قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

شكر او را از فقر نجات داد

سمع بن عبدالملك مى گويد : در سرزمين منى در محضر حضرت صادق (عليه السلام)به خوردن انگور مشغول بوديم . ناگاه فقيرى وارد شد و از حضرت درخواست كمك كرد . حضرت فرمود : مقدارى انگور به او بدهيد . هنگامى كه انگور به او دادند از گرفتن خوددارى كرد و آن را برگرداند و گفت : اگر پول بدهيد مى گيرم ! حضرت صادق (عليه السلام) فرمود : خدايت عطا كند . فقير رفت و برگشت و گفت : انگور را بدهيد . آن حضرت فرمود : خدايت عطا كند !آنگاه نيازمندى ديگر آمد و درخواست كمك كرد ، حضرت سه دانه از يك خوشه برداشتند و به او دادند ، فقير سه دانه انگور را گرفت و گفت :الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمِين الَّذِى رَزَقَنِى .« همه سپاس و ستايش ويژه خداست كه پروردگار جهانيان است ، آن پروردگارى كه اين سه دانه انگور را روزى من قرار داد » .حضرت به او فرمودند : صبر كن ، پس هر دو دست خود را پر از انگور كردند و به او دادند . دوباره گفت : الحَمدُ لِلّه ربِّ العالَمين . باز حضرت به او فرمودند : صبر كن ، سپس به خادم خود فرمود : چه اندازه درهم و دينار نزد توست ؟ خادم بيست درهم آورد و گفت : به همين اندازه درهم نزد ما مانده است . حضرت بيست درهم را به فقير داد ، چون بيست درهم را گرفت گفت :الحَمْدُ لِلّهِ هَذا مِنْكَ وَحْدَكَ لاَ شَرِيكَ لَكَ .« همه سپاس و ستايش ويژه خداست ، خدا اين عطا و بخشش از حضرت توست ، تويى يگانه اى كه شريك و همتا ندارى » .حضرت صادق (عليه السلام) به او فرمود : صبر كن ، پس پيراهن مبارك را از بدن درآورده به او عطا كردند و فرمودند : اين پيراهن را بپوش . چون پيراهن را پوشيد ، گفت :الحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى كَسَانِى وَسَتَرَنِى يَا أَبا عَبداللّهِ اَو قَالَ جَزَاكَ اللّهُ خَيْراً .« همه سپاس و ستايش ويژه خداست كه مرا لباس پوشانيد ، و عرضه داشت يا ابا عبداللّه ، يا آن كه گفت : خدا تو را جزاى خير دهد » .با همين دو كلمه كوتاه از آن حضرت سپاسگزارى كرد و بيرون رفت.

برگفته از کتاب داستانهای عبرت آموز

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه