پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

داستان رهائى و نجات از بركت بسم‏الله‏

داستان رهائى و نجات از بركت بسم‏الله‏

آورده‏اند كه بشر حافى در بدايت جوانى، رندى بود پرده حيا از پيش برداشته، و به شوخ چشمى و بى‏باكى رايت فاسقى و ناپاكى برافراشته، پيوسته مسكن او در خرابات و مصاحب خراباتيان بودى و اسباب فساد مهيا ساختى، هر شام در پرده ظلام جان معصيت به كام رسانيدى، و هر صباح از چنگ خميده قامت، نواى حى على الصبوح شنيدى.

روزى افتان و خيزان چنان كه عادت مستان و طريق هواپرستان باشد، در كوچه‏اى مى‏گذشت، ناگاه در ميان راه كاغذ پاره‏اى ديد افتاده و بسم الله الرحمن الرحيم بر آن نوشته، نفس بى‏ادب چشم احترام فرو بسته خواست كه بگذرد، ناگاه پاسبان قصر دل كه مدد توفيق ربانى است نهيب بر او زد كه اى بشر، دليرى بسيار كرده‏اى، خداى خود را بى‏شمار رنجانده‏اى، راه صلح گشاده دار و بيش از اين بر دل تيره پرده غفلت مگذار، اى غافل از نام دوست برگذشتن ناجوانمردى تمام، و با اسماء الهى بى‏حرمتى كردن در مذهب مردى و مروت حرام.

اين نكته در دل بشر اثر كرد، دست بر دو آن كاغذ را از خاك برداشته، بوسيد و بر ديده ماليد و با مقدارى عطر، مطيب و خوشبو گرانيد در موضعى پاك نهاد و سپس روى به خرابات آورده در گوشه مصطبه مأوى گرفت و مشغول عمل خود گرديد، لطف ازلى حسن معامله او را پسنديده، توفيق را رفيق او گردانيد تا آن كه به دست موسى بن جعفر (ع) توبه نمود.

داستان توبه‏اش چنين است: كه آن حضرت از پيش خانه بشر گذشت و آواز ساز و غلغله دف شنيد، كنيزكى را به در خانه ديد، از آن كنيزك پرسيد صاحب‏ تو آزاد است يا بنده؟ كنيزك گفت: آزاد، آن سرور فرمود: راست گفتى اگر بنده بود بندگى مى‏كرد و بى‏ادبى نمود، و گستاخى نمى‏كرد! و از خداى تعالى انديشه مى‏كرد، سپس از آنجا گذشت، كنيزك به درون خانه رفت و گفتگوئى كه ميان او و حضرت شده بود براى ارباب خود بشر بازگو كرد، بشر با شنيدن گفتار امام از خواب غفلت بيدار شد و با پاى برهنه از خانه بيرون دويد و با شتاب تمام دنبال آن حضرت روان شد، تا به محضر آن مربى حقيقى و هدايت‏گر واقعى رسيد، خود را در پاى مبارك حضرت انداخت و بر دست همايون او رايت ندامت و توبه برافراخت، و همواره پاى برهنه بود تا به عالم بقا رخت كشيد! بشر به خاطر حرمت نهادن به اسم حضرت حق محتشم و محترم هر دو سراى شد و دبدبه عزت و طنطنه حشمتش در افواه و السنه افتاد.

بنده مؤمن كه پيوسته به دل و جان «و به عمل و اخلاق» اين نام «و مفهومش، و اين اسم و معنايش» را برمى‏دارد و به عطر اخلاص معطر مى‏گرداند و در درج دل محفوظ مى‏دارد بنگر «كه از سوى صاحب اسم كه رحمانيت و رحيميتش ظاهر و باطن هستى را فرا گرفته» چه روح راحتى و چه بشارت و كرامتى يابد؟

منبع
  • پایگاه عرفان