کامل جامع همهجانبه ندارد؟ آیا میتوان گفت من قرآن کتبی را که سالی چند میلیون چاپ میشود قبول دارم؛ قرآن لفظی هم قبول دارم که میخوانیم؛ قرآن ذهنی را هم قبول دارم؛ اما قرآن مصداقی عینی و … قرآن است. امیرالمؤمنین ع به مردم فرمودند ای مردم گول قرآنهایی را نخورید که کتبی است و به نیزه زدهاند. شما بهسراغ قرآن عینی و مصداقی بروید که در ظرف هستی موجود است. انا القرآن الناطق من آن قرآن … و وجود خارجی هستم. شما وقتی الآن میخواهید به قرآنهای کتبی مراجعه کنید چه میفهمید؟ از این چهار وجود برای قرآن معلوم شد که وجود حقیقی و وجود موجود در ظرف هستی چیست؟ ب همۀ قرآن نزد امیرالمؤمنین ع علی ع بهدلیل روایات اهلسنت قرآن عینی
28 مطلب یافت شد
استاد حسین انصاریان: امیرالمؤمنین قرآن ناطق و بیانگر تمام حقایق عالم است
قرآن کریم در یازدهمین جلسه از سلسله سخنرانیهای رحمت الهی در روز سیزدهم ماه مبارک رمضان در مسجد حضرت امیر ع تهران اظهار داشتند چیزی که هویت و وجود خارجی ندارد نمیتوان از آن خبری بیان داشت؛ مجموعه کتابهای علمی و درسی در عالم از موجودات دارای هویت خبر میدهند.ایشان با بیان اینکه حکمای الهی از هر موجودی چهار خبر ارائه میکنند فرمودند هر موجود در عالم خارج وجودهایی کتبی لفظی ذهنی و بیرونی دارد؛ به طور مثال آب وجودی کتبی دارد که نوشته میشود وجود لفظی دارد که بیان میشود و وجودی ذهنی دارد که در اذهان تصور میشود؛ اما هر موجودی یک وجود بیرونی دارد که تمام آثار بر این وجود بار میشود.استاد انصاریان ابراز کردند قرآن شیای قیمتی است که نمونه و هم وزنی برای خود ندارد و نیز زلف تمام دنیا و آخرت انسانها به این کتاب شریف گره خورده است.ایشان با بیان اینکه تمام انسانهای عالم از وجود قرآن کریم خبر دارند خاطرنشان کردند قرآن کریم وجودی کتبی دارد که در قفسههای منازل و مساجد قرار دارد؛ وجودی لفظی دارد که همگان آن را قرائت میکنند؛ وجود ذهنی دارد که برخی آیات این کتاب شریف را به ذهن خود میسپارند.استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه قرآن کریم یک وجود مصداقی و عینی … قرآن کریم را انکار کند؛ نمیتوان گفت که قرآن در مرحله کتبی لفظی و ذهنی وجود دارد اما عینیتی در عالم واقع ندارد.ایشان یادآور شدند دین اسلام و مکتب اهلبیت معصومین ع در حقیقت مکتب علم عقل و منطق حکمت دلیل و برهان و محبت است؛ کسی که بخواهد شیعه را معرفی کند باید از همین پنج عبارت استفاده کند.استاد انصاریان با بیان اینکه قرآن کریم آراسته به علم حکمت دلیل و برهان منطق و عقل و محبت است ادامه دادند بیش از هزار آیه در قرآن کریم درباره عقل آمده است؛ خدا در قرآن برای قسم به کتاب خود از آن به حکمت آن قسم میخورد؛ در جایی از قرآن میگوید برای اثبات مکتب خود دلیل بیاورید؛ قرآن کریم با محبت آغاز میشود با محبت پایان مییابد و خدا در آن میفرماید که من مراقب شما در برابر شیاطین جن و انس هستم.ایشان در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه ناسزا و ناروا به اهلسنت حرام و مورد نهی ائمه معصومین ع است تاکید کردند شیعه در مباحث علمی هیچ جنگ و تندی ندارد؛ کسی که به غیر شیعیان ناسزا میگوید خلاف قرآن و اهلبیت معصومین ع حرکت میکند.استاد اخلاق حوزه علمیه قم تصریح کردند روایات ائمه معصومین ع میفرمایند که با مخالفان مکتبی خود با ادب با عقل با دلیل با علم با حکمت و با محبت برخورد کنید؛ آنچه که در کتابهای اهلسنت بر اساس راهنمایی قرآن و اهلبیت معصومین ع آمده است تا جایی که با پنج برنامه یاد شده موافقت داشته باشد مورد قبول شیعه است اما مطالبی که خلاف علم یا خلاف محبت باشد ما آن را قبول نداریم.ایشان عنوان کردند پرونده اهلسنت صد در صد با وهابیت متفاوت است؛ وهابیت ارتش اسرائیل و آمریکا بوده اما اهلسنت اشتراکاتی با شیعه دارد که ما نیز مطالب عالمانه و محبت آمیز آنان را میپذیریم.استاد انصاریان گفتند در یکی از کتابهای اهلسنت آمده است که ارتش معاویه هنگام شکست از حق قرآن را به نیزه بردند؛ از این رو امیر مؤمنان علی ع فرمودند که ای مردم فریب قرآنهای کتبی بر سر نیزه را نخورید؛ به سراغ قرآن عینی
گردش حق بر مدار امیرالمؤمنین(ع)
قرآنی که در اختیار همه مسلمانها و بین دو جلد خطی و چاپیاش است؛ یک وجود هم وجود عینی قرآن است که امیرالمؤمنین ع آن وجود عینی قرآن است. قرآن یک وجود ذهنی یک وجود کتبی … قرآن و 124هزار پیغمبر. این حق در این جلوهاش با علی ع معیت دارد. امیرالمؤمنین ع شیفته و سرگشتۀ ذات خداوندپیغمبر اکرم ص روایت دیگری دارند که بعضیها گلایه مختصری از امیرالمؤمنین ع نزد حضرت کردند پیغمبر ص فرمودند گلایه نکنید و زبانتان را نگه دارید در کنار علی جای گلایه وجود ندارد چراکه علی ممسوس فی ذات الله . درک این روایت بسیار بسیار مشکل است -معیت پنهان امیرالمؤمنین ع با انبیای الهیواقعا این را از روی ایمان میگویم؛ علی ع از ولادت تا شهادت با حق در همه تجلیاتش بوده و همراهی داشته است. خود امیرالمؤمنین ع میفرمایند کنت مع الانبیا سرا باز درک این مسئله هم کار مشکلی است حضرت میفرمایند که من با 124هزار پیغمبر در پنهان بودهام؛ این یعنی چه؟ من با 124 هزار پیغمبر معیت داشتهام؛ آیا معنیاش این است که همه پیغمبران عاشق من و مؤمن به من بودهاند؟ وقتی همه انبیا طبق آیات قرآن در سوره اعراف و سوره بقره به پیغمبر و قرآن ایمان داشتهاند این امری یقینی است پیغمبر اکرم ص و علیبنابیطالب یک جان و انفسنا و انفسکم بودهاند بهصورت پنهان و با کیفیت عشق و ایمان با انبیا بوده یا معیتش با پیغمبران بهصورت دیگر بوده است. و مع رسول الله جهرا اما معیت من با پیغمبر اکرم ص بهطور آشکار بوده است. امیرالمؤمنین ع و قرآن معرف یکدیگر-امیرالمؤمنین ع وجود عینی قرآنروایت دیگری هم داریم که میگوید علی مع القرآن والقرآن مع علی علی با قرآن معیت دارد و قرآن با علی. ما اگر برای قرآن مجید چند وجود تصور کنیم وجود ذهنی قرآنی که در حافظه است؛ وجود لفظی قرآنی که به زبان جاری میشود؛ وجود کتبی
تنها امیرالمؤمنین(ع) هم کفو زهرا(س) است
و حافظان است.د مرتبه عینی و وجود خارجیاش که تمام آثار از او از دنیا تا اعماق ابدیت ظهور میکند. این مرتبه چهارم عینی جایی است که تمام قرآن مجید در آنجا تحقق ایمانی اعتقادی و اخلاقی و عملی پیدا کرده و عینیت به خود گرفته است. امیرالمؤمنین ع و زهرا س قرآن عینیامیرالمؤمنین میفرمایند قرآن عینی که غیر از قرآن کتبی … عینی و وجود خارجیاش مربوط است. مراتب قرآن کریم براساس آیات و روایاتقرآن مجید نیز طبق آیات خودش و روایات چهار مرحله دارد الف یک مرحله لفظی دارد که من الآن برایتان قرائت میکنم لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله . شما شنیدید در مرتبه اثر شنیدن و اثر گفتار صدا ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتا ذی القربی . این مرحله لفظ است.ب یکوقت هم خوشنویس قلم را برمیدارد و سوره مبارکه واقعه سوره مبارکه بقره یا سوره مبارکه الانسان را با خط نسخ مینویسد بعد هدیه میکند و میگوید این را به دیوار بزنید خوب است؛ یا همهاش را مینویسند و چاپ میکنند و میگویند در خانههایتان باشد که این مرتبه کتبی قرآن … و هم مرحوم کلینی در جلد دوم اصول کافی در باب فضل قرآن نقل کردهاند. اعجاز قرآن در قیامتآنچه در کتابهای اهلتسنن نقل شده با آنچه در کافی شریف نقل شده یکی است؛ یعنی یک روایت متفقعلیه است و متن روایت نشان میدهد که اسلام از وجود مبارک پیغمبر ص صادر شده است. جالب این است که اهلتسنن متن روایت را از امیر المؤمنین نقل میکنند و میگویند قال علی علیهالسلام و شیعه متن این روایت را از مقدادبناسود نقل میکنند. بخش اندک روایت این است که پیغمبر ص میفرمایند قرآن لا تحصی عجائبه شگفتیهای قرآن قابلشمردن نیست. علامه مجلسی میفرماید چهارصد سال پیش که من در زمان خودم حدود بیستهزار نوع تفسیر را شناسایی کردم من عدد تفاسیر نوشتهشده از زمان مجلسی تا الآن را نمیدانم ولی علمای اهلسنت دانشمندان اسلامی و علمای شیعه تفسیرهای بسیار عالی در روزگار گذشته نوشتهاند که تمام آنها هم مطلب جدید دارند؛ یعنی رونویسی از یکدیگر نیست. محضر مبارک وجود مبارک علامه طباطبایی صاحب کتاب المیزان را در شهر قم درک کرده بودم کسی به علامه طباطبایی گفت حضرتعالی با مفسرین قبل از خودتان -سنی و شیعه- به کجای قرآن رسیدید؟ این فیلسوف و عارف و فقیه و مجهز به معارف الهی و فکر قوی مرحوم شهید مطهری درباره او میفرموند صدسال دیگر ایشان شناخته میشود فرمودند مجموع مفسرین اسلامی از زمان امیرالمؤمنین علیهالسلام که ابنعباس تفسیر را انتقال داده تا زمان ما اگر همه تفسیرهایشان را زیر بغلشان بگذارند از تفسیرهای هفتادجلدی و هشتادجلدی که موجود است و چاپنشده تا تفسیرهای یکجلدی همه جمع بشویم و تفسیرهایمان را هم بیاوریم من بهطور یقین اعلام میکنم که ما مجموع مفسرین شیعه و سنی تا لب دریا آمدهایم و هنوز داخل نرفتهایم؛ یعنی نمیدانیم چه خبر است و تا روز قیامت هم نمیدانیم چقدر تفسیر نوشته میشود ولی از رسول خدا ص نقل شده که وقتی اولین و آخرین در قیامت میآیند خدا قرآن را که وارد محشر میکند یاتی القرآن یوم القیامه بکرا و اولین و آخرین میبینند که قرآن هنوز دست نخورده است و هیچچیزی از آن را کشف نکردهاند. مراتب هستی نور از نگاه فلاسفهاین روایت که در کنزالعمال و کافی نقل شده در ذهنتان باشد؛ روایت پیغمبر ص که فرمودند ارزشهای وجود علی علیهالسلام شمرده نمیشود هم باشد؛ روایت امام باقر علیهالسلام هم که فرمودند زهرا علیهاالسلام در اولین و آخرین همکفو نداشته و فقط علی همکفو اوست در ذهنتان باشد؛ حالا من خدمت شما عزیزان عرض میکنم که طبق نگاه فلاسفه و حکمای الهی هر چیزی در این عالم چهار وجود و چهار مرتبه هستی دارد؛ مثلا نور از هستی چهار مرتبه دارد الف مرتبه لفظی نون واو را لفظ نور؛ چه آثاری بر این وجود نوری بار است؟ هیچچیزی تنها اثری که دارد وقتی نور در زبان ما بهکار گرفته میشود مستمع توجهاش به یک شی روشن جلب میشود والا اگر ما در سالنی بیاییم که هیچ روشنایی وجود ندارد و تراکم هم در ظلمت زیاد است میلیونها بار هم بگوییم نور هیچ روشنایی دیده نمیشود. این مرحله لفظی نور میشود. ب مرتبه کتبی که ما خودکار را برمیداریم و روی کاغذ مینویسیم نور هیچ اثری بر این کلمه بار نیست؛ الا اینکه خوانندهای کاغذ را ببیند و بگوید اینجا نور نوشته شده است. مرتبه کتبی را در هر تاریکیای ببریم به درد نمیخورد. تاریکی تاریکی است و این نور نمیتواند کاری بکند. برای قرائت خوب است نور نور حالا یکبار بنویسیم دوبار بنویسیم دهبار بنویسیم. ج یک مرتبه وجود و هستی نور مرتبه ذهنی است و تنها اثری که دارد تفکیک ذهنی این نور در ذهنمان از آب و آتش است؛ یعنی به ذهنمان که مراجعه میکنیم از نور همین روشنایی را درک میکنیم ولی اصلا آثاری در ذهن ما بر وجود ذهنی نور بار نیست. د در مرتبه لفظی مرتبه کتبی و مرتبه ذهنی آثاری بر نور بار نیست ولی مرحله چهارم هستی نور که مرحله عینی
فاطمه(س) لیلةالقدر پنهان
و حافظان است.د مرتبه عینی و وجود خارجیاش که تمام آثار از او از دنیا تا اعماق ابدیت ظهور میکند. این مرتبه چهارم عینی جایی است که تمام قرآن مجید در آنجا تحقق ایمانی اعتقادی و اخلاقی و عملی پیدا کرده و عینیت به خود گرفته است. امیرالمؤمنین ع و زهرا س قرآن عینیامیرالمؤمنین میفرمایند قرآن عینی که غیر از قرآن کتبی … عینی و وجود خارجیاش مربوط است. مراتب قرآن کریم براساس آیات و روایاتقرآن مجید نیز طبق آیات خودش و روایات چهار مرحله دارد الف یک مرحله لفظی دارد که من الآن برایتان قرائت میکنم لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله . شما شنیدید در مرتبه اثر شنیدن و اثر گفتار صدا ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتا ذی القربی . این مرحله لفظ است.ب یکوقت هم خوشنویس قلم را برمیدارد و سوره مبارکه واقعه سوره مبارکه بقره یا سوره مبارکه الانسان را با خط نسخ مینویسد بعد هدیه میکند و میگوید این را به دیوار بزنید خوب است؛ یا همهاش را مینویسند و چاپ میکنند و میگویند در خانههایتان باشد که این مرتبه کتبی قرآن … و هم مرحوم کلینی در جلد دوم اصول کافی در باب فضل قرآن نقل کردهاند. اعجاز قرآن در قیامتآنچه در کتابهای اهلتسنن نقل شده با آنچه در کافی شریف نقل شده یکی است؛ یعنی یک روایت متفقعلیه است و متن روایت نشان میدهد که اسلام از وجود مبارک پیغمبر ص صادر شده است. جالب این است که اهلتسنن متن روایت را از امیر المؤمنین نقل میکنند و میگویند قال علی علیهالسلام و شیعه متن این روایت را از مقدادبناسود نقل میکنند. بخش اندک روایت این است که پیغمبر ص میفرمایند قرآن لا تحصی عجائبه شگفتیهای قرآن قابلشمردن نیست. علامه مجلسی میفرماید چهارصد سال پیش که من در زمان خودم حدود بیستهزار نوع تفسیر را شناسایی کردم من عدد تفاسیر نوشتهشده از زمان مجلسی تا الآن را نمیدانم ولی علمای اهلسنت دانشمندان اسلامی و علمای شیعه تفسیرهای بسیار عالی در روزگار گذشته نوشتهاند که تمام آنها هم مطلب جدید دارند؛ یعنی رونویسی از یکدیگر نیست.محضر مبارک وجود مبارک علامه طباطبایی صاحب کتاب المیزان را در شهر قم درک کرده بودم کسی به علامه طباطبایی گفت حضرتعالی با مفسرین قبل از خودتان -سنی و شیعه- به کجای قرآن رسیدید؟ این فیلسوف و عارف و فقیه و مجهز به معارف الهی و فکر قوی مرحوم شهید مطهری درباره او میفرموند صدسال دیگر ایشان شناخته میشود فرمودند مجموع مفسرین اسلامی از زمان امیرالمؤمنین علیهالسلام که ابنعباس تفسیر را انتقال داده تا زمان ما اگر همه تفسیرهایشان را زیر بغلشان بگذارند از تفسیرهای هفتادجلدی و هشتادجلدی که موجود است و چاپنشده تا تفسیرهای یکجلدی همه جمع بشویم و تفسیرهایمان را هم بیاوریم من بهطور یقین اعلام میکنم که ما مجموع مفسرین شیعه و سنی تا لب دریا آمدهایم و هنوز داخل نرفتهایم؛ یعنی نمیدانیم چه خبر است و تا روز قیامت هم نمیدانیم چقدر تفسیر نوشته میشود ولی از رسول خدا ص نقل شده که وقتی اولین و آخرین در قیامت میآیند خدا قرآن را که وارد محشر میکند یاتی القرآن یوم القیامه بکرا و اولین و آخرین میبینند که قرآن هنوز دست نخورده است و هیچچیزی از آن را کشف نکردهاند. مراتب هستی نور از نگاه فلاسفهاین روایت که در کنزالعمال و کافی نقل شده در ذهنتان باشد؛ روایت پیغمبر ص که فرمودند ارزشهای وجود علی علیهالسلام شمرده نمیشود هم باشد؛ روایت امام باقر علیهالسلام هم که فرمودند زهرا علیهاالسلام در اولین و آخرین همکفو نداشته و فقط علی همکفو اوست در ذهنتان باشد؛ حالا من خدمت شما عزیزان عرض میکنم که طبق نگاه فلاسفه و حکمای الهی هر چیزی در این عالم چهار وجود و چهار مرتبه هستی دارد؛ مثلا نور از هستی چهار مرتبه دارد الف مرتبه لفظی نون واو را لفظ نور؛ چه آثاری بر این وجود نوری بار است؟ هیچچیزی تنها اثری که دارد وقتی نور در زبان ما بهکار گرفته میشود مستمع توجهاش به یک شی روشن جلب میشود والا اگر ما در سالنی بیاییم که هیچ روشنایی وجود ندارد و تراکم هم در ظلمت زیاد است میلیونها بار هم بگوییم نور هیچ روشنایی دیده نمیشود. این مرحله لفظی نور میشود.ب مرتبه کتبی که ما خودکار را برمیداریم و روی کاغذ مینویسیم نور هیچ اثری بر این کلمه بار نیست؛ الا اینکه خوانندهای کاغذ را ببیند و بگوید اینجا نور نوشته شده است. مرتبه کتبی را در هر تاریکیای ببریم به درد نمیخورد. تاریکی تاریکی است و این نور نمیتواند کاری بکند. برای قرائت خوب است نور نور حالا یکبار بنویسیم دوبار بنویسیم دهبار بنویسیم.ج یک مرتبه وجود و هستی نور مرتبه ذهنی است و تنها اثری که دارد تفکیک ذهنی این نور در ذهنمان از آب و آتش است؛ یعنی به ذهنمان که مراجعه میکنیم از نور همین روشنایی را درک میکنیم ولی اصلا آثاری در ذهن ما بر وجود ذهنی نور بار نیست.د در مرتبه لفظی مرتبه کتبی و مرتبه ذهنی آثاری بر نور بار نیست ولی مرحله چهارم هستی نور که مرحله عینی
سخنراني مهم استاد انصاريان در روز شهادت حضرت زهرا(عليهاالسلام)
و حافظان است.د مرتبه عینی و وجود خارجیاش که تمام آثار از او از دنیا تا اعماق ابدیت ظهور میکند. این مرتبه چهارم عینی جایی است که تمام قرآن مجید در آنجا تحقق ایمانی اعتقادی و اخلاقی و عملی پیدا کرده و عینیت به خود گرفته است. امیرالمؤمنین ع و زهرا س قرآن عینیامیرالمؤمنین میفرمایند قرآن عینی که غیر از قرآن کتبی … عینی و وجود خارجیاش مربوط است. مراتب قرآن کریم براساس آیات و روایاتقرآن مجید نیز طبق آیات خودش و روایات چهار مرحله دارد الف یک مرحله لفظی دارد که من الآن برایتان قرائت میکنم لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله . شما شنیدید در مرتبه اثر شنیدن و اثر گفتار صدا ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتا ذی القربی . این مرحله لفظ است.ب یکوقت هم خوشنویس قلم را برمیدارد و سوره مبارکه واقعه سوره مبارکه بقره یا سوره مبارکه الانسان را با خط نسخ مینویسد بعد هدیه میکند و میگوید این را به دیوار بزنید خوب است؛ یا همهاش را مینویسند و چاپ میکنند و میگویند در خانههایتان باشد که این مرتبه کتبی قرآن … و هم مرحوم کلینی در جلد دوم اصول کافی در باب فضل قرآن نقل کردهاند. اعجاز قرآن در قیامتآنچه در کتابهای اهلتسنن نقل شده با آنچه در کافی شریف نقل شده یکی است؛ یعنی یک روایت متفقعلیه است و متن روایت نشان میدهد که اسلام از وجود مبارک پیغمبر ص صادر شده است. جالب این است که اهلتسنن متن روایت را از امیر المؤمنین نقل میکنند و میگویند قال علی علیهالسلام و شیعه متن این روایت را از مقدادبناسود نقل میکنند. بخش اندک روایت این است که پیغمبر ص میفرمایند قرآن لا تحصی عجائبه شگفتیهای قرآن قابلشمردن نیست. علامه مجلسی میفرماید چهارصد سال پیش که من در زمان خودم حدود بیستهزار نوع تفسیر را شناسایی کردم من عدد تفاسیر نوشتهشده از زمان مجلسی تا الآن را نمیدانم ولی علمای اهلسنت دانشمندان اسلامی و علمای شیعه تفسیرهای بسیار عالی در روزگار گذشته نوشتهاند که تمام آنها هم مطلب جدید دارند؛ یعنی رونویسی از یکدیگر نیست. محضر مبارک وجود مبارک علامه طباطبایی صاحب کتاب المیزان را در شهر قم درک کرده بودم کسی به علامه طباطبایی گفت حضرتعالی با مفسرین قبل از خودتان -سنی و شیعه- به کجای قرآن رسیدید؟ این فیلسوف و عارف و فقیه و مجهز به معارف الهی و فکر قوی مرحوم شهید مطهری درباره او میفرموند صدسال دیگر ایشان شناخته میشود فرمودند مجموع مفسرین اسلامی از زمان امیرالمؤمنین علیهالسلام که ابنعباس تفسیر را انتقال داده تا زمان ما اگر همه تفسیرهایشان را زیر بغلشان بگذارند از تفسیرهای هفتادجلدی و هشتادجلدی که موجود است و چاپنشده تا تفسیرهای یکجلدی همه جمع بشویم و تفسیرهایمان را هم بیاوریم من بهطور یقین اعلام میکنم که ما مجموع مفسرین شیعه و سنی تا لب دریا آمدهایم و هنوز داخل نرفتهایم؛ یعنی نمیدانیم چه خبر است و تا روز قیامت هم نمیدانیم چقدر تفسیر نوشته میشود ولی از رسول خدا ص نقل شده که وقتی اولین و آخرین در قیامت میآیند خدا قرآن را که وارد محشر میکند یاتی القرآن یوم القیامه بکرا و اولین و آخرین میبینند که قرآن هنوز دست نخورده است و هیچچیزی از آن را کشف نکردهاند. مراتب هستی نور از نگاه فلاسفهاین روایت که در کنزالعمال و کافی نقل شده در ذهنتان باشد؛ روایت پیغمبر ص که فرمودند ارزشهای وجود علی علیهالسلام شمرده نمیشود هم باشد؛ روایت امام باقر علیهالسلام هم که فرمودند زهرا علیهاالسلام در اولین و آخرین همکفو نداشته و فقط علی همکفو اوست در ذهنتان باشد؛ حالا من خدمت شما عزیزان عرض میکنم که طبق نگاه فلاسفه و حکمای الهی هر چیزی در این عالم چهار وجود و چهار مرتبه هستی دارد؛ مثلا نور از هستی چهار مرتبه دارد الف مرتبه لفظی نون واو را لفظ نور؛ چه آثاری بر این وجود نوری بار است؟ هیچچیزی تنها اثری که دارد وقتی نور در زبان ما بهکار گرفته میشود مستمع توجهاش به یک شی روشن جلب میشود والا اگر ما در سالنی بیاییم که هیچ روشنایی وجود ندارد و تراکم هم در ظلمت زیاد است میلیونها بار هم بگوییم نور هیچ روشنایی دیده نمیشود. این مرحله لفظی نور میشود. ب مرتبه کتبی که ما خودکار را برمیداریم و روی کاغذ مینویسیم نور هیچ اثری بر این کلمه بار نیست؛ الا اینکه خوانندهای کاغذ را ببیند و بگوید اینجا نور نوشته شده است. مرتبه کتبی را در هر تاریکیای ببریم به درد نمیخورد. تاریکی تاریکی است و این نور نمیتواند کاری بکند. برای قرائت خوب است نور نور حالا یکبار بنویسیم دوبار بنویسیم دهبار بنویسیم. ج یک مرتبه وجود و هستی نور مرتبه ذهنی است و تنها اثری که دارد تفکیک ذهنی این نور در ذهنمان از آب و آتش است؛ یعنی به ذهنمان که مراجعه میکنیم از نور همین روشنایی را درک میکنیم ولی اصلا آثاری در ذهن ما بر وجود ذهنی نور بار نیست. د در مرتبه لفظی مرتبه کتبی و مرتبه ذهنی آثاری بر نور بار نیست ولی مرحله چهارم هستی نور که مرحله عینی
خدانشناسی شاخصه اصلی اختلاسگران
علمیه همزمان با ایام سوگواری حضرت اباعبدالله در ورزشگاه آیتالله سعیدی به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت قرآن کریم دارای چهار وجود کتبی ذهنی لفظی و عینی است که وجود عینی بالاترین مرتبه وجودی قرآن
استاد انصاریان: ائمهٔ اطهار(ع) صورت انسانی قرآن مجید/ ائمه و صدیقهٔ کبری وزن و عدل قرآن عینی و عملی هستند
و یک حقیقت هستند؛ یکی از آن حقیقت کتبی با مفاهیم و معانیاش است که باید انتقال پیدا کند و یکی هم حقیقت عینی است که ائمه طاهرین صورت انسانی قرآن مجید هستند.به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در حسینیه آیتالله ابنالرضا ره خوانسار اظهار کرد خداوند در قرآن … و عدل قرآن عینی و عملی هستنداو افزود ائمه طاهرین ع و صدیقه کبری س وزن و عدل قرآن عینی و عملی هستند لذا پیغمبر یکی-دو ساعت مانده بود که از دنیا بروند فرمودند لن یفترقا اینها اصلا از هم جدا نمیشوند چون اینها یک واحد هستند و نمیشود آنها را جدا یا نصف کرد. لن یفترقا اینها یک حقیقت هستند؛ یکی از آنها حقیقت کتبی … قرآن و معنی اعتصام این نیست که قرآنی در آغوش بگیرم در مغازه یا ماشین یا جیبم بگذارم و گاهی روی این قرآن دست داشته باشم؛ یقینا این معنی اعتصام و تمسک و اتصال نیست. حال این وسیله اتصال چگونه آدم را به خدا متصل میکند در سوره اسرا میفرماید ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم ویبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا یعنی یعملون الصالحات بعد از ایمان میدان اصلی آیه شریفه است و این قرآن یهدی للتی هی اقوم شما را به استوارترین راه میرساند و بعد از رساندنتان به شما مژده میدهد؛ شمایی که همواره عمل صالح انجام دادهاید یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا .استاد انصاریان گفت وقتی این ابزار اتصال انسان را به خدا وصل و او را الهی میکند که به این ابزار اتصال عمل شود.او به حبل دوم که در قرآن مطرح شده اشاره و اظهار کرد در دهان آنهایی را ببندد که میگویند حسبنا کتاب الله و این یاوه و حرف غلط و بیهوده را اعلام بطلان کند و بر باد دهد. آن آیه دوباره حبل الله و بعد هم یک حبل دیگری را مطرح میکند؛ یعنی شما فقط با قرآن به توحید و پروردگار و اخلاق خدایی اتصال پیدا نمیکنید. بحبل من الله یعنی بهسبب اتصال به ابزار و تمسک به ابزاری که شما را خدایی میکند این حبل الله قرآن است؛ و حبل من الناس نه دست به دامن همه مردم زدن چون مردم خودشان نیاز دارند که دست به دامن یک خضر راهی بزنند؛ بلکه حبل من الناس یعنی بعضی از مردم.استاد انصاریان در پاسخ به اینکه حال که ما میخواهیم به این بعضی از مردم متمسک شویم اینان چهکسانیاند؟ گفت یقینا پادشاهان نیستند چون پادشاهان طناب شیطان هستند؛ یقینا ثروتمندان ثروتاندوز نیستند چون آنها قارون هستند؛ یقینا متکبران مغرور از خودراضی نیستند چون آنها فرعون هستند؛ یقینا عالمان بیعمل دنیاپرست پولپرست مقامپرست نیستند چون آنها ریسمان شیطان هستند؛ یقینا عموم مردم هم نیستند ما تاجر مؤمن بقال مؤمن لبنیاتی مؤمن بنای مؤمن دکتر و مهندس مؤمن داریم ولی پیش هرکدامشان برویم و بگوییم راستش را به ما بگو؛ تو توان داری که ما را به ربوبیت حق وصل کنی تا تربیتی الهی پیدا کنیم و انسان ربانی شویم خودشان میگویند که ما چنین قدرتی نداریم. پس ما خیلیها را باید از این حبل من الناس خارج کنیم چون اینها نمیتوانند.او با طرح پرسشهایی مبنی بر اینکه بهراستی آن ناس چهکسانیاند که میتوانند ما را مثل قرآن و بیکم و زیاد به ربوبیت خدا اتصال بدهند که ما از اخلاق الهی آنها مایه بگیریم و تربیت بشویم از باطن آنها مدد بگیریم و اهل توحید شویم ازعلم آنها مدد بگیریم و عمل درست انجام دهیم؟ این ناس چهکسانی هستند که قدرتشان مثل قرآن است درک و فهمشان حقیقت قرآن است توانشان توان قرآن است؟ گفت کسی غیر از وجود مبارک امیرالمؤمنین ع تا امام عصر عج و صدیقه کبری س در قلبتان حبل من الناس نیست یعنی ما اگر در آیه دقت کنیم و وضع و حال مردم هر دورهای را در تاریخ یا در زمان خودمان با مشاهده ملاحظه و دقت کنیم هیچکدام حبل من الناس نیستند؛ حبل من الناس یعنی آن که عدل قرآن و وزن قرآن است آن که قرآن عینی است. این قرآنی که در مساجد و منازل است قرآن کتبی
اتصال به اخلاق خدایی با اعتصام بر دو حبل
علیهمالسلام و صدیقه کبری س وزن قرآن عدل قرآن و قرآن عینی و عملی هستند؛ لذا پیغمبر ص یکیدو ساعت مانده بود که از دنیا بروند فرمودند لن یفترقا اینها اصلا از هم جدا نمیشوند؛ چون یک واحد هستند و نمیتوان آنها را جدا یا نصف کرد. لن یفترقا اینها یک حقیقت هستند. یکی از آنها حقیقت کتبی … قرآن حبل اللهمن در درون خودم فکر میکنم که تمام مردم و عدهای از روحانیون محترم در نظرشان است که خداوند در قرآن مجید یک حبل را مطرح کرده است. معنی فارسی حبل طناب است؛ ولی معنای قرآنیاش عاملی است که انسان را به پروردگار عالم اتصال میدهد و انسان به مرحله خدایی الهیمسلک و ربانیتربیت میرسد. توجه بیشتر مردم و ما طلاب به این آیه شریفه است که پروردگار امر واجب میکند و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا سوره آلعمران آیه 103 به این سبب اتصال بین خودتان و خدا چنگ بزنید و متمسک بشوید؛ یعنی عمل بکنید. حبل الله یعنی قرآن و معنی اعتصام این نیست که قرآنی در بغلم بگیرم در مغازه یا ماشین یا جیبم بگذارم و گاهی روی این قرآن دست داشته باشم. یقینا این معنی اعتصام و تمسک و اتصال نیست. بهراستی این وسیله اتصال چگونه آدم را به خدا متصل میکند؟ خداوند در آیه نهم سوره اسرا میفرماید ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا . بعد از ایمان یعملون الصالحات میدان اصلی آیه شریفه است. قرآن این کار را میکند یهدی للتی هی اقوم شما را به استوارترین راه میرساند و بعد از رساندنتان به شما مژده میدهد؛ شمایی که یعملون الصالحات همواره عمل صالح انجام دادهاید ان لهم اجرا کبیرا . وقتی این ابزار اتصال آدم را به خدا وصل و او را الهی میکند که به این ابزار اتصال عمل بشود. ب حبل من الناساین و اعتصموا بحبل الله یک حبل است؛ اما قرآن حبل دومی را هم مطرح کرده است. با حبل دوم در دهان آنهایی را میبندد که حسبنا کتاب الله میگویند و این حرف غلط و بیهوده را اعلام بطلان میکند و بر باد میدهد. آن آیه دوباره حبل الله و بعد هم حبل دیگری را مطرح میکند؛ یعنی شما فقط با قرآن به توحید و پروردگار و اخلاق خدایی اتصال پیدا نمیکنید. این ب در بحبل ب سببیت است. ما اگر در ادبیات عربی قوی و باقدرت نباشیم به مفاهیم آیات و روایات نمیرسیم و نمیتوانیم آیات و روایات را آنگونه که هست درک بکنیم. بحبل من الله سوره آلعمران آیه 112 یعنی بهسبب اتصال و تمسک به ابزاری که شما را خدایی میکند؛ این حبل الله قرآن است. و حبل من الناس این من در اینجا من تبعیضیه است و نمیگوید دستبهدامن همه مردم زدن چون مردم خودشان نیاز دارند که دستبهدامن یک خضر راهی بزنند؛ بلکه میگوید حبل من الناس یعنی بعضی از مردم. حبل من الناس در قرآن حال که ما میخواهیم به بعضی از مردم متمسک بشویم اینان چهکسانیاند؟ یقینا پادشاهان نیستند چون پادشاهان طناب شیطان هستند؛ یقینا ثروتمندان ثروتاندوز نیستند چون آنها قارون هستند؛ یقینا متکبران مغرور از خودراضی نیستند چون آنها فرعون هستند؛ یقینا عالمان بیعمل دنیاپرست پولپرست مقامپرست نیستند چون آنها ریسمان شیطان هستند؛ یقینا عموم مردم هم نیستند آیا عموم مردم قدرت دارند که ما را مثل قرآن خدایی کنند؟ ما تاجر بقال لبنیاتی بنا دکتر و مهندس مؤمن داریم ولی پیش هرکدامشان برویم و بگوییم راستش را به ما بگو؛ آیا تو توان داری ما را به ربوبیت حق وصل بکنی که تربیتی الهی پیدا بکنیم و انسان ربانی بشویم؟ خودشان میگویند ما چنین قدرتی نداریم پس ما خیلیها را باید از حبل من الناس خارج بکنیم چون اینها نمیتوانند. بهراستی آن ناس چهکسانیاند که میتوانند ما را مثل قرآن و بیکموزیاد به ربوبیت خدا اتصال بدهند تا ما از اخلاق الهی آنها مایه بگیریم و تربیت بشویم از باطن آنها مدد بگیریم و اهل توحید بشویم ازعلم آنها مدد بگیریم و عمل درست انجام بدهیم؟ این ناس چهکسانی هستند که قدرتشان مثل قرآن درک و فهمشان حقیقت قرآن و توانشان توان قرآن است؟ در قلب خودتان انصاف بدهید؛ آیا کس دیگری غیر از وجود مبارک امیرالمؤمنین ع تا امام عصر عج و صدیقه کبری س حبل من الناس هست؟ -حرکت انسان با قبول مفاهیم آیاتما اگر در آیه دقت بکنیم و وضع و حال مردم هر دورهای را در تاریخ یا زمان خودمان با مشاهده ملاحظه و دقت بکنیم هیچکدام حبل من الناس نیستند. حبل من الناس یعنی آنکه عدل قرآن وزن قرآن و قرآن عینی است. قرآنی که در مساجد و منازل وجود دارد قرآن کتبی
فهم دین در گرو فهم حسین(ع)
قرآن؛ معلم قرآن پیغمبر و اهلبیت هستند. در کتاب شریف اصول کافی امام باقر میفرماید نحن اهل الذکر عالم به قرآن ما هستیم و شما برای فهم قرآن نیازمند به ما هستید. داروی شفابخشقرآن و اهلبیت برای ما چه چیزی را تامین میکند؟ اینجا را دقت بفرمایید که ما نیاز به چه چیزی داریم و قرآن مجید و اهلبیت چه چیزی را برای ما تامین میکنند رحمت درمان بیماریهای باطنی آمرزش گناهان رضایت پروردگار جنت پروردگار سعادت دنیا و آخرت شفاعت فردای محشر. حالا همه را در قرآن مجید ملاحظه کنید و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمه اسرا 82 من قرآن را فرستادم که درمان کننده است. امام باقر ع میفرماید آن کسی که وضع دوا القرآن علی دا قلبه داروی قرآن را روی درد قلبش بگذارد یعنی بیاید با قرآن مجید درد قلب را بشناسد؛ حسد بیماری قلب است کبر بیماری قلب است حرص بیماری قلب است غرور بیماری قلب است ریا بیماری قلب است بیاید در قرآن مجید سیر کند و قرآن مجید به او یاد میدهد که این بیماریها راه علاجش توجه به پروردگار است توجه به قیامت است توجه به برزخ است توجه به دوزخ است توجه به دادگاههای الهی است توجه به نفرت خدا از این بیماریهاست توجه به این آیات است. عذاب بخیل در قیامت قرآن در سوره توبه میگوید آدمهای بخیل که بخلشان را معالجه نکنند قیامت کل ثروت دنیایشان را به محشر میآورند و همه ثروت را تبدیل به فلز وزندار میکنند همه فلز را با آتش جهنم گداخته میکنند همه آن فلز گداخته شده را به پیشانی و پهلو و پشتشان میچسبانند و دیگر تا خدا خداست برداشته نمیشود. بخلشان را با آیات قرآن درمان کنند این یک دانه بیماری است. بقیه بیماریها را هم با عذابهایش را آدم در قرآن توجه کند معالجه میشود. من طاقتش را دارم؟ من انگشتم را نمیتوانم روی ده سانتی گاز خانهام بگیرم این همه فلز را خدا با آتش جهنم گداخته کند و به پیشانی و پهلو و پشتم بچسباند از حال رفتن علی ع از ترس قیامتمیگوید نیمه شب رسیدم مدینه مدینه پر از نخلستان است عبور میکردم بروم خانه خودمان که صدای نالهای متوقفم کرد گوش دادم دیدم یک کسی به خاطر قیامت زار میزند و بعد هم ساکت شد عجب گریهای عجب نالهای عجب توجهی به قیامت آمدم جلو تاریک بود سایه درخت بود رسیدم دیدم یکی مثل چوب خشک افتاده روی خاک دیدم علی است تکان نمیخورد. دویدم در خانه زهرا س ـ معلوم میشود علی آن وقت بیست و سه چهار سالش بود هم سن خیلی از شما بود توجه به قیامت و به آیات قیامت ـ گفتم حالا زهرا هم خواب است اما چارهای نیست باید خبر مرگ شوهرش را بدهم بروند جنازهاش را بردارند. در زدم آمد پشت در و گفت کیه؟ گفتم خانم خبر ناگواری را آوردم. فرمود بگو. و من گفتم. فرمود راحت باش علی شبی چند بار به این حال میافتد. حسین ع قرآن عینی قرآن درمان میکند چرا بخل؟ چرا حسد؟ چرا حرص؟ چرا کبر؟ چرا ریا؟ چرا غرور؟ چرا؟ و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمه للمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا اسرا 82 قرآن برای شما رحمت است. کرارا بعد از مساله قرآن در قرآن آمده ان الله غفور رحیم ؛ با اتصال به قرآن شما نیاز دارید گناهانتان بخشیده شود یا نه؟ خوشتان میآید گناهانتان در پرونده بماند؟ خیر ما دوست نداریم حتی یک دانه گناه یک گوشه پروندهمان بماند. نه دفتر جرم مرا روز جزا باز مکن . شما را میگویم میدانم که میگویم خودم و شما را میگویم ما طاقت اینکه ـ حتی بدون اینکه دیگران آگاه شوند ـ یکبار قیامت به ما بگویی چرا این گناه را مرتکب شدی نداریم؛ یعنی طاقت عتاب و سرزنش تو را نداریم چون ما یک عمری نمک تو را خوردیم قیامت در سرمان نزن. قرآن شفاست قرآن رحمت است قرآن مغفرت است قرآن مجید عامل و رضوان من الله اکبر توبه 72 است قرآن مجید و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا اسرا 9 قرآن مجید عامل بهشت است قرآن مجید عالم هدایت است ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین بقره 2 قرآن مجید عامل سعادت دنیا و آخرت است فمنهم شقی و سعید هود 105 این هفتتا در قرآن است و هفت یک عدد کامل است. شما در روایات ائمه و روایات امام صادق ع در روایات امام باقر ع در روایات حضرت رضا ع تمام این هفت مساله را علاوه بر قرآن در قرآن عینی هم غیر این قرآن کتبی
مصداق عینیِ فهم قرآن در اهل البیت(ع)
و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین . تبیین وجودات چهارگانه قرآن مجیدبیان شد که کتاب خدا قرآن مجید این اقیانوس بیساحل معارف و حقایق چهار وجود دارد یک وجودش وجود کتبی است که عبارت است از قرآنهای خطی و چاپی. یک وجودش وجود لفظی است و با زبان قرائت میشود که ما در 24 ساعت ده بار به صورت واجب یک حمد و یک سوره را میخوانیم که این خواندن ما وجود لفظی قرآن مجید است. یک وجودش هم وجود ذهنی است که یا کل قرآن حفظ شده و در ذهن و باطن ماست یا بعضی از سورهها و آیاتش حفظ شده است. وجود چهارم قرآن هم به تعبیر اهل حکمت وجود عینی … و اعتقادا قرآن است؛ یعنی تمام حرکات و تمام ظاهر و باطن وجودش قرآن است. تعبیر دیگر وجود عینی وجود مصداقی است؛ یعنی همه قرآن بر این شخص صدق میکند و هیچ ناحیهای از نواحی ظاهر و باطن او خالی از قرآن مجید نیست. کاملترین وجود عینی قرآن در وجود پیامبر ص و علی ع بر طبق روایات کاملترین وجود عینی و مصداقی قرآن بعد از رسول خدا ص امیرالمؤمنین ع است که نه تنها ما بلکه بزرگان از اهل سنت 1 هم این روایت را نقل کردهاند که این روایت بارها در مکه و مدینه گفته شده و یا حداقل در مدینه بیان شده است که از رسول خدا ص نقل شده است؛ پیغمبری که خداوند متعال گفتار او را نتیجه وحی میداند. نه قرآنش را بلکه گفتارش را وحی میداند؛ یعنی تا پروردگار عالم به قلب مبارک او فرمان و اذن ندهد آنچه از حقایق که در قلب اوست بر زبانش جاری نمیشود که فرمود این شخص ان هو الا وحی یوحی 2 است چون ما ینطق عن الهوی 3 است؛ یعنی از روی خواسته خودش حرف نمیزند چون همه خواست او غرق در خواسته پروردگار است؛ یعنی بین خواسته پیغمبر ص و خواسته خداوند تفاوتی ندارد. ان هو الا وحی یوحی ؛ یعنی آنچه به او وحی میکنم به آن نطق میکند؛ نه اینکه خودش بگوید.این پیغمبر ص میفرماید علی مع القرآن و القرآن مع علی 4 ؛ یعنی امیرالمؤمنین ع با قرآن مجید معیت دارد و قرآن مجید هم با امیرالمؤمنین ع معیت دارد. هر کجا قرآن است ـ چه در غیب و چه در شهود ـ علی هم با قرآن است. این روایت را بزرگانی از اهل سنت و شیعه نقل کردهاند و من هم این روایت و امثال آن را در 400 صفحه توضیح دادم 5 ؛ زیرا دارای مطالب زیادی است. یکی از آن روایات این است علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیثما دار 6 که دریایی از مفاهیم و معانی را در بردارد و اگر کسی آن مطالب را بخواند عمق این روایات برای او نشان داده میشود که پیغمبر عظیم الشان اسلام ص چه فرموده است مصداق عینی معارف قرآنی در دعاهای امیرالمؤمنین ع بر این اساس تمام نکته این مجلس در همین است که اگر همه ما و همه مرد و زن و امت اسلامی نهج البلاغه امیرالمؤمنین ع و روایات آن حضرت و آثار تربیتی و دعاهای امیرالمؤمنین ع را عمل کنیم به قرآن عمل کردهایم چون یک قرآن در بین امت قرآن کتبی
قرآن قلوب را زنده می کند و حسنات باطنی را شکوفا می سازد
و اموربین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان طی سخنانی در مسجد اعظم قم با اشاره به خطبه 176 حضرت امیرالمؤمنین ع اظهارداشت نهجالبلاغه درباره عظمت قرآن میفرماید ان الله سبحانه لم یعظ احدا بمثل هذا القرآن خداوندی که از هر نقصی پاک است هیچکس را مانند این قرآن موعظه نکرده است. کتابهای دیگر انبیا هم موعظه داشتهاند ولی موعظه جامع و کامل مانند قرآن سابقه نداشته است. فانه حبل الله المتین و سببه الامین همانا قرآن رشته استوار و دستاویز قوی پروردگار عالم است که برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت میتوان به آن آویخت. قران کریم داری 52 اسم استنویسنده تفسیر حکیم با اشاره به آیه شریف و فیه ربیع القلب افزود بهار دلها در این قرآن است و کاری با قلب میکند که حسنات باطنی و ایمان به خدا قیامت انبیا و حقایق در قلب شکوفا شود. و ینابیع العلم در این کتاب چشمههای دانش قرار داده شده که این رشتههای دانش بهدستآمده از قرآن هرگز شماره نخواهد شد. ما للقلب جلا غیره صیقلدهندهای جز قرآن مجید برای دلها وجود ندارد. دل آلوده را برای پاکشدن به هیچ مدرسهای نبرید؛ نهتنها پاک نمیشود بلکه به تاریکی و آلودگی دل نیز افزوده میشود. از زمان امیرالمؤمنین ع تا امروز که قرآن بهطور مفصل تفسیر شده هنوز اعلام نشده که تفسیر قرآن پایان یافت و دیگر منتظر مطلب جدید و بدیعی نباشید. قرآن مجید 52 اسم دارد که دقت در این اسما نشان میدهد قرآن یعنی چه و از چه معنویت عظیمی برخوردار است. استاد انصاریان با بیان اینکه دانشمندان معتقدند هر چیزی در عالم خلقت دارای چهار وجود؛ ذهنی لفظی کتبی و وجود عینی
ایمان، نخستین ویژگی اولیاءالله
قرآن مجید و اهلبیت یک واحد در دو تجلی هستند و بین قرآن و اهل بیت در هیچ موردی افتراق نیست. شما میدانید که امیرالمؤمنین ع با فریاد بلند فرمودند من کتاب الله هستم. بله بهصورت دو حقیقت ذکر شده ولی یک حقیقت در دو جلوه است یک جلوهاش کتبی است که همین قرآنهای در اختیار ماست یک جلوه هم عینی … و ویژگیهایی برای آنها در قرآن مجید نهجالبلاغه و روایاتمان بیان شده است. قرآن مجید خیلی عناوین مثبت دارد صابرین صادقین قانتین خاشعین ذاکرین مؤمنین مسلمین متصدقین راکعین و ساجدین . قرآن مجید این عناوین را هم برای مردها و هم برای زنان ذکر کرده است. اینها نوع عناوینی است که پروردگار عالم برای بندگان واقعیاش بیان کرده است. اولیاالله چشم و چراغ این عناوین است که در سه آیه سوره مبارکه یونس مطرح است. در هر سه آیه هم خصوصیات و ویژگیهای اولیای الهی را بیان میکند. شش خصوصیت در سوره یونس بیان شده که مصداق اتم و اکمل این خصوصیتها ائمه طاهرین علیهمالسلام هستند. ایمان به خداوند نخستین ویژگی اولیای الهی-جدایی بین اهلبیت علیهمالسلام و قرآن امری محال الذین آمنوا سوره یونس آیه 63 ؛ آمنوا فعل ماضی است یعنی کسانی که قبلا و پیش از این به پروردگار عالم پیوند خوردهاند. این که عرض میکنم پیوند و گره خوردهاند در روایات مطرح است. من یک روایتش را از وجود مبارک حضرت رضا ع میخوانم که امروز روز ولادتشان بود. آمنوا اینها پیش از این به پروردگار عالم گره خورده و وصل شدهاند چه زمانی بوده است؟ شما میدانید که پیغمبر اکرم ص نه یکبار نه دوبار بلکه کرارا به مردم تذکر دادهاند. شاید بعضیها فکر میکنند که این روایت برای یکی دو ساعت مانده به مرگ پیغمبر ص است ولی اگر به کتابها مراجعه کنیم میبینیم آخرینباری که این روایت را فرمودهاند یکی دو ساعت مانده به وفاتشان بوده است. ایامی که بین مردم بودند و سلامت بدن داشتند کرارا این مطلب را فرمودهاند انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی و انهما لن یفترقا مهم این است که محال است بین اهلبیت من و قرآن جدایی بیفتد. -جلوۀ کتبی و عینی … و صدیقه کبری س قرآن انسانی هستند و اینها ثابت شده است. -معصومین علیهمالسلام جلوۀ عینی کتاب خداکتابی بهنام ملکه اسلام فاطمه زهرا س هست که حدود هشتاد سال پیش در دویست صفحه نوشته شده و خیلی هم قوی نوشته شده است. نویسنده آن واقعا مجتهد جامعالشرایط حکیم فیلسوف فقیه و عارف بوده است. من با ایشان خیلی ارتباط داشتم؛ حتی وقتی من 23-24 ساله و طلبه قم بودم یکبار خدمتشان رفتم حالا بار چندم بود نمیدانم و ایشان مرا امتحان کردند که ببینند من چه خواندهام چقدر خواندهام و چگونه خواندهام این عادتشان بود که هر طلبهای میرفت او را امتحان میکرد. من با لطف خدا اینقدر از امتحان خوب درآمدم که اجازه علمی و روایی هفتصفحهای به من مرحمت کردند. این کتاب برای هشتاد سال پیش نوشته شده و فقط درباره صدیقه کبری س است؛ نه زندگی او بلکه درباره علم اندیشه بلاغت فصاحت و عمقنگری صدیقه کبری س است. حالا ایشان یا هجده سال یا 24 سال در این دنیا زندگی کردهاند؛ 24 سال هم سن خیلی کمی است هجده سال هم که کمتر من این دویست صفحه را با کمک عالمان بزرگواران و محققانی به نهصد صفحه تبدیل کردم و اسمش را هم عوض نکردم؛ چون زحمت اصلیاش را آن مرد بزرگ کشیده بود. دوبار هم تا حالا چاپ شده است. شما اگر حوصله کنید و این کتاب ملکه اسلام را از صفحه اول تا آخر بخوانید و به آن دل بدهید؛ نه خواندن گذرایی بلکه مایه قلبی و فکری در مطالعه بگذارید؛ خیلی برایتان روشن ثابت میشود که صدیقه کبری س قرآن عینی است. یک جلوه قرآن همین قرآن کتبی
امیرالمؤمنین(ع) در آیات قرآن
و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین . عظمت قرآن در کلام امیرالمؤمنین ع برای بحث بسیار مهمی که امشب مطرح است چند جمله بهعنوان ریشه بحث از خطبه 176 نهجالبلاغه برایتان قرائت میکنم. مدینه علم پیغمبر ص و اقیانوس بیکران دانش الهی میفرمایند -کتاب موعظۀ جامع و کامل ان الله سبحانه لم یعظ احدا بمثل هذا القرآن خداوندی که از هر عیب و نقصی پاک است هیچ کس را مانند این قرآن موعظه نکرده است. در واقع بین قرآن انجیل زبور تورات و صحف ابراهیم ع خیلی تفاوت است. آنها هم موعظه داشتهاند ولی موعظه جامع و کامل مانند قرآن مجید سابقه نداشته است. -دستاویزی قوی برای سعادت دنیا و آخرت فانه حبل الله المتین و سببه الامین قرآن مجید رشته استوار محکم پروردگار عالم است که بین انسان و خداست. همچنین دستاویز قوی پروردگار عالم است که هر کسی میخواهد به سعادت دنیا و آخرت برسد میتواند با این دستاویز به آن برسد. جملات خیلی عجیبی است بهراستی که بعد از پیغمبر ص کسی مثل امیرالمؤمنین ع اینگونه قرآن مجید را تعریف نکرده است. -عامل شکوفایی حسنات باطنی و ایمان در قلب و فیه ربیع القلب بهار دلها در این قرآن است. همانطور که بهار سبب شکوفاشدن انواع گیاهان درختان گلها و نباتات است کتاب خدا هم همین کار را با قلب میکند. کاری با قلب میکند که حسنات باطنی و ایمان به خدا قیامت انبیا و حقایق در قلب شکوفا شود. -چشمههای بیشمار دانش در قرآن و ینابیع العلم در این کتاب چشمههای دانش قرار داده شده که این رشتههای دانش بهدستآمده از قرآن تا روزگار ما شماره نشده است و شماره هم نخواهد شد. در جلد اول تفسیر کبیر در توضیح الحمدلله رب العالمین که آیه اول سوره حمد است مفسر آن راهنمایی میکند و میگوید ما میتوانیم از این یک آیه به یک میلیون معنا برسیم؛ بیان هم میکند نه اینکه مبهمگویی بکند. -صیقلدهنده و پاککنندۀ دلها ما للقلب جلا غیره صیقلدهنده صافکننده و پاککنندهای جز قرآن مجید برای دلها وجود ندارد. دل آلوده را برای پاکشدن به هیچ مدرسه و مکتبی نبرید؛ نهتنها پاک نمیشود بلکه به تاریکی و آلودگی دل نیز افزوده میشود. قرآن مجید دل را با حقایق از توحید تا معاد و آنچه ارزش بین توحید و معاد است آشنا میکند. این کار قرآن است. این ثمره و میوه قرآن است. از زمان امیرالمؤمنین ع تا الآن 1400 سال است که قرآن بهطور مفصل تفسیر میشود؛ اما هنوز اعلام نشده کهای ملت اسلام تفسیر قرآن پایان یافت و دیگر منتظر مطلب جدید بدیع و نو نباشید. این روایت در کتب اهلسنت است که نقل میکنند وجود مبارک حضرت ابیعبداللهالحسین ع فرمودهاند پروردگار عالم تمام علوم 114 کتاب آسمانی را به قرآن انتقال داده است. قرآن علمالله و رحمتالله است. قرآن مجید 52 اسم دارد که هر اسمی نشانه معنا و معانیای است. هر 52 اسم در خود قرآن مجید است و مفسر بزرگ شیعه ابوالفتوح رازی در قرن هفتم اهل منطقه ری بوده در جلد اول حدود پنجاه نام قرآن را بیان میکند قرآن فرقان کتاب ذکر شفا و رحمت. دقت در این پنجاه اسم نشان میدهد که قرآن یعنی چه و از چه معنویت عظیمی برخوردار است. عالم خلقت دارای چهار وجود و هستیاین جملات امیرالمؤمنین ع بود اما بخش دوم مطلب؛ بزرگان از علم و دانش میگویند هر چیزی در این عالم خلقت دارای چهار وجود و هستی است وجود ذهنی وجود لفظی وجود کتبی و وجود عینی … و بهعنوان آب تصور میکنیم. وقتی ذهن ما آب را در باطن ما به ما نشان میدهد به این وجود ذهنی میگویند که قطعی هم هست. فلاسفه هم بحثهای مفصلی درباره وجود ذهنی دارند. وجود کتبی همین الف و ب است که ما روی کاغذ مینویسیم. اسم آب وجود کتبی است. وجود لفظی در زبان ما جاری میشود. وجود عینی خارجی نیز در اقیانوسها دریاها دریاچهها رودخانهها و در همین حوض مسجد اعظم است. این وجود عینی مصداقی و خارجی است. آثار برای وجود عینی است؛ یعنی اگر کسی بخواهد تشنگیاش رفع بشود تشنگیاش با لفظ آب آب ذهنی یا کتبی برطرف نمیشود. او باید یک لیوان را پر از آب بکند و بخورد تا آتش تشنگی را خاموش بکند. سه ویژگی امیدواران به رحمت پروردگاراکنون آیه 218 سوره مبارکه بقره را عنایت کنید که هم خواندنش و هم شنیدنش عبادت است. چه آیه فوقالعادهای است آیه شریفه با ان شروع میشود؛ یعنی با یک قاطعیت حتمیت و مسلم بودن. آیه میفرماید الف ایمان قطعی به پرورگار و حقایق ان الذین آمنوا والذین هاجروا وجاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله والله غفور رحیم . مطالب زیادی در این آیه هست که اگر کسی بخواهد یک ماه مبارک رمضان درباره مسائل این آیه حرف بزند جا دارد. کسانی که تمام حقایق را باور کردهاند از آن ایمانهایی که در سوره حجرات میفرماید انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا 1 باوری که هیچ شک و تردیدی در آن راه ندارد زخم نمیخورد و یک باور قطعی و واقعی دارند. کسانی که چنین باوری را داشتند پاکترین زندگی را در این دنیا داشتهاند؛ مثل انبیای الهی که همواره در مقابل هجومها و خطرات عجیبی بودند ولی به باورشان لطمه و زخم نخورد و کنار این باور ایستادند. الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا 2 فرهنگها نهلهها و هجومها در باورشان اثر نگذاشت. ب هجرت برای خدا والذین هاجروا و کسانی که هجرت میکنند و دچار فراق میشوند؛ فراق از وطن پدر و مادر و اقوام. اینها یا از دارالکفر به دارالایمان هجرت میکنند یا برای تحصیل علوم الهی از همه خانواده و شهر دست میکشند و به شهر دیگری میروند. ج جهاد در راه طاعت پروردگار وجاهدوا فی سبیل الله اغلب مفسرین فی سبیل الله را فی طاعت الله معنا کردهاند؛ برای کوشش و طاعت خدا به جهاد و جنگ با دشمن میروند که هم خودشان میخواهند خدا را با این جهادشان اطاعت کنند و هم بنای اطاعت خدا را بتونآرمه بکنند. ناامیدی و دلسردی از ارکان کفر اولئک یرجون رحمت الله والله غفور رحیم اینها اگر به رحمت خدا امید داشته باشند امید درست و واقعی است؛ برای اینکه ایمان هجرت و جهاد سازنده امید به رحمت پروردگار در قلب است. من در کتاب مجمعالبیان نوشته امینالاسلام طبرسی دیدم که برای قرن نهم است؛ این تفسیر یک تفسیر شیعی است که شیعه و سنی این تفسیر را قبول دارند و به خرج اوقاف مصر هم چاپ شده است. ایشان در بخشی از توضیح این آیه از قول کسی میفرماید که پروردگار عالم امید به رحمت را بر آنها واجب کرده است؛ چون امید از ارکان دین است و ناامیدی دلسردی و دلمردگی از ارکان کفر است. قرآن در خصوص ناامیدی میفرماید انه لا ییاس من روح الله الا القوم الکافرون 3 از رحمت خدا جز کافران ناامید نمیشوند. اینها امید به رحمت خدا دارند البته کنار این امید عالی حالت عالیتر دیگری هم دارند که خودشان را از عذاب خدا درامان نمیدانند و نمیگویند چون از عذاب خدا درامان هستیم صددرصد به خطر برنمیخورم. این حرف نادرستی است. قرآن
شکوفایی قرآن با حفظ میزان
و معانی آن را می فهمیم ولی هیچ کدام از این مراحل وجودی قرآن نمی تواند اثر مطلوب آن را که هدایت و پرورش انسان است ایفا نماید. زیرا آنچه که اثربخش است وجود عینی هر حقیقت است نه وجود لفظی و کتبی و ذهنی آن؛ مثلا آتش نه لفظ آن خاصیت سوزندگی دارد و نه نوشته و نه معنا و مفهوم آن؛ بلکه وجود عینی و خارجی آن است که هرجا افتاد می سوزاند.کتاب آسمانی قرآن … و میزان همراهشان نازل کردیم به این منظور که مردم قیام به قسط کنند. سوره ی حدید آیه ی 25 با توجه به آیات قرآن کریم تنها آمدن رسول و ارائه ی بینه و انزال کتاب برای قیام به قسط کافی نیست بلکه وجود میزان لازم است که تحقق بخش به وجود عینی کتاب و الگو و اسوه برای امت باشد.مفهوم قسطقسط یعنی عدالت و رعایت همه ی حقوق به طوری که هیچ حقی ضایع نشود. نکته اینجاست که می فرماید ما رسولان را فرستادیم که مردم قیام به قسط کنند؛ نه اینکه پیغمبران مردم را وادار به قسط نمایند.قیام به قسطکار پیغمبران این است که مردم را طوری تربیت کنند که از خود مردم حالت قیام به قسط بجوشد و طبعا مردمی عدالت خواه و قسط طلب بشوند؛ آنگونه که هر کار خلاف قسط و عدالت در نظرشان منفور گردد و ظلم و انحراف از مسیر عدالت در میانشان دیده نشود. در آیه ی دیگری هم می خوانیم ای مومنان؛ شما خودتان قائم به قسط باشید. سوره ی نسا آیه ی 125 حتی از قائم هم بالاتر قوام به قسط باشید؛ یعنی ملکه ی قسط طلبی در شما رسوخ پیدا کند همانطور که گل طبعا بوی خوش می دهد از جامعه ی شما نیز بوی عدالت خواهی به شامه ها برسد.انبیا آمده اند تا عقل بشر را آزاد کنند و از اسارت شهوات نفسانی بیرون بیاورند عقل که آزاد شد خودش راه قیام به قسط را می یابد.کتاب آسمانی قرآن نیز آن مرتبه ای از وجودش اثربخش است که تحقق عینی و خارجی پیدا کند؛ یعنی تمام حقایق آن از معارف و احکامش در وجود یک انسان نمودار گردد و تمام ابعاد وجودی انسان تجلیگاه حقایق آسمانی قرآن از معارف و اخلاق و احکامش شود. در این صورت است که این انسان کامل وجود عینی کتاب و میزان می شود و سایر انسان ها باید خودشان را از نظر عقاید اخلاق و اعمال با او بسنجند و مقدار نقص و کمال خود را از روی تطابق و عدم تطابق با افکار و احوال او بدست آورند.آزادی حیوانی یعنی اسارتکار انبیا این است که عقل را از اسارت رها ساخته و حاکم بر غرایز گردانند و این عقل آزاد شده ی از بند شهوت و غضب است که می تواند خوب فکر کند و مبدا و منتهای خلقت را بشناسد؛ مسیر و مقصد را بفهمد و برنامه ی سیر را بدست آورد. لذا می فرماید لقد ارسلنا رسلنا بالبینات... مراد از میزان چیست؟میزان یعنی وسیله ی سنجش و معیار تشخیص. کتاب که آمد احکام و قوانینی را بیان می کند اما ممکن است این قوانین و احکام تحقق خارجی پیدا نکند و همچنان در مرحله ی علمی و نظری باقی بماند و فقط برای این باشد که مردم آگاه شوند فلان موضوع حکمش این است؛ در این صورت کتاب از مرحله ی ذهنیت خارج نمی شود و وارد مرحله ی عینیت نمی گردد؛ یعنی در این موقع کتاب در میان ما وجود لفظی دارد آن را تلفظ می کنیم و می خوانیم. وجود کتبی
نگاهى به مقام حضرت فاطمه(س)
عینی قرآن کدامیک از این قرآنهای گفته شده است.این قرآنهایی که آن را تلاوت میکنیم قرآن کتبی است. قرآنهای موجود در ذهن حافظان هم که وجود ذهنی آن است. قرآنی نیز که بر روی زبان جاری میشود قرآن لفظی است. پس آن قرآن عینی کدام است؟ قرآن عینی و … و آن کتاب خدا قرآن مجید است. البته آنها بحث خود را به صورت کلی مطرح نموده و بیشتر آنها هم مثالی را برای آن ذکر نکردهاند؛ چون فکر میکردند چنین مسالهای برای همه مردم مساله روشن و واضحی باشد. چهار وجود برای قرآن مجید قرآن مجید دارای چهار وجود است؛ یعنی دارای چهار جلوه هستی میباشد.یک وجود قرآن وجود کتبی قرآن است که عبارت میباشد از مجموعه سی جز قرآن که با قلم بر صفحه نوشته میشود؛ همین قرآنی که به فرموده شیخ صدوق بین دو جلد در سی جز در صد و بیست حزب در شش هزار و ششصد و چند آیه در اختیار ماست. این قرآن با قرآن زمان پیغمبر ص یک نقطه هم اختلاف ندارد. ترتیب این قرآن همان ترتیب زمان پیغمبر ص میباشد. آیاتش هم بیکم و زیاد آیات زمان پیغمبر ص است. 1 در یک کلمه اگر این گونه نبود حجت خدا بر بندگانش کامل نبود و ناقص بود و خدا هم حجت ناقص ندارد. در همه چیز و در هر کجا حجت پروردگار عالم کامل تمام و جامع است. برای این که به قول خود قرآن تا فردای قیامت کسی به خداوند نگوید اگر راهنمایی کرده بودی و اگر گفته بودی من عمل میکردم. از کجا معلوم میشود که من عمل نمیکردم. خود پروردگار میگوید من این هدایت را کامل و جامع فرستادم که روز قیامت کسی بر خدا حجت نداشته باشد لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل و کان الله عزیزا حکیما . 2 این وجود وجود کتبی قرآن هست.وجود دوم قرآن وجود لفظی است. وجود لفظی قرآن عبارت است از آیاتی که انسان از روی صفحه کاغذ یا از صفحه ذهنش بر زبان جاری میکند ذلک الکتاب لا ریب فیه . 3 همان وقتی که داریم یک خطبه را یک صفحه کاغذ را یک ذلک الکتاب لا ریب فیه را بر زبان جاری میکنیم؛ یعنی آیه را تلفظ مینمایم و آن را میخوانیم. در اینجا پیغمبر اکرم ص به خوانندگان قرآن یک سفارش بسیار بسیار مهم دارد که خوانندگان قرآن باید این سفارش پیغمبر ص را حتما عمل کنند. آن سفارش این است که شما باید هنگام خواندن قرآن طهروا افواهکم. 4 با دهان و زبان پاک قرآن را بخوانید. با دهان یهودیمسلک با زبان مسیحیمسلک با زبان لائیکمسلک با زبان آلوده به حرام با دهان آلوده به گفتههای باطل یاوه سب ناسزا و فحش قرآن را نخوانید. این قرآن دارای پاکترین آیات پاکترین کتاب و پاکترین حکمت است که باید در دهانهای پاک جاری بشود؛ یعنی اگر کسی بخواهد قاری مورد قبول خدا باشد همیشه پاک میماند؛ دهانش؛ زبانش؛ بدنش؛ جسمش؛ پوستش؛ گوشش. قرآن کریم حریم علم پروردگار است. ورود به این حریم باید با پاکی انجام بگیرد لا یمسه الا المطهرون. 5 برخی از مفسران میگویند فعل لا یمسه معنای امری دارد؛ یعنی کسی که پاک نیست حق ندارد با قرآن تماس بگیرد؛ لذا دیده میشود حضرت زهرا س بعد از مرگ پیغمبر یکبار هم نه هنگام باز بودن پنجره و نه با باز کردن پنجره اگر بسته بود نخواسته که صدای اذانگویان حکومت زمان خودش را بشنود؛ مستمع نشد.ما یک استماع داریم و یک سماع. یک وقت صدا به گوش میخورد ولی آدم اصلا توجهی به آن صدا ندارد. حتی به صدای الفاظ هم متوجه نیست تا چه برسد به معانیآنها.صبح ظهر و شب کنار مسجد پیغمبر که خانه حضرت زهرا س در آنجا بود اذان میگفتند و ایشان نشنید؛ چون نمیخواست بشنود. در این نود و پنج روز فقط یکبار به درخواست خودش بلال اذان گفت که آن هم نیمهکاره ماند؛ چون این زبان این گلو و این بدن این روح را صد در صد پاک میدانست. او میگفت الله اکبر از این گلو و زبان شنیدنی است ولی نسبت به بقیه الله اکبر ها باید در گوش را گرفت و نباید شنید زیبقم 6 در گوش کن تا نشنوم یا درم بگشای تا بیرون روم 7 وقتی ابلیس به عیسی بن مریم ع گفت یک لا اله الا الله بگو. گفت نمیگویم. گفت مگر این شعار توحید نیست؟ گفت چرا. گفت پس چرا نمیگویی. عیسی ع گفت برای این که تو میگویی من نمیگویم؛ چون گفتار تو و درخواست تو توام با آلودگی است و هدف ناشایستی از آن داری که وقتی به من میگویی آن را بگو. من نمیگویم؛ لا اله اله الله ای که تو میگویی با هر آلودگیای میسازد و این لا اله اله الله ای که ما میگوییم با هر پاکیای میسازد.این که چه کسی آن را اظهار مینماید فرق میکند. 8 به هر حال این وجود دوم است.پس یک وجود قرآن وجود کتبی آن است و یک وجود دیگر آن وجود لفظی.اما وجود سوم قرآن وجود ذهنی است. حفظ قرآن گاهی با یک قرآن روی کاغذ است و گاهی با یک قرآن بر روی زبان و گاهی هم با یک قرآن در حافظه حافظ قرآن است. آن قرآن هم قرآن است ولی وجود ذهنی قرآن.وجود چهارم کتاب خدا وجود عینی
نگاهى به مقام حضرت فاطمه سلام الله علیها
عینی قرآن کدامیک از این قرآنهای گفته شده است.این قرآنهایی که آن را تلاوت میکنیم قرآن کتبی است. قرآنهای موجود در ذهن حافظان هم که وجود ذهنی آن است. قرآنی نیز که بر روی زبان جاری میشود قرآن لفظی است. پس آن قرآن عینی کدام است؟ قرآن عینی و … و آن کتاب خدا قرآن مجید است. البته آنها بحث خود را به صورت کلی مطرح نموده و بیشتر آنها هم مثالی را برای آن ذکر نکردهاند؛ چون فکر میکردند چنین مسالهای برای همه مردم مساله روشن و واضحی باشد. چهار وجود برای قرآن مجید قرآن مجید دارای چهار وجود است؛ یعنی دارای چهار جلوه هستی میباشد.یک وجود قرآن وجود کتبی قرآن است که عبارت میباشد از مجموعه سی جز قرآن که با قلم بر صفحه نوشته میشود؛ همین قرآنی که به فرموده شیخ صدوق بین دو جلد در سی جز در صد و بیست حزب در شش هزار و ششصد و چند آیه در اختیار ماست. این قرآن با قرآن زمان پیغمبر ص یک نقطه هم اختلاف ندارد. ترتیب این قرآن همان ترتیب زمان پیغمبر ص میباشد. آیاتش هم بیکم و زیاد آیات زمان پیغمبر ص است. 1 در یک کلمه اگر این گونه نبود حجت خدا بر بندگانش کامل نبود و ناقص بود و خدا هم حجت ناقص ندارد. در همه چیز و در هر کجا حجت پروردگار عالم کامل تمام و جامع است. برای این که به قول خود قرآن تا فردای قیامت کسی به خداوند نگوید اگر راهنمایی کرده بودی و اگر گفته بودی من عمل میکردم. از کجا معلوم میشود که من عمل نمیکردم. خود پروردگار میگوید من این هدایت را کامل و جامع فرستادم که روز قیامت کسی بر خدا حجت نداشته باشد لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل و کان الله عزیزا حکیما . 2 این وجود وجود کتبی قرآن هست.وجود دوم قرآن وجود لفظی است. وجود لفظی قرآن عبارت است از آیاتی که انسان از روی صفحه کاغذ یا از صفحه ذهنش بر زبان جاری میکند ذلک الکتاب لا ریب فیه . 3 همان وقتی که داریم یک خطبه را یک صفحه کاغذ را یک ذلک الکتاب لا ریب فیه را بر زبان جاری میکنیم؛ یعنی آیه را تلفظ مینمایم و آن را میخوانیم. در اینجا پیغمبر اکرم ص به خوانندگان قرآن یک سفارش بسیار بسیار مهم دارد که خوانندگان قرآن باید این سفارش پیغمبر ص را حتما عمل کنند. آن سفارش این است که شما باید هنگام خواندن قرآن طهروا افواهکم. 4 با دهان و زبان پاک قرآن را بخوانید. با دهان یهودیمسلک با زبان مسیحیمسلک با زبان لائیکمسلک با زبان آلوده به حرام با دهان آلوده به گفتههای باطل یاوه سب ناسزا و فحش قرآن را نخوانید. این قرآن دارای پاکترین آیات پاکترین کتاب و پاکترین حکمت است که باید در دهانهای پاک جاری بشود؛ یعنی اگر کسی بخواهد قاری مورد قبول خدا باشد همیشه پاک میماند؛ دهانش؛ زبانش؛ بدنش؛ جسمش؛ پوستش؛ گوشش. قرآن کریم حریم علم پروردگار است. ورود به این حریم باید با پاکی انجام بگیرد لا یمسه الا المطهرون. 5 برخی از مفسران میگویند فعل لا یمسه معنای امری دارد؛ یعنی کسی که پاک نیست حق ندارد با قرآن تماس بگیرد؛ لذا دیده میشود حضرت زهرا س بعد از مرگ پیغمبر یکبار هم نه هنگام باز بودن پنجره و نه با باز کردن پنجره اگر بسته بود نخواسته که صدای اذانگویان حکومت زمان خودش را بشنود؛ مستمع نشد.ما یک استماع داریم و یک سماع. یک وقت صدا به گوش میخورد ولی آدم اصلا توجهی به آن صدا ندارد. حتی به صدای الفاظ هم متوجه نیست تا چه برسد به معانیآنها.صبح ظهر و شب کنار مسجد پیغمبر که خانه حضرت زهرا س در آنجا بود اذان میگفتند و ایشان نشنید؛ چون نمیخواست بشنود. در این نود و پنج روز فقط یکبار به درخواست خودش بلال اذان گفت که آن هم نیمهکاره ماند؛ چون این زبان این گلو و این بدن این روح را صد در صد پاک میدانست. او میگفت الله اکبر از این گلو و زبان شنیدنی است ولی نسبت به بقیه الله اکبر ها باید در گوش را گرفت و نباید شنید زیبقم 6 در گوش کن تا نشنوم یا درم بگشای تا بیرون روم 7 وقتی ابلیس به عیسی بن مریم ع گفت یک لا اله الا الله بگو. گفت نمیگویم. گفت مگر این شعار توحید نیست؟ گفت چرا. گفت پس چرا نمیگویی. عیسی ع گفت برای این که تو میگویی من نمیگویم؛ چون گفتار تو و درخواست تو توام با آلودگی است و هدف ناشایستی از آن داری که وقتی به من میگویی آن را بگو. من نمیگویم؛ لا اله اله الله ای که تو میگویی با هر آلودگیای میسازد و این لا اله اله الله ای که ما میگوییم با هر پاکیای میسازد.این که چه کسی آن را اظهار مینماید فرق میکند. 8 به هر حال این وجود دوم است.پس یک وجود قرآن وجود کتبی آن است و یک وجود دیگر آن وجود لفظی.اما وجود سوم قرآن وجود ذهنی است. حفظ قرآن گاهی با یک قرآن روی کاغذ است و گاهی با یک قرآن بر روی زبان و گاهی هم با یک قرآن در حافظه حافظ قرآن است. آن قرآن هم قرآن است ولی وجود ذهنی قرآن.وجود چهارم کتاب خدا وجود عینی
موضوع اخلاقي - جلسه هفدهم - مقام حضرت فاطمه سلامالله عليها
عینی قرآن کدامیک از این قرآنهای گفته شده است. این قرآنهایی که آن را تلاوت میکنیم قرآن کتبی است. قرآنهای در ذهن حافظان هم که وجود ذهنی آن است. قرآنی که بر روی زبان جاری میشود که قرآن لفظی میباشد. پس آن قرآن عینی کدام است؟ قرآن عینی و … قرآن وجود کتبی قرآن است که عبارت میباشد از مجموعه سی جز قرآن که با قلم بر صفحه نوشته میشود؛ همین قرآنی که به فرموده شیخ صدوق بین دو جلد در سی جز در صد و بیست حزب در شش هزار و ششصد و چند آیه در اختیار ماست. این قرآن با قرآن زمان پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم یک نقطه هم اختلاف ندارد. ترتیب این قرآن همان ترتیب زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم میباشد. آیاتش هم بیکم و زیاد آیات زمان پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم است شیخ صدوق اعتقادات تحقیق عصام عبدالسید ص33 . در یک کلمه اگر این گونه نبود حجت خدا بر بندگانش کامل نبود و ناقص بود و خدا هم حجت ناقص ندارد. در همه چیز و در هر کجا حجت پروردگار عالم کامل تمام و جامع است تا این که به قول خود قرآن تا فردای قیامت کسی به خداوند نگوید اگر راهنمایی کرده بودی اگر گفته بودی من عمل میکردم. از کجا معلوم میشود که من عمل نمیکردم. خود پروردگار میگوید من این هدایت را کامل و جامع فرستادم که روز قیامت کسی بر خدا حجت نداشته باشد لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل و کان الله عزیزا حکیما نسا 165 . این وجود وجود کتبی قرآن هست. وجود دوم قرآن وجود لفظی است. وجود لفظی قرآن عبارت است از آیاتی که انسان از روی صفحه کاغذ یا از صفحه ذهنش بر زبان جاری میکند ذلک الکتاب لا ریب فیه بقره 1 . همان وقتی که داریم یک خطبه را یک صفحه کاغذ را یک ذلک الکتاب لا ریب فیه را بر زبان جاری میکنیم؛ یعنی آیه را تلفظ مینمایم و آن را میخوانیم. در اینجا پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به خوانندگان قرآن یک سفارش بسیار بسیار مهم دارد که خوانندگان قرآن باید این سفارش پیغمبر را حتما عمل کنند. آن سفارش این است که شما باید هنگام خواندن قرآن طهروا افواهکم. مستدرک الوسائل محقق نوری تحقیق مؤسسه آلالبیت علیهم السلام ج1 ص368 با دهان و زبان پاک قرآن را بخوانید. با دهان یهودیمسلک با زبان مسیحیمسلک با زبان لائیکمسلک با زبان آلوده به حرام با دهان آلوده به گفتههای باطل یاوه سب ناسزا و فحش قرآن را نخوانید. این قرآن دارای پاکترین آیات پاکترین کتاب و پاکترین حکمت است که باید در دهانهای پاک جاری بشود؛ یعنی اگر کسی بخواهد قاری مورد قبول خدا باشد همیشه پاک میماند؛ دهانش؛ زبانش؛ بدنش؛ جسمش؛ پوستش؛ گوشش. قرآن کریم حریم علم پروردگار است. ورود به این حریم باید با پاکی انجام بگیرد لایمسه الا المطهرون. برخی از مفسران میگویند فعل لایمسه معنای امری دارد؛ یعنی معنا ندارد و حق ندارد کسی که پاک نیست با قرآن من تماس بگیرد؛ مقبول نیست؛ لذا دیده میشود حضرت زهراعلیها السلام بعد از مرگ پیغمبر یکبار هم نه هنگام باز بودن پنجره و نه با باز کردن پنجره اگر بسته بود نخواسته که صدای اذانگویان حکومت زمان خودش را بشنود؛ مستمع نشد. ما یک استماع داریم و یک سماع. یک وقت صدا به گوش میخورد ولی آدم اصلا توجهی به آن صدا ندارد. حتی به الفاظ صدا هم متوجه نیست تا چه برسد به معانیاش. صبح ظهر و شب کنار مسجد پیغمبر که خانه حضرت زهراعلیها السلام در آنجا بود اذان میگفتند و ایشان نشنید؛ چون نمیخواست بشنود. در این نود و پنج روز فقط یکبار به درخواست خودش بلال اذان گفت که آن هم نیمهکاره ماند؛ چون این زبان این گلو و این بدن این روح را صد در صد پاک میدانست. او میگفت الله اکبر از این گلو و زبان شنیدنی است ولی نسبت به بقیه الله اکبر ها باید در گوش را گرفت و نباید شنید زیبقم در گوش کن تا نشنوم یا درم بگشای تا بیرون رومسعدی وقتی ابلیس به عیسی بن مریم علیهما السلام گفت یک لا اله الا الله بگو. گفت نمیگویم. گفت مگر این شعار توحید نیست؟ گفت چرا. گفت پس چرا نمیگویی. عیسی علیه السلام گفت برای این که تو میگویی من نمیگویم؛ چون گفتار تو و درخواست تو توام با آلودگی است و هدف ناشایستی از آن داری که وقتی به من میگویی آن را بگو. من نمیگویم؛ لا اله اله الله ای که تو میگویی با هر آلودگیای میسازد و این لا اله اله الله ای که ما میگوییم با هر پاکیای میسازد. این که چه کسی آن را اظهار مینماید فرق میکند احیا علوم الدین جلد8 ص53 . به هر حال این وجود دوم است. پس یک وجود قرآن وجود کتبی آن است و یک وجود دیگر آن وجود لفظی. اما وجود سوم قرآن وجود ذهنی است. حفظ قرآن گاهی با یک قرآن روی کاغذ است و گاهی با یک قرآن بر روی زبان و گاهی هم با یک قرآن در حافظه حافظ قرآن است. آن قرآن هم قرآن است ولی وجود ذهنی قرآن. وجود چهارم کتاب خدا وجود عینی
مقام حضرت فاطمه سلامالله عليها
عینی قرآن کدامیک از این قرآنهای گفته شده است. این قرآنهایی که آن را تلاوت میکنیم قرآن کتبی است. قرآنهای در ذهن حافظان هم که وجود ذهنی آن است. قرآنی که بر روی زبان جاری میشود که قرآن لفظی میباشد. پس آن قرآن عینی کدام است؟قرآن عینی و … قرآن مجید دارای چهار وجود است؛ یعنی دارای چهار جلوه هستی میباشد. یک وجود قرآن وجود کتبی قرآن است که عبارت میباشد از مجموعه سی جز قرآن که با قلم بر صفحه نوشته میشود؛ همین قرآنی که به فرموده شیخ صدوق بین دو جلد در سی جز در صد و بیست حزب در شش هزار و ششصد و چند آیه در اختیار ماست. این قرآن با قرآن زمان پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم یک نقطه هم اختلاف ندارد. ترتیب این قرآن همان ترتیب زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم میباشد. آیاتش هم بیکم و زیاد آیات زمان پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم است شیخ صدوق اعتقادات تحقیق عصام عبدالسید ص33 . در یک کلمه اگر این گونه نبود حجت خدا بر بندگانش کامل نبود و ناقص بود و خدا هم حجت ناقص ندارد. در همه چیز و در هر کجا حجت پروردگار عالم کامل تمام و جامع است تا این که به قول خود قرآن تا فردای قیامت کسی به خداوند نگوید اگر راهنمایی کرده بودی اگر گفته بودی من عمل میکردم. از کجا معلوم میشود که من عمل نمیکردم. خود پروردگار میگوید من این هدایت را کامل و جامع فرستادم که روز قیامت کسی بر خدا حجت نداشته باشد لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل و کان الله عزیزا حکیما نسا 165 . این وجود وجود کتبی قرآن هست. وجود دوم قرآن وجود لفظی است. وجود لفظی قرآن عبارت است از آیاتی که انسان از روی صفحه کاغذ یا از صفحه ذهنش بر زبان جاری میکند ذلک الکتاب لا ریب فیه بقره 1 . همان وقتی که داریم یک خطبه را یک صفحه کاغذ را یک ذلک الکتاب لا ریب فیه را بر زبان جاری میکنیم؛ یعنی آیه را تلفظ مینمایم و آن را میخوانیم. در اینجا پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به خوانندگان قرآن یک سفارش بسیار بسیار مهم دارد که خوانندگان قرآن باید این سفارش پیغمبر را حتما عمل کنند. آن سفارش این است که شما باید هنگام خواندن قرآنطهروا افواهکم. مستدرک الوسائل محقق نوری تحقیق مؤسسه آلالبیت علیهم السلام ج1 ص368 با دهان و زبان پاک قرآن را بخوانید. با دهان یهودیمسلک با زبان مسیحیمسلک با زبان لائیکمسلک با زبان آلوده به حرام با دهان آلوده به گفتههای باطل یاوه سب ناسزا و فحش قرآن را نخوانید. این قرآن دارای پاکترین آیات پاکترین کتاب و پاکترین حکمت است که باید در دهانهای پاک جاری بشود؛ یعنی اگر کسی بخواهد قاری مورد قبول خدا باشد همیشه پاک میماند؛ دهانش؛ زبانش؛ بدنش؛ جسمش؛ پوستش؛ گوشش. قرآن کریم حریم علم پروردگار است. ورود به این حریم باید با پاکی انجام بگیرد لایمسه الا المطهرون برخی از مفسران میگویند فعل لایمسه معنای امری دارد؛ یعنی معنا ندارد و حق ندارد کسی که پاک نیست با قرآن من تماس بگیرد؛ مقبول نیست؛ لذا دیده میشود حضرت زهراعلیها السلام بعد از مرگ پیغمبر یکبار هم نه هنگام باز بودن پنجره و نه با باز کردن پنجره اگر بسته بود نخواسته که صدای اذانگویان حکومت زمان خودش را بشنود؛ مستمع نشد. ما یک استماع داریم و یک سماع. یک وقت صدا به گوش میخورد ولی آدم اصلا توجهی به آن صدا ندارد. حتی به الفاظ صدا هم متوجه نیست تا چه برسد به معانیاش. صبح ظهر و شب کنار مسجد پیغمبر که خانه حضرت زهراعلیها السلام در آنجا بود اذان میگفتند و ایشان نشنید؛ چون نمیخواست بشنود. در این نود و پنج روز فقط یکبار به درخواست خودش بلال اذان گفت که آن هم نیمهکاره ماند؛ چون این زبان این گلو و این بدن این روح را صد در صد پاک میدانست. او میگفت الله اکبر از این گلو و زبان شنیدنی است ولی نسبت به بقیه الله اکبر ها باید در گوش را گرفت و نباید شنید زیبقم در گوش کن تا نشنو یا درم بگشای تا بیرون روموقتی ابلیس به عیسی بن مریم علیهما السلام گفت یک لا اله الا الله بگو. گفت نمیگویم. گفت مگر این شعار توحید نیست؟ گفت چرا. گفت پس چرا نمیگویی. عیسی علیه السلام گفت برای این که تو میگویی من نمیگویم؛ چون گفتار تو و درخواست تو توام با آلودگی است و هدف ناشایستی از آن داری که وقتی به من میگویی آن را بگو. من نمیگویم؛ لا اله اله الله ای که تو میگویی با هر آلودگیای میسازد و این لا اله اله الله ای که ما میگوییم با هر پاکیای میسازد. این که چه کسی آن را اظهار مینماید فرق میکند احیا علوم الدین جلد8 ص53 . به هر حال این وجود دوم است. پس یک وجود قرآن وجود کتبی آن است و یک وجود دیگر آن وجود لفظی. اما وجود سوم قرآن وجود ذهنی است. حفظ قرآن گاهی با یک قرآن روی کاغذ است و گاهی با یک قرآن بر روی زبان و گاهی هم با یک قرآن در حافظه حافظ قرآن است. آن قرآن هم قرآن است ولی وجود ذهنی قرآن. وجود چهارم کتاب خدا وجود عینی
تهران هیئت محبان الزهرا - دهه اول فاطمیه 94 سخنرانی چهارم
و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.دوسه نکته پیش از ورود به بحثی که در جلسات قبل شنیدید برایتان عرض میکنم که این دو سه نکته ما را تا اندازهای به ارزشهای وجودی صدیقه کبری علیها السلام نزدیک میکند.یک نکته که از یک مجموعهای از روایات معتبر استفاده میشود این است که اهل بیت مصداق عینی قرآن کریم هستند مصداق عینی یعنی چی؟ قرآن که الان در اختیار ماست این قرآن قرآن کتبی … و زندگی هم لامپ دویست میخواهد لامپ صد میخواهد هیچ کس را نباید سرزنش کرد که تو چرا مثل حبیب بن مظاهر نشدی؟ خب حبیب بن مظاهر سر جای خودش درست است اینی هم که بهش ایرادداری میگیری که ایراد وارد نیست سر جای خودش درست است.خب این اهل بیت بر فرض لامپ پانصد شمعی حالا ما برای شناخت این دو سه تا نکته را لازم است بدانیم یکی اینکه این بزرگواران مصداق انسانی کل قرآن هستند یعنی بغل امیرالمومنین یا ابی عبدالله یا حضرت مجتبی بنشینی یا پشت پردهای قرار بگیری که زهرا پشت پرده باشد بغل کل قرآن نشستی ولی قرآن عملی عینی یک کلمه حالا راجع به قرآن بگویم قرآن این قرآن کتابتی چاپی در اصول کافی پیغمبر میفرماید این قرآن لا تحصی عجائبه شگفتیها و ارزشهایش با عدد به شماره نمیآید این قرآن. عین همین حرف را پیغمبر راجع به امیرالمومنین زده عمریها هم در کتابهایشان نقل کردندمن از کتابهای شیعه نمیگویم بگویید که خب حالا ما شیعه هستیم دیگر همه حرفها قبول است نه آنها نقل کردند که علی جان اگر دریاها مرکب بشود درختها قلم بشوند جن و انس نویسنده بشوند کتاب وجود تو را نمیتوانند بنویسند. این قران کتبی … معتبر با خط مینوشتند امروز با چاپخانههای عظیم بسیار مهم چاپ میکنند.این اسمش قرآن کتبی است یعنی قرآنی که با قلم نوشته شده یا چاپ شده اما قرآن عینی به این معناست که ما تمام قرآن کریم را از ب بسم الله تا سین من الجنه و
English