از یاد نمیبرد. در عین برخورداری از والاترین مقام معنوی، زندگی سادهای داشت و از دلبستگی به مظاهر دنیا دوری میکرد.
شناخت پیامبر اکرم(ص) زمانی به ثمر مینشیند که این شناخت تنها به ستایش زبانی محدود نماند، بلکه اخلاق، رحمت، بندگی، سادهزیستی و خیرخواهی آن حضرت به الگویی برای زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان تبدیل شود.
پینوشتها
English