در بسیاری از منابع تاریخی و رجالی، عون بن عبدالله بن جعفر، فرزند حضرت علی علیهالسلام معرفی نشده است؛ بلکه عونِ مشهور در واقعه کربلا، فرزند عبدالله بن جعفر و حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها است. با این حال، در برخی منابع متأخر، درباره شخصیت و حضور عون در کربلا مطالبی نقل شده که نیازمند بررسی تاریخی است.
برخی از نویسندگان متأخر، از جمله مؤلف کتاب «روضهالشهدا»، عون را از شهدای کربلا دانسته و درباره فضایل، شجاعت و چگونگی شهادت او مطالبی آوردهاند. در این گزارشها آمده است که:
عون چهرهای زیبا و سیرتی نیکو داشت و پس از شهادت امام علی علیهالسلام، همراه با امام حسن و امام حسین علیهماالسلام بود. او در نهایت همراه کاروان امام حسین علیهالسلام از مدینه به سوی کربلا حرکت کرد و در روز عاشورا در دفاع از امام زمان خویش به شهادت رسید.
مامقانی درباره حضور عون در روز عاشورا نقل میکند که او پس از شهادت شمار زیادی از یاران امام حسین علیهالسلام، نزد آن حضرت آمد و اجازه میدان خواست.
امام حسین علیهالسلام به او نگریست و فرمود:
«یا أَخی أَ استَسلَمتَ لِلمَوت؟»
یعنی:
«برادرم! آیا آماده مرگ شدهای؟»
عون پاسخ داد:
«چگونه تسلیم مرگ نشوم، در حالی که شما را تنها و بییاور میبینم؟»
امام حسین علیهالسلام نیز برای او دعا کرد و فرمود:
«خداوند پاداش نیک به تو عطا فرماید.»
بر اساس نقل مؤلف روضهالشهدا، عون پس از شهادت حضرت عثمان بن علی علیهالسلام از امام حسین علیهالسلام اجازه گرفت و روانه میدان نبرد شد.
او با شجاعت فراوان به سپاه دشمن حمله کرد و شمار زیادی از آنان را به هلاکت رساند. در ادامه، گروهی از سپاه دشمن به فرماندهی ابنالاهجار که گفته شده شامل دو هزار نیروی پیاده و سواره بودند، او را محاصره کردند؛ اما عون توانست حلقه محاصره را بشکند و دوباره به خدمت امام حسین علیهالسلام بازگردد.
امام حسین علیهالسلام از دلاوری او تمجید کرد، او را در آغوش گرفت و سر و رویش را بوسید و از وی خواست اندکی استراحت کند و سپس به میدان بازگردد.
عون در پاسخ گفت:
«میخواستم بار دیگر به دیدار شما نائل شوم و این خواستهام برآورده شد.»
سپس به فرمان امام حسین علیهالسلام، اسب ادهم ـ که گفته شده بود حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام آن را به او هدیه داده بود ـ را آماده کردند و عون بار دیگر به میدان رفت.
در ادامه نبرد، هنگامی که عون زخمی شد، صالح بن یسار که در دوران حکومت امام علی علیهالسلام به سبب شرابخواری از سوی عون مجازات شده بود، برای انتقامگیری نزد او آمد و به دشنامگویی پرداخت.
عون در پاسخ به حمله او، صالح بن یسار و برادرش بدر را به هلاکت رساند؛ اما سرانجام به دست خالد بن طلحه به شهادت رسید.
گفته شده است که عون در آخرین لحظات زندگی خود این ذکر را بر زبان جاری کرد:
«بِسمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ عَلى مِلَّةِ رَسولِ الله»
«به نام خدا، به یاری خدا و بر آیین رسول خدا.»
رجزی که برخی از معاصران به عون بن عبدالله نسبت دادهاند، چنین نقل شده است:
أُقاتِلُ القَومَ بِقَلبٍ مُهتَدٍ
أَذُبُّ عَن سِبطِ النَّبِیِّ أَحمَدِ
أَضرِبُکُم بِالصّارِمِ المُهَنَّدِ
حَتّى تَحیدوا عَن قِتالِ سَیِّدی
ترجمه:
«با قلبی هدایتیافته با این گروه میجنگم و از فرزند پیامبر، احمد، دفاع میکنم.
شما را با شمشیر برّان هندی میزنم تا از جنگ با سرورم روی برگردانید.»
عون بن عبدالله از جمله جوانانی است که در نقلهای مربوط به واقعه عاشورا، به عنوان یکی از مدافعان امام حسین علیهالسلام معرفی شده است. شجاعت، وفاداری و فداکاری او در راه حمایت از حجت خدا، تصویری از روحیه یاران عاشورا ارائه میدهد؛ یارانی که جان خویش را در راه دفاع از حق و حقیقت فدا کردند.
نکته تاریخی: درباره برخی جزئیات زندگی و نحوه شهادت عون، میان منابع تاریخی تفاوتهایی وجود دارد و بسیاری از گزارشهای تفصیلی مربوط به نبرد او در منابع متأخر نقل شده است.