پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

حكايتى عجيب از شهيد ثالث درباره تأثير يك ناله پاك‏

حكايتى عجيب از شهيد ثالث درباره تأثير يك ناله پاك‏

يكى از علما از شهيد ثالث- مدفون در قزوين كه به دست ناپاك حزب ننگين بهائيّت در محراب عبادت به وقت سحر به شرف شهادت رسيد- حكايت مى‏كنند كه:

وقتى شيخ جعفر كبير- معروف به كاشف الغطا- وارد قزوين شد، به منزل برادرم حاج ملّا محمد صالح منزل كرد و آن مكان بستان بزرگى بود.

مهمانان هر يك در جايى خوابيدند، من هم در گوشه باغ به استراحت پرداختم. چون پاسى از شب گذشت، حس كردم شيخ مرا آواز مى‏دهد كه برخيز و نماز شب بجاى آر، عرضه داشتم كه برمى‏خيزم، پس شيخ از من گذشت و من ديگر بار چشمم گرم شد، ناگاه حس كردم احوالم متغيّر شد و گويى درد دلى عارض من گشت، از شدّت درد برخاستم، معلومم شد اين تغيير حال به جهت آوازى است كه مى‏شنوم، از پى آن صدا و آواز روانه شدم، چون به نزديك منبع صدا رسيدم، ديدم شيخ جعفر كاشف الغطا با نهايت خضوع و خشوع و تضرع به مناجات با قاضى الحاجات مشغول است، ناله پاك او آن چنان در قلب من اثر كرد كه مدت بيست و پنج سال است از پى آن ناله، به نيمه شب برمى‏خيزم و با حضرت دوست به مناجات مى‏نشينم!!

منبع
  • پایگاه عرفان