فاطمه (س)؛ پاسدار میراث غدیر
عناوین این مقاله
با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شویدمقدمه
هفتاد روز از حادثه بسیار مهم و تاریخى غدیر خم گذشته بود كه رسول مكرم اسلام (ص) دیده از جهان خاكى فرو بست و روح مطهرش به عالم ملكوت عروج كرد. جمعى كه از قبل خود را آماده چنین روزى كرده بودند، حال و هواى جامعه را براى ایجاد گرد و غبار، مناسب یافتند و با گِل آلودن نمودن آب، به دنبال گرفتن ماهى مراد خود رفتند. ستاره امیدى كه در غدیر خم طلوع كرده و آرامبخش دلهاى مؤمنان گشته بود، در لابلاى گرد و غبار فتنه، از دیدگان كم فروغ، محو شد. در میان ظلمت ارتحال آفتاب، شب پره ها به تكاپو افتادند و با هجوم به خانه وحى، تلاش مذبوحانه اى را براى فرونشاندن نور خدا آغاز كردند؛ غافل از آن كه نور خدا با آن دسیسه ها خاموش شدنى نیست.
گر چه در این حمله و هجوم، آتش به كاشانه تنها یادگار رسول خدا (ص) افتاد، و گل محمّدى مظلومانه در پشت در، پرپر گشت؛ اما در عین حال، او، قدِ خمیده از ظلم و ستم را برافراشت و با دست الهى خود به دامن ولایت آویخت و با تمسك به حبل الله المتین و با صلابت و شهامتى بى نظیر از حقانیت امیرمؤمنان (ع) سخن ها گفت، و از غربت او نشان ها داد.
رسول خدا (ص) فرمود: مَثَلِ امام (مثل على)، همانند كعبه است، كه مردم به سراغ آن مى روند، نه آن كه كعبه به سراغ مردم بیاید[1].
زهراى اطهر(س) دفاع جانانه اى از ولایت امیرمؤمنان (ع) نمود و در این راه، مشتاقانه جام پرافتخار شهادت را سر كشید و افتخار اولین شهید راه ولایت را تا ابد به نام خود ثبت كرد.
از جمله محورهایى كه در احتجاجات و سخنان حضرت زهرا (س) جلب توجه مى كند، نقل «حدیث غدیر» است كه موضوع نوشتار حاضر نیز همین مطلب است
چرا حضرت فاطمه زهرا (س) محور بحث قرار گرفته است؟
ویژگى هایى در شخصیت حضرت زهرا (س) هست كه موجب شده ایشان به عنوان محور اصلى بحث انتخاب شوند از جمله:
1- حضرت زهرا (س) نزدیك ترین نسبت را با رسول خدا (ص) داشت. او یگانه دختر رسول خدا (ص)بود كه نسل پاك نبوى از طریق او ادامه مى یافت و امامان از فرزندان ایشان بودند. احترام فوق العاده پیامبر خدا (ص) نسبت به این دختر، حاكى از شخصیت ممتاز او بود و سفارشه اى مكرر رسول خدا (ص) به مؤمنان درباره حفظ حرمت او، منزلت بس عالى او را براى همگان روشن ساخته بود. حضرت زهرا (س) بیش از همه، متوجه این موقعیت عالى بود و سنگینى بار مسؤولیت را نسبت به این جایگاه، بر دوش خود احساس مى كرد و به همین علت بیشترین تلاش خود را جهت استفاده كامل و مفید از این موقعیت، براى یارى دین خدا و امام حق به عمل آورد.
2-قرآن منزلتى رفیع و عظمتى خاصى براى حضرت فاطمه (س) تعریف كرده است. در آیه مباهله با تعبیر «نسائنا» [2]از ایشان یاد شده و در آیه تطهیر[3]، خداوند بر پاك و مطهر بودنشان شهادت داده است. در سوره «الانسان» [4]با یادآورى داستان اطعام یتیم و مسكین و اسیر و اخلاص وصف ناشدنى ایشان، از برترین پاداش هاى الهى در حق آنان یاد شده است. و در كوچكترین سوره قرآن یكى از بزرگترین عطایاى الهى به حضرت رسول (ص)، وجود نازنین زهراى اطهر، كه حقیقت كوثر است، معرفى شده[5] و در آیه مودّت[6]، محبت ایشان اجر رسالت نبوى (ص) به شمار آمده است.
همه این ها و آیات دیگر، بیانگر مقام رفیع معنوى و كمال عبودیت و عصمت ایشان بوده و جایگاه خاص هدایتى ایشان را در جامعه اسلامى تبیین مى نماید.
3-فاطمه زهرا (س) در دوران غربت اسلام به دنیا آمد و از همان اوان كودكى، در كانون اصلى مبارزه، با طعم سختى ها و مشكلات آشنا شد. هیچ كس مانند او شاهد زحمات طاقت فرسا و شبانه روزى رسول خدا (ص) نبود. گرد و غبار خستگى، با دستان كوچك او از رخسار مبارك رسول خدا (ص) پاك مى شد و در خلوت هاى پیامبر، او بود كه درد دلهاى پدر را به گوش جان مى شنید و با نثار محبت هاى خود او را غرق در سرور مى كرد و همانند مادرى دلسوز، سر حضرت را بر دامن مى گرفت و آرام بخش دلش مى گشت؛ آیا شخصیتى مانند زهرا (س) مى توانست در مقابل این مسأله، خاموش بنشیند و نگران نباشد؟
4- حضرت زهرا (س) همسرىِ امیرمؤمنان (ع) را بر عهده داشت كه دومین شخصیت ممتاز جهان اسلام؛ بلكه جهان بشریت بود. شناخت حضرت از شخصیت امیرمؤمنان (ع) عمیق ترین شناخت ها بود. آنچه را كه دیگران فقط شعاعى از على (ع) دیده بودند، ایشان با تمام وجود خود لمس كرده بود و از اخلاص و صفاى علوى و از سوز دل و خیرخواهى وى آگاه بود.
5- حضرت زهرا (س) شاهد نگرانى هاى رسول خدا (ص) و یاران نزدیك وى از وجود جریانات مخفى و مرموز در بطن جامعه بود كه در صدد بودند با دستیابى به قدرت، مسیر حكومت اسلامى را تغییر دهند.
با وفات رسول خدا (ص) نگرانى ها جدى تر شد و جریانات پنهان سر بیرون آوردند و از بحران به وجود آمده بیشترین استفاده را كرده و بر اوضاع مسلط شدند. زهراى اطهر (س) با آگاهى كامل از تدابیر رسول خدا (ص) جهت امامت امیرمؤمنان (ع) و با شناختى كه از شخصیت على (ع) داشت، كه یگانه فرد شایسته براى زمامدارى مسلمانان بود و با اطلاع از اوضاع سیاسى جامعه نوپاى اسلامى كه با صدها خطر مواجه بود، وظیفه خود مى دانست كه از حق الهى امیرمؤمنان (ع) دفاع نماید و در این راه، هیچ كوتاه نیاید. به همین دلیل بیشترین حمله نیز به ایشان شد و خشن ترین برخوردها با او صورت گرفت و آن حضرت نیز با كمال شجاعت و شهامت تا پاى جان ایستاد.
چه خصوصیاتى در حدیث غدیر هست كه محور اصلى بحث گشته است؟
گر چه شیعه براى اثبات ادعاى خود، مبنى بر امامت امیرمؤمنان (ع) و جانشینى ایشان نسبت به پیامبر دلایل فراوانى دارد؛ اما در این میان، حدیث غدیر از ویژگى ها و امتیازاتى برخوردار است كه آن را نسبت به دلایل دیگر، برتر و شاخص تر كرده است؛ از جمله:
1- علاوه بر محدثان شیعه كه همگى حدیث غدیر را نقل كرده اند، اغلب محدثان بزرگ اهل سنت و مورخان جهان اسلام حدیث غدیر را نقل و صحت آن را تأیید نموده اند؛ تا آنجا كه اگر كسى در صحت این حدیث تردید داشته باشد، باید به همه احادیث دیگر و حتى مسائل بدیهى اسلام نیز با دیده تردید بنگرد.
2- گرچه رسول خدا (ص) در فرصت هاى مختلف و موقعیت هاى متفاوت، بر امامت و جانشینى حضرت على (ع) تصریح كرده بودند؛ اما اعلام رسمى این مطلب مهم در «غدیر خم» بوده است. با توجه به این كه این اعلام بعد از«حجة الوداع» بود و همه مسلمانان متوجه نزدیك شدن حادثه رحلت پیامبر (ص) بودند و به طور طبیعى در انتظار معرفى جانشین ایشان به سر مى بردند؛ رسمیت بیشترى به روز غدیر داده بود.
3- اجتماع عظیم مردم نیز در غدیر خم، كم نظیر بود. بیشتر مسلمانان از مناطق مختلف و قبائل گوناگون، در آن جمع حضور داشتند و در حقیقت نقش پیك رسول خدا (ص) را بر عهده داشتند، تا «پیام غدیر» را به عنوان مهم ترین خبر حج آن سال به منطقه خود برده و دیگر مسلمانان را از این رویداد سرنوشت ساز آگاه سازند. با توجه به این نكته كه حج آن سال نیز آخرین حجى بود كه مسلمانان به همراهى رسول خدا (ص) برگزار كرده بودند و حالت وداع با آن حضرت را داشت، حساسیت حدیث غدیر بیشتر آشكار مى شود.
4- آماده كردن فضا براى اعلام این خبر مهم و سرنوشت ساز، تأثیر به سزایى در ماندگار شدن حادثه غدیرخم داشت. رسول خدا (ص) این اجتماع را در محلى تشكیل داد كه در آنجا راه هاى مختلف از هم جدا مىشد. مقدمه چینى هاى حضرت در سخنانش و سؤالاتى كه از مردم كردند و سپس صراحت كلام حضرت در معرفى امیرمؤمنان (ع) و بلند كردن دست وى و نشان دادن به مردم و اعلام رسمى خلافت وى، راه را براى هر نوع توجیه و تأویلى بست و «غدیر خم» را در تاریخ اسلام به طور قطعى و روشن به ثبت رساند.
5- آیه اى كه قبل از اعلام رسمى ولایت امیرمؤمنان (ع) نازل شد، بیانگر اهمیت فوق العاده غدیر بود و از سویى، بیانگر نگرانى هاى رسول خدا (ص) در این زمینه هست: «اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است كاملاً (به مردم) برسان، و اگر (این كار را) نكنى، رسالت او را انجام نداده اى. خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگه مى دارد و خداوند جمعیت كافران را هدایت نمى كند.»[7]
در قرآن چنین آیه تهدیدآمیزى خطاب به رسول خدا (ص) وجود ندارد و به صراحت اعلام نشدن ولایت على (ع) را، مساوى با عدم تبلیغ رسالت الهى معرفى مى نماید و در مقابل نگرانى هایى كه رسول خدا (ص) داشت، وعده حفظ و حراست به ایشان داده مى شود.
اما آیه اى كه بعد از اعلام ولایت على (ع) در غدیر نازل شد، موجى از سرور و شادى را در دل هاى مؤمنان پدید آورد و آرامش و اطمینان خاطرى به آنان بخشید:
«امروز كافران از (زوال) دین شما مأیوس شدند. بنابراین از آنها نترسید و از من بترسید! امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم »[8]
6- فرمان رسول خدا (ص) به همه مسلمانان حاضر در غدیرخم، مبنى بر بیعت با امیرمؤمنان (ع) نیز حادثه مهمى بود كه در همان روز اتفاق افتاد. به همین منظور، خیمه اى فراهم شد و على (ع) در آن خیمه نشست و مسلمانان یكایك با ایشان بیعت كردند و حتى روش خاصى براى بیعت زنان با حضرت تدارك دیده شد؛ تا آنان نیز با خلیفه رسول خدا (ص) بیعت نمایند.
به رغم صراحت سخنان رسول اكرم (ص) در غدیر و شفاف بودن مقصود ایشان، پس از ارتحال آن حضرت، مشكلات عدیده اى بروز كرد و مسیر ترسیم شده از طرف آن بزرگوار تغییر نمود. در چنین شرایطى بود كه حضرت زهرا (س) با موقعیت خاصى كه در میان امت مسلمان داشت، به حمایت از امیرمؤمنان (ع) برخاست و با استدلال هاى قوى و منطق متین، از حق الهى على (ع) دفاع نمود و با تأكید بر جریان غدیر خم و كلمات صریح رسول خدا (ص) در آن روز تاریخى، پرده از رخسار حقیقتِ غبار گرفته بر گرفت و مسلمانان را به بیعتى كه در غدیرخم با امیرمؤمنان (ع) داشتند، متوجه ساخت؛ تا براى چندمین بار، حجت بر آنان تمام شود و راه دفاع از حق تا ابد بر روى شیفتگان حق هموار گردد.
هركس را كه من مولاى او باشم، على نیز مولاى اوست
ابوالخیر محمد جزرى شافعى (متوفّاى 833 ق.) در كتاب أسنى المطالب فى مناقب سیّدنا علىّ بن ابىطالب با سند بسیار زیبایى، حدیث غدیر را از حضرت فاطمه (س) چنین نقل مى كند:
فاطمه، دختر امام علىّ بن موسى الرّضا (ع) از عمه هایش فاطمه، زینب و ام كلثوم، دختران امام موسى بن جعفر (ع) نقل مى كند كه آنان فرمودند: فاطمه دختر امام صادق (ع) از عمه اش فاطمه، دختر امام محمدباقر (ع) و او از عمهاش فاطمه دختر امام زین العابدین (ع) نقل مى كند كه فاطمه و سكینه دختران امام حسین (ع) از عمه شان ام كلثوم دختر امیرمؤمنان (ع) نقل مى كند كه مادرش فاطمه زهرا (س) دختر مكرم رسول خدا (ص) خطاب به مردم فرمود:
«أنسیتم قول رسول الله (ص) یوم غدیر خم: من كنت مولاه فعلىّ مولاه و قوله (ص): أنت منى بمنزلة هارون من موسى؛[9] آیا كلام رسول خدا (ص) را فراموش كردید كه در روز غدیر خم فرمود:«هركس را كه من مولاى او باشم، پس على نیز مولاى اوست.»و كلام دیگر رسول خدا (ص) كه فرمود: «یا على! جایگاه تو نسبت به من همانند موقعیت هارون نسبت به موسى (ع) مى باشد.»
نكته قابل توجه در این حدیث، اهتمام خاندان اهل بیت علیهم السلام به حدیث غدیر و حفظ آن است، به گونه اى كه پاسدارى از حریم ولایت با نقل مستمر حدیث غدیر در میان آنان و فرزندانشان، یك سیره دائمى شده بود و سعى و كوشش آن بزرگواران براى روشن ماندن چراغى كه رسول خدا (ص) در غدیر خم مشتعلش ساخته بود، بسیار جدى و قابل تأمل است.
در حقیقت، این اهتمام و جدیت، میراثى بود كه از حضرت فاطمه زهرا (س) به آنان رسیده بود. و درسى بود كه از مكتب آن بزرگوار تعلیم دیده بودند؛
نكته مهم دیگر حدیث، این است كه امامان معصوم علیهم السلام در تعلیم و تربیت فرزندان خود، فرقى بین دختران و پسران نم ىگذاشتند و همه آنان را از سرچشمه معارف ناب اسلامى سیراب مى ساختند و بار مسؤولیت حفظ امانت هاى الهى و یادگارهاى رسول خدا (ص) و فاطمه زهرا (س) را بر عهده آنان مى گذاشتند و آنان نیز با شایستگى، این امانت ها را به نسل هاى بعدى انتقال مى دادند. این حدیث، نمونه اى از احادیث «فاطمیات» است و نمونه هاى فراوان دیگرى نیز در ابواب مختلف وجود دارد.
به خدا سوگند! ولایت و رهبرى براى على (ع) است
پس از شهادت رسول مكرم اسلام (ص) اصحاب سقیفه برای اعتبار دادن به غصب خلافتی که انجام داده بودند بدنبال بیعت گرفتن از امیرالمومنین(ع) بودند. آنان در مقابل منزل حضرت گرد هم آمده و از ایشان خواستند به همراه آنان به مسجد برود؛ اما على (ع) امتناع ورزید.
بنابر تصریح ابن قتیبه در كتاب الامامة و السیاسة و دیگر مورخان، خلیفه دوم دستور داد هیزم و آتشى فراهم كنند و قسم یاد كرد كه اگر على (ع) از منزل خارج نشود، خانه را به آتش خواهد كشید. در این هنگام حضرت فاطمه (س) به پشت درب منزل آمد و خطاب به آن جماعت كه در بیرون منزل اجتماع كرده بودند، فرمود:
«لا عهد لی بقوم أسوء محضرٍ منكم تركتم رسول الله (ص) جنازة بین أیدینا و قطعتم أمركم فیما بینكم و لم تستأمرونا و لم تردّوا لنا حقّاً كأنّكم لم تعلموا ما قال یوم غدیرخم. والله لقد عقد له یومئذ الولاء لیقطع منكم بذلك منها الرجاء و لكنّكم قطعتم الاسباب بینكم و بین نبیّكم، والله حسیب بیننا و بینكم فىالدّنیا و الآخرة؛[10] من قومى همانند شما سراغ ندارم كه این چنین عهد شكن و بد برخورد باشند! پیكر رسول خدا (ص) را بر روى دستان ما گذاشته و رها كردید و عهد و پیمانى كه در میان خود داشتید، قطع كردید و برخلاف عمل نمودید، ولایت و رهبرى ما اهل بیت را انكار كردید، و زمام امر را از دست ما خارج ساختید، و هیچ حقى براى ما قائل نشدید؛ گویا از سخنان رسول خدا (ص) در روز غدیر خم آگاهى نداشتید! به خدا سوگند! رسول خدا در آن روز (غدیرخم) ولایت و رهبرى را براى على (ع) تعیین كرد، تا امید و طمع شما را از خلافت قطع نماید؛ ولى شما رشته هاى پیوند میان خود و پیامبر (ص) را پاره كردید. بدانید كه خداوند در دنیا و آخرت بین ما و شما داورى خواهد كرد.»
غدیرخم را فراموش كرده اید!؟
در دوران غربت بعد از پیامبر اكرم (ص)، كه توأم با اختناق نیز بود، از جمله جاهایى كه مردم مى توانستند با حضرت زهرا (س) دیدارى داشته باشند و سؤالاتشان را مطرح نمایند، در خارج از شهر مدینه، بر سر مزار شهداى احد و حمزه سیدالشهدا بود. از جمله كسانى كه در كنار مزار شهدا با حضرت زهرا (س) ملاقات كرده، محمود بن لبید (و یا اسید) است. او مى گوید:
پس از وفات رسول الله (ص) فاطمه زهرا (س) را در كنار قبر حمزه در احد مشاهده كردم، در حالى كه به شدت منقلب بود و اشك مى ریخت. صبر كردم تا آرام گرفت، آنگاه به حضور ایشان رسیدم و عرضه داشتم: اى بانوى من! سؤالى برایم پیش آمده است كه مى خواهم با شما در میان بگذارم .
فرمود: بپرس! عرض كردم: آیا رسول خدا (ص) قبل از وفات خود، تصریحى بر امامت على (ع) داشته است؟ و آیا از طرف ایشان نصّى بر این مطلب وجود دارد؟ فرمود:
«واعجباه! أنسیتم یوم غدیرخم؛ شگفتا و عجبا! آیا روز غدیر خم را فراموش كرده اید؟»
عرضه داشتم: روز غدیر را مى دانم (و آن غیر قابل انكار است)، از آن اسرارى كه رسول خدا (ص) با شما در میان گذاشته، مرا آگاه كنید، فرمود:
«اشهدالله تعالى لقد سمعته یقول: علىٌّ خیر من أخلّفه فیكم، و هو الامام والخلیفة بعدى، و سبطاى و تسعة من صلب الحسین أئمّة أبرار، لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادین مهدیّین، و لئن خالفتموهم لیكون الاختلاف فیكم الى یوم القیامة؛ خدا را شاهد مى گیرم كه شنیدم رسول خدا (ص) فرمود: على بهترین كسى است كه او را جانشین خود در میان شما قرار مى دهم. على امام و خلیفه بعد از من است، و دو فرزندم (حسن و حسین) و نه تن از فرزندان حسین پیشوایان و امامانى پاك و نیك هستند. اگر از آنها اطاعت كنید، شما را هدایت خواهند نمود، و اگر مخالفت ورزید، تا روز قیامت بلاى تفرقه و اختلاف در میان شما حاكم خواهد شد.»
پرسیدم: بانوى من! پس چرا على (ع) سكوت كرد، و براى گرفتن حق خویش قیام نكرد؟
حضرت زهرا (س) در پاسخ فرمود:
«یا اباعمر لقد قال رسول الله (ص): مثل الامام مثل الكعبة اذ تؤتى ولا تأتى ـ أو قالت: مثل علىّ ـ ثمّ قالت: أما والله لو تركوا الحقّ على أهله و اتبعوا عترة نبیّه لما اختلف فىالله اثنان، و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتى یقوم قائمنا التاسع من ولد الحسین، و لكن قدّموا من أخّره الله و أخّروا من قدّمه الله، حتى اذا ألحدوا المبعوث و أودعوه الجدث المجدوث، اختاروا بشهوتهم و عملوا بآرائهم، تبّاً لهم أو لم یسمعوا الله یقول:« و رَبُّكَ یَخْلُقُ مایَشاءُ وَ یَخْتارُ ماكانَ لَهُمُ الخِیَرَةُ»؟[11]بل سمعوا ولكنهم كما قال الله سبحانه: «فَاِنَّها لا تَعْمَى الاَبْصارُ وَلكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الّتى فی الصُّدُورِ»[12]هیهات بسطوا فى الدّنیا آمالهم و نسوا آجالهم، فتعساً لهم و أضلّ أعمالهم، أعوذبك یا ربّ من الحُور بعد الكَوْر؛ اى اباعمر، رسول خدا (ص) فرمود: مَثَلِ امام (مثل على)، همانند كعبه است، كه مردم به سراغ آن مى روند، نه آن كه كعبه به سراغ مردم بیاید.
سپس حضرت زهرا (س) ادامه داد:
آگاه باش! به خدا سوگند! اگر حق را به اهلش واگذار مى كردند و از عترت رسول خدا (ص) اطاعت م ىنمودند، دو نفر هم (در حكم خداوند) با یكدیگر اختلاف نمى كردند، و امامت همان گونه كه پیامبر خدا (ص) معرفى فرمود، از على (ع) تا قائم ما، فرزند نهم حسین، از جانشینى به جانشینى دیگر به ارث مى رسید. اما كسى (ابوبكر) را مقدم داشتند كه خدا او را كنار زده بود، و كسى (على) را كنار زدند كه خدا او را مقدم داشته بود. نتیجه آن شد كه محصول بعثت را انكار كردند و به بدعت ها روى آوردند، آنها هوا پرستى را برگزیدند و بر اساس رأى و نظر شخصى عمل كردند، هلاكت و نابودى بر آنان باد! آیا نشنیدند كلام خدا را كه فرمود:
«پروردگار تو هر چه بخواهد، مى آفریند و هر چه بخواهد، برمى گزیند، آنان (در برابر او) اختیارى ندارند.»
آرى شنیدند، همان گونه كه قرآن فرمود:
«چشم هاى ظاهر نابینا نمى شود، بلكه دل هایى كه در سینه هاست، كور مى شود.»
افسوس كه آنان آرزوها و هوسهاى خود را تحقق بخشیدند و از مرگ و قیامت غافل ماندند! خدا نابودشان گرداند و آنان را در كارهایشان گمراه كند.
پروردگارا! به تو پناه مى برم از كمى یاران پس از فراوانى آنان.» [13]
آیا جاى عذرآوردن باقى مانده؟
«غصب فدك» انتقامى بود كه از حضرت زهرا (س) در مقابل حمایت هایش از حق امیرمؤمنان (ع) گرفته مى شد. پافشارى حضرت بر دفاع از ولایت امیرمؤمنان (ع) و نگرانى هیئت حاكمه از تأثیر كلام حضرت زهرا (س) در میان مردم، آنان را واداشت تا با گرفتن فدك از ایشان، به دو هدف عمده برسند: از یك سو، به دیگر معترضان نشان دهند كه ایستادگى در برابر قدرت حاكمه هزینه هاى سنگینى دارد و از سوى دیگر، وانمود كنند كه مشكل اصلى هیئت حاكمه با حضرت زهرا (س) مسائل مالى و دنیوى است، نه مبحث دین و امامت و ولایت!
آنها مى دانستند كه خاندان رسول خدا(ص) و اهل بیت مطهّر، هیچ گونه دلبستگى به مال دنیا ندارند، و تمام همّ و غمّ آنان حفظ مكتب اسلام و پایدارى از اصالت آن است و اگر این واقعیت براى عامه مردم به اثبات برسد پایه هاى لرزان حكومت جدید، سست تر خواهد شد. بنابراین، نیازمند سوژه اى بودند كه اذهان مردم را به سوى دیگرى هدایت كنند و مشكل اصلى حكومت با خاندان رسول خدا (ص) را دعواى ارث و میراث و درد مال و منال جلوه دهند؛ لذا بهترین سوژه را گرفتن فدك یافتند، و با تحریف سخنان رسول خدا (ص) مشروعیتى براى كار ناپسندیده خود تدارك دیدند.
حضرت زهرا (س) كه به خوبى از اهداف آنان اطلاع داشت، فرصت را مغتنم شمرد و خطبه مشهور خود را در مسجد مدینه ایراد فرمود.
حضرت در این خطبه، حقایق فراوانى را با مردم در میان گذاشت، و پرده هاى تزویر و تحریف را كنار زد. او چنان مستدل و مستحكم سخن گفت كه خلیفه اول در برابر منطق قوى ایشان تسلیم شد و دستور باز گرداندن فدك را صادر نمود (گر چه با فاصله كمى مجدداً به دستور نخست خود بازگشت). نتیجه خطبه حضرت، بسیار جالب و قابل توجه است؛ بعد از آن خطبه تاریخى جمعى به حضرت زهرا (س) گفتند:
«یا بنت محمّد! لو سمعنا هذا الكلام منك قبل بیعتنا لأبى بكر ما عدلنا بعلىّ أحدا؛ اى دختر رسول خدا! اگر قبل از بیعت با ابوبكر این سخنان را از تو مى شنیدیم، به هیچ وجه كسى را بر على (ع) ترجیح نمى دادیم!»
اینجا بود كه حضرت در جواب آنان به جریان غدیر خم اشاره كرده، فرمود:
«هل ترك أبى یوم غدیرخم لأحد عذرا؟؛ آیا پدرم رسول خدا (ص) پس از حادثه غدیرخم، جایى براى عذرآوردن باقى گذاشته بود؟»
در كتاب دلائل الامامه نقل شده است: بعد از این كه حضرت زهرا (س) آن خطبه غرّا را ایراد فرمود، در هنگام بازگشت از مسجد، رافع بن رفاعه به دنبال حضرت آمد و خطاب به ایشان عرضه داشت:
«یا سیّدة النساء لو كان أبوالحسن تكلم فى هذا الأمر و ذكر للناس قبل أن یجرى هذا العقد ما عدلنا به احداً؛ اى سرور زنان! اگر على (ع) قبل از این كه مردم با ابوبكر بیعت كنند، با آنان سخن مى گفت و روشنگرى مى نمود، ما از او روی گردان نمى شدیم، و با فرد دیگرى بیعت نمى كردیم!»
حضرت زهرا (س) فرمود:
«الیك عنى فما جعل الله لأحد بعد غدیرخم من حجّة ولاعذر؛ مرا به حال خود بگذار، كه خداوند بعد از جریان غدیر خم براى هیچ كس عذر و بهانه اى قرار نداده است.»[14]
سخن آخر
در پایان، ذكر این نكته لازم است كه بعد از ارتحال رسول خدا (ص) و موفقیت حزب سقیفه در دستیابى به خلافت، مخاطبان حضرت زهرا (س) اغلب كسانى بودند كه در روز غدیر حضور داشتند و با چشم هاى خود رسول خدا (ص) را مشاهده كرده بودند كه دست على (ع) را بلند كرده و به مردم نشان داد. آنها با گوش هاى خود شنیده بودند كه پیامبر (ص) فرمود: «من كنت مولاه فهذا علىٌّ مولاه» و حتى اغلب آنان در آن روز با حضرت على (ع) دست بیعت داده و جانشینى رسول خدا (ص) را به وى تبریك گفته بودند. اگر به ندرت كسانى هم بودند كه در غدیر حضور نداشتند، آنان نیز اخبار قطعى آن را از مسلمانان حاضر در غدیر دریافت كرده بودند. دیگر شبهه اى در صحّت جریان غدیر وجود نداشت و از لحاظ فاصله زمانى هم كمتر از صد روز از جریان غدیر سپرى نشده بود، و احتمال فراموشى مردم به هیچ وجه قابل اعتنا نبود.
در چنین شرایطى كه مخاطبان، علم كافى داشته و بلكه خود در جریان غدیر حاضر و شاهد بودند، اما به هر دلیلى خود را به فراموشى زدند و گاهى نیز با عناد و لجاجت برخورد كردند، زمینه چندانى براى طرح واقعیت هاى روشن و غیر قابل انكار نبود، و جز براى اتمام حجّت و یا ثبت در حافظه تاریخ، براى بهره مندى آیندگان، ثمره دیگرى نداشت. به همین دلیل است كه در آن مقطع خاص، فقط دو مورد از امیرمؤمنان (ع) استناد به حدیث غدیر نقل شده است و عمده استشهادات حضرت على (ع) به جریان غدیر، در دوره پنج سال خلافت بود كه بسیارى از مخاطبان حضرت، غدیر خم را درك نكرده بودند و به دلیل فاصله زمانى زیاد، بعضى از اصحاب نیز ادعاى فراموشى مى كردند!
با این توضیح، سرّ این كه حضرت زهرا (س) فقط اشاره اى به غدیر مى نمایند، و اغلب به حالت سؤال كه آیا غدیر را فراموش كرده اید، و یا این كه آیا جاى عذر و توجیهى بعد از غدیر باقى مانده است، روشن مى گردد.
البته توجه به این نكته كه حضرت زهرا (س) با فاصله بسیار كمى بعد از رسول خدا (ص) به شهادت رسید، و تقریباً نصف این ایام را نیز در بستر بیمارى به سر برد، اهتمام خاص ایشان به یادآورى جریان «غدیر» در همین مدت كوتاه، روشن مى گردد!
English