اینها موفق به توبه میشوند آنهم به توبه واقعی؛ مثل حربنیزید که در لبه پرتگاه قطعی خسارت بود ولی همه قابلیت خودش را از دست نداده بود. … زمینهای فراهم میشود که شیطان این اوقات عمر مرا چراگاه خودش قرار بدهد همان لحظه جانم را بگیر که حتی من در یک بند شیطان هم نیفتم بازگشت حر از پرتگاه خسارت
7 مطلب یافت شد
افق طلوع هدايت
وهبوط در دره وحشت زا و هولناک شهوت رانی به قله فضیلت اخلاقی و انسانیت صعود نخواهد کرد و به همین جهت دنیای امروز که در سراشیبی هلاکت و لبه پرتگاه خسارت
افق طلوع هدايت
وهبوط در دره وحشت زا و هولناک شهوت رانی به قله فضیلت اخلاقی و انسانیت صعود نخواهد کرد و به همین جهت دنیای امروز که در سراشیبی هلاکت و لبه پرتگاه خسارت
افق طلوع هدايت
وهبوط در دره وحشت زا و هولناک شهوت رانی به قله فضیلت اخلاقی و انسانیت صعود نخواهد کرد و به همین جهت دنیای امروز که در سراشیبی هلاکت و لبه پرتگاه خسارت
وسوسه و وسوسهگران
خسارت بهرهای نصیب آنان نمیگشت.اوضاع جنگی و نظامی مسلمانان را دیده و مزه مرارت میدانها را چشیدند و با خسارتهای افتضاحآمیز و وضع دردناکی عقبنشینی کردند.جوانان و مردان قهرمان ما را دیده و قدرت بهتآور سپاه پیروز ما را مشاهده کردند جبهههای جنگی را خالی نموده و میدان ستیزه را ترک گفتند.آن گاه برای پیدا کردن راه چارهای در فکر فرو رفتند تا با پیدا کردن راههای تازهای زودتر و بهتر به مقصد برسند و بر مسلمانان و در حقیقت برای شکست اسلام پیروز شوند.اول مطلبی که نظر پیشوایان یهود و نصاری و مجوس و مشرکان و همه دشمنان اسلام را جلب کرد راز عظمت مسلمانان بود.آیا نیرویی که به این ملت امکان داد که از مرزهای جزیره منحطی به خارج راه یافته تودهها و نژادهای مختلف را در زیر یک پرچم گرد آورد از کجا سرچشمه گرفته است؟کدام عامل باعث شده که اقوام و قبایل مختلف تا این حد پابند تعاون بوده و همگی به حالت فشرده در یک صف قرار گیرند؟آن کدام نیروست که مردم پراکنده و جمعیتهای متفرق را جمع کرده و از آنها بنای یک سپاه مظفر و پیروزی پایهگذاری کرده است؟ملتی از آنها به وجود آورده است مغلوب نشدنی ملتی که نه تنها از مرگ نمیهراسد بلکه آن را آرزو نموده و در راهش میکوشد.آن کدام رازی است که این ملت را از تنگنای جزیره محدود زندگی محدود افکار محدود افتخارات محدود و هم چنین از کشمکشهایی که بر سر ریاستهای بیارزش و مالکیتهای کوچک میافتاد رهایی بخشید؟کدام قدرت آنها را از آن همه انحطاط و کوتهبینی نجات داده و طوری آنها را تربیت کرد که درباره قومیتهای شخصی و ملیتهای فردی کوچکترین فکری نکنند و هیچکس در اندیشه قبیله خود نبوده و توجهی به سرزمین شخصی و وطن خود نداشته باشد؟نه ربیعهای بشناسد و نه مضری عدنانی با قحطانی فرقی نداشته همگی در اوضاع کلی دنیا و مسائل مربوط به اوضاع فرهنگی و همگانی فکر کنند و درباره عقاید مذهبی و دین جدیدشان بیندیشند؟اینان چگونه تمام تودهها را به یک قبیله تبدیل نموده و همه نژادهای مختلف را یکی کردند؟آری فقط یک قبیله و یک نژاد آن هم امت و نژاد اسلامی کدام عامل این جمعیت را وادار کرد دست به ترقیاتی بزند که مردم سراسر جهان اعم از گذشتگان و آیندگان از آنها عاجز باشند؟دشمنان اجنبی اسلام در هر یک از زیربنای وحدت و اجتماع ما اسرار نهضت ما عوامل آزادی و بالاخره در انگیزه دلاوری و شجاعت ما به دقت به مطالعه فکر کردند و قدرت یافتند گشتند تا آنجا که قدرت داشتند؛ زیرا روی اسرار ما انگشت نهاده و به آنچه میخواستند دست یافتندهمگی نظر دادند که اسرار نهضت مسلمانان در پشت پرده دین و سرچشمه وحدت و نیرو و آزادی مسلمانان دیانت آنها است.سپس بعد از توافق در این نظریه به تدبیر و حیله پرداختند و چنین گفتند بیایید با از بین بردن مکتب دینی مسلمانان بنای عظمت و سلطه آنان را ویران سازیم بیایید اسلام را در نظر آنان تضعیف نموده از اسلام متنفر کنیم.میان آنان و اسلام فاصله انداخته و آنها را به موضوعات دیگری سرگرم کنیم.با ایجاد تفرقه در گفت و طرز فکرشان آنان را به وضعی برگردانیم که قبل از اسلام داشتند.همان ملیت محدود همان تعصبات احمقانه و همان اختلافات را به آنان بازگردانیم.این نقشهای است که راه غلبه و حاکمیت را برای ما همواره کرده و فقط با اجرای این نقشه میتوانیم به مسلمانان و سرزمین آنان تسلط یابیم.آری اجرای این برنامه ضامن تسلط بر آنها و پیروزی ما بر پایگاهها و مراکز و دژهای آنان خواهند بود.مسلمانان از همین راه وارد شدهاند که ما نمیتوانیم بر آنان پیروز شویم یا در نبردی به هر اندازهای که نیروی ما قوی و تجهیزات ما کامل باشد نمیتوانیم بر آنان غلبه کنیم و تا روزی که آنان پروانهوار دور شمع اسلام گرد آمده باشند وضع ما این چنین خواهد بود و همین است راز عظمت آنان.پس بر ماست که مذهب آنان را از بین ببریم و همین امر موجب نابودی پایههای عظمت و استقلال مسلمانان در سراسر روی زمین خواهد بود.همه آنها در این موضوع توافق داشتند لذا توطئهچینی بر علیه اسلام شروع گردید برای پیشبرد هدفهای مشترک و شومی که داشتند نقشهها کشیدند که عبارت بود از 1- تاسیس و تکثیر انواع مدارس اجنبی در سرزمین مسلمانان و ارسال معلمان که نشان صلیب را با خود همراه داشتند تا در محیط این مدارس تربیت فرزندان مسلمان را عهدهدار شوند.مدارسی تاسیس گردید که لابه لای کتب مسموم و هم چنین در سینه معلمانش بیشتر استعمار و مسیحیگری موج میزد آری در سینه آنهایی که به اسلام کینه توزی میکردند و جان خود را در راه مبارزه با اسلام وقف کرده بودند نقشههایی نهفته بود2- اعزام هیئتهای تبلیغی که در کمینگاههای روی زمین پراکنده شده و جوانان مسلمان را در دین و عقیده خود به پرتگاه
وسوسه و وسوسهگران
خسارت بهرهای نصیب آنان نمیگشت.اوضاع جنگی و نظامی مسلمانان را دیده و مزه مرارت میدانها را چشیدند و با خسارتهای افتضاحآمیز و وضع دردناکی عقبنشینی کردند.جوانان و مردان قهرمان ما را دیده و قدرت بهتآور سپاه پیروز ما را مشاهده کردند جبهههای جنگی را خالی نموده و میدان ستیزه را ترک گفتند.آن گاه برای پیدا کردن راه چارهای در فکر فرو رفتند تا با پیدا کردن راههای تازهای زودتر و بهتر به مقصد برسند و بر مسلمانان و در حقیقت برای شکست اسلام پیروز شوند.اول مطلبی که نظر پیشوایان یهود و نصاری و مجوس و مشرکان و همه دشمنان اسلام را جلب کرد راز عظمت مسلمانان بود.آیا نیرویی که به این ملت امکان داد که از مرزهای جزیره منحطی به خارج راه یافته تودهها و نژادهای مختلف را در زیر یک پرچم گرد آورد از کجا سرچشمه گرفته است؟کدام عامل باعث شده که اقوام و قبایل مختلف تا این حد پابند تعاون بوده و همگی به حالت فشرده در یک صف قرار گیرند؟آن کدام نیروست که مردم پراکنده و جمعیتهای متفرق را جمع کرده و از آنها بنای یک سپاه مظفر و پیروزی پایهگذاری کرده است؟ملتی از آنها به وجود آورده است مغلوب نشدنی ملتی که نه تنها از مرگ نمیهراسد بلکه آن را آرزو نموده و در راهش میکوشد.آن کدام رازی است که این ملت را از تنگنای جزیره محدود زندگی محدود افکار محدود افتخارات محدود و هم چنین از کشمکشهایی که بر سر ریاستهای بیارزش و مالکیتهای کوچک میافتاد رهایی بخشید؟کدام قدرت آنها را از آن همه انحطاط و کوتهبینی نجات داده و طوری آنها را تربیت کرد که درباره قومیتهای شخصی و ملیتهای فردی کوچکترین فکری نکنند و هیچکس در اندیشه قبیله خود نبوده و توجهی به سرزمین شخصی و وطن خود نداشته باشد؟نه ربیعهای بشناسد و نه مضری عدنانی با قحطانی فرقی نداشته همگی در اوضاع کلی دنیا و مسائل مربوط به اوضاع فرهنگی و همگانی فکر کنند و درباره عقاید مذهبی و دین جدیدشان بیندیشند؟اینان چگونه تمام تودهها را به یک قبیله تبدیل نموده و همه نژادهای مختلف را یکی کردند؟آری فقط یک قبیله و یک نژاد آن هم امت و نژاد اسلامی کدام عامل این جمعیت را وادار کرد دست به ترقیاتی بزند که مردم سراسر جهان اعم از گذشتگان و آیندگان از آنها عاجز باشند؟دشمنان اجنبی اسلام در هر یک از زیربنای وحدت و اجتماع ما اسرار نهضت ما عوامل آزادی و بالاخره در انگیزه دلاوری و شجاعت ما به دقت به مطالعه فکر کردند و قدرت یافتند گشتند تا آنجا که قدرت داشتند؛ زیرا روی اسرار ما انگشت نهاده و به آنچه میخواستند دست یافتندهمگی نظر دادند که اسرار نهضت مسلمانان در پشت پرده دین و سرچشمه وحدت و نیرو و آزادی مسلمانان دیانت آنها است.سپس بعد از توافق در این نظریه به تدبیر و حیله پرداختند و چنین گفتند بیایید با از بین بردن مکتب دینی مسلمانان بنای عظمت و سلطه آنان را ویران سازیم بیایید اسلام را در نظر آنان تضعیف نموده از اسلام متنفر کنیم.میان آنان و اسلام فاصله انداخته و آنها را به موضوعات دیگری سرگرم کنیم.با ایجاد تفرقه در گفت و طرز فکرشان آنان را به وضعی برگردانیم که قبل از اسلام داشتند.همان ملیت محدود همان تعصبات احمقانه و همان اختلافات را به آنان بازگردانیم.این نقشهای است که راه غلبه و حاکمیت را برای ما همواره کرده و فقط با اجرای این نقشه میتوانیم به مسلمانان و سرزمین آنان تسلط یابیم.آری اجرای این برنامه ضامن تسلط بر آنها و پیروزی ما بر پایگاهها و مراکز و دژهای آنان خواهند بود.مسلمانان از همین راه وارد شدهاند که ما نمیتوانیم بر آنان پیروز شویم یا در نبردی به هر اندازهای که نیروی ما قوی و تجهیزات ما کامل باشد نمیتوانیم بر آنان غلبه کنیم و تا روزی که آنان پروانهوار دور شمع اسلام گرد آمده باشند وضع ما این چنین خواهد بود و همین است راز عظمت آنان.پس بر ماست که مذهب آنان را از بین ببریم و همین امر موجب نابودی پایههای عظمت و استقلال مسلمانان در سراسر روی زمین خواهد بود.همه آنها در این موضوع توافق داشتند لذا توطئهچینی بر علیه اسلام شروع گردید برای پیشبرد هدفهای مشترک و شومی که داشتند نقشهها کشیدند که عبارت بود از 1- تاسیس و تکثیر انواع مدارس اجنبی در سرزمین مسلمانان و ارسال معلمان که نشان صلیب را با خود همراه داشتند تا در محیط این مدارس تربیت فرزندان مسلمان را عهدهدار شوند.مدارسی تاسیس گردید که لابه لای کتب مسموم و هم چنین در سینه معلمانش بیشتر استعمار و مسیحیگری موج میزد آری در سینه آنهایی که به اسلام کینه توزی میکردند و جان خود را در راه مبارزه با اسلام وقف کرده بودند نقشههایی نهفته بود2- اعزام هیئتهای تبلیغی که در کمینگاههای روی زمین پراکنده شده و جوانان مسلمان را در دین و عقیده خود به پرتگاه
توبه و اعتراف به درگاه خداوند
پرتگاه است که ناگاه با هوشیاری دفعی وحشت زده خود را درمی یابد و پای پس می کشد و از کمند خطر می رهد . سر استغفار و توبه ی معصومان علیهم السلام اکنون باید به این نکته ی ارزشمند توجه کرد که معرفت فوق عقلانی و شعور برتر معصومین علیهم السلام چگونه آن رادمردان تاریخ را به ادب لازم و خشوع و زاری فوق العاده می رساند؛ تا آن جا که آرامش را از آنان سلب کرده و در تب و تاب ترس و خشیت به انابه و التهاب شان وامی دارد . از این رو بر همه لازم است که پیوسته مراقب کردار خود باشند که مبادا عمری را که می توان به وسیله ی آن سلطنت جاودان را به دست آورد به رایگان از دست داده و به حسرت ابدی دچار گردند . بر این پایه اگر صحیفه ی مکرمه ی سجادیه مالامال از تضرع و زاری و امر به توبه و تصویر عاقبت گناه و گناه کاران است سرش عظمت کار و حیرت از عاقبت امر است و تمام همت امام معصوم علیه السلام معطوف به هشدار به بی خبران است ؛ باشد که غافلان دل از نامحرمان بریده و بر محرم اسرار روی آورده و خود را نجات بخشند . و یا اعطف من اطاف به المستغفرون و یا من عفوه اکثر من نقمته و یا من رضاه اوفر من سخطه و یا من تحمد الی خلقه بحسن التجاوز و یا من عود عباده قبول الانابه؛ ای مهرورزترین کسی که توبه کاران به گرد او طواف می کنند وای کسی که عفوش بیش از غضب و رضایش افزون بر سخط است ای کسی که از رهگذر عفو و بخشش نیکو محبوب و مستوجب سپاس بندگان خود است وای کسی که به بندگان خویش وعده ی پذیرش توبه و انابه داده است . نقش توجه به پیشی گرفتن رحمت خدا بر خشم او در توبه بنده ای که از کردار خویش پشیمان و از گذشته ی بی فایده ی عمر خود به سختی نگران است به دنبال جبران زیان هایی است که جبران ناپذیراند زیرا چنین فردی هرگز توانایی بازگردانیدن عمر خود را ندارد و هیچ گاه قادر به عوض کردن رفتارهای غیر مناسب گذشته نمی باشد ؛ بدین معنا که آن چه امروز به دست آورده مربوط به امروز است و از سرمایه ی از دست شده و بر باد رفته ی گذشته خبری نیست و عمر گذشته را بازیافتی نیست و لحظه های عمر همانند صندوقچه هایی تهی است که توشه اندوزی وذخیره سازی در آنها برای همیشه از دسترس او خارج شده است . اکنون اگر فردی از وعده ی جبران عمر برباد رفته آگاه شود و بداند که با رافت تمام خسارت
English