برخوردارند رشک می ورزد در واقع خود را می سوزاند و نابود می کند و به اصطلاح دچار خودخوری می گردد که این نابودی خویشتن یکی از آثار سو حسادت می باشد و پرهیز از رشک ورزیدن … کند و سخنی که نباید در حق او بزند گناهان محسود را بر دوش خود می گیرد و اعمال صالحه خود را به دیوان اعمال او منتقل می کند و این ضرر اخروی حسادت ورزیدن … ورزیدن یعنی ممکن است حسود از راه چشمش محسود را از پا درآورد. در توبیخ حسودان خداوند می فرمایند ام یحسدون الناس علی ما آیتهم الله من فضله آنان به مردم بدان جهت که خداوند از فضل خود به آنان عنایت فرموده است حسادت
15 مطلب یافت شد
بخش چهاردهم
راه حل علمی را مطرح می کنیم وقتی انسان حسادت می ورزد همان وقت بنشیند و تامل کند محاسبه و تجزیه و تحلیل نماید که چه نفعی از حسادت حاصل او می شود. با حسد ورزیدن … حسادت باعث خسران دنیوی و اخروی او خواهد شد دست از حسد برمی دارد. غزالی درباره ی حسد تعبیر بسیار زیبایی دارد. اما می گوید حسد خاری است در چشم توحید و قضا و ایمان به خدا. یعنی حسد باعث می شود که چشم توحیدنگر انسان کور گردد. زیرا موحد همه ی اعمال و نعمتها را از ناحیه خدا می داند و بر آن صحه می گذارد. اصلا ایمان یعنی رضا و تسلیم در مقابل قضای الهی. حال اگر نسبت به کسی حسد ورزیدی و به دشمنی پرداختی در واقع نسبت به خدا بدبین شده ای زیرا این نعمتها را خدا در اختیار او قرار داده است. نتیجه ی حسد ورزیدن … حسادت آدمی را نابود می کند. حسود همیشه ترشرو و عبوس است زیرا همیشه در فکر دارایی و نعمتهای دیگران است. شب که به خانه می آید با ترشرویی وارد می شود در رختخواب خوابش نمی برد دائما در فکر است و به خاطر ترشرویی و عبوس بودنش حتی مورد نفرت زن و فرزندانش واقع می گردد در حالی که فرد مورد حسد او در خانه ی خویش با زن و فرزندش به راحتی و آسودگی زندگی می کند. و نه تنها هیچ ضرری به آن شخص نمی رسد بلکه نفع فراوانی هم به او می رسد زیرا با غیبت و تهمت و ظلمی که از این جهت به او می شود خداوند حسنات آن فرد حسود و آزار دهنده را در آخرت به او می دهد زیرا کسی که مورد تهمت یا غیبت واقع شود مظلوم و غیبت کننده و حسود ظالم است. این نفع اخروی بود که حسود نصیب دشمن خود می کرد. اما نفع دنیوی که حسود شامل محسود می کند در واقع از بین بردن و نابود کردن خودش است زیرا حسود دشمن محسود است و محسود فطرتا خواستار از بین رفتن دشمنش است و اتفاقا حسود با زجرهای روحی که می کشد و اندوههای فراوانی که تحمل می کند کم کم آب می شود و از بین می رود و به اصطلاح چشمش کور می شود چنانکه می گویند به کوری چشم حسودان من چنین و چنانم. خلاصه و نتیجه حال انسان باید فکر کنند که این چه کاری است که انجام می دهد و این حسد ورزیدن
اختتامیه هجدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن امشب برگزار می شود
جهت شایسته خذلان و خواری و منع و اعراض تو خواهم شد ای مهربانترین مهربانان 013 20 خدایا طوری کن که به جای آنچه که شیطان از دروغ و گمان و حسادت ورزیدن
استاد انصاریان: رحمت پروردگار یعنی گشایش، راحتی و باطن سالم
ورزیدن به آنچه که خدا نازل کرده فروختند و منکر تمام آیات قرآن شدند و هویت خودشان را با این انکار معامله کردند آنها از روی حسد ظلم و تجاوز چشم نداشتند قرآن را ببینند. او افزود کفار برای خودشان یک وضعی ساخته بودند به گونه ای که نمی توانستند با قرآن مجید خودشان را هماهنگ کنند. یک آزادی نامشروعی را میخواستند و قرآن مجید هم به این آزادی نامشروع رضایت نمیداد یک سلسله مسائل را قرآن مجید حرام اعلام کرد که با کام آنها این حرامها نمیسازد لذا ظالمانه با قرآن مجید برخورد کردند و آن را کنار زدند. آنها از روی ستم حسد تنگنظری بیعقلی بیخردی کفر به قرآن مجید را خریدند. او به حسادت
برترى بعضى از پيامبران بر بعضى ديگر
ورزیدن در برابر حق است.برای جنگها با بودن دلایل و بینات حق و احکام و قوانین پروردگار عذر موجهی وجود ندارد انبیا آمدند تا اختلاف در عقاید وجود نداشته باشد آمدند تا خونریزی و جنگهای غیر منطقی و تجاوز و قتل و غارت از خیمه حیات انسان رخت بندد.خداوند در مقام این معنا نیست که تکوینا و جبرا انسان را از جنگ مانع شود خداوند هرگز آزادی انسان را در عمل از او سلب نمیکند بشر اگر بخواهد جنگی و قتل و غارتی نباشد باید اختلافات شیطانی را که مستند به خود اوست کنار بگذارد و به فرهنگ حق برگردد.چه باید کرد که دستهای از مردم در طول تاریخ با بودن بینات و دلایل متقن و احکام ثمربخش حق به کفر و زندقه گرائیدند و نخواستند اهل ایمان در امینت و راحت باشند از روی حسادت
برترى بعضى از پيامبران بر بعضى ديگر
ورزیدن در برابر حق است.برای جنگها با بودن دلایل و بینات حق و احکام و قوانین پروردگار عذر موجهی وجود ندارد انبیا آمدند تا اختلاف در عقاید وجود نداشته باشد آمدند تا خونریزی و جنگهای غیر منطقی و تجاوز و قتل و غارت از خیمه حیات انسان رخت بندد.خداوند در مقام این معنا نیست که تکوینا و جبرا انسان را از جنگ مانع شود خداوند هرگز آزادی انسان را در عمل از او سلب نمیکند بشر اگر بخواهد جنگی و قتل و غارتی نباشد باید اختلافات شیطانی را که مستند به خود اوست کنار بگذارد و به فرهنگ حق برگردد.چه باید کرد که دستهای از مردم در طول تاریخ با بودن بینات و دلایل متقن و احکام ثمربخش حق به کفر و زندقه گرائیدند و نخواستند اهل ایمان در امینت و راحت باشند از روی حسادت
برترى بعضى از پيامبران بر بعضى ديگر
ورزیدن در برابر حق است.برای جنگها با بودن دلایل و بینات حق و احکام و قوانین پروردگار عذر موجهی وجود ندارد انبیا آمدند تا اختلاف در عقاید وجود نداشته باشد آمدند تا خونریزی و جنگهای غیر منطقی و تجاوز و قتل و غارت از خیمه حیات انسان رخت بندد.خداوند در مقام این معنا نیست که تکوینا و جبرا انسان را از جنگ مانع شود خداوند هرگز آزادی انسان را در عمل از او سلب نمیکند بشر اگر بخواهد جنگی و قتل و غارتی نباشد باید اختلافات شیطانی را که مستند به خود اوست کنار بگذارد و به فرهنگ حق برگردد.چه باید کرد که دستهای از مردم در طول تاریخ با بودن بینات و دلایل متقن و احکام ثمربخش حق به کفر و زندقه گرائیدند و نخواستند اهل ایمان در امینت و راحت باشند از روی حسادت
آیا خداوند سختی و تنگنا خلق کرده است؟
ورزیدن به آنچه که خدا نازل کرده فروختند آمدند منکر تمام آیات قرآن شدند و هویت خودشان را با این انکار معامله کردند چرا اینگونه با قرآن معامله کردند؟ بغیا از روی حسد از روی ظلم از روی تجاوز چشم نداشتند قرآن را ببینند. کفار برای خودشان یک وضعی ساخته بودند که میدیدند با قرآن مجید خودشان را نمیتوانند هماهنگ کنند. یک آزادی نامشروعی را میخواستند و قرآن مجید هم به این آزادی نامشروع رضایت نمیداد یک سلسله مسائل را قرآن مجید حرام اعلام کرد که با کام آنها این حرامها نمیسازد. ظالمانه با قرآن مجید برخورد کردند نه عاقلانه نه عادلانه نه از روی مهر و محبت چنین معاملهای را انجام دادند و قرآن مجید را کنار زدند. از روی ستم حسد تنگنظری بیعقلی بیخردی کفر به قرآن مجید را خریدند. حسادت
حسد در كلام راوندى
ورزیدن به کشتن میدهد علاوه بر آن که خود میخواهد با سرنوشت و تقدیر الهی نیز به ستیز برخیزد.منصور فقیه میگوید الا قل لمن کان لی حاسدا اتدری علی من اسات الادباسات علی الله فی فعله اذا انت لم ترض لی ما وهبجزاؤک منه الزیادات لی و ان لاتنال الذی تطلب 3 هان به کسی که نسبت به من حسد میورزد بگو آیا میدانی به چه کسی اسائه ادب میکنی؟ به حضرت حق در کارهایش اسائه ادب مینمایی آنگاه که از بخشش او نسبت به من احساس بیتابی و اظهار نارضایی مینمایی.جزا و عوائد تو از رهگذر حسد این است که بر پاداش من افزوده گردد و تو به مطلوب خویش دست نیابی.چه خوب است انسان در همه امور دیده از همه چیز برگیرد و جز به حضرت محبوب ننگرد در این صورت است که درون و باطن و نفس و روان از آرامش عجیبی برخوردار میشود و دیو رذیلت انسان را رها کرده و جای خود را به فرشته فضیلت خواهد داد. آنان که بدون او زندگی میکنند البته باید دچار رذایل اخلاقی گردند و از پی آن گرفتار اضطراب و ناامنی درون شوند. احکام حسادتفقهای بزرگ شیعه نسبت به حسود فتاوای جالبی دارند که قسمتی از آن را میخوانید شیخ مفید آن بزرگ مرد عالم اسلام میفرماید گواهی و شهادت فاسق و کینهدار و حسود پذیرفته نمیشود.ابنادریس در سرائر فرموده حسد حرام و نگاهداری خود از آن واجب است.علامه حلی که در علم و عمل وجودی کمنظیر است میفرماید حسد حرام است و همچنین دشمنی مؤمن و آشکار کردن آن دو برنامهای است که ثابت کننده بیعدالتی است.محقق در کتاب با عظمت شرایع میفرماید حسد گناه است و همچنین دشمنی مؤمن و آشکار ساختن آن فاسد کننده عدالت است.شهید اول در کتاب دروس در شماره گناهان کبیره که منافی با عدالت است فرموده آشکار کردن حسد به مؤمن و دشمنی با او گناه کبیره است.شهید ثانی در مسالک فرموده بین فقهای اسلام در حرام بودن حسد و دشمنی مؤمن مخالفی نیست و نهی از آن و وعده عذاب بر آن در اخبار فراوان است و هر دو از گناهان کبیره و فاسد کننده عدالتند خواه تنها در دل نهان باشد و یا به وسیله دست و زبان آشکارش کنند.آقا جمال خوانساری در شرح این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام که فرمود دوری کن از حسد؛ زیرا آن بدتر خصلتی و زشتتر خویی است و خوی شیطان است. 4 میفرماید حسد آن است که کسی آرزو کند زوال نعمت دیگری را مثل مال یا جاه یا علم و مانند آن خواه بخواهد که به او برسد یا نه و این مذموم و حرام است.از کسانی که حرمت حسد را مسلم دانسته محقق مازندرانی در شرح اصول کافی است.فاضل مقداد در کشف اللثام فرموده حسد حرام است و چون امر نهانی است تظاهر به آن ضرر رساننده به عدالت است. و از مبسوط شیخ طوسی نقل میکند که اگر حاسد حسادت
شفاعت در نهج البلاغه
حسادت و لاتحاسدوا- فان الحسد یاکل الایمان کما تاکل النار الحطب حسد نورزید که حسد ایمان را چونان آتشی که هیزم را خاکستر کند نابود میسازد. با یکدیگر دشمنی و کینه توزی نداشته باشید که نابود کننده هر چیزی است آرزوهای ناروا را دروغ انگارید که آرزوها فریبندهاند و صاحبش فریب خورده. خطبه 8612-13 امام ع از حسد ورزیدن
عرفان وشبه عرفان
ورزیدن خیر است نعمت الهی است و هم در بیرون دعوت میکند به مسؤولیت پذیری اجتماعی.....هر کس ما را دعوت کرد به محفلی و گفت آقا یا خانم ما یک حلقه عرفانی داریم بیایید آنجا یکی از سؤالاتی که باید از آن شخص و از آن حلقه کرد این است که نسبتت را با مسؤولیت پذیری در برابر خانواده در برابر جامعه در برابر کل بشریت و نسبت این عرفانت را با مقوله عدالت بیان کن. معنویتهای کلاهبردار همانطور که جهاد با نفس در آن نیست جهاد با دشمنان خدا و خلق و جهاد علیه ظالمین و ستمکاران و جهاد علیه فسق اجتماعی هم در آنها نیست. معنویتهای راحت طلبانه هستند. جهاد فیسبیلالله ندارند. دفاع از حق و حقیقت در این نوع معنویتها جایی ندارد. این ساحت عرفانهای تقلبی است.پس این شاخص چه شد؟ تفکیک معنویت از مسؤولیت تفکیک عرفان از عدالت نوعی لذت طلبی روانی راحتطلبی معنوی که توام با ترک جهاد است آسایش طلبی است. در حالی که عرفان اسلام چنین نیست. پیامبر اکرم9. میفرمود رهبانیت مکتب من در جهاد است. میفرمود اگر میخواهی راهب باشی و ریاضت بکشی لازم نیست بروی در چاهی لخت بشوی و معکوس بالانس بزنی یا ناخنهایت را بکشی یا لخت و عور در بیابانها راه بیفتی بیا در جامعه خدمت بکن برای خدا به خلق خدا. نه برای خلق به خدا و نه برای خلق به خلق. خدمت کن برای خدا به خلق خدا. میفرمود تهذیب نفس خودش بزرگترین ریاضت است. همین دور کردن رذالتهای اخلاقی که در همه ما هست؛ حسادت
عرفان و شبه عرفان
ورزیدن خیر است نعمت الهی است و هم در بیرون دعوت میکند به مسؤولیت پذیری اجتماعی.....هر کس ما را دعوت کرد به محفلی و گفت آقا یا خانم ما یک حلقه عرفانی داریم بیایید آنجا یکی از سؤالاتی که باید از آن شخص و از آن حلقه کرد این است که نسبتت را با مسؤولیت پذیری در برابر خانواده در برابر جامعه در برابر کل بشریت و نسبت این عرفانت را با مقوله عدالت بیان کن. معنویتهای کلاهبردار همانطور که جهاد با نفس در آن نیست جهاد با دشمنان خدا و خلق و جهاد علیه ظالمین و ستمکاران و جهاد علیه فسق اجتماعی هم در آنها نیست. معنویتهای راحت طلبانه هستند. جهاد فیسبیلالله ندارند. دفاع از حق و حقیقت در این نوع معنویتها جایی ندارد. این ساحت عرفانهای تقلبی است.پس این شاخص چه شد؟ تفکیک معنویت از مسؤولیت تفکیک عرفان از عدالت نوعی لذت طلبی روانی راحتطلبی معنوی که توام با ترک جهاد است آسایش طلبی است. در حالی که عرفان اسلام چنین نیست. پیامبر اکرم9. میفرمود رهبانیت مکتب من در جهاد است. میفرمود اگر میخواهی راهب باشی و ریاضت بکشی لازم نیست بروی در چاهی لخت بشوی و معکوس بالانس بزنی یا ناخنهایت را بکشی یا لخت و عور در بیابانها راه بیفتی بیا در جامعه خدمت بکن برای خدا به خلق خدا. نه برای خلق به خدا و نه برای خلق به خلق. خدمت کن برای خدا به خلق خدا. میفرمود تهذیب نفس خودش بزرگترین ریاضت است. همین دور کردن رذالتهای اخلاقی که در همه ما هست؛ حسادت
مؤمنان نسبت به هم محبت دارند نه کینه
حسادت میکنند آنهایی که به او کینه دارند به قول قرآن مجید فی قلوبهم مرض بقره 10 اینان دلشان بیماری دارد بیماریشان هم سخت است. مرض بدون الف و لام و نکره است در آیه شریفه فی قلوبهم مرض اینکه کلمه مرض را نکره آورده دلیل بر این است که این بیماری خیلی شدید است و سخت درمانش میشود. اولین کسی که به مجلسی کینه ورزید و ضد او مطالب ناحق و منافقانهای را گفت یک مستشرق خائن یهودی مسلکی به نام مستربرون انگلیسی بود. بعد از او هر کسی به مجلسی حمله کرد به او کینه ورزید با او دشمنی کرد خودش را کوبید بحارش را هم کوبید پیرو آن مستربرون انگلیسی بودند. آنهایی که به مجلسی حمله میکنند و بحار الانوار را میکوبند تابع فرهنگ لندن هستند. اینان آدمهای با اندیشه و مؤمنی نیستند اینان آدمهای با فکری نیستند یکی نیست به آنها بگوید کتابی که در این عالم از زمان آدم تا الان از ابتدا تا انتهایش صددرصد صحیح است ضعیف در او راه ندارد حرف باطل در او راه ندارد حرف بیریشه در او راه ندارد فقط قرآن مجید است. از قرآن مجید و از انعکاس نور قرآن که نهج البلاغه و صحیفه سجادیه است که بگذریم بقیه کتابهای شرق و غرب و نویسندگانی که نصرانی یهودی زرتشتی لائیک یا شیعه و سنی بودند در کتابهایشان به روی ورود حرف ضعیف هم باز بود. این دلیل نمیشود که اگر کتابی غیر از قرآن حرف ضعیفی در آن راه داشته باشد کل کتاب را بکوبیم کل کتاب را از میدان بیرون کنیم کل کتاب را زیر سؤال ببریم. معلوم است آن کسی که بحار را میکوبد مریض است معلوم است آن کسی که مجلسی را میکوبد مریض است معلوم است آن کسی که مجلسی را مورد تعرض قرار میدهد شاگرد استعمار انگلستان است. میخواهی درباره بحار حرف بزنی معقول حرف بزن بگو غیر از قرآن بقیه کتابهای دنیا مطلب ضعیف هم در آن است مطلب بیدلیل هم دارد ولی مطالب مهم هم دارد مطالب صحیح هم دارد مطالب درست هم دارد. بگو علامه مجلسی معصوم نیست کوبیدن نمیخواهد جنگیدن نمیخواهد رد کردن نمیخواهد کبر ورزیدن
مؤمنان نسبت به هم محبت دارند نه کینه
حسادت میکنند آنهایی که به او کینه دارند به قول قرآن مجید فی قلوبهم مرض بقره 10 اینان دلشان بیماری دارد بیماریشان هم سخت است. مرض بدون الف و لام و نکره است در آیه شریفه فی قلوبهم مرض اینکه کلمه مرض را نکره آورده دلیل بر این است که این بیماری خیلی شدید است و سخت درمانش میشود. اولین کسی که به مجلسی کینه ورزید و ضد او مطالب ناحق و منافقانهای را گفت یک مستشرق خائن یهودی مسلکی به نام مستربرون انگلیسی بود. بعد از او هر کسی به مجلسی حمله کرد به او کینه ورزید با او دشمنی کرد خودش را کوبید بحارش را هم کوبید پیرو آن مستربرون انگلیسی بودند. آنهایی که به مجلسی حمله میکنند و بحار الانوار را میکوبند تابع فرهنگ لندن هستند. اینان آدمهای با اندیشه و مؤمنی نیستند اینان آدمهای با فکری نیستند یکی نیست به آنها بگوید کتابی که در این عالم از زمان آدم تا الان از ابتدا تا انتهایش صددرصد صحیح است ضعیف در او راه ندارد حرف باطل در او راه ندارد حرف بیریشه در او راه ندارد فقط قرآن مجید است. از قرآن مجید و از انعکاس نور قرآن که نهج البلاغه و صحیفه سجادیه است که بگذریم بقیه کتابهای شرق و غرب و نویسندگانی که نصرانی یهودی زرتشتی لائیک یا شیعه و سنی بودند در کتابهایشان به روی ورود حرف ضعیف هم باز بود. این دلیل نمیشود که اگر کتابی غیر از قرآن حرف ضعیفی در آن راه داشته باشد کل کتاب را بکوبیم کل کتاب را از میدان بیرون کنیم کل کتاب را زیر سؤال ببریم. معلوم است آن کسی که بحار را میکوبد مریض است معلوم است آن کسی که مجلسی را میکوبد مریض است معلوم است آن کسی که مجلسی را مورد تعرض قرار میدهد شاگرد استعمار انگلستان است. میخواهی درباره بحار حرف بزنی معقول حرف بزن بگو غیر از قرآن بقیه کتابهای دنیا مطلب ضعیف هم در آن است مطلب بیدلیل هم دارد ولی مطالب مهم هم دارد مطالب صحیح هم دارد مطالب درست هم دارد. بگو علامه مجلسی معصوم نیست کوبیدن نمیخواهد جنگیدن نمیخواهد رد کردن نمیخواهد کبر ورزیدن
نور رمضان (2)
ورزیدن به انسان ها محدود است و لذا باید همیشه حداکثر استفاده را از این فرصت زندگی و زمانی که در اختیار داریم بکنیم اما اگر نخواهیم به طور کامل با حضور دهشتناک مرگ رو به رو شویم خود را از مشاوره او محروم کرده ایم و احتمالا نمی توانیم به روشنی زندگی کنیم . 1 به جز مرگ در گوش جانت که خواند که بگذر از این منزل کاروانیبه جز مرگ با جان عقلت که گوید که تو میزبان نیستی مهیمانیبه جز مرگ اندر حمایت که گیرد از این شوخ چشمان آخر زمانیاگر مرگ نبود که بازت رهاند ز درس گرانان و درس گرانیگر افسرده کرده است درس حروفت تف مرگ در جانت آرد روانیتو بی مرگ هرگز نجاتی نیابی ز ننگ لقب های اینی و آنی 2 سنایی در بیت آخر اشاره کرده است که مرگ اثر گذارترین شیوه برای رهایی از ننگ شهرت طلبی و دوستی نام آور است؛ زیرا با مرگ به زودی آدمی به فراموشخانه می رود و نام او از لب ها و یاد او از دل ها پاک می شود و در اندک زمانی حتی آثار او نیز از سطح این جهان خاکی برچیده خواهد شد. امام سجاد علیه السلام در دعای ابوحمزه ثمالی بارها از مرگ و جهان قبر یاد و از شرایط دشوار جهان قبر به پیشگاه خدا شکوه می کند. در بخشی از این دعا می خوانیم خدایا چه کسی بدحال تر از من خواهد بود اگر با چنین حالی به قبر منتقل شوم در حالی که چیزی برای آن تدارک ندیده آن را با عمل صالح فرش نکرده ام . 5. دعا برای دیگران از فرازهایی از دعاهای ماه مبارک رمضان می آموزیم که به یاد دیگران باشیم و برای آنها دعا کنیم. دعا برای دیگران تمرینی است عملی برای ورزیدگی در خیرخواهی نسبت به دیگران و رهایی از دام بخل و درآمدن از حصار تنگ نظری و خودگرایی. دعا برای دیگران هموار ساختن راه برای دست یابی به یکی از مهم ترین اصول حقوق بشر؛ یعنی آنچه از خوبی ها که برای خود خواستن برای دیگران هم خواستن است و موجب می شود این باور شکل بگیرد که خوشبختی انسان در گروی خوشبختی دیگران است. بنابراین پس برای تحقق چنین مدینه فاضله ای باید قدم نخست را برداشت و نخستین ساز و کار را عملی کرد و آن چیزی نیست جز دعا برای دیگران. در حدیثی از امام باقر علیه السلام می خوانیم دعایی که بیشتر در معرض اجابت است و زودتر مستجاب می شود دعا کردن برای برادران دینی در غیاب آنهاست. 3 نمونه ای از دعا برای دیگران- که از ادعیه ماه مبارک رمضان می آموزیم- دعایی است که مستحب است پس از هر نماز واجب در این ماه خوانده شود و اللهم اغن کل فقیر؛ اللهم اشبع کل جائع؛ اللهم اکس کل عریان؛ اللهم اقض دین کل مدین؛ اللهم فرج عن کل مکروب؛ اللهم فک کل اسیر؛ اللهم اشف کل مریض؛ خدایا همه فقیران را بی نیاز فرما خدایا تمامی گرسنگان را سیر کن خدایا همه برهنگان را بپوشان خدایا دین بدهی همه بدهکاران را ادا فرما خدایا هر گرفتاری را شاد کن خدایا همه اسیران را آزاد کن خدایا تمامی بیماران را شفا بخش . از یاد نبریم که حکمت اصلی سفارش اسلام به دعا برای دیگران باید دغدغه ذهنی نسبت به انسان ها و شکل دهی احساس مسئولیت درباره دیگران و در پی آن اقدام عملی برای اجابت این دعاها از سوی خود دعا کننده جست و جو کرد. اسما همسر جعفر طیار نقل می کند در لحظه های پایانی زندگانی حضرت زهرا سلام الله علیها متوجه آن بانوی بزرگ جهان هستی بودم. نخست غسل کرد و لباس ها را عوض کرد و در خانه مشغول راز و نیاز شد. جلو رفتم. ایشان را دیدم که رو به قبله نشسته و دست ها را به سوی آسمان برآورده و این گونه برای دیگران دعا می کند ای پروردگار بزرگ به حق پیامبرانی که آن را برگزیده ای و به گریه های فرزندانم در فراق من از تو می خواهم که از گناه کاران شیعیان من و شیعیان فرزندان من درگذری. 4 به باور علمای اخلاق یکی از بهترین شیوه ها برای زدودن حسادت
English