حضرت علی اکبر ع فرزند ابی عبدالله الحسین ع بنا به روایتی در یازدهم شعبانسال43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود. … روایتی از امام زین العابدین ع نقل شده که دلالت دارد بر این که وی از جهت سن کوچک تر از علی اکبر ع بود. آن حضرت … ع سئوال نمود پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمود آری ما بر حق هستیم. علی اکبر
1,874 مطلب یافت شد
زیارت حضرت علی اكبر (ع)
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا و ای فرزند جانشین رسول خدا و ای فرزند دختر رسول خدا، سلام بر تو و رحمت و بركات خدا بر تو باد، هر دم كه خورشید طلوع و غروب كند. سلام بر تو و رحمت و بركات خدا بر تو باد.
میلاد حضرت علی اکبر(ع)
علی اکبر می نامد.نیایش از بهترین انسان هاست. نسبش از ابراهیم خلیل الله است تا به رسول خاتم؛ همه از پاکان و صالحان. از خاندان وحی و مهبط ملائک است. مادرش نیز لیلا از قبیله ثقیف 3 از خانواده ای نجیب و شریف است.روزی مردی نصرانی وارد مسجد النبی شد. مسلمانان به او گفتند بیرون برو که تو مردی نصرانی هستی ولی او گفت دیشب در عالم خواب پیامبر اعظم ص را دیدم و به دست ایشان مسلمان شدم. اکنون آمده ام اسلام خود را بر یکی از نزدیکان پیامبر عرضه دارم و بیعت خود را تجدید کنم. مردم او را به امام حسین ع راهنمایی کردند. وقتی خدمت امام رسید خود را به پای ایشان اندخت تا قدم های مبارکش را ببوسد. سپس جلسه ای در محضر امام حسین ع تشکیل شد و آن مرد خواب خود را برای ایشان بازگفت. آن گاه حضرت … علی اکبر را که نقابی بر صورت مبارک داشت فراخواند و سپس نقاب را از روی فرزند برداشت. وقتی چشم آن مرد به جمال علی اکبر افتاد بی هوش گردید. امام حسین ع دستور داد آب به صورتش پاشیدند تا به هوش آمد. آن گاه امام رو به او کرد و فرمود آیا پسرم علی اکبر شبیه به جدم رسول الله است؟ آن مرد گفت آری به خدا قسم شبیه به پیامبر است. سپس امام حسین ع به او فرمود اگر تو نیز فرزندی مانند فرزند من داشته باشی و خاری به بدن او اصابت کند و خراشی بردارد چه می کنی؟ آن مرد گفت ای آقا و مولایم فورا می میرم. در این زمان امام حسین ع فرمود به تو خبر می دهم که این فرزندم را می بینم که در برابر چشمم با شمشیرها قطعه قطعه می شود و پاره پاره می گردد. 4 در میانه راه وقتی امام بر روی اسب به خوابی کوتاه فرو رفت و برخاست فرمود انا لله و انا الیه راجعون و الحمدلله رب العالمین .علی اکبر پرسید جان من به فدایتان پدرجان چرا استرجاع فرمودید و چرا خدای را سپاس گفتید؟ امام نگاهش را به نگاه علی اکبر دوخت و فرمود لحظه ای خواب مرا در ربود و سواری را دیدم که پیام مرگمان را با خود داشت. می گفت این قوم روانند و مرگ نیز در پی ایشان. دریافتیم که جانمان بشارت رحیل می دهد .علی اکبر مژگان سیاهش را فروافکند. با نگاه به دست های پدر بوسه زد و گفت پدرجان خدا هماره نگاهبانتان باد مگر نه ما برحقیم؟ پدر فرمود چرا پسرم قسم به آنکه جانمان در ید قدرت اوست و بازگشتمان به سوی او ما حقیقت محضیم .پسر عرضه داشت پس چه باک از مرگ پدر جان .از این کلام با صلابت پسر لبخندی شیرین بر لب های پدر نشست. نه؛ تمام صورت پدر خندید حتی چشم هایش و فرمود خداوند برترین پاداش پدر به فرزند را به تو عنایت کند ای روشنای چشم من 5 پدرت می فرمود تجلی وجود جدم را آن قدر در تو ـ ای پسرم ـ آشکارا می بینم که هرگاه دلم برای او تنگ می شود به تو می نگرم. 6 حال که از پدر اذن می خواهی تا به میدان بروی لحظه ای درنگ نمی کنم و اذن میدان به تو می دهم. اکنون که رضای خداوند در نبرد ما و کشته شدن ماست نمی خواهم بیندیشم که چه قدر به تو دلبسته ام . 7 عازم میدان بودی و می خواستی وداع کنی. اهل بیت از خیمه ها بیرون آمدند و گرد تو جمع شدند. چه طور می توانستند با تو وداع کند. در حالی که پیامبر را در خاطر ه ها زنده می کردی. راضی نمی شدند تا تو به میدان بروی. چاره این وداع به دست حسین ع بود آن گاه که فرمود علی را رها کنید. به درستی که او غرق در خدا و کشته راه خداست . 8 از اسب به زمین افتادی و پدرت را صدا زدی و حسین با شتاب خود را به بالین تو رساند. آن گاه که پیکرت را قطعه قطعه و غرق در خون دید بی اختیار بر زمین نشست و صورت بر صورت تو نهاد و به طور غیر منتظره و با صدای بلند گریه نمود و تا مدتی چهره بر چهره ات گذاشته بود. 9 چهر عالمتاب بنهادش به چهرشدجهان تار از قران ماه و مهرسرنهادش بر سر زانوی نازگفت کای بالیده سرو سرفرازاین بیابان جای خواب ناز نیستکایمن از صیاد تیرانداز نیستتو سفر کردی و آسودی ز غممن در این وادی گرفتار الم 10 در زیارت نامه ات می خوانیم سلام بر تو ای صدیق و شهید بزرگوار و سید پیشتاز که با سعادت زیستی و با شهادت درگذشتی و از دست رفتی و از دنیا جز عمل صالح بهره ای نگرفتی و در زندگی جز به سودای پر سود آخرت نپرداختی 11 و چگونه این چنین نباشد آن جوانی که شبیه ترین مردم به پیامبر و تربیت یافته دو سید جوانان اهل بهشت است.و عصاره خلقت حضرت
سیمای حضرت علی اکبر (ع)
حضرت علی اکبر بسیار مهربان و فروتن بر مومنین بود و در برابر دشمنان چون شیر غرنده بود. … حضرت علی اکبر علیه السلام بسیار حریص و مشتاق بر بخشش و کرم بودند بطوری که آتشی بر مکانی بلند تهیه می نمودند و این آتش بر ضیافتخانه و مهمانسرا … مقتل خوارزمی ج2 ص30 سخنان امام پیرامون حضرت علی اکبر علیه السلام امام حسین علیه السلام هنگامی که بر سر مشهد ایشان حاضر شدند فرمودند قتل الله
سیمای حضرت علی اکبر (علیه السلام)
علی اکبر علیه السلام نگاه می کردیم .... خدایا برکات زمین را از ایشان بگیر و جمع ایشان را از هم متفرق کن و پیوندشان را بگسلان...سخنان امام پیرامون حضرت علی اکبر علیه السلامامام حسین … حریم رسول خدا صلی الله علیه و آله تاختند سپس دیدگان حضرت پر از اشک گردید و فرمود بعد از تو ننگ بر دنیا باد.امام صادق علیه السلام در زیارت حضرت علی اکبر … ایشان با رسول الله صلی الله علیه و آله مردم مشتاق ایشان شدند و هرگاه دلتنگ رسول خدا صلی الله علیه و آله می شدند به زیارت علی اکبر علیه السلام می رسیدند تا جائی که حضرت
افلاکیان کربلا ؛ حضرت علی اکبر (ع)
نوشته اند هنگامی که حضرت علی اکبر روانه میدان شد ابا عبد الله چشمهایش حالت نیم خفته به خود گرفته بود ثم نظر الیه نظر ائس 4 به او نظر کرد مانند … علی اکبر بود. علی اکبر ع فرزند بزرگ سید الشهدا بود. او در کربلا حدود 25 سال داشت. سن او را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود. 1 در تاریخ آمده است تا اصحاب زنده بودند تا یک نفرشان هم زنده بود خود آنها اجازه ندادند یک نفر از اهل بیت پیغمبر از خاندان امام حسین از فرزندان برادرزادگان برادران عموزادگان به میدان برود. میگفتند آقا اجازه بدهید ما وظیفه مان را انجام بدهیم وقتی ما کشته شدیم خودتان میدانید. اهل بیت پیغمبر منتظر بودند که نوبت آنها برسد. آخرین فرد از اصحاب ابا عبدالله که شهید شد یک مرتبه ولوله ای در میان جوانان خاندان پیغمبر افتاد. همه از جا حرکت کردند. نوشته اند فجعل یودع بعضهم بعضا شروع کردند با یکدیگر وداع کردن و خداحافظی کردن دست به گردن یکدیگر انداختن صورت یکدیگر را بوسیدن. از جوانان اهل بیت پیغمبر اول کسی که موفق شد از ابا عبد الله کسب اجازه کند فرزند جوان و رشیدش علی اکبر بود. علی اکبر ع فرزند بزرگ سید الشهدا بود. او در کربلا حدود 25 سال داشت. سن او را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولین شهیدعاشورااز بنی هاشم بود. 1 علی اکبر شباهت بسیاری به پیامبر داشت هم در خلقت هم در اخلاق و هم در گفتار. به همین جهت روز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد امام حسین ع چهره به آسمان گرفت و گفت اللهم اشهد علی هولا القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رؤیه نبیک نظرنا الیه. 2 شجاعت و دلاوری علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلی کرد. سخنان فداکاری ها و رجزهایش دلیل آن است. وقتی امام حسین از منزلگاه قصر بنی مقاتل گذشت روی اسب چشمان او را خوابی ربود و پس از بیداری انا لله و انا الیه راجعون گفت و سه بار این جمله و حمد الهی را تکرار کرد. علی اکبر وقتی سبب این حمد و استرجاع را پرسید حضرت … علی اکبر چندین بار به میدان رفت و رزم های شجاعانه ای با انبوه سپاه دشمن نمود. هنگام جنگ این رجز را میخواند که نشان دهنده روح بلند و درک عمیق اوست انا علی بن الحسین بن علی. نحن و رب البیت اولی بالنبی. تالله لا یحکم فینا ابن الدعی. اضرب بالسیف احامی عن ابی. ضرب غلام هاشمی عربی. 6 پیکار سخت او را تشنه تر ساخت. به خیمه آمد و از پدر آب طلب نمود. این سخن جان ابا عبدالله را آتش زد می فرماید پسرم ببین دهان من از دهان تو خشک تر است ولی تو به زودی از دست جدت پیامبر سیراب می گردی پس با همان تشنگی و جراحت دوباره به میدان رفت و جنگید بی آن که آبی بتواند بنوشد. مردی به نام حمید بن مسلم که به اصطلاح راوی حدیث است مثل یک خبرنگار در صحرای کربلا بوده است. البته در جنگ شرکت نداشته ولی اغلب قضایا را او نقل کرده است. میگوید کنار مردی بودم. وقتی علی اکبر حمله میکرد همه از جلوی او فرار میکردند. او ناراحت شد خودش هم مرد شجاعی بود گفت قسم میخورم اگر این جوان از نزدیک من عبور کند داغش را به دل پدرش خواهم گذاشت. من به او گفتم تو چکار داری بگذار بالاخره او را خواهند کشت. گفت خیر . علی اکبر که آمد از نزدیک او بگذرد این مرد او را غافلگیر کرد و با نیزه محکمی آنچنان به علی اکبر زد که دیگر توان از او گرفته شد به طوری که دست هایش را به گردن اسب انداخت چون خودش نمیتوانست تعادل خود را حفظ کند. در اینجا فریاد کشید یا ابتاههذا جدی رسول الله پدر جان الآن دارم جد خودم را به چشم دل میبینم و شربت آب مینوشم. 7 اسب حضرت
فضائل حضرت على اكبر ( علیه السلام )
میتوان موید عصمت دانست .ج صفات آن سرورحضرت علی اکبر دارای صفات جلال و جمال و ملکات نیکو بود و به عالم ملکوت وصل بود دو حدیث از مرحوم سیدبن طاووس و شیخ مفید در طی طریق کربلا نقل کردیم که پدر بزرگوارش گفت افسلنا علی الحق ؛ آیا ما بر حق نیستیم ؟حضرت … شهید از اهل بیتچون اصحاب باوفای ان سرور به درجه ی شهادت رسیدند و نوبت به خاندان آن بزرگوار رسید علی اکبر اول آنها بود که به میدان شتافت.مرحوم سیدبن طاووس و ابن نمانقل میکنند چون با آن حضرت … اخلاق نیکو می باشد.لیکن درباره اخلاق پیامبر صلی الله علیه وآله میفرماید انک لعلی خلق عظیم.همانا تو دارای اخلاق عظیم و برجستهای هستی.و حضرت علی اکبر
فضائل حضرت علي اكبر عليه السلام
علی اکبر علیه السلام اشبه الناس به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مورخان در میان خانواده پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از کسی که در تمام صفات شبیه او باشد به جز علی اکبر علیه لسلام نام نبرده اند.سرودی از جابر انصاری نقل نموده حضرت
میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام
علی حتی در میان هجوم نیزه و تیر و... بی کسی.و به برادر و به یاور. و به پدر بزرگ؛ وقتی که پدر دلتنگ آغوش گرم محمد0ص می شود وقتی که پدر می خواهد به آرامش و سکوت چهره ای فراموش شده در اذهان سنگ شده مردم پناه ببرد. نامت بزرگ است؛ یک بزرگی آرام؛ یک بزرگی بی انتها که ساحل را می شود در زلالی دریای چشمانت یافت... نامت بزرگ است اکبر نامت به تشنگی می رسد... ؛ درست وقتی که از لبان خشکیده پدر آب طلب می کنی و مولای تشنگان نام بلندت را در صفحه اول تشنگان سرخ می نویسد و از آن جاست که با تشنگی خویشاوند می شوی می سوزی خاکستر می شوی و آن گاه در تاریخ جاودانگی را حک می کنی.نمی دانم چرا نامت همیشه پس از آب می آید؛ دو واژه بعد از تشنگی؟ کسی که خویشاوند نزدیک زلالی است... از خانواده دریا کسی که به کوثر می رسد چرا؟ تشنگی چرا؟و پدر هم تشنه است؛ حتی تشنه تر از گریه های پیچیده در خیمه حتی تشنه تر از غیرت متلاطم شمشیر عمو حتی تشنه تر از... تو.برو برو پسرم و چه نزدیک است سیراب شدنت؛ آن هم از دست زیباترین مخلوق هستی از دست جدت محمد صلی الله علیه و آله وسلم برو پسرم مهتاب شب های لیلا علیهاالسلامنزهت بادیهلال ماه جبینش از دل شب زلفش رخ نمود ابرهای پلک واره از هم دور شد و برق نگاه یک جفت ستاره آسمان مهتابی رخسارش را شکافتاین نخستین تصویر از شمایل شهزاد بنی هاشم در قاب نگاه چشم های لیلا علیهاالسلام بوداز وقتی که پنجره چشم هایش را به روی جاده بی انتها نگاه لیلا باز کرده بود خواب را از دیدگان او ربوده بود؛ نه از آن جهت که دستی باید گهواره بی تابی هایش را تکان می داد و یا جرعه های شیره گل لبان او را به شبنم می نشاندلیلا نیز مثل هر زن دیگری راه و رسم مادری می دانست و سلوک مهربانی می شناخت اما آن چه در گهواره دستان او تکان می خورد یک کودک نبود که سپیدی موی مادر را به پای بزرگ شدن خویش بطلبد.او از هم اینک بزرگ بودهمانند اسم اعظمی که بر وی خطاب می کردند و غیرت بوتراب را در برق چشمان او به تماشا می نشستند انگار که از هم اکنون با ذوالفقار نگاهش دروازه های کربلا را می گشودآن جلال و جبروتی که کودک لیلا را بر تخت بزرگی و شوکت می نشاند تکرار خطوط نسخه وجود حضرت … علی اکبر علیه السلام بود. گویی برگه ای از کتاب جان پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله وسلم در پیش چشم لیلای دور مانده از خاتم رسل قرار گرفته بود و او در آن نظر نمی افکند و چیزی نمی خواند جز آن چه به امین الله منتسب بودلیلا دیگر مادر کودک خویش نبود بلکه دایه کودکی های پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شده بود و چه موهبتی برتر از آن که زنی موسپید شود در راه روسپیدی عشقمگر نه آن که چیزی نخواهد گذشت که کودک رسول واره لیلا دلاور صحنه های کربلا خواهد شد؟ هرروز روز تولد توستمهدی میچانی فراهانیتکه ای از دوردست ترین ستاره روشن زاده می شود و هبوط می کند به رسم تمامی شهابانی که تابه حال دیده اند.پس اشک دریغ از قلم سوخته ام فرو می چکد و دفترم آتش می گیرد.اینک تو از راه رسیده ای؛ مرد دیگری از سلاله ای روشن از مطهرترین تباری که شجره نامه های زمین تا به حال در خویش به تجربه نشسته اند.خوش آمدی دلاور مرد اما حیف از تو حیف از عظمتی چون تو که اسیر پنجه خونین جهانی این چنین ناپاک و نامهربان شودزاده شده ای و نگاهت که می کنم اگرچه نوزادی تازه رسیده ای اما گویی که دستان قدرتمندت از هم اینک دسته شمشیر را خوب می شناسندبه سینه بستر تو که چشم می دوزم غصه ای تاریک تمام تنم را می لرزاند که آخر این سینه در ظهر تفتیده ای نه چندان دور مکان فرودی خواهد شد برای دردناک ترین تیرها که از دست شقی ترین کمانداران پرتاب خواهند شد.تصویری از بارش یکریز سنگ و تیر و نیزه در چشمان کوچک و معصوم تو پیداست و لب های ظریفت از حالا چنان عطشناک و خشکند گویی تجربه و تمرینی می کنی برای بیابان موعودخطوط پیشانی روشن و بلندت از همین آغاز زیستن تو سرنوشتی غریب را فریاد می زنند هرچند چندان حیرت انگیز نیست؛ که آخر مردان بزرگ تاریخ همیشه چنین زیسته اند. گویی بزرگی و عظمت قیمت گزافی دارد که باید آن را پرداخت. آری تیر و خنجر داغ و عطش و ظلم همان اند که روزی بر تو وحشیانه باریدن خواهند گرفت؛ بر تو که شبیه ترینی به جد بزرگ خویش حضرت
سیمای حضرت علی اکبر علیه السلام
حضرت علی اکبر علیه السلام فرزند ابی عبدالله الحسین علیه السلام بنا به روایتی در یازدهم شعبان 1 سال43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود. … علیه السلام سئوال نمود پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمود آری ما بر حق هستیم. علی اکبر … علیه السلام دست داد بنام نومیه و در آن حالت مکاشفه ای برای حضرت علیه السلام رخ داد از آن حالت که خارج شد استرجاع کرد و فرمود انا لله و انا الیه راجعون علی اکبر
ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام
حسین علیه السلام است.و حسین علیه السلام مشتاق دیدار جد بزرگوارش محمد در چهره زیبای کودکمیلاد تلاقی دو نور در یک آینه تکثیر دو اقیانوس حضرت علی اکبر … علی علیه السلام سیرتی همچون او داشته باشد.روزی که خداوند خواست مشام مدینه از عطر حضورت آکنده گردد.امروز روز توست؛ روز تولدی شیرین که طعم نبوت و ولایت را توامان دارد. غوغایی در دل آل الله است. عطر صلوات شش جهت آسمان و زمین را فرا گرفته است.امروز سروش آسمان تهنیت گوی مولودی است که روزی همت بلندش او را از ناسوت خاک به لاهوتستان افلاک خواهد برد. او نام بشکوهش را بر تارک عرش جای خواهد زد.... و روزی ورق برمی گردد و کربلا رقم می خورد.تصویر در تصویر کوفیان و غلتیدنشان در خاک مذلتشمشیر به شمشیر دست یداللهی تو بود و یادآوری حماسه ذوالفقارجلوه زار هستی در شگفت نقشی بود که تو ایفا می کردی؛ نقشی بدیع که ایمان و حماسه را به هم پیوند می داد؛ همانگونه که قامت دل آرایت زیبایی نبوت و ولایت را به تماشا گذاشته بود.علی جان جوانمرد مولای جوان میدان کربلا چه بی فروغ می شد اگر به میدان نمی آمدی هنوز هم وقتی خورشید به آسمان کربلا می رسد درنگ می کند و به یاد فروغ چهره ات اشک حسرت می ریزد.چهره ای که عاشقانه سرخی خون در شفق نگاهش نشست و افلاک را سوگوار تبسم های دلنشین اش کرد.امروز روز ولادت توست.تویی که عشق از یادآوری نامت به خود می بالد و آسمان شکوه تو را هماره با عطر صلوات می ستاید.مبارک باد بر عاشقان کوی حضرت دوست جل جلاله حضور عاشقی که زندگی را شرمنده ایثار خود کرد و بی مهابا نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد . شور عاشقانه بوی خوش نسیمی دلنواز از دور دست می آید.شاید محمد صلی الله علیه و آله است که در هیبت علی اکبر
شناسنامه حضرت علی اکبر علیه السلام
سن حضرت علی اکبر حضرت علی اکبر در کربلا حدود 25 سال داشت. برخی راویان سن وی را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. … حضرت علی بن الحسین علی اکبر ع فرزند بزرگ امام حسین در 11 شعبان سال 33 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود. … مرقد مطهر حضرت علی اکبر حضرت علی اکبر نزدیکترین شهیدی است که با امام حسین دفن شده است.
اقتدا به حضرت علی اکبر(ع)
جاده اعلی علیین در اقتدای به جوان پاکدامنی چون علی اکبر(ع) است.
مقام عصمت حضرت علی اکبر(ع)
طبق آیات و روایات حضرت علی اکبر ع از مقام عصمت برخوردار هستند و هرگز به طرف لغزشها قدم برنداشتند بلکه با تمام نیروی خود به طرف درستیها پیش رفتند
فضائل حضرت على اكبر ( علیه السلام )
میتوان موید عصمت دانست .ج صفات آن سرورحضرت علی اکبر دارای صفات جلال و جمال و ملکات نیکو بود و به عالم ملکوت وصل بود دو حدیث از مرحوم سیدبن طاووس و شیخ مفید در طی طریق کربلا نقل کردیم که پدر بزرگوارش گفت افسلنا علی الحق ؛ آیا ما بر حق نیستیم ؟حضرت … کشته شدن عثمان به دنیا آمد این موافق است با قول ابن ادریس در سرائر که فرموده علی اکبر در خلاقت عثمان چشم به دنیا گشود.پس در روز عاشورا آن بزرگوار 27 ساله بوده و تایید میشود به اتفاق مورخین و علمای علم نسب که حضرت … شهید از اهل بیتچون اصحاب باوفای ان سرور به درجه ی شهادت رسیدند و نوبت به خاندان آن بزرگوار رسید علی اکبر اول آنها بود که به میدان شتافت.مرحوم سیدبن طاووس و ابن نمانقل میکنند چون با آن حضرت
میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام
علی اکبر می نامد.نیایش از بهترین انسان هاست. نسبش از ابراهیم خلیل الله است تا به رسول خاتم؛ همه از پاکان و صالحان. از خاندان وحی و مهبط ملائک است. مادرش نیز لیلا از قبیله ثقیف 3 از خانواده ای نجیب و شریف است.روزی مردی نصرانی وارد مسجد النبی شد. مسلمانان به او گفتند بیرون برو که تو مردی نصرانی هستی ولی او گفت دیشب در عالم خواب پیامبر اعظم ص را دیدم و به دست ایشان مسلمان شدم. اکنون آمده ام اسلام خود را بر یکی از نزدیکان پیامبر عرضه دارم و بیعت خود را تجدید کنم. مردم او را به امام حسین ع راهنمایی کردند. وقتی خدمت امام رسید خود را به پای ایشان اندخت تا قدم های مبارکش را ببوسد. سپس جلسه ای در محضر امام حسین ع تشکیل شد و آن مرد خواب خود را برای ایشان بازگفت. آن گاه حضرت … علی اکبر را که نقابی بر صورت مبارک داشت فراخواند و سپس نقاب را از روی فرزند برداشت. وقتی چشم آن مرد به جمال علی اکبر افتاد بی هوش گردید. امام حسین ع دستور داد آب به صورتش پاشیدند تا به هوش آمد. آن گاه امام رو به او کرد و فرمود آیا پسرم علی اکبر شبیه به جدم رسول الله است؟ آن مرد گفت آری به خدا قسم شبیه به پیامبر است. سپس امام حسین ع به او فرمود اگر تو نیز فرزندی مانند فرزند من داشته باشی و خاری به بدن او اصابت کند و خراشی بردارد چه می کنی؟ آن مرد گفت ای آقا و مولایم فورا می میرم. در این زمان امام حسین ع فرمود به تو خبر می دهم که این فرزندم را می بینم که در برابر چشمم با شمشیرها قطعه قطعه می شود و پاره پاره می گردد. 4 در میانه راه وقتی امام بر روی اسب به خوابی کوتاه فرو رفت و برخاست فرمود انا لله و انا الیه راجعون و الحمدلله رب العالمین .علی اکبر پرسید جان من به فدایتان پدرجان چرا استرجاع فرمودید و چرا خدای را سپاس گفتید؟ امام نگاهش را به نگاه علی اکبر دوخت و فرمود لحظه ای خواب مرا در ربود و سواری را دیدم که پیام مرگمان را با خود داشت. می گفت این قوم روانند و مرگ نیز در پی ایشان. دریافتیم که جانمان بشارت رحیل می دهد .علی اکبر مژگان سیاهش را فروافکند. با نگاه به دست های پدر بوسه زد و گفت پدرجان خدا هماره نگاهبانتان باد مگر نه ما برحقیم؟ پدر فرمود چرا پسرم قسم به آنکه جانمان در ید قدرت اوست و بازگشتمان به سوی او ما حقیقت محضیم .پسر عرضه داشت پس چه باک از مرگ پدر جان .از این کلام با صلابت پسر لبخندی شیرین بر لب های پدر نشست. نه؛ تمام صورت پدر خندید حتی چشم هایش و فرمود خداوند برترین پاداش پدر به فرزند را به تو عنایت کند ای روشنای چشم من 5 پدرت می فرمود تجلی وجود جدم را آن قدر در تو ـ ای پسرم ـ آشکارا می بینم که هرگاه دلم برای او تنگ می شود به تو می نگرم. 6 حال که از پدر اذن می خواهی تا به میدان بروی لحظه ای درنگ نمی کنم و اذن میدان به تو می دهم. اکنون که رضای خداوند در نبرد ما و کشته شدن ماست نمی خواهم بیندیشم که چه قدر به تو دلبسته ام . 7 عازم میدان بودی و می خواستی وداع کنی. اهل بیت از خیمه ها بیرون آمدند و گرد تو جمع شدند. چه طور می توانستند با تو وداع کند. در حالی که پیامبر را در خاطر ه ها زنده می کردی. راضی نمی شدند تا تو به میدان بروی. چاره این وداع به دست حسین ع بود آن گاه که فرمود علی را رها کنید. به درستی که او غرق در خدا و کشته راه خداست . 8 از اسب به زمین افتادی و پدرت را صدا زدی و حسین با شتاب خود را به بالین تو رساند. آن گاه که پیکرت را قطعه قطعه و غرق در خون دید بی اختیار بر زمین نشست و صورت بر صورت تو نهاد و به طور غیر منتظره و با صدای بلند گریه نمود و تا مدتی چهره بر چهره ات گذاشته بود. 9 چهر عالمتاب بنهادش به چهرشدجهان تار از قران ماه و مهرسرنهادش بر سر زانوی نازگفت کای بالیده سرو سرفرازاین بیابان جای خواب ناز نیستکایمن از صیاد تیرانداز نیستتو سفر کردی و آسودی ز غممن در این وادی گرفتار الم 10 در زیارت نامه ات می خوانیم سلام بر تو ای صدیق و شهید بزرگوار و سید پیشتاز که با سعادت زیستی و با شهادت درگذشتی و از دست رفتی و از دنیا جز عمل صالح بهره ای نگرفتی و در زندگی جز به سودای پر سود آخرت نپرداختی 11 و چگونه این چنین نباشد آن جوانی که شبیه ترین مردم به پیامبر و تربیت یافته دو سید جوانان اهل بهشت است.و عصاره خلقت حضرت
کلیپ تصویری عظمت حضرت علی اکبر
عظمت حضرت علی اکبر
شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام
حضرت در آن زیارت فرمودهاند صلی الله علیک و علی عترتک و اهل بیتک 2 درود خدا بر تو و بر عترت تو و بر اهلبیت تو.این عبارت دلالت دارد بر اینکه حضرت علیاکبر ع دارای همسر و فرزند بوده است. همچنین از متن زیارات آن حضرت و فرمایشات امام حسین ع و امام صادق ع استفاده میشود که علیاکبر ع دارای مقام عصمت بوده است؛ عصمتی که به دست آوردن آن برای او واجب نبود اما آن را به دست آورد و از نظر شخصیت خود را همسنگ و همسطح با انبیای الهی قرار داد. نفرین امام حسین ع بر عمر بن سعدمجلسی در بحارالانوار میفرماید عظمت مصیبت از نفرین سیدالشهدا ع معلوم میشود؛ با اینکه پیامبران و ائمه اطهار ع فوری نفرین نمیکردند. اما وقتی علیاکبر ع به سوی میدان حرکت کرد صاح الحسین بعمر ابن سعد امام حسین ع بر عمر بن سعد فریاد زد ما لک؟ قطع الله رحمک و لا بارک الله لک فی امرک و سلط علیک من یذبحک بعدی علی فراشک کما قطعت رحمی و لم تحفظ قرابتی من رسول الله. یعنی چه میکنی؟ خدا رحم تو را قطع کند و زندگیات برایت مبارک نباشد و کسی را بر تو مسلط کند که پس از من در رختخوابت سر از بدنت جدا کند؛ همانگونه که رحم مرا قطع کردی و نزدیکی مرا با رسول خدا ص پاس نداشتی. شبیهترین مردم به پیامبر ص شخصیت حضرت علیاکبر ع را خود سیدالشهدا ع کنار خیمه با این جمله بیان کردند اللهم اشهد علی هؤلا القوم قد برز الیهم غلام اشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا برسولک و کنا اذا اشتقنا الی نبیک نظرنا الی وجهه. خدایا تو شاهد باش جوانی به سوی این قوم میرود که از نظر خلقت اخلاق و گفتار شبیهترین مردم به پیامبر توست. ما هرگاه مشتاق دیدار پیامبر تو میشدیم به چهره او نگاه میکردیم.علیاکبر ع چون غربت و تنهایی پدر را دید صبر و شکیباییاش از دست رفت. نزد پدر آمد و اجازه رفتن به میدان گرفت. امام ع اشکشان چون سیل روان شد. او را در آغوش گرفتند مانند گل بوییدند و ناله کردند. خود امام ع لباس و سلاح جنگ بر او پوشاندند کمربند چرمی را که از امیرالمؤمنین ع به یادگار مانده بود بر کمرش بستند و عقاب را که مرکبی ویژه بود برای سواری او آماده کردند. وداع جانسوز زنان اهلبیت ع صاحب کتاب *الدمعه الساکبه* مینویسد لما توجه الی الحرب اجتمعت النسا حوله کالحلقه. وقتی علیاکبر ع متوجه میدان شد زنان مانند حلقهای دور او را گرفتند و به او گفتند ارحم غربتنا و لا تستعجل الی القتال فانه لیس لنا طاقه فی فراقک. به غربت ما رحم کن و برای رفتن به میدان شتاب نکن؛ زیرا ما طاقت فراق تو را نداریم.زنان عمامه او را گرفتند خواهران عنان اسب و رکابش را گرفتند و منعته من العزیمه و نمیگذاشتند حرکت کند.در همین حال تغیر حال الحسین بحیث اشرف علی الموت. حال ابیعبدالله ع تغییر کرد بهگونهای که مشرف به مرگ شد. و صاح بنسائه و عیاله دعنه. پس به زنان و اهلبیت خود فریاد زد او را رها کنید.سپس فرمود فانه ممسوس فی الله و مقتول فی سبیل الله. زیرا اکبر
در بيان شهادت حضرت علی اکبر(ع)
و علی اکبر علیه السلام جوانی خوش صورت و زیبا در طلاقت لسان و صباحت رخسار و سیرت و خلقت اشبه مردم بود به حضرت رسالت صلی الله علیه و آله شجاعت … زدند پس اشگ از چشمهای نازنینش جاری شد و گفت ای فرزند علی الدنیا بعدک العفا بعد از تو خاک بر سر دنیا و زندگانی دنیا.شیخ مفید ره فرموده این وقت حضرت زینب سلام الله علیها از سراپرده بیرون آمد و با حال اضطراب و سرعت به سوی نعش جناب علی اکبر … علی اکبر علیه السلام از میدان به سوی پدر شتافت. عرض کرد که ای پدر تشنگی مرا کشت و سنگینی اسلحه مرا به تعب عظیم افکند آیا ممکن است که بشربت آبی مرا سقایت فرمایی تا در مقاتله با دشمنان قوتی پیدا کنم؟ حضرت
به میدان رفتن حضرت علی اکبر(ع)
میآمدندحضرت به نحوی تعلل میکرد مثل داستان قاسم که مکرر شنیدهاید ولی وقتی که علی اکبر میآید و اجازه میدان میخواهد حضرت … علی اکبر بود که خود ابا عبد الله در بارهاش شهادت داده است که از نظر اندام و شمایلاخلاقمنطق و سخن گفتنشبیهترین فرد به پیغمبر بوده است.سخن که میگفت گویی پیغمبر است که سخن میگوید.آنقدر شبیه بود که خود ابا عبد الله فرمود خدایا خودت میدانی که وقتی ما مشتاق دیدار پیغمبر میشدیمبه این جوان نگاه میکردیم.آیینه تمام نمای پیغمبر بود.این جوان آمد خدمت پدرگفت پدر جانبه من اجازه جهاد بده.در باره بسیاری از اصحابمخصوصا جوانانروایتشده که وقتی برای اجازه گرفتن نزد حضرت
English