پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

داغِ علی‌اکبر

داغِ علی‌اکبر

در داغ علی‌اکبر(ع)، خیمه‌ها لرزید؛ حسین(ع) بر پیکر جوانش گریست و زینب(س) با قلبی شکسته، خود را به بالین یادگار برادر رساند.

عناوین مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

وداع امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) با حضرت علی‌اکبر(ع)

شهادت حضرت علی‌اکبر(ع) از جان‌سوزترین صحنه‌های روز عاشورا بود؛ صحنه‌ای که در آن، امام حسین(ع) در برابر پیکر جوان برومند خویش ایستاد و حضرت زینب(س) نیز با قلبی اندوهگین و بی‌تاب، خود را به بالین یادگار برادر رساند.

حضور امام حسین(ع) بر بالین علی‌اکبر(ع)

هنگامی که امام حسین(ع) از شهادت علی‌اکبر(ع) باخبر شد، از خیمه بیرون آمد و به بالین جوانش رفت. آن حضرت در حالی که می‌گریست و اشک اندوه از دیدگانش جاری بود، فرمود:

«جوان من! خداوند بکشد آنان را که تو را کشتند. چه بسیار این مردم بی‌حیا بر خدا گستاخ شدند و چگونه پرده حرمت رسول خدا(ص) را دریدند.»

سپس فرمود:

«پس از شهادت تو، خاک بر سر دنیا و زندگانی آن.»[1]

در نقل دیگری آمده است که امام حسین(ع) با شتاب به بالین فرزندش آمد، ایستاد و فرمود:

«قَتَلَ اللهُ قَوْماً قَتَلُوکَ، یا بُنَیَّ، ما أَجْرَأَهُمْ عَلَی الرَّحْمٰنِ وَ انْتِهَاکِ حُرْمَةِ الرَّسُولِ.»

«خداوند آن قوم را بکشد که تو را کشتند. ای پسرم! چه بسیار این مردم بر خداوند گستاخ شدند و حرمت رسول خدا(ص) را دریدند.»

اشک از چشمان امام سرازیر شد. سپس فرمود:

«عَلَی الدُّنْیا بَعْدَکَ الْعَفا.»

«بعد از تو، خاک بر سر دنیا.»[2]

بی‌تابی حضرت زینب(س) در کنار پیکر علی‌اکبر(ع)

حضرت زینب(س) نیز هنگامی که از شهادت یادگار برادرش آگاه شد، با شتاب از خیمه بیرون آمد. او با ناله‌ای اندوهناک، برادر و برادرزاده‌اش را صدا می‌زد تا آن‌که بی‌تاب شد و خود را بر پیکر علی‌اکبر(ع) افکند.

امام حسین(ع) که خواهر خود را سخت اندوهگین دید، پیش آمد، او را از روی پیکر فرزند بزرگوارش برداشت و به سوی خیمه‌ها روانه کرد. سپس به جوانان بنی‌هاشم فرمود:

«اکنون بیایید و پیکر برادرتان را بردارید.»

آنان به فرمان امام آمدند و پیکر پاکیزه یادگار حیدر کرار را برداشتند و در برابر خیمه‌ای که مقابل آن کارزار می‌کردند، نهادند.[3]

گزارش حمید بن مسلم از این صحنه

حمید بن مسلم می‌گوید:

گویی اکنون زنی را می‌بینم که مانند خورشید طلوع کرده و آشکار شده است. او برای کشته‌شدن علی‌اکبر، که هجده ساله یا بیست و پنج ساله بود، با شتاب از خیمه بیرون آمد و با فریاد و ناله می‌گفت:

«ای حبیب و دوست من! ای میوه دلم! ای روشنی چشمانم!»

پرسیدم: این زن کیست؟

گفته شد: او زینب، دختر علی(ع)، است.

پس آمد و بر پیکر علی‌اکبر(ع) افتاد. امام حسین(ع) آمد، دست او را گرفت و وی را به خیمه بازگرداند. سپس رو به جوانان خود کرد و فرمود:

«برادرتان را بردارید.»

آنان پیکر علی‌اکبر(ع) را از محل شهادتش برداشتند و آوردند و نزد خیمه‌ای که در برابر آن می‌جنگیدند، نهادند.[4]

راز پیش‌دستی حضرت زینب(س)

در برخی نقل‌ها آمده است که حضرت زینب(س) زودتر از برادرش، امام حسین(ع)، به بالین علی‌اکبر(ع) رفت؛ زیرا می‌دانست امام حسین(ع) علاقه بسیار زیادی به علی‌اکبر(ع) دارد و اگر او را کشته ببیند، ممکن است روح از بدنش مفارقت کند.

از این رو، حضرت زینب(س) با این کار، توجه امام را به سوی ناموس و حرم اهل‌بیت(ع) معطوف ساخت؛ زیرا برای انسان‌های غیور، حفظ ناموس و اهل حرم، امری بسیار مهم است.[5]

استقبال بانوان حرم از پیکر علی‌اکبر(ع)

در روایت دیگری آمده است که بانوان حرم، در حالی که حضرت زینب(س) جلودار آنان بود، به استقبال پیکر علی‌اکبر(ع) شتافتند. هنگامی که حضرت زینب(س) به پیکر آن جوان رسید، آن را در آغوش گرفت و با شور و هیجانی عجیب، قلبی پردرد و جانی سوخته، صدا می‌زد:

«علی جان! علی جان!»[6]

نویسنده: عباس عزیزی


پی‌نوشت‌ها

[1] کتاب الارشاد، ص ۴۵۹.
[2] ترجمه ارشاد مفید، ج ۲، ص ۱۱۰.
[3] کتاب الارشاد، ص ۴۵۹.
[4] الحوادث و الوقایع، ج ۳، ص ۲۳.
[5] معالی السبطین، ج ۱، ص ۴۱۵.
[6] سوگنامه آل محمد، ص ۲۸۰.
منبع
  • 200 داستان از فضايل ، مصايب و كرامات حضرت زينب (ع)