در منابع كهن هيچ نام و نشانى از او به چشم نمىخورد و تنها فاضل دربندى در دو كتاب خود، اسرار الشهادة و جواهر الايقان از او نام برده و وى را در شمار شهيدان كربلا قلمداد كرده است و مىگويد: وى فرزند مالك اشتر (يار نزديك اميرمؤمنان على عليه السلام) و برادر ابراهيم بن مالك است.
پس از شهادت حبيب بن مظاهر به ميدان رفت و اين رجز را خواند:
نَفْسى فِداكُمْ طاعِنُوا وَجالِدُوا حَتَّى يُبانَ مِنْكُمُ الْمُجاهِدُ
وَارْجُلًا تَتْبَعها سَواعِدُ فى نَصْرِ مَولاىَ الْحُسَيْنِ الْعابِدُ
بِذاكَ اوْصانا ...
الْوالِدُ بِنَصْرِ ابْنِ الْمُرْتَضى يا جُحَّدُ
[اى ياران حسين!] جانم فدايتان! شمشير و نيزه بزنيد تا مجاهدان شناخته شده و جدا گردند
و پاها و در پى آن بازوان، در يارى سرور عابدم حسين عليه السلام قطع شود
اى انكاركنندگان! پدر، ما را به يارى فرزند مرتضى سفارش كرده است
وى در هنگام مبارزه، پرچمداران لشكر ابنسعد را مورد حمله قرار داد؛ و گروهى از آنان را به هلاكت رساند.
او پس از لحظههايى استراحت در ميدان جنگ، بار ديگر بر آن جماعت حمله برد و اين شعر را خواند:
يا لَكَ يَوْماً كاسِفاً وصَعْبا يا لَكَ يَوْماً لا يُوارى كَرْبا
يا ايُّها الْباغِى الَّذى ارْتَكَبا فَلا نَخافُ الْمَوْتَ كمّا قَرُبا
لِأَنَّ فينا بَطَلًا مُجرَّبا اعْنِى الْحُسَينَ عِنْدَنا مُحبَّبا
فَالنَّفْسُ فينا لِلْقِتالِ تَطْلُبا نَفْديهِ بِالْامِّ ولا نَبْغِى الْابا
چه روزهاى سخت و ترسناكى در پيش دارى، روزهايى كه سختى و رنج آن پوشيده نيست!
اى ستمگرى كه مرتكب ظلم گشتهاى، ما از مرگ هنگامى كه نزديك شود، نمىهراسيم!
چون حسين عليه السلام آن شجاع آزموده و محبوب، در ميان ما است، جانهاى ما خواهان جنگ است، و پدر و مادر خود را فداى حسين عليه السلام خواهيم كرد.
او در حملهاش نزديك به پانصد سوار از شجاعان دشمن را به هلاكت رساند و آنقدر جنگيد تا به فيض شهادت نائل شد.