این معنی جهالت است. -اقرار بنده … جهالت بهخاطر هجوم غرایز آمال و شهوات گناه کردهاند. ثم یتوبون من قریب اینها توبهشان را هم عقب نینداختهاند. وقتی گناه تمام شد و پشیمان شدند سرشان را پیش خدا کج کردند و گفتند ما اشتباه کردیم و نباید این کار را میکردیم. اینها از ولیاللهالاعظم یاد گرفتهاند که بعد از تمامشدن گناه اینگونه به من بگویند و اقرار کنند و انا عبدک الضعیف من اگر قوی بودم گناه نمیکردم. الذلیل من اگر عزیز بودم گناه نمیکردم. المسکین من اگر زمینگیر نبودم گناه نمیکردم. من با اینها چهکار میکنم؟ فاولئک یتوب الله علیهم توبه همشان را قبول میکنم. -پروردگار آگاه و حکیم به ناتوانی بنده
5 مطلب یافت شد
امام سجاد (ع) در حال تذلل و زارى به درگاه بارى تعالى به این دعا با خدا راز و نیاز مى كرد
بنده ضعیف ناتوان به کدام جرات و کدام غرور و اعتماد به نفس بر مخالفت فرمان حضرتت اقدام کردم و خود را متعرض قهر و عقاب و عذاب نمودم ̶ ای مولای من به حال من ضعیف که از خطا و گناهان برو در افتادم و به لغزش قدم به غم و حسرت گرفتارم ترحم فرما و باز هم کرم کن و از جهالت و نادانیم به حلم و بردباریت درگذر و از بدکرداریم به لطف و احسان عفو فرما که ای خدای مهربان من به گناه خود اقرار
هنگام ذكر توبه و درخواست توبه به درگاه اله عالم به این دعا با خدا راز و نیاز مى كرد
اقرار و اعتراف به گناهم تو را ملاقات می کنم و مقامم را رفیع تر گردان از آنکه گناهان مرا به خاک هلاک افکند چنانکه من به خواری و فروتنی رو به درگاهت آوردم و عیب و زشتیهایم در پرده لطفت مستور دار چنانکه مرا از عقوبت و انتقامت مهلت دادی و به حلم خود معاف داشتی و به عفو و کرمت از من درگذشتی . ̶ پروردگارا در حق من کرم کن و نیت و قصد قلبم را در طاعتت پایدار گردان و معرفت و بصیرتم را در پرستش خود استوار ساز و مرا از اعمال خیر به کاری که جانم را از پلیدی و ناپاکی خطا و گناهان پاک سازد موفق بدار و مرا بر آئین پسندیده خود و آئین پیغمبر خویش محمد مصطفی علیه النحیه و السلام هنگام رحلت بمیران. ̶ پروردگارا من با این حال زار و مقام تذلل از گناهان خود از بزرگ و کوچک و زشتیهای پنهان و آشکار و لغزشهای گذشته و آینده خود از همه به درگاه عفو و کرم حضرتت توبه می کنم آنگونه توبه ای که دیگر به معصیت و گناه با نفس هم حدیث نکرده و ابدا بازگشت به خطا و عصیان را در خیال به خاطر نگیرم و هرگز قصد عمل زشت نکنم ̶ و تو ای خدا در کتاب محکم خود قرآن عظیم فرموده ای که البته توبه بندگانت را بپذیری و از گناهانشان به عفو و کرم درگذری و هم فرمودی که توبه کنان را دوست می داری پس ای خدای من بر این قول و عهد خود توبه مرا چنانکه وعده فرمودی بپذیر و اعمال زشتم را چنان که ضمانت کردی عفو کن و محبتت را با من چنانکه شرط کردی حتم و لازم گردان ̶ و شرط من هم با تو ای پروردگار آنکه هرگز بازگشت به عملی که ناپسند تست نکنم و ضمانت کنم که دیگر به کاری که نزد تو ناشایسته است رجوع ننمایم و عهد کنم که از این پس من از جمیع معصیت و نافرمانیت دوری گزینم ̶ ای خدای من تو به آنچه من کرده ام از اعمال بد تحقیقا از من به آنان آگاهتری زیرا من معاصی خود را بسیار فراموش خواهم کرد اما تو هیچ فراموشی نخواهی داشت لا یعزب عن علمه مثقال ذره . ̶ پس از گناهانم که همه را می دانی درگذر و به قدرت کامله ی خود که هیچ کس از آن تخلف نتواند کرد روی مرا به جانب آنچه محبوب تست بگردان ̶ ای خدای من و به ذمه ی من حقوقی است که آنها را به خاطر دارم و حقوقی که فراموش کرده ام و تمام آنها در مقابل چشم تو که خواب ندارد و در حضور علم تو که فراموشی و نسیان نپذیرد همه عیان و مشهود است زیرا تو بصیر و علیمی به عین ذاتت و علم حضوریت عین بصر است که به تمام کلی و جزئی بی نهایت عالم محیط است و هرگز چیزی از مقابل علم حضوری تو دور نتواند شد پس ای خدای من تو به اهل آن حقوق که از بندگانت در ذمه ی من است عوض عطا فرما و گناهی که در عدم ادای آن حقوق کرده ام عفو و محو فرما و بار گران آن عصیان را به واسطه عفو بر من سبک گردان و مرا از آنکه بازبمانند آن عصیان مرتکب شوم نگهداری کن و محفوظ دار ̶ که ای خدا توبه نگهبان من از عصیان نتواند شد مگر به حفظ و نگهداری تو و من از خطا و گناه و لغزشها خودداری نتوانم الا به قوت و نیروی لطف و عنایت حضرتت پس بارالها تو مرا به نیروئی کافی که با هواهای نفس و شهوات طبع و وساوس عادات و شیطان مقاومت تواند کرد قوت و نصرت بخش و بر من عصمتی به لطف خاص خود بگمار که مرا از گناه و کار زشت منع تواند کرد. ̶ بارالها و چه بسا بنده ای که از گناه به درگاه تو توبه کرده و او در علم غیب نزد تو معلوم است که توبه اش را فسخ و باطل خواهد ساخت و به جرم و گناه بازگشت می کند. من ای خدا به تو پناه می برم که این چنین بنده ای باشم پس کرم کن و همین توبه ی مرا توبه ای قرار ده که ثابت بماند و دیگر بعد از این توبه محتاج به توبه دیگر نشوم و ابدا توبه ام را نشکنم و آن توبه در اثر ثبات و عزم سبب بر محو گناهان گذشته شود و موجب سلامتی از خطا و عصیان در باقی عمر گردد. ̶ ای خدا من از جهالت
توبه و اعتراف به درگاه خداوند
بنده اش اعتنا نکرده و خلاف آن را انجام دهد . پس به خدا حسن ظن داشته باشید و به سوی او رغبت کنید. مفهوم حسن ظن به خدا توجه به این نکته ضروری است که معنای حسن ظن به جناب حق آن نیست که هر چه را می خواهیم خداوند به واسطه ی حسن ظن ما به او عملی سازد و آن چه را نمی خواهیم و از آن گریزانیم از ما دور سازد بلکه مقصود آن است که خدا را آن چنان به حکمت و قدرت و علم و تفضل و عنایت به بندگان بشناسیم که باور کنیم هر چه او انجام می دهد بهترین تقدیر در مورد ما است و هرگز برای بندگان صالح خود که به وی حسن ظن دارند شر و بدی و فرجام بد را نمی پسندد و در همه ی پیش آمدها بهترین نتیجه را برای آنان مقرر می دارد . ما سر بسیاری از حوادث را نمی دانیم ؛ از این رو چه بسا بعضی از حوادث در ظاهر به ذائقه ی ما تلخ می آید ولی باید دانست که جملگی به تقدیر خالق حکیم مدبر است و آن چه قادر علیم حکیم انجام می دهد قطعا از خواسته ی ما اصلح است . به همین دلیل ما بر پایه ی حسن ظن خود معترفیم که پروردگار رئوف و رحیم بهترین سرنوشت را برای بندگان صالح خود رقم واهد زد ولی آنان که با خدا سر و کاری ندارند و از معرفت شایسته در حق خالق خود بی بهره اند بازتاب اعمال فاسدشان دامن گیر آنان خواهد شد زیرا اینان از دایره ی سخن بیرون اند و لذا عمل آنان تابع دیگر قوانین نظام آفرینش است و قطعا نتیجه ای مناسب با خود را در پی خواهد داشت که چیزی جز ویرانی بنیاد انسانیت ایشان نخواهد بود و چنین رفتاری از شمول شعاع عنایت خاصه ی حقانی – که ویژه ی خوش گمانان به پروردگار است – خارج است. فها انا ذا یا الهی واقف بباب عزک وقوف المستسلم الذلیل و سائلک علی الحیا منی سؤال البائس المعیل مقر لک بانی لم استسلم وقت احسانک الا بالاقلاع عن عصیانک و لم اخل فی الحالات کلها من امتنانک؛ اکنون این منم – ای معبود من - که بر درگاه عزتت تسلیم وخوار ایستاده ام و شرمگینانه چون تهی دست عیالمند دست نیاز به سویت گشوده ام و اعتراف می کنم که در هنگام احسان تو از معصیتت بر کنار بوده و هیچ گاه از منت تو برون نبوده ام . فقر ذاتی موجودات به حضرت حق در این فراز امام معصوم علیه السلام با تمام وجود و لوازم آن اقرار به بندگی نموده است ؛ بدین معنا که اگر عزت فقط از آن قادر و هستی ده مطلق است ماسوای او را غیر از فقر و حاجت در متن ذات شان نصیب دیگری نخواهد بود چرا که خلایق در عین کمالات خود فقر محض هستند و با تمام غنای خود فقیر خالص اند . به دیگر بیان اگر موجودات به تمام حقیقت خود عین ربط به مبدا و نیاز به خالق است در غنا و علم و همه ی کمالات نیز قطعا فقیر و نیازمند هستی ده مطلق خواهند بود زیرا همه ی این کمالات از عوارض ذات هستند . از این رو سرور شهیدان حضرت حسین بن علی علیه السلام در دعای عرفه چنین عرضه می دارد الهی انا الفقیر فی غنای فکیف لا اکون فقیرا فی فقری ؟ و انا الجاهل فی علمی فکیف لا اکون جهولا فی جهلی ؟؛ خدایا من آن جا که توانگرم فقیرم پس چگونه در بینوایی فقیر نباشم ؟ و آن جا که عالمم نادانم پس چگونه در جهالت
شفاعت در نهج البلاغه
اقرار به توحید پروردگار- شهادت به نبوت است امام علیه السلام در ادامه این سخن میافزاید و گواهی میدهم که محمد صلی الله علیه و آله بنده و فرستاده او است و اشهد ان محمدا- صلی الله علیه و آله- عبده و رسوله . 22 ما نیز باید ایشان را در ایمان و ... الگو قرار دهیم. در مورد انجام مسئولیت آگاه باشید اگر دعوت شما را بپذیرم بر اساس آنچه که میدانم با شما رفتار میکنم و به گفتار این و آن و سر زنش سرزنش کنندگان گوش فرا نمیدهم. خطبه 92 و اعلموا انی ان اجبتکم- رکبت بکم ما اعلم- و لم اصغ الی قول القائل و عتب العاتب- و اعلموا انی ان ان اجبتکم اگر اجابت کنم آنچه آن را از من التماس می کنید رکبت بکم ما اعلم یعنی شما را راکب بر حق محض قرار می دهم و در میان شما به سیر ه ی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم رفتار می کنم. و لم اصغ الی قول القائل و عتب العاتب یعنی در راه خدا سرزنش سرزنش کنندگان مرا نمی گیرد. 23 اشاره به آیه ی قرآن دارد که می فرماید فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المؤمنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ذلک فضل الله یؤتیه من یشا و الله واسع علیم مائده54 خدای سبحان در مقابل تلون و دو چهرگی این مردم سست ایمان و صدمههایی که دین از ناحیه آنان خورده و در ازای اینکه اینان محبت غیر خدا را بر محبت خدا ترجیح دادند و عزت را از ناحیه غیر خدا طلب کردند و نیز در مقابل اینکه در امر جهاد در راه خدا سهلانگاری نموده و از ملامتها ترسیدند به زودی قومی را خواهد آورد که آنها را دوست میدارد و آن قوم نیز خدا را دوست میدارند مردمی که در برابر مؤمنین خاضع و ذلیل و در مقابل کفار شدید و شکستناپذیرند مردمی که در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت هیچ ملامتگری پروا نمینمایند. 24 پس از حمد و ستایش پروردگار ای مردم من بودم که چشم فتنه را کندم و جز من هیچ کس جرات چنین کاری را نداشت آنگاه که امواج سیاهیها بالا گرفت و به آخرین درجه شدت خود رسید. پس از من بپرسید پیش از آن که مرا نیابید. سوگند به خدایی که جانم در دست اوست نمیپرسید از چیزی که میان شما تا روز قیامت میگذرد و نه از گروهی که صد نفر را هدایت یا گمراه میسازد جز آن که شما را آگاه میسازم و پاسخ میدهم. و از آن که مردم را بدان میخواند و آن که رهبریشان میکند و آن که آنان را میراندو آنجا که فرود میآیند و آنجا که بار گشایند و آن که از آنها کشته شود و آن که بمیرد خبر میدهم. آن روز که مرا از دست دادید و نگرانیها و مشکلات بر شما باریدن گرفت و بسیاری از پرسش کنندگان به حیرت فرو رفته میگویند سر انجام چه خواهد شد که گروه بسیاری از پرسش شوندگان از پاسخ دادن فرو مانند. خطبه 931-4 · خود را وسیله نجات معرفی می کنند. انما مثلی بینکم کمثل السراج فی الظلمه- یستضی به من ولجها همانا من در میان شما چونان چراغ درخشنده در تاریکی هستم که هر کس به آن روی میآورد از نورش بهرمند میگردد. خطبه 1877 نفس خود را به چراغی تشبیه کرده اند و وجه تشبیه را نور قرار داده آن نوری که به آن اشاره می کنند پس چنانچه چراغ با نورش در ظلمات حسی نورانیت ایجاد می کند پس همچنان ایشان نورانیت ایجا می کنند و به نور علمش و هدایتش در تاریکیهای عقلانی که همان تاریکیهای جهالت
English