لطفا منتظر باشید

راز «قرآن صاعد»

راز «قرآن صاعد»
آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، استاد برجستهٔ عرفان حضرت امام خمینی (ره)، از دعا به «قرآن صاعد» تعبیر کرده‌اند؛ تعبیری شگفت که امام (ره) نیز بارها در بیان و بنان خود از آن یاد کرده‌اند. اگر قرآن کریم «کلام نازل» خداوند از عرش به سوی زمین است، دعا «کلام صاعد» بنده از زمین به سوی عرش است. در این نوشتار، سرّ این تعبیر بلند و نسبت آن با روح عبادت را بررسی می‌کنیم.

عناوین این مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

قرآن صاعد، کلامی که از خاک به افلاک می‌رود

حضرت امام خمینی (ره) در سخنرانی‌ای در جمع اعضای جامعهٔ اسلامی بانوان شمیران، از قول استاد خویش چنین نقل می‌کنند:

«بعض از مشایخ ما می‌فرمودند: قرآن، قرآن نازل است، آمده است به طرف پایین و دعا از پایین به بالا می‌رود، این قرآن صاعد است»[1]

براین اساس، همان‌گونه که قرآن کریم از جانب پروردگار برای هدایت انسان فرو فرستاده شده، دعا نیز سخنی است که از دل بنده برمی‌خیزد و به درگاه الهی صعود می‌کند. قرآن، مسیر «وحی از بالا به پایین» را نشان می‌دهد و دعا، مسیر «راز و نیاز از پایین به بالا» را. تعبیر «قرآن صاعد» دقیقاً به این حرکت رو به سوی آسمان اشاره دارد؛ حرکتی که قرآن نیز به آن تصریح کرده است:

«إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ...» (فاطر، ۱۰)

سخن پاکیزه به سوی او بالا می‌رود.

امام (ره) در جای دیگر، «صحیفهٔ سجادیه» را نمونهٔ کامل قرآن صاعد می‌خوانند و می‌فرمایند:

«صحیفه کامله سجادیه، نمونه کامل قرآن صاعد است و از بزرگترین مناجات عرفانی در خلوتگاه انس است که دست ما کوتاه از نیل به برکات آن است؛ آن کتابی است الهی که از سرچشمه نور اللّه نشأت گرفته و طریقهٔ سلوک اولیای بزرگ و اوصیای عظیم‌الشأن را به اصحاب خلوتگاه الهی می‌آموزد.»[2]

ارزش دوگانهٔ دعا؛ هم گره‌گشایی، هم تقرب

خداوند در قرآن کریم، دعا را هم‌سنگ «عبادت» دانسته و ترک‌کنندگان متکبر آن را به عذابی سخت تهدید کرده است:

«ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ» (غافر، ۶۰)

پروردگارتان گفته است: «مرا بخوانید تا شما را پاسخ گویم. کسانی که از عبادت من سر باز زنند و تکبر ورزند، به زودی با ذلت وارد دوزخ خواهند شد.»

دقت در این آیه نشان می‌دهد که دعا دو ارزش بنیادین دارد:

۱. ارزش مقدمی؛ کلید گشایش درهای بسته

بخش اول آیه (ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ) به این بُعد اشاره دارد. انسان نیازها و خواسته‌هایی دارد و دعا یکی از مهم‌ترین ابزارهای تحقق آن‌هاست. دعا گره از کارهای فروبسته می‌گشاید، امواج گرفتاری را از سر راه برمی‌دارد و چه در بلایای طبیعی و چه در تلاطم‌های درونی، پناهگاهی مطمئن برای بنده است.

۲. ارزش ذاتی؛ عین عبادت و مایهٔ تقرب

بخش دوم آیه (إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی) به این بُعد نظر دارد. فراتر از برآورده شدن حاجت، اصلِ دعا و زمزمه کردن با معبود، خود یک «عبادت» و هدف خلقت است. خداوند دوست می‌دارد که بنده حالت دعا را درک کند، فارغ از آن‌که به مقصود مشخص خود برسد یا نرسد. از همین روست که در روایات، گاه تأخیر در استجابت دعا، نه از سر بی‌اعتنایی، بلکه برای ماندگار شدن بنده در حالت تضرع و ارتباط با معبودش دانسته شده است[3]

جایگاه رفیع دعا در کلام معصومان (ع)

در روایات اهل بیت (ع)، دعا نه صرفاً یک خواستهٔ شخصی، بلکه برترین مصداق عبادت و محبوب‌ترین عمل نزد خداوند شمرده شده است:

  • امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند:

  «محبوب‌ترین اعمال در زمین نزد خداوند، دعا است.»[4]

  • امام صادق (ع) می‌فرمایند:

  «دعا، خودِ عبادت است.» [5]

  • و رسول خدا (ص) جایگاه آن را چنین توصیف می‌کنند:

  «دعا، مغز و اساس عبادت است.»[6]

  • همچنین حضرت صادق (ع) به حقیقت والاتری اشاره می‌کنند:

  «همانا نزد خداوند عزّوجلّ مقام و منزلتی است که جز با درخواست (و دعا) به دست نمی‌آید.»[7]

این روایات همگی ناظر به ارزش ذاتی دعا هستند؛ یعنی حتی اگر حاجتی برآورده نشود، نفسِ راز و نیاز با حضرت حق، گوهر وجودی آدمی را صیقل می‌دهد و او را به مقاماتی می‌رساند که از راه‌های دیگر دست‌یافتنی نیست.

سخن پایانی

«قرآن صاعد» تعبیری است که نگاه ما را به دعا از یک «فهرست درخواست‌ها» به «هم‌نشینی با کلام الهی» ارتقا می‌دهد. همان‌طور که قرآنِ نازل، ریسمان هدایت از آسمان به زمین است، دعای مؤمن نیز ریسمان صعود از زمین به آسمان است. کافی است در خلوت خویش، نه فقط برای رفع نیاز، بلکه برای لذتِ گفت‌وگو با معبود زمزمه کنیم؛ آن‌گاه است که سخنمان رنگ «کلمهٔ طیّبه» می‌گیرد و تا عرش الهی اوج می‌گیرد.


پی‌نوشت‌ها:
 
[1] سخنرانی امام خمینی (ره)، ۲۱/۴/۱۳۵۹، حسینیهٔ جماران
[2] صحیفهٔ امام، ج ۲۱، ص ۲۰۹
[3] حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۷، ص ۶۱
[4] کلینی، کافی، ج ۲، ص ۴۶۸
[5] حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۷، ص ۳۴
[6] همان، ص ۲۷
[7] کلینی، کافی، ج ۲، ص ۴۶۷
منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه