سخنی می گویم که می دانم با آن به آتش جهنم می افتممعتصم گفت آن سخن چیست؟ گفتم چگونه امیرالمؤمنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده است فقها و علما … آنگاه به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند و ادعا می کنند او از امیرالمؤمنین شایسته تر به مقام او است تمامی سخنان آن علما و فقها
227 مطلب یافت شد
چگونگی شهادت امام جواد علیه السلام
سخنی می گویم که می دانم با آن به آتش جهنم می افتممعتصم گفت آن سخن چیست؟گفتم چگونه امیرالمؤمنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده است فقها و علما … آنگاه به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند و ادعا می کنند او از امیرالمؤمنین شایسته تر به مقام او است تمامی سخنان آن علما و فقها
آیت الله وحید خراسانی: می توان با قرآن قدرتی پیدا کرد که کوه ها را حرکت داد
و بالبرهان درک نمی شود تجلی آن متجلی هم درک نمی شود. این مرجع تقلید با بیان عظمت قرآن کریم این کتاب آسمانی را بر طرف کننده عطش علما و فقها دانست و تاکید کرد قرآن کریم کتابی است که عطش علما و فقها … حضرت آیت الله وحید خراسانی با بیان اینکه قرآن کریم دریایی است که عمق آن درک نمی شود تاکید کرد این کتاب آسمانی عطش علما و فقها را سیراب می کند.صدای
از نظر عقلی، قرآنی و حدیثی تقلید از مراجع در اسلام چه جایگاهی دارد؟
و استنباط احکام شرعی به علما و مراجع تقلید روی آوریم. و مراجع تقلید و علما دین هم برداشتهایشان از الفاظ و عبارات قرآن و روایات است و این برداشتها طبیعتا متفاوت و متغایر است لذا در نتیجه حکم شرعی که از این برداشتها صادر میشود متفاوت خواهد بود و این مطلب خیلی طبیعی و معمولی است. دراین نوشتار به بررسی اجمالی اختلاف فقیهان میپردازیم 1. اختلاف نظر در مسائل مختلف علمی از قوانین و سنتهای لا یتغیری است که در تمام علوم و دانشهای بشری و نیز در همه ملتها و قومیتها رایج بوده و هست. آیا اطبا و پزشکان در اظهار نظر پیرامون شناخت امراض و راه معالجه با آنها اختلاف نظر ندارند. آیا هیچ فکر کردهاید روزانه چند نفر انسان بیگناه و مریض بر اثر همین اختلاف نظر پزشکان جان خود را از دست میدهند و فدائی اختلاف نظر آنها میشوند؟ آیا مهندسین و کارشناسان فن معماری و ساختمانی با هم اختلاف نظر و تعدد فکر و اندیشه ندارند؟ آیا علما و دانشمندان فیزیک و شیمی درشناخت حقیقت مواد و عناصر و نیز در خاص و تاثیر و تاثیرات آنها بر اشیا اختلاف نظر ندارند؟ آیا منجمین و تقویم نویسان در شناخت زمان دقیق و بدست آوردن اول ماه و .... اختلاف نظر ندارند؟ چگونه است که در یک کشور باید دیشب اول ماه باشد و در یک کشور باید امشب اول ماه باشد و در یک کشور باید فردا شب اول ماه باشد مگر ما چند تا ماه در آسمان داریم. آیا مورخین و تاریخ نویسان با هم اختلاف نظر ندارند و کارشناسان سایر علوم و فنون بشری. و آیا علم فقه از این علوم دیگر باید مستثنی باشد؟ چرا و به چه دلیل؟ 2. گرچه بعضی از موضوعات و احکام شرعی به طور صریح در قرآن و روایات بیان شده است لکن مهم این است که در همین قرآن و روایات کلیات و قوانین عامی است که روشن نیست مراد واقعی خداوند و معصومین چیست و اینجاچارهای جز اظهار نظر نمیباشد و چون نظرات مختلف است طبیعتا آرا فتاوی نیز مختلف میشود بنابراین ریشه اختلاف انظار مراجع و فقها … و علما مراجعه کنید و از آنها در مسائل دینتان تقلید کنید روایت امام عسگری ع چنین است و اما من کان من الفقها صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه مطیعا لامرموالاه فللعوام ان یقلدوه؛ هر یک از فقها … و علما شده عدهای میگویند این جمله را زلیخا بیان کرده و دیگران را عقیده این است که حضرت یوسف بود که چنین جملهای را بیان کرد. حال بنظر شما در این مسئله چگونه میتوان به اتفاق نظر رسید؟ و یا در قضیه ذبح کردن حضرت ابراهیم فرزند خودش را که خداوند قوچی را فدائی آن پسر قرار داد تعبیر قرآن یا بنی ای پسرم میباشد. آیا پسری که مورد ذبح قرار گرفت اسماعیل بوده یا اسحاق؟ قرآن که چیزی نفرموده لذا مفسرین اختلاف نظر پیدا کردهاند بعضی میگویند این فرزند اسماعیل بوده و بعضی میگویند اسحاق و نیز از مسائل شرعی مثال بیاوریم. راجع به نماز جمعه قرآن همین مقدار فرموده و اذا نودی لصلوه من یوم الجمعه فاسعوا الی ذکر الله؛ و هر آنگاه که ندای نماز داده میشود در روز جمعه پس سعی و تلاش کنید بسوی ذکر خدا. آیا واقعا از این آیه وجوب نماز جمعه استفاده میشود؟ یا مراد خداوند فقط استحباب نماز جمعه است و یا اصلا پیرامون نماز جمعه نیست و تنها ذکر خدا را لازم میداند و آیا این آیه شامل عصر و زمان غیبت هم میشود یا نه و دهها سؤال دیگری که پیرامون همین آیه مطرح است. حال چگونه باید بین نظرات فقهی و فتاوای شرعی جمع نمود؟ 3. اختلاف نظر نه تنها مذموم نیست و مشکلی ندارد بلکه اختلاف نظر خود عامل اصلی رشد و ترقی و تکامل علوم و دانشها خواهد شد. و لذا قرآن میفرماید و لذلک خلقهم یعنی اساس و پایه خلقت و آفرینش همین اختلاف نظر و تفاوتهای اشیا و انظار است بنابراین ما نباید هرگز از اختلاف کارشناس نه بیم و ترسی داشته باشیم و یا آنرا کاری زشت و نا پسند قلمداد کنیم بلکه این مطلب خودش مهمترین نقطه قوت و رشد مذهب شیعه است و حاکی از تعالی روحی و علمی این مذهب میباشد. 4. اینکه آیا مرجع میتواند رای و فتوا بدهد. جوابش صددرصد مثبت است چون خود امامان و پیشوایان معصوم ما و بخصوص حضرت مهدی ع در روایات متعددی که خوشبختانه هم شما هم به آنها اشاره فرمودید به مسلمانان دستور دادهاند در زمان غیبت ما به فقها
شبهه پیرامون نام مبارک امام عصر(عج)
و بار دیگر می گویید که حسن عسکری اورا محمد نامیده است؟ جواب این شبهه چیست؟؟؟هچ تعارض نیست چون اولا منظور افراد دیگر است نه این که خو د آن حضرت را شامل باشد ثانیا این مسئله دررابطه بعد از ولادت وزمان غیبت آن حضرت است نه مطلقاثالثا در میان فقها اختلاف است که نام صریح آن حضرت را که همان نام مبارک پیامبر ص است میتوان به قصد نام آن حضرت ذکر کرد یا خیر؟ و فقها و بزرگان بر چند گروه شدهاند برخی قائل به حرمت به نحو مطلق هستند مانند شیخ صدوق و مرحوم مجلسی و محدث نوری و محقق داماد در کتاب شرعه التسمیه که ادعای اجماع بر حرمه تسمیه نموده است. و برخی قائل به جواز تسمیه میباشند مانند مرحوم شیخ حر عاملی صاحب کتاب وسائل الشیعه و مرحوم فیض کاشانی و شیخ بهائی در کتاب مفتاح الفلاح و نهی در روایت وارده را حمل بر کراهت کردهاند و گروه سوم قائل شدهاند که در دوران تقیه اعم از آنکه تقیه بر نفس آن وجود مبارک یا بر خودمان باشد نام بردن حرام است اما در غیر شرایط تقیه اشکالی ندارد و گروه چهارم قائل شدهاند که حرمت تسمیه به دوران غیبت صغری اختصاص داشته است.بنابراین کسانی که قائل به حرمت نام بردن آن وجود مقدس میباشند در مقام اشاره از حروف جداگانه و مقطعه استفاده میکنند.و باید دانست که اختلاف فقها و علما
افتتاح مركز آموزش قرائتهای دهگانه قرآن كريم در يمن
کریم و علوم شرعی در مسجد جامع صنعا را دارد.وی افزود مسجد بزرگ صنعا نقش مهمی در عرصههای مختلف علمی یمن دارد و حافظان فقها و علمای زیادی در این مسجد فعالیت دارند که این علما
علمای عربستان خواستار توقف حج
اعلام کنند.تصمیم به تاسیس مجمع بین المللی فقه اسلامی از سوی سازمان کنفرانس اسلامی در سومین دوره اجلاس در مکه در سال 1981 1401 اتخاذ شد و با عضویت فقها علما
افتتاح مركز آموزش قرائت های دهگانه قرآن كریم در یمن
کریم و علوم شرعی در مسجد جامع صنعا را دارد.وی افزود مسجد بزرگ صنعا نقش مهمی در عرصههای مختلف علمی یمن دارد و حافظان فقها و علمای زیادی در این مسجد فعالیت دارند که این علما
ایران در منظر معصومین (ع)
آنها فقها و علما و فهمیده ها هستند.
چرا وهابیت؟
دوم در تاریخ اسلام فقها و علما و مراجع دینی از مذاهب و مکاتب فکری مختلف داشته ایم که هرگز فتوا هایی مانند فتاوی وهابیان صادر نکرده اند پس آیا … همه اینها به خاطر برخورد خودسرانه در نقل احادیث است؛ زیرا آنان عقل و منطق و اجتهاد را لغو می دانند و به همبن جهت از اجماع فقها و علما امت خارج … نیز متعرض نشده اند و علیرغم اینکه اسلام از قرون دور در این سرزمین وارد شده و حکومت کرده ولی این مجسمه هرگز مورد تعرض واقع نشد و هیچ یک از فقها و علما
حقيقت فتوا
به حکم حقیقی حق دست مییافتند و به اجرا گذاشته و عمل میکردند اما در نبود انبیا و ائمه علیهم السلام نیاز شدید به فتوی احساس شد و بزرگان از فقها و علما
بركت خمس مال
حوزههای علمیه و پرورش طلاب و فضلا در درس مراجع بزرگوار تقلید همه به برکت همین خمسها و سهم سادات است که این همه علما و فقها ربانی را پرورش دادهاند
امام جواد علیه السلام و راز شهادت
آنگاه به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند و ادعا می کنند او از امیرالمؤمنین شایسته تر به مقام او است تمامی سخنان آن علما و فقها … و از خلیفه معتصم خواست که با اجرای کیفر الهی او را پاک سازد. خلیفه همه فقها را گرد آورد و محمد ابن علی حضرت جواد ع را نیزفراخواند و از ما پرسید دست دزد از کجا باید قطع شود؟ من گفتم از مچ دست. گفت دلیل آن چیست؟ گفتم چون منظور از دست در آیه تیمم فامسحوا بوجوهکم و ایدیکم صورت و دستهایتان را مسح کنید تا مچ دست است. گروهی از فقها در این مطلب بامن موافق بودند و می گفتند دست دزد باید از مچ قطع شود ولی گروهی دیگر گفتند لازم است از آرنج قطع شود و چون معتصم دلیل آن را پرسید گفتند منظور از دست در آیه شریفه وضو فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق صورتها و دستهایتان را تا آرنج بشویید. تا آرنج است. آنگاه معتصم رو به محمد ابن علی امام جواد ع کرد و پرسید نظر شما در این مساله چیست؟ گفت اینها نظر دادند مرا معاف بدار. معتصم اصرار کرد و قسم داد که باید نظرتان را بگویید. محمد بن علی ع گفت چون قسم دادی نظرم را می گویم. اینها در اشتباه اند. زیرا فقط انگشتان دزد باید قطع شود و بقیه دست باید باقی بماند. معتصم گفت به چه دلیل؟ گفت زیرا رسول خدا ص فرمود سجده بر هفت عضو بدن تحقق می پذیرد. بنابراین اگر دست دزد از مچ یا آرنج قطع شود دستی برای او نمی ماند تا سجده نماز را به جا آورد و نیز خدای متعال می فرماید و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا سجده گاهها از آن خداست. پس هیچ کس را همراه با خدا مخوانید. ابن ابی داود می گوید معتصم جواب محمد بن علی را پسندید دستور دادانگشتان دزد را قطع کنند و من همانجا آرزوی مرگ کردم. پس ازسه روز ابن ابی داود به حضور معتصم می رسد و می گوید به معتصم گفتم خیر خواهی برای امیرالمومنین بر من واجب است و من در این جهت سخنی می گویم که می دانم با آن به آتش جهنم می افتم. معتصم گفت آن سخن چیست؟ گفتم چگونه امیرالمومنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده است به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند وادعا می کنند او از امیرالمومنین شایسته تر به مقام اوست تمامی سخنان آن علما … و فقها را رها کرده و به حکم آن مرد حکم کرد؟ پس رنگ معتصم تغییر کرد و متوجه هشدار من شد و گفت خدا را دربرابر این خیرخواهیت به تو پاداش نیک عطا کند و پس از آن بودکه تصمیم به شهادت امام ع گرفت. بزرگداشت نهضتهای شیعی حسین بن علی مشهور به شهید فخ نواده حضرت مجتبی ع در زمان یکی از خلفای بنی عباس به نام هادی عباسی قیام کرد. یاد و نام او سندی بر محکومیت بنی عباس تلقی می شد و حماسه نهضتهای شیعی علیه خلفای عباسی را در خاطره ها تجدید مینمود. در حمایت ازاین شهید انقلابی روایتی نیز از امام جواد ع می خوانیم پس از فاجعه کربلا هیچ فاجعه ای برای ما بزرگتر از فاجعه فخ نبوده است. یکی از نویسندگان در حکمت نقش انگشتری امام جواد ع نعم القادر الله می نویسد بعد از آن که مامون همه انقلابها را سرکوب نموده و تمامی صداها را خفه کرد. طبیعی بودکه مامون و عباسیان و یارانشان احساس کنند که به نهایت آروزیشان رسیده و به ارزشمندترین آرمانهایشان که عبارت بود ازمحکم ساختن پایه های حکومت و سلطنتشان به طوری که دیگر هیچ نیرویی توان ایستادن در برابر جبروت و سرکشی آنان نداشته اشددست یافته اند ولی می بینیم که بعد از این همه نقش انگشتری امام جواد ع در برابر تمامی تصورات آنان قد علم می کند وتمامی مظاهر و سرکشی و ستم آنان را محکوم می کند آن نقش این جمله است نعم القادرالله چه نیکو توانمندی است خدا. و در این راستاست که معتصم پس از این که از مردم بیعت برای خود گرفت جویای حال امام جواد ع شد و دستور داد که امام جواد ع و همسرش ام الفضل را به بغداد فرا خوانند. زیرا که حضور و نام و یاد آن بزرگوار حماسه جهاد و پرچم آزادگی و عزت ایمان است و جلوه امامت و وصایتش مهر باطلی است بر خلافتهای باطل بنی عباس. درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه ع آن هنگام که بامیلادش جلوه زیبای مبارک ترین مولود را رقم زد و آن هنگام که باقامت زیبای امامت خویش قیامتی از شکوه و جلال و عظمت الهی رامتجلی ساخت و آن زمان که در آخر ذی قعده سال 220 هجری دیده ازجهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرین خویش تجلی بخش آیات جهاد و شهادت گشت. چگونگی شهادت در مورد شهادت امام جواد علیه السلام یک دسته از روایات می گویند آن حضرت به دست همسرش ام الفضل دختر مامون به اشاره معتصم مسموم گشت. ولی روایتی دیگر می گوید بعد از آنکه معتصم امام را به بغداد طلبید... به وسیله اشناس شربتی از پرتقال برای امام فرستاد و اشناس به او گفت پیش از شما امیرالمؤمنین به احمد بن ابی داوود و سعید بن خضیب و گروهی از بزرگان از این شربت نوشانیده و امر کرده است شما هم آن را با آب یخ بنوشید. این بگفت و یخ آماده کرد. امام فرمود در شب آن را می نوشم. اشناس گفت باید خنک نوشیده شود و الان یخ آن آب می شود و اصرار کرد و امام علیه السلام با علم به عمل آنان آن را نوشید . در جای دیگری آمده است که ابن ابی داوود بعد از ماجرایی مربوط به قطع دست سارق که امام علیه السلام دیگران را مجاب کرد و معتصم به سخن امام عمل کرد و حرف دیگران را رد کرد معتصم را به کشتن امام تحریک کرد. ابن ابی داوود می گوید پس به معتصم گفتم خیر خواهی برای امیرالمؤمنین بر من واجب است و من واجب است و من در این جهت سخنی می گویم که می دانم با آن به آتش جهنم می افتم معتصم گفت آن سخن چیست؟ گفتم چگونه امیرالمؤمنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده است فقها و علما
امام جواد(ع) و راز شهادت
آنگاه به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند و ادعا می کنند او از امیرالمؤمنین شایسته تر به مقام او است تمامی سخنان آن علما و فقها … و از خلیفه معتصم خواست که با اجرای کیفر الهی او را پاک سازد. خلیفه همه فقها را گرد آورد و محمد ابن علی حضرت جواد ع را نیزفراخواند و از ما پرسید دست دزد از کجا باید قطع شود؟ من گفتم از مچ دست. گفت دلیل آن چیست؟ گفتم چون منظور از دست در آیه تیمم فامسحوا بوجوهکم و ایدیکم صورت و دستهایتان را مسح کنید تا مچ دست است. گروهی از فقها در این مطلب بامن موافق بودند و می گفتند دست دزد باید از مچ قطع شود ولی گروهی دیگر گفتند لازم است از آرنج قطع شود و چون معتصم دلیل آن را پرسید گفتند منظور از دست در آیه شریفه وضو فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق صورتها و دستهایتان را تا آرنج بشویید. تا آرنج است. آنگاه معتصم رو به محمد ابن علی امام جواد ع کرد و پرسید نظر شما در این مساله چیست؟ گفت اینها نظر دادند مرا معاف بدار. معتصم اصرار کرد و قسم داد که باید نظرتان را بگویید. محمد بن علی ع گفت چون قسم دادی نظرم را می گویم. اینها در اشتباه اند. زیرا فقط انگشتان دزد باید قطع شود و بقیه دست باید باقی بماند. معتصم گفت به چه دلیل؟ گفت زیرا رسول خدا ص فرمود سجده بر هفت عضو بدن تحقق می پذیرد. بنابراین اگر دست دزد از مچ یا آرنج قطع شود دستی برای او نمی ماند تا سجده نماز را به جا آورد و نیز خدای متعال می فرماید و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا سجده گاهها از آن خداست. پس هیچ کس را همراه با خدا مخوانید. ابن ابی داود می گوید معتصم جواب محمد بن علی را پسندید دستور دادانگشتان دزد را قطع کنند و من همانجا آرزوی مرگ کردم. پس ازسه روز ابن ابی داود به حضور معتصم می رسد و می گوید به معتصم گفتم خیر خواهی برای امیرالمومنین بر من واجب است و من در این جهت سخنی می گویم که می دانم با آن به آتش جهنم می افتم. معتصم گفت آن سخن چیست؟ گفتم چگونه امیرالمومنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده است به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند وادعا می کنند او از امیرالمومنین شایسته تر به مقام اوست تمامی سخنان آن علما … و فقها را رها کرده و به حکم آن مرد حکم کرد؟ پس رنگ معتصم تغییر کرد و متوجه هشدار من شد و گفت خدا را دربرابر این خیرخواهیت به تو پاداش نیک عطا کند و پس از آن بودکه تصمیم به شهادت امام ع گرفت. بزرگداشت نهضتهای شیعی حسین بن علی مشهور به شهید فخ نواده حضرت مجتبی ع در زمان یکی از خلفای بنی عباس به نام هادی عباسی قیام کرد. یاد و نام او سندی بر محکومیت بنی عباس تلقی می شد و حماسه نهضتهای شیعی علیه خلفای عباسی را در خاطره ها تجدید مینمود. در حمایت ازاین شهید انقلابی روایتی نیز از امام جواد ع می خوانیم پس از فاجعه کربلا هیچ فاجعه ای برای ما بزرگتر از فاجعه فخ نبوده است. یکی از نویسندگان در حکمت نقش انگشتری امام جواد ع نعم القادر الله می نویسد بعد از آن که مامون همه انقلابها را سرکوب نموده و تمامی صداها را خفه کرد. طبیعی بودکه مامون و عباسیان و یارانشان احساس کنند که به نهایت آروزیشان رسیده و به ارزشمندترین آرمانهایشان که عبارت بود ازمحکم ساختن پایه های حکومت و سلطنتشان به طوری که دیگر هیچ نیرویی توان ایستادن در برابر جبروت و سرکشی آنان نداشته اشددست یافته اند ولی می بینیم که بعد از این همه نقش انگشتری امام جواد ع در برابر تمامی تصورات آنان قد علم می کند وتمامی مظاهر و سرکشی و ستم آنان را محکوم می کند آن نقش این جمله است نعم القادرالله چه نیکو توانمندی است خدا. و در این راستاست که معتصم پس از این که از مردم بیعت برای خود گرفت جویای حال امام جواد ع شد و دستور داد که امام جواد ع و همسرش ام الفضل را به بغداد فرا خوانند. زیرا که حضور و نام و یاد آن بزرگوار حماسه جهاد و پرچم آزادگی و عزت ایمان است و جلوه امامت و وصایتش مهر باطلی است بر خلافتهای باطل بنی عباس. درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه ع آن هنگام که بامیلادش جلوه زیبای مبارک ترین مولود را رقم زد و آن هنگام که باقامت زیبای امامت خویش قیامتی از شکوه و جلال و عظمت الهی رامتجلی ساخت و آن زمان که در آخر ذی قعده سال 220 هجری دیده ازجهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرین خویش تجلی بخش آیات جهاد و شهادت گشت. چگونگی شهادت در مورد شهادت امام جواد علیه السلام یک دسته از روایات می گویند آن حضرت به دست همسرش ام الفضل دختر مامون به اشاره معتصم مسموم گشت. ولی روایتی دیگر می گوید بعد از آنکه معتصم امام را به بغداد طلبید... به وسیله اشناس شربتی از پرتقال برای امام فرستاد و اشناس به او گفت پیش از شما امیرالمؤمنین به احمد بن ابی داوود و سعید بن خضیب و گروهی از بزرگان از این شربت نوشانیده و امر کرده است شما هم آن را با آب یخ بنوشید. این بگفت و یخ آماده کرد. امام فرمود در شب آن را می نوشم. اشناس گفت باید خنک نوشیده شود و الان یخ آن آب می شود و اصرار کرد و امام علیه السلام با علم به عمل آنان آن را نوشید . در جای دیگری آمده است که ابن ابی داوود بعد از ماجرایی مربوط به قطع دست سارق که امام علیه السلام دیگران را مجاب کرد و معتصم به سخن امام عمل کرد و حرف دیگران را رد کرد معتصم را به کشتن امام تحریک کرد. ابن ابی داوود می گوید پس به معتصم گفتم خیر خواهی برای امیرالمؤمنین بر من واجب است و من واجب است و من در این جهت سخنی می گویم که می دانم با آن به آتش جهنم می افتم معتصم گفت آن سخن چیست؟ گفتم چگونه امیرالمؤمنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده است فقها و علما
حضرت امام محمد تقی جوادالأئمه (ع )
ابن ابی دؤاد گفت وقتی مجلسی از فقها و علما تشکیل می دهی تا یک مساله یا مسائلی را در آنجا مطرح کنی همه بزرگان کشوری و لشکری حاضر هستند حتی خادمان … و قصاص را پرسید . عده ای از فقها حاضر بودند خلیفه دستور داد بقیه فقیهان را نیز حاضر کردند و محمد بن علی الرضا را هم خواست . خلیفه از ما پرسید حد اسلامی چگونه باید جاری شود ؟ من گفتم از مچ دست باید قطع گردد . خلیفه گفت به چه دلیل ؟ گفتم به دلیل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است و در قرآن کریم در آیه تیمم آمده است فامسحوا بوجوهکم و ایدیکم . بسیاری از فقیهان حاضر در جلسه گفته مرا تصدیق کردند . یک دسته از علما
تهران حسینیه هدایت دهه سوم محرم سخنرانی پنجم
الطاهرین المعصومین المکرمین.چهرههای برجسته شیعه که مربی مردم بودند یعنی کاری را بر عهده گرفته بودند یا بر عهدهشان گذاشته بودند اضافهتر از کار فقها و علما
زندگانی امام سجّاد (ع)
فانی به دار باقیبدان که در وفات آن حضرت مابین علما اختلاف بسیار است و مشهور آن است که در یکی از سه روز بوده دوازدهم محرم یا هیجدهم یا بیست و پنجم آن سنه نود و پنجم یا نود و چهار و سال وفات آن حضرت را سنه الفقها می گفتند از کثرت مردن فقها
زندگانی امام سجّاد (ع)
فانی به دار باقیبدان که در وفات آن حضرت مابین علما اختلاف بسیار است و مشهور آن است که در یکی از سه روز بوده دوازدهم محرم یا هیجدهم یا بیست و پنجم آن سنه نود و پنجم یا نود و چهار و سال وفات آن حضرت را سنه الفقها می گفتند از کثرت مردن فقها
ارزش وقت در کلام بزرگان
آورد و چنانکه از نسبت خطیبی در نام جدش بر میآید.مواعظ او غالبا با معانی صوفیانه و اشاره به آیات قرآن همراه بود که گاه موجب ناخرسندی برخی فقها و علما
بیانات مهم آیة الله وحید خراسانی در آستانه ماه محرم
و قوت استدلالش تمام مسیحیت را بیچاره کرده یهود نصاری منکرین خدا اهل مذاهب باطله در مقابل قدرت برهان این دین بیچاره اند منتها باید شما قدرت علمی پیدا کنید اگر آن قدرت پیدا شد می شود حسن بن یوسف بن مطهر علامه حلی سلطان وقت علما چهار مذهب را جمع کرد ارکان حنفیه مالکیه شافعیه حنبلیه یک مرد پیدا شد با قدرت علمی در آن مجلس نشست و برخاست سر چهار مذهب را به سنگ کوبید پرچم تشیع را در این مملکت برافراشت صبح تمام مملکت رسما سنی بود ظهر ورق برگشت خطبه های نماز جمعه در سرتاسر مملکت عوض شد این قدرت یک پهلوان در دین است بنیه علمی را قوی کنید علم مرد می کند روح را حالت فاعلیت دارد جهل حالت انفعال می آورد این وظیفه اول.وظیفه دوم با این برنامه تحکیم عقائد تعلیم احکام تهذیب اخلاق آنچه همه را به ثمر می رساند عاشورای حسین ابن علی است مردم را بیدار کنید چه خبر است؟ عاشورا چیه؟ بفهمانید به مردم چه قیامتی است؟ یک کلمه ما می گویم اما کجا در حد فهمیدنیم؟ که که بود؟ چه کرد؟ کاری که او کرد چه کاری بود؟ خود او که بود؟ این دریائی است که مثل شیخ انصاری غرق می شود مثل محقق و علامه مات و مبهوت می مانند کجا ما فهمیدیم عاشورا چیه؟ کسی مگر قدرت دارد اصحاب او را بشناسد تا برسد به خودش این بیان کیه؟ بیان بیان راس و رئیس مذهب است امام ششم آن کسی که از مبدا تا معاد از طهارت تا دیات هر چه هست به برکت نفس اوست آن کسی که جوهر صد و بیست و چهار هزار پیغمبر را به صورت مذهب جعفری به دنیا عرضه کرده او بیانش این است کسانی که اهل فن اند می فهمند شهادت چه اندازه دشوار است شاهد کی می تواند شهادت بشود آن وقتی که مشهود به مثل آفتاب واضح و روشن باشد اونی که محیر العقول است این است که امام ششم متن کلامش این است اشهد شهادت می دهم لقد اقشعرت لدمائک لدمائکم اذله العرش شهادت می دهم ان دمک سکن فی الخلد هر جمله اش بهت آور است این بیان امام ششم است شهادت می دهم خون تو در خلد مسکن کرد کسی که خونش در خلد برین است آیا روحش کجاست؟ سیدالشهدا این است بعد مطلب به اینجا می رسد در مقابل خون تو و خون اصحاب تو اذله عرش به لرزه افتاد و بکی له جمیع الخلائق الخلائق جمع معلی به ال است لا یشذ عنه شاذ غیر خدا خلاصه به جز ذات قدوس او آنچه در قلمرو خلقت است همه برای سر بریده تو گریه کرد این چه غوغائی بوده؟ چه کرده؟ و بکت له السماوات السبع و الارضون و ما فیهن و ما بینهن و من یتقلب فی الجنه و النار و ما یری و ما لا یری عقل مبهوت است هفت آسمان تمام این کهکشانها همه در آسمان اول است متن قرآن این است وزینا السما الدنیا بمصابیح این کهکشانهائی که میلیاردها در این فضا منتشرند همه در آسمان اولند حالا در هفت آسمان چه خبر است؟ بیان امام ششم این است سماوات هفتگانه و همه زمینها و هرچه در آنها هست و هر چه بین آنها هست برای عزای حسین ابن علی گریه کردند حالا یک عده بی سواد پیدا شدند می گویند این عزاداری ها افراط است این غلطها نتیجه جهل است کیست که بفهمد عاشورا چه روزی است؟ کیست که بداند چه سری بالای نیزه رفت؟ کیست که بفهمد چه دستی کنار نهر علقمه از بدن جدا شد؟ به مردم بفهمانید این مطالب را رفاعه بن موسی النخاس موثق است به توثیق شیخ نجاشی ابن شهرآشوب علامه همچه مردی آمد خدمت امام ششم او با هر کسی این حرفها را به میان نمی گذارد همچه مردی باید باشد فرمود رفاعه امسال به حج نرفتی؟ گفت جعلت فداک مال من امسال وفا به حج نکرد ولی عرفه رفتم کنار قبر حسین ابن علی بعد که این کلمه را گفتم سکت طویلا این دقائق را خوب درک کنید مدتی سکوت کرد حالا در این سکوت چه خبر بود؟ ما و همه فقها … و رئیس تمام علما طائفه اند در ظرف هزار سال مطلب این است خدا به آن یک زیارت ثواب هزار حج ثواب هزار عمره می دهد آن هم حجی که در رکاب نبی ای باشد و عمره ای که در رکاب نبی ای او وصی ای خلاصه کلام کسی که به زیارت قبر او برود به نص بیان امام ششم یک زیارت قبر او ثواب هزار حج آن هم در رکاب امیرالمؤمنین دارد ثواب هزار عمره در زیر بیرق خاتم النبیین دارد این سیدالشهدا است چه کرده که خدا به او همچه مقامی داده آن وقت این غلطها که این عزاداری ها افراط است هیئت های حسینی بیدار بشوند اولا مواظب باشند مبادا عزاداری ها آلوده به گناهی بشود آنچه مهم است این است که این اکسیر احمر باطل نشود انما یتقبل الله من المتقین عزاداران حسینی باید منزه از حرام بوده اتیان واجبات نمایند ترک محرمات وانجام واجبات هیئات باید مظاهر تقوی باشند علم هائی که افراشته می شود زیر آن علمها مبادا یک نظر نابجائی یک کلمه ناروائی یک عمل فاسدی انجام بشود چون این هیئتها مورد نظر شخص خاتم انبیا است از حرام اجتناب کنید واجبات را به جا بیاورید در عزای او هرچه بکنید در حد خودتان است نه در حد او فجع به الرسول و ازعجت البتول وطاشت العقول اصلا مبهوتم چه بگویم؟رسول در عزای او فاجعه زده شد بتول یعنی فاطمه زهرا وضعش به جائی رسید که هر روز برای او شیون می زند و صیحه زهرا تمام ملائکه را بیچاره کرده و طاشت العقول عقلها پریشان شد این چه مقامی است؟ از خود او نمی شود دم زد خدا باید ذکر او را بکند سوره والفجر بیان خدا برای سر بریده سیدالشهدا است یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه حجت خدا فرمود این سوره در شان جد من است ما از آن بگذریم امام چهارم صاحب زبور آل محمد زین العابدین سید الساجدین یک نگاه کرد به عبیدالله بن عباس بن علی بن ابی طالب فاستعبر چشمش به یتیم قمر بنی هاشم افتاد اشکها سرازیر شد خوب در بیان امام دقت کنید بعد که گریه کرد فرمود هیچ روزی بر جدم رسول خدا سخت تر از روز احد نگذشت در آن روز اسد الله و اسد رسوله شیر خدا شیر پیغمبر خدا کشته شد حمزه سیدالشهدا کشته شد این روز سخت ترین روز بود بر جدم این بیان امام چهارم است آن هم نسبت به شخص اول عالم امکان بعد از آن روز روزی بود که جعفر ابن ابی طالب کشته شد بعد که هر دو روز را گفت آن وقت فرمود لا یوم کیوم الحسین خلاصه پیغمبر روزی مثل روز عاشورا برایش نگذشته خدا می داند که بر شخص خاتم چه گذشت؟آنچه که مهم است این است بعد که این کلمات را فرمود آن وقت فرمود رحمت خدا رحمت خدا بر عموی من عباس بیان امام را من نمی توانم بگویم خودش را فدا کرد چه جور فدا کرد؟ اصلا شهادت قمر بنی هاشم گفتنی نیست فکر کنید دست بریده چه کرده؟ دست راست که افتاده بود آن وقت گفت والله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابدا عن دینی و عن امام صادق یقین همچه کسی بود بعد که دست چپ افتاد آن وقت گفت قد قطعوا ببغیهم یساری شهادت اینجور شهادتی بود آن وقت آنچه که عقل همه حکما و فهم همه فقها
English