
اصحاب "الرس" و عید پایان هر ماه!

در طول تاریخ اقوام مختلفی در روی زمین زندگی می کردند که برخی از آنها کارکتر مثبت و برخی منفی داشته اند. خداوند به جهت هدایت مردم، پیامبرانی را برای اقوام مختلف فرستاده تا آنان را هدایت کند. بسیاری از این اقوام به جهت عدم تبعیت، هلاک شدند.
در قرآن کریم، سخن از اصحاب الرسّ به میان آمده است، در آیه ۱۲ سوره ق، که از تکذیب آنها از پیامبرشان، سخن گفته شده، دوم در آیه ۳۸ فرقان، که بیانگر هلاکت و عذاب شدید اصحاب رسّ در ردیف قوم عاد و ثمود است، که همانند آنها بر اثر عذاب الهى ریشه کن و نابود شدند.
«رَسْ» در اصل به معنای اثر مختصر است، و جمعی از مفسران بر این عقیده اند که رَسْ به معنای چاه است. به هر حال نامیدن این قوم به این نام بدان علت است که اثر بسیار کمی از آنها بجا مانده یا به جهت آن است که آنها چاههای آب فراوان داشتند و یا بدان خاطر است که آنها بوسیله فروکشیدن چاههایشان هلاک و نابود شدند. رس واژهای سامى است كه ریشه در زبانهای قدیم داشته، و در آرامى و عبری به معنای شكستن است. مسلمانان در پى یافتن اطلاعاتى درباره این قوم بودند و در طى زمان، اقوال، روایات و قصصى مختلف پیرامون آن در آثار گوناگون پدید آید.
اختلاف روایات درباره این قوم تا آنجاست كه حتى گاه رس را علمى جغرافیایى همچون نامى برای یك دیار، كوه یا نهر دانستهاند و گاه آن را نامى برای یك طایفه و قومى خاص ذكر كردهاند.
داستان تاریخی درباره این قوم وجود دارد که از زبان امیرالمومنین علی علیه السلام صادر شده است و مطالعه آن جذاب می باشد اما محل تامل است و چون فاصله و بعد تاریخی بسیاری از زمان معاصر تا آن زمان وجود دارد که تصحیح یا تضعیف داستان مذکور، مشکل رخ می نماید. فردی از قبیله تمیم که از اشراف آن قوم بوده است محضر امام رسیده و در مورد قوم مذکور سوالاتی می پرسد و امام به ایشان پاسخ می دهند.
در طول تاریخ اقوام مختلفی در روی زمین زندگی می کردند که برخی از آنها کارکتر مثبت و برخی منفی داشته اند. خداوند به جهت هدایت مردم، پیامبرانی را برای اقوام مختلف فرستاده تا آنان را هدایت کند. بسیاری از این اقوام به جهت عدم تبعیت،هلاک شدند.
پاسخ امام چه بود؟
اى تمیمى! داستان آنان چنین بود که: درخت صنوبرى را به نام «شاه درخت» مىپرستیدند، این درخت را یافث بن نوح بر کنار چشمهاى به نام «دوشاب» غرس کرده بود و این چشمه بعد از طوفان، براى نوح علیه السّلام حفر شده بود و علّت نامگذارى آنان به اصحاب الرّسّ این بود که خانههاى خود را در زمین حفر مىکردند، (رسّ یعنى حفر کردن یا پنهان کردن) و زمانشان بعد از سلیمان بن داود علیهما السّلام بود. دوازده قریه در کنار نهرى از مشرق زمین به نام رسّ داشتند، آن رود نیز به نام آنان رسّ نامیده شده بود. در آن روزگار نهرى پرآبتر و شیرینتر از آن روى زمین نبود و قریههایى بیشتر و آبادتر از آنها وجود نداشت، نام آنها به ترتیب عبارت بود از: آبان، آذر، دى، بهمن، اسفندار، فروردین، اردیبهشت، خرداد، مرداد، تیر، مهر، شهریور، و بزرگترین شهر آنان، اسفندار بود که پادشاه در آن مىزیست، نام او ترکوذ بن غابور بن یارش ابن سازن بن نمرود بن کنعان بود که این آخرین فرعون زمان ابراهیم علیه السّلام بود. و در هر ماه از سال، در هر قریه، عیدى معیّن کرده بودند که اهل آن قریه جمع شده و بر درخت بزرگ آن آبادى، پشه بندى از حریر که داراى انواع نقش و نگار بود نصب مىکردند، سپس گاو و گوسفندهائى آورده و براى درخت قربانى مىکردند و بر آن قربانىها هیزم ریخته، آتش مىزدند و آنگاه که دود آن قربانىها به هوا رفته و بین آنها و آسمان حائل مىشد و دیگر نمىتوانستند آسمان را ببینند، در برابر درخت، به سجده مىافتادند و گریه و زارى مىکردند تا از آنها راضى شود، و شیطان نیز مى آمد و شاخههاى درخت را حرکت مى دادو از تنه آن همچون کودکى فریاد مىزد که: اى بندگانم! از شما راضى شدم، راحت و خوشحال باشید، آنان هم سر از سجده برداشته، شراب مىنوشیدند و موسیقى مىنواختند و سنج مىزدند و آن روز و شب را به همان حال سپرى مىکردند و سپس مىرفتند.(*)
داستان روایت تا بدین صورت پیش می رود که پیامبری از بنی اسرائیل از جانب خداوند برای هدایت این قوم ارسال می شود که بر اساس آنچه که قرآن نیز می فرماید،هدایت پیامبر خویش را نپذیرفته و به هلاکت رسیدند. نکته مهم در خصوص این روایت که داستان گونه یا اسطوره ای بدان اشاره شده است، باید اشاره کرد که تایید و تصدیق این گونه روایات به جهت آنکه بعد زمانی وجود دارد و بررسی های علمی آن دشوار است تنها به ذکر داستان تاریخی اشاره می گردد و بیان می گردد که چنین مواردی در آثار کهن یافت می گردد.
منابع: دانشنامه موضوعی قرآن کریم
* برای اطلاعات بیشتر می توان به منابعی همچون: عیون اخبارالرضا،بحارالانوار و.. مراجعه کرد.
فرآوری: محمد باعزم