برنامه امروز ما سؤال بعضی از مخاطبان خوبمان باشد. حاجآقای انصاریان دوستان این سؤال را پرسیدند و آن هم اینکه منشا اختلافات خانوادگی ما از نگاه شما و از نگاه قرآن چیست؟-ببینید پاسخ این خیلی مفصل است؛ یعنی البته در پایان این بحث که پاسخ داده نمیشود و شاید به چند جلسه احتیاج داشته باشد؛ فقط برای اینکه بحث را تقریبا تمام و کامل بکنم یکی از منشاهای اختلاف طبق آیات و روایات ما فقط اخلاق است؛ یعنی یا ممکن است زن دچار سیئات اخلاقی باشد ولی مرد نباشد و این خودش عامل اختلاف است. چطور عامل اختلاف است؟ چون زن و شوهر باید چرخدنده باشند و این چرخدنده راحت در هم بگردند؛ وقتی دندههای اخلاقی یکی از آنها شکسته باشد چرخ خانواده نمیگردد و صدایش درمیآید صدای جرقجرق درمیآید و انرژی بیخودی میگیرد؛ یعنی بیخودی آدم را هضم میکند بیخودی آدم را در چرخ گوشت بداخلاقی چرخ میکند.یا ممکن است زن حسنات اخلاقی داشته باشد ولی مرد دچار سیئات اخلاقی باشد؛ یعنی در درون خودش و در خانه خودش را شاه بداند هرچه من میگویم حالا هرچه تو میگویی تو علم خدا را نداری که درست باشد؛ هرچه میگویم یعنی چه؟ خوبیهایی که میدانی بگو بگو عمل شود؛ اما آن خوبی و بدی را هم که تشخیص نمیدهی برو بپرس یا ممکن است مرد بهشدت آدم عصبانی و تندخلقی باشد و یا برعکسش زن؛ اگر هر دو دارای اخلاق انسانی و متخلق -به قول رسول خدا- به اخلاق الهی باشند هیچ مشکلی پیش نمیآید. من وقتی که با روش ایمانی دارم با زنم عمل میکنم زنم با من دارد با روش ایمانی عمل میکند در این دو تا برخورد که در یک روش انجام میگیرد آن هم روش الهی شما آقای شریعتی بفرمایید که دعوا از کجای این سر درمیآورد؟ اختلاف از کجایش درمیآید؟ از عشق به همدیگر اختلاف درمیآید از محبت به همدیگر اختلاف درمیآید از گوشدادن به حرفهای همدیگر که حرفهای درستی است اختلاف درمیآید ما باید ببینیم اختلاف از کجا درمیآید اختلاف از فقد اخلاق است؛ یا برای طرفین است و یا برای یک طرف است اگر یک زن و شوهری از اول حالا آنهایی که میخواهند ازدواج بکنند و دخترهای محترمی که میخواهند شوهر بکنند یا پسرهایی که میخواهند همسر اختیار بکنند اگر سهتا دستور الهی را عمل بکنند خیلی کم اختلاف پیش میآید یکی نسبت به همدیگر کمتوقع باشند؛ یعنی مرد نسبت به زن و زن نسبت به مرد توقع را در حد توان جسمی توان پولی توان روحی مرد نظام بدهد و مرد هم توقع را در آن حدود عاطفی و جسمی و روحی زن نظام بدهد.دوم پرگذشتی؛ اگر زن اشتباها یک حرفی زد که شوهر را میخواهد از کوره در ببرد شوهر بگذارد این دعوا یکطرفه بماند؛ یعنی این شعله کبریت از آنور شعله گاز به او وصل نشود؛ یعنی مرد سکوت بکند تا خانم حرفش تمام شود؛ یعنی این پرگذشتی باعث میشود آن شعله خاموش شود. وقتی که زن از عصبانیت یا از اشتباهش درآمد حالا مرد اگر واقعا میخواهد الهی عمل بکند بگوید خانم یک ربع است داری با من حرف میزنی خسته شدی؛ چای بیاورم شربت بیاورم شام را من امشب بکشم. دین همین است ولی دین آسان است تمرین میخواهد بله تمرین میخواهدچون به ما خیلی برمیخورد که یکی با ما اینطور رفتار بکند و بعد بیاییم نقطه مقابلش گذشت بکنیم بعد هم بخواهیم خیلی دیگر با مهربانی رفتار بکنیم.پیغمبر اکرم با مردم چکار میکرد؟ مردم که همسان و هموزنش نبودند گاهی اخلاق خودشان را داشتند و به پیغمبر توهین میکردند زیر بار حرفش نمیرفتند؛ اما خدا در سوره آلعمران دستور داده است واعفوا عنهم فقط گذشت کنید یعنی دعوا را یکطرفه کن؛ وقتی دعوا یکطرفه بشود خود آن دعواکننده از آن حال عصبانیت و دعوا پشیمان میشود ناراحت میشود و ممکن است از شوهر عذرخواهی کند یا شوهر از زن عذرخواهی کند.نکته سوم صله رحم طرفینی داشته باشند؛ من خانه داداشت نمیآیم من خانه بابایت نمیآیم من از مادرشوهر خوشم نمیآید همه اینها خلاف دین خداست خلاف انسانیت است. وقتی مرد عاشق مادرش است و دلش میخواهد دوتا بچه را که نوه مادرش هستند ببرد مادر ببیند پدر ببیند زن میگوید من نمیآیم این عامل اختلاف است و به محبت مرد ضربه میخورد؛ یا اگر مرد به زن بگوید من خانه پدرت نمیآیم خانه خواهرت نمیآیم خانه داییات نمیآیم اینها همه تلنگر به محبت است اینها همه سردی میآورد و خوب نیست.-آقا خیلی روز خوبی بود خدمت شما و همینطور خدمت بینندهها و شنوندههای عزیزمان انشاالله هفتههای آینده هم خدمت حاجآقای انصاریان هستیم و از حضور پرفیضشان استفاده میکنیم. خاطرم هست ما یک وقتی در کرمان خدمت ایشان بودیم. یک سفر تبلیغی آنجا بودند و خدمتشان رسیده بودیم و یک برنامه سمت
4 مطلب یافت شد
درس هایی از خورشید خراسان
برنامه ات به مردم بگویی که این علی بن موسی الرضا نیست که دنیا را رها کرده بلکه این دنیاست که او را رها کرده است. حالا که زمینه آماده شد شما دیدید که چگونه ولیعهدی را قبول کرد. مامون در پاسخ گفت هیچ راهی جز این برای تو وجود ندارد. خلافت را که قبول نکردی اگر بخواهی ولایتعهدی را هم قبول نکنی بدان که کشته خواهی شد. با همین صراحت و با همین لحن بسیار بد با امام سخن گفت. حضرت فرمود حالا که کار به اینجا رسیده من با این شرط قبول می کنم که در هیچ کاری مداخله نکنم. عزل و نصبی را انجام ندهم هیچ منصبی را نپذیرم و هیچ اقدامی نکنم. فقط اگر طرف مشورت قرار گرفتم نظر مشورتی خودم را بگویم. امام گرچه ناچار شد به ظاهر ولایتعهدی را بپذیرد اما در همان مجلسی که ولایتعهدی را قبول کرد این موارد را اعلام نمود. درواقع هم به صراحت گفت که من قبل از مامون بدرود حیات می گویم و هم تصریح کرد که در هیچ امری مداخله نمی کنم. بنابراین عملا مامون در این شیوه هم دچار شکست شد.شکست مامون در نقشه های بعدیدر توطئه ای دیگر مامون جلسه بحث و مناظره دانشمندان بزرگ با امام را برپا کرد و علما را دعوت کرد تا با علی بن موسی الرضا ع وارد بحث شوند تا شاید در یکی از این جلسات بحث امام با شکست مواجه شود و مامون بتواند جایگاه حضرت را در قلوب دانشمندان و مردم تخریب کند. اما هر جلسه ای که تشکیل گردید و امام وارد بحث شد مقام علمی آن حضرت برای همگان بیشتر روشن شد و مامون احساس حقارت و کوچکی بیشتری کرد. مخصوصا برخی از این جلسات که آن قدر مهم و پر سر و صدا بود که امواج آن به عراق و حجاز هم رسید. واقعا مامون مستاصل شده بود و نمی دانست باید چه کند. هر نقشه ای که می کشید نقش بر آب می شد و نتیجه معکوس می گرفت. 9 یک بار نزدیکان مامون به او گفتند که این چه کاری است که تو کردی؟ مورد تمسخر مردم قرار گرفتی اعلام کردی که علی بن موسی الرضا ولیعهد است اما او هیچ اقدامی نمی کند. لااقل یکبار او را به انجام کارهایی که جزو منصب خلافت است مجبور کن. مامون گفت چه کاری؟ آنها گفتند لااقل او را وادار کن که نماز عیدفطر امسال را او اقامه کند. گفت پیشنهاد بدی نیست و لذا به حضرت اصرار کرد که به جای او نماز عید را اقامه کند. حضرت قبول نکرد. وقتی مامون اصرار را از حد گذراند حضرت فرمود بسیار خوب اگر بناست نماز عید را اقامه کنم مثل جدم رسول خدا عمل خواهم کرد.وقتی حضرت در صبح روز عید با پای برهنه به سمت مصلی حرکت کرد آنچنان ولوله ای در شهر بپا شد که به مامون گفتند اگر امروز نماز توسط علی بن موسی الرضا ع اقامه شود بعد از نماز کار خلافت تو تمام است و لذا از بین راه حضرت را برگرداند که موجب رسوایی جدیدی برای مامون شد. 10 می خواهم بر این نکته تاکید کنم که مامون در نقشه هایی که برای علی بن موسی الرضا ع طراحی کرده بود در تمام آنها دچار شکست شد و امام توانست از آنها بهترین استفاده و بهره برداری را برای هدایت مردم بنماید و راه و طریق را به مردم نشان دهد. بهترین دلیل شکست او هم این است که مامون در نهایت راهی جز شهادت علی بن موسی الرضا نمی بیند. اگر مامون به هدفش رسیده بود که دیگر نیازی نداشت تا امام هشتم را به شهادت برساند. بنابراین علی بن موسی الرضا ع در یک موقعیت و مقطع تاریخی خاص و شرایط ویژه ای قرار گرفته بود و حضرت توانست در برابر انواع نقشه ها و توطئه های مامون مسیر و راهی را برگزیند که هم مامون نتواند به اهداف سوخودش برسد و هم او بتواند حداکثر استفاده را برای هدایت مردم ببرد و البته در نهایت هم حضرت راه شهادت را برگزید و انتخاب کرد و به لقای حق شتافت.پی نوشت ها 1. سخنرانی به مناسبت میلاد امام هشتم ع در حضور هزاران نفر مردم شریف گرمسار مسجد جامع گرمسار 25 دی 1381.2.قرآن مجید سوره نورآیه 36.3.قرآن مجید سوره صفآیه 8.4. بحارالانوار ج99 ص 39؛ عیون اخبارالرضا ج2 ص 268.5.قرآن مجید سوره بقره آیه 155.6.قرآن مجید سوره عنکبوت آیه2.7.عیون اخبارالرضا ج2 ص 138.8.عیون اخبارالرضا ج2 ص 241.9.همان ج1 ص 115.10. کافی ج1 ص 490؛ عیون اخبارالرضا ج2 ص 149.منبع روحانی حسن 1388 اندیشه های سیاسی اسلام جلد اول
آفات غفلت در عصر غيبت
سمت مالک پرتاب کرد. هسته به عمامه مالک خورد. او اعتنایی نکرد و رد شد. هسته دوم به پیشانی او خورد مالک نگاهی به جوان کرد و بدون اینکه چیزی بگوید عبور کرد هسته سوم به گردن مالک خورد و همچنان رفت تا از چشم جوان دور شد. مردی که از پشت سر میآمد و ناظر جریان بود با شتاب و ترس و وحشت به جوان رسید و گفت این مرد را نشناختی؟ گفت نه. مردی از روستاییان بود و خواستم با او شوخی و تفریحی کرده باشم. گفت ای بیچاره او مالک اشتر استاندار امیرالمؤمنین ع و فرمانروای مملکت است. جوان تا اسم مالک اشتر را شنید بر خود لرزید و سخت پریشان شد که هم اکنون ماموران میرسند و دستبندم میزنند و به عقوبتگاهم میکشند.مرد گفت تا دیر نشده است تند برو و دست و پایش را ببوس و عذر جسارت بخواه که شاید عفوت کند. جوان با شتاب آمد و او را ندید. از کسانی پرسید که مردی را با این وضع و با این لباس در این گذرگاه ندیدهاید؟ آنها گفتند اگر حضرت مالک را میگویی داخل این مسجد رفت. جوان داخل مسجد شد دید در حال نماز است ایستاد نمازش تمام شد. افتاد روی قدمهای مالک که ای بزرگ عفوم کن نفهمیدم اشتباه کردم شما را نشناختم. مالک از زمین بلندش کرد و گفت فرزندم من برای تو به مسجد آمدم و این نماز را هم برای تو خواندم و از خدا خواستم که تو را بیامرزد. من از تو راضی هستم برو که خدا از تو راضی باشد.این یعنی آدم و یعنی انسان. اگر دستور میداد او را بگیرید و ببندید و به چارمیخش بکشید و... در این صورت او دیگر آدم نبود. بلکه ببر و پلنگی بود اما او با این عمل هم وقار و هم متانت و بزرگواری روحش را نشان داد و هم ناپخته و خامی را آدم کرد. آری قرآن کریم در مقام مدح این نمونههای انسانی است که میفرماید بندگان حضرت رحمان آن کسانی هستند که در میان مردم با تواضع و افتادگی خاصی حرکت میکنند و به هنگام برخورد با مردم نادان و در جواب خشونت آنان به آنها سلام میکنند.19اصلاحطلبان مفسد و مغروراینها پرورش یافتگان مکتب وحی و نبوت و امامتند. اینها اگر از دست طاغوتها مجالی مییافتند دنیا را غرق در نور انسانیت و آدمیت میکردند و حلاوت و شیرینی زندگی را به ذائقهها میچشاندند. اینک چقدر مضحک و خندهآور است که یک مشت مردمی که غرق در هوای نفسانی خود هستند و غیر از اشباع شهوات حیوانی به چیزی نمیاندیشند و چیزی نمیطلبند برجهان حکمرانی میکنند . آری اینان دم از اصلاح بشر میزنند و سخن از حفظ حقوق بشر به میان میآورند و با افکار و آرا ناقص خود دم به دم کشتی حیات بشر را به غرقاب فنا نزدیکتر میکنند. به فرموده قرآن وقتی به آنان گفته شود ایجاد فساد در زمین نکنید میگویند خیر ما مصلحیم.20آخر شما کجا و اصلاح بشر کجا. شما دارید افساد میکنید. تیشه به ریشه خود و دیگران میزنید. میگویند اصلا برنامه اصلاح بشر تنها برنامه ما و راه و رسم حفظ حقوق بشر تنها راه و رسم ماست. آگاه باشید اینها مفسدند و خودشان نمیفهمند.21وقتی به آنها گفته شود شما هم مثل دیگران ایمان بیاورید در مقابل فرمان خالق خود تسلیم شوید میگویند مگر ما سفیهیم و ابله و نابخردیم که همراه سفیهان بشویم.22مگر ما مرتجع و کهنهپرستیم که با کهنهپرستان همراهی کنیم و اهل مسجد و جلسه و ذکر و دعا بشویم.متوجه باشید آنها خودشان سفیهند ولی پی به سفاهت خود نمیبرند.23در میان مردم کسانی هستند که گفتارشان بسیار شگفتانگیز و فریبنده است چنان قاطعانه حرف میزنند که خدا را شاهد بر نیات خود میگیرند و حال آنکه سرسختترین دشمنان خدا همانها هستند. همینها اگر به حکومت برسند دست به ریشهکن کردن دین و ایمان مردم میزنند آبادیها را ویران و نسلها را فاسد میکنند.24مراتب غیب و مصداق بارز ایمان به غیبحاصل اینکه غیب در درجه اول
وهابيت و توحيد
اول این که برادران اهل سنت می گویند زمانی که مسلمانان به ایران حمله کردند به این خاطر خلیفه دوم در این جنگ شرکت نکرد که حضرت علی علیه السلام فرمودند اگر شما بروید ما بی سرپرست می شویم .سؤال دوم این که شما به وهابی ها بگویید آدرس این خدایی را که توصیف کردند را به ما بدهند تا مقداری هویج برای ایشان ببریم تا دچار چشم درد نشود . بیننده مجتبی کماندار از شیراز ـ شیعهبنده در جلسه ای که در دانشگاه علوم قرآنی شیراز داشتید بودم از مطالب بسیار ارزنده شما کمال استفاده را کردم و اگر این کار را بیشتر در شهر شیراز ادامه دهید از شما تشکر می کنیم . من حدود سه سال است که مطالعات زیادی را در مورد مذهب شیعه و اهل سنت داشته ام ؛ اما سخنانی مفیدتر و سودمندتر از سخنان شما نشنیدم . از این که باعث شدید اعتقادم به اسلام و مذهب شیعه محکم تر شود از شما تشکر می کنم . بیننده آقای دشتی از اصفهان ـ شیعهبنده با شما در شبکه سلام تماس گرفتم . آن جا سؤالی از شما پرسیدم که متاسفانه وقت نشد پاسخ بدهید . یکی از سؤال ها در مورد این بود که مقداری در مورد علامه مجلسی ره و تالیفاتی که داشتند توضیحاتی را بیان کنید . دوم این که بنده عبارتی را در یکی از کتاب های آقای شریعتی دیدم که گفته بودند خدایا کاش کافر می شدم و دوباره تو را می شناختم .نظر شما در رابطه با این عبارت چیست ؟ بیننده دکتر آذر سینا از تهران ـ شیعهبنده مطالبی را که در این برنامه ارائه می دهم همه از کتب و مصادری است که حضرت استاد معرفی کرده اند که در میان این مصادر تالیفاتی از خود حضرت استاد هم وجود دارد . از جمله تالیفات ایشان کتاب قصه الحوار الهادی که ترجمه آن بر روی سایتشان وجود دارد .در این کتاب سرفصلی است با عنوان این که ابن تیمیه به شیعه افترا می بندد . چون بحث امشب برنامه در خصوص مشرک دانستن شیعیان توسط وهابی ها و در مورد خدای وهابی ها است مقداری از این کتاب را می خوانم .... یهود نماز را خمیده می خواند و شیعیان هم این گونه می خوانند . یهود در نماز لباس های خود را خارج می کنند شیعیان هم چنین می کنند . یهود برای زنان عده نگه نمی دارند شیعیان هم چنین می کنند . یهود تورات را تحریف کرد و شیعیان قرآن را تحریف کردند . یهود می گوید خداوند 50 رکعت نماز را واجب نمود شیعیان هم همین سخن را می گویند . یهود ماهی و خرگوش نمی خورد شیعه هم نمی خورد . یهود مسح روی کفش را جایز نمی داند شیعه هم چنین است . بیننده آقای قاضی از قم ـ شیعهشب گذشته در شبکه ظلمت مطالبی را مطرح کردند که از حضرت استاد تقاضا دارم توضیحاتی را بیان کنند . یکی از آن مطالب این بود که گفتند هر کس ادعا کند که آیه تطهیر شامل زنان پیامبر صلی الله علیه و آله نمی شود منافق است .آیا معنای این ادعا نعوذ بالله متهم کردن رسول خدا صلی الله علیه و آله به نفاق نیست ؟مساله دومی این بود که گفتند مساله اهانت به عایشه مهم تر از مساله کتاب آیات شیطانی است. مساله سوم هم سؤالی است که از حضرت استاد دارم که بحث افک و اهانت به عایشه از طرف چه کسانی مطرح شد ؟ آیا شیعیان مطرح کردند یا صحابه ؟ آیت الله دکتر حسینی قزوینی قبل از پاسخ دادن به سؤالات بینندگان به سؤالاتی که با پیامک به دست ما رسیده است پاسخ می دهم . اولین سؤال آیا درست است که پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه عایشه از دنیا رفته اند ؟ما عقیده داریم خیر این دروغ محض است ؛ چون خانه عایشه در قسمت قبله مسجد النبی صلی الله علیه و آله بود و دروازه آن به سمت
English