امام حسین ع 4- تفسیر های عرفانی از نهضت حسینی ع 5- ابتلا در فرهنگ اسلامی و نهضت حسینی ع 6- حریت و آزادگی در مکتب حسینی ع 7- آزادی معنوی در سیرت و معارف حسینی ع 8- نگاه جمیل اهلبیت به واقعه عاشورا9- نفی خشونت و ترور در سیرت و سلوک حسینی ع 10- اصل توکل در آموزه ها و رفتار های امام حسین ع 11- نسبت اخلاق و سیاست در مکتب حسینی ع 12- آسیب شناسی اخلاقی پژوهشهای عاشورائی13- درسهای بزرگ منشی در مکتب حسینی ع 14- درسهای بلند همتی در مکتب حسینی ع 15- صورت و حقیقت دین در نهضت حسینی ع 16- جلوه های شجاعت در مکتب عاشورا 17- عرفان در معارف حسینی ع 18- کرامت انسان در مکتب حسینی ع 19- عرفان در سیره حسینی ع 20- ستایش و نیایش در سیرت امام حسین ع 21- جلوه های ایثار و فداکاری درسیرت و یاران
140 مطلب یافت شد
فراخوان مقالات كنگره علمي حماسه حسيني
آستانه ماه محرم در آبان 1391 برگزار می کند .ابعاد اخلاقی قیام امام حسین ع تفسیرهای عرفانی از نهضت عاشورا حریت وآزادگی در مکتب حسینی وفای به عهد در سیره امام حسین ع کرامت انسان در مکتب حسینی جلوه های ایثار و فداکاری در عترت و یاران
یاران امام حسین(ع)
امام حسین ع از سه رکن اصلی تشکیل شده است 1ـ رهبر قیام; 2ـ حضرت امام زین العابدین ع و زینب کبری س ; 3ـ یاران وفادار و فداکار. در این مقاله برآنیم تا اندکی درباره رکن سوم این قیام, یعنی یاران فداکار امام حسین ع بحث کنیم. نقش یاران وفادار اساسا در تاریخ نهضتهای الهی هیچ نهضتی بدون یاران وفادار و فداکار جان نگرفته است, انبیا و پیام آوران حق با این که موید از ناحیه خداوند بودند, اما روی یاران مومن حساب می کردند و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا والله یحب الصابرین; 1 و چه بسیار پیامبرانی که مردان الهیفراوانی به همراه آنان جنگیدند, آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنها می رسید سست نشدند و ناتوان نگردیدند و خداوند استقامت کنندگان را دوست دارد. پیامبر بزرگوار اسلام در دوره بعثت علی رغم ناملایمات و سختیهای فراوان و اصرار دوستان بر اعلان جنگ با دشمنان خدا, اجازه نبرد مسلحانه با دشمن را نداد چراکه جنگ نیاز به عده و عده دارد و این در مکه فراهم نبود. با هجرت حضرت به مدینه این مهم برآورده شد. دوره سخت مکه در حقیقت دوره سازندگی بود.حضرت در این دوره سربازانی فداکار پرورید; سربازانی که در جنگهای پیامبر اکرم ص افتخارات فراوانی برای اسلام و مسلمین آفریدند. آن گاه که این زمینه هافراهم شد در سال دوم هجرت اولین آیات قتال صادر شد 2 اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر; به آنان که جنگ بر آنها تحمیل شده اجازه جهاد داده شد چرا که آنها مورد ستم قرار گرفته اند و البتهخداوند بر یاری آنها قادر است. امام علی ع هم سکوت و هم پذیرش حکومت را مستند به یاران می کند; آن بزرگوار می فرماید سکوت کردم چرا که یاران وفادار نداشتم, حکومت را پذیرفتم چون تعداد زیادی درخواست آن را داشتند در خطبه 26 نهج البلاغه می فرماید ... فنظرت فاذا لیس لی معین الا اهل بیتی فضننت بهم عن الموت واغضیت علی القذی و شربت علی الشجی و صبرت علی اخذ الکظم و علی امر من طعم العلقم; پس نگاه کردم دیدم برای گرفتن حق خود یاوری ندارم جز خاندانم به مرگ آنها راضی نشدم چشمهای پر از خاشاک را فرو بستم و با گلویی که گویا استخوانی در آن گیر کرده بود جرعه حوادث را نوشیدم و با این که تحمل در برابر گرفتگی راه گلو و نوشیدن جرعه ای که تلخ تر از حنظل است کار طاقت فرسایی بود شکیبایی کردم. و در خطبه سوم نهج البلاغه می فرماید ...لو لا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلما الا یقاروا علی کظه ظالم و لاسغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها...; اگر نه این بود که جمعیت بسیاری گردا گردم را گرفته و به یاریم قیام کردند و از این جهت حجت تمام شد و اگر نبود عهد و مسوولیتی که خداوند از علما و دانشمندان هر جامعه گرفته که در برابر شکمخواری ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان سکوت نکنند من مهار شتر خلافت را رها می ساختم و از آن صرف نظر می کردم... حضرت امام حسن مجتبی مهم ترین فلسفه صلح خویش را نداشتن یارانی مومن و وفادار و فداکار ذکر می کند لو وجدت انصارا لقاتلته لیلی و نهاری...; 3 اگر یارانی می یافتم شب و روزم را در جهاد با معاویه می گذراندم... در دوره حضرت امام صادق ع یاران شعاری فراوان بودند ولی یاران وفادار اندک, ساده اندیشان می پنداشتند که این یاران شعاری کارسازند, از این رو به امام صادق ع اعتراض می کردند که با وجود این همه یاور چرا نشسته اید و قیام نمی کنید؟ امام ع در پاسخشان می فرمود یارانی که فدایی باشند اندکند لو کان لی شیعه بعدد هذه الجدا لما وسعنی القعود; 4 اگر به عدد این بزغاله ها هفده عدد یار می داشتم قیام می کردم... و در پاسخ سهل خراسانی که مشابه اعتراض فوق را داشت فرمود ... اما انا لانخرج فی زمان لانجد فیه خمسه معاضدین لنا نحن اعلم بالوقت... ; 5 آگاه باش ما تا زمانی که پنج یار همراه نیابیم قیام نمی کنیم ما زمان قیام را بهتر می دانیم... و حضرت امام مهدی عج نیز به همراه 313 نفر ـ که در حقیقت فرماندهان لشگر حضرتند ـ قیام می نماید و با این قیام الهی جهان را پر از عدل و داد می کند. در بین امامان, تنها امامی که از یاران خویش رضایت کامل داشته سالار شهیدان ابی عبدالله الحسین ع است و این مدال افتخار آنهاست که امام حسین ع فرمود .. . اما بعد فانی لا اعلم اصحابا اوفی و لاخیرا من اصحابی...; من یارانی باوفاتر و بهتر از یاران خویش سراغ ندارم... یاران امام حسین ع با فداکاری
فقه عاشورا
امام خمینی ره فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است . 1 تمام اعمال و رفتار انسانها- چه فردی و چه اجتماعی- مشمول حکمی از احکام شرع میباشد و تمام موضوعاتی که به گونهای با رفتار آدمی ارتباط پیدا میکند در فقه اسلامی دارای قانون و مقرراتی است. در این نوشتار یکی از موضوعات مقدس و مورد احترام شیعیان را مورد بررسی قرار میدهیم و در احکام دینی مروری میکنیم تا به مسائل شرعی مربوط به آن دست یابیم و به خواست خداوند در مجالس و محافل دینی که در ایام محرم برگزار میشود برای عاشقان اباعبدالله الحسین ع بازگو کنیم. نام امام حسین ع از پیامبر اکرم ص روایت شده است که حسن و حسین دو نام از نامهای بهشتی است و کسی قبل از اسلام به این نامها نامیده نشده است. 2 مساله 1- نام امام حسین ع مانند نام پیامبر ص و سایر امامان ع از اسامی مقدسی است که احترام به آن لازم است و هر گونه بیاحترامی به آن حرام است مانند * سوزاندن ورقهای که نام ایشان بر آن نوشته شده است؛ * انداختن آن در جایی که بیاحترامی به آن باشد مثلا در محل زباله و خاکروبه؛ * نوشتن آن با چیزی یا بر چیزی که بیاحترامی به آن باشد. 3 مساله 2- دست زدن به نام امام حسین ع یا رساندن جایی از بدن به آن بدون طهارت حرام است؛ پس کسی که وضو ندارد یا غسلی بر او واجب شده است نمیتواند به این نام مبارک دست بزند 4 حرم امام حسین ع مساله 1- در سفر با شرایطی که در کتابهای مفصل فقهی آمده است نمازهای چهار رکعتی باید دو رکعتی خوانده شود ولی چهار مکان است که مسافر میتواند در آن جا نماز را تمام یا شکسته بخواند و آن چهار مکان عبارت است از مسجد الحرام؛مسجد النبی ص ؛مسجد جامع کوفه؛ حرم اباعبدالله الحسین ع 1 امام صادق ع فرمود در چهار مکان نماز تمام است مسجدالحرام مسجدالنبی ص مسجد کوفه و حرم امام حسین ع در این مساله دو نکته قابل توجه است 2 1- حرم امام حسین ع در ردیف حرم خداوند و حرم رسول خدا ص قرار گرفته است. 2- سر آن که مسافر در این مکانها میتواند نماز را تمام بخواند بدان جهت است که در این جاها نباید احساس غربت کند و مثل آن است که در خانه خود نماز میخواند. مساله 2- کسی که طهارت ندارد جنب حائض نفسا بنا بر احتیاط واجب نباید در حرم امام حسین ع توقف کند. 3 مساله 3- حفظ احترام حرم واجب و هر کاری که موجب بیاحترامی به آن باشد گناه و معصیت است. 4 مساله 4- نماز خواندن در حرم امام ع ثواب بسیار دارد و حتی از نماز خواندن در مسجد بجز مسجد الحرام و مسجد النبی ص ثواب بیشتری دارد. 5 مساله 5- رفتن به زیارت قبر امام حسین ع ثواب بسیار دارد و در روایات معصومین نسبت به زیارت امام سوم سفارش بیشتری شده است. 6 مساله 6- در برخی از شبها و روزهای سال زیارت حضرت سیدالشهدا ع ثواب بیشتری دارد و بر آن سفارش شده است از جمله روز عاشورا شب و روز عرفه نیمه شعبان در ماه رمضان بویژه شب اول و وسط و آخر ماه و در عید فطر. مساله 7- برای رفتن به حرم وضو گرفتن مستحب است. 1 مساله 8- یکی از غسلهای مستحبی غسل کردن برای سفر رفتن خصوصا برای زیارت اباعبدالله الحسین ع میباشد. 2 مساله 9- و از جمله غسلهای مستحبی غسل کردن برای سفر رفتن خصوصا برای زیارت اباعبدالله الحسین ع میباشد. 3 مساله 10- مستحب است برای رفتن به حرم پاکیزهترین لباسها را بپوشد و خود را خوشبو و معطر سازد ولی در زیارت حضرت اباعبدالله ع وارد شده است که خود را خوشبو نکند 4 مساله 11- مستحب است برای زیارت از زیارتنامههایی که از سوی ائمه ع رسیده است استفاده شود 5 مساله 12- پس از زیارت خواندن دو رکعت نماز مستحب است. 6 مساله 13- پس از زیارت دعا کردن و حاجت خواستن و خواندن قرآن از آداب زیارت شمرده شده است. آداب زیارت بسیار است و اختصاص به امام سوم ع ندارد و در این جا تنها به چند نمونه آن اشاره شد. 7 تربت امام حسین ع به پاس فداکاری امام حسین ع و فدا کردن بهترین فرزندان و یاران
كتب انگليسي
ع حسین انصاریان ترجمه شریف قم انتشارات دار الصادقین چاپ اول 137785 صفحه جیبی.این کتاب ترجمه انگلیسی کتاب" با کاروان نور" استاد حسین انصاریان است. نگارنده با هدف آشنایی خوانندگان با اوصاف و حالات یاران امام حسین ع این اثر را فراهم آورده است. وی معتقد است حماسه بزرگ و بیمانند عاشورا اصل فداکاری
با کاروان نور: نگرشي به شخصيت اصحاب سيدالشهداء(ع)
یاران امام حسین ع این اثر را فراهم آورده است. وی معتقد است حماسه بزرگ و بیمانند عاشورا اصل فداکاری ها و جانفشانی های مؤمنان و عاشقان تربیت یافته مکتب رسالت است.
دل هـای نـور باران
فداکاری به اوج خود می رسد. امام ع جان خویش را فدای دین می کند. اصحاب امام ع تا زنده هستند به احترام خاندان نبوت نمی گذارند کسی از بنی هاشم به میدان برود. شب عاشورا پس از آن که امام ع بیعت را از آنان برمی دارد و آزادشان می گذارد تا جان خویش را نجات دهند یکایک برخاسته اعلام فداکاری می کنند و می گویند زندگی پس از تو را نمی خواهیم و خود را فدای تو می کنیم.هنگام نماز ظهر برخی از اصحاب خویش را سپر تیرهای دشمن می کنند تا امام ع نماز بخوانند. عباس ع با لب تشنه وارد فرات می شود و به یاد لب های تشنه حسین ع و اطفال در خیام آب نمی نوشد. زینب س برای نجات جان امام سجاد ع خویش را به خیمه آتش گرفته می زند. در مجلس یزید نیز وقتی به کشتن امام سجاد ع فرمان می دهند زینب س جان خویش را سپر بلا قرار می دهد.نوجوانی چون قاسم ع خطاب به امام خود می گوید روحی لروحک الفدا و نفسی لنفسک الوقا؛جانم فدای جانتدر زیارت عاشورا نیز به صفت فداکاری یاران … یاران امام ع را این گونه توصیف می کند کسانی بر ما تاختند که پنجه هایشان بر قبضه شمشیرها بود. آنان همچون شیران خشمگین بر سواران ما تاختند و آنها را در چپ و راست تار و مار کردند و خود را در کام مرگ افکندند.یاران امام حسین ع بعد از شهادت ایشان نیز جلوه هایی از شجاعت را به نمایش گذاشتند. اهل بیت امام ع به رغم آنکه اسیر بودند زانوی غم در بغل نگرفته و در برابر دشمن تسلیم نشدند. آنان به گونه ای رفتار کردند که دشمنان را خشمگین نمودند. در هنگام گفت وگوی حضرت زینب س با ابن زیاد ابن زیاد از او با عنوان زن متکبر یاد کرد. رفتار اهل بیت امام حسین ع ریشه در شجاعت امامشان داشت؛ زیرا آنان یاران امامی بودند که مرگ در راه خدا را عزت می دانست و شعار ابا الموت تخوفانی سر می داد.یاران مهدی ع نیز مردمانی دلیر و جنگاورند؛ دل هایی چون پولاد دارند؛ از انبوه دشمن هراسی به دل راه نمی دهند و عشق به خدا و امامشان به آنان قوت بخشیده است؛ شجاعتی بی مانند آنان را به رزمگاه می کشاند؛ عزت نفس و بلندی منزلت آنان را از کوه بلندپایه تر کرده و هیبتشان را در سینه ستمکاران دو چندان نموده است؛ قوت چهل مرد را دارند؛ شیران میدان رزمند و جان هایشان از سنگ خارا محکم تر است. امام باقر ع در خصوص شجاعت یاران مهدی ع فرمودند لکانی انظر الیهم مصعدین من نجف الکوفه ثلاثمائه و بضعه عشر رجلا کان قلوبهم زبر الحدید...یسیر الرعب امامه شهرا و خلفه شهرا؛ سیصد و ده و اندی مرد که بر بلندای نجف کوفه ایستاده اند و دل هایی چون پولاد دارند. از هر سو تا مسافت یک ماه راه ترس بر دل های دشمنانشان سایه افکنده است. در سوارکاری و تیراندازی بی نظیرند. در رزمگاه نشان شجاعت بر تن داشته و چون یاران پیامبر ص در نبرد بدر نشان ویژه بر سر نهاده اند. 5.پاسداری از دیندیگر ویژگی مشترک یاران امام حسین ع و امام زمان عج پاسداری از دین است. یاران امام حسین ع در اطاعت از فرمان خدا و انجام دستورات امامشان متعبدترین مردم بودند. آنان با بذل خون خویش به پاسداری از دین و آموزه های آن پرداختند؛ زیرا در آن دوره دین خدا در آستانه نابودی قرار داشت. حضرت ابوالفضل ع در رجزی که پس از قطع شدن دست راست خویش خواند بر مسئله حمایت از دین تاکید کرد و الله ان قطعتم یمینی؛ انی احامی ابدا عن دینی؛ با آنکه دست راست مرا قطع کردید ولی به خدا قسم هرگز از حمایت و پاسداری از دین خود دست برنخواهم داشت. از این رو در برخی زیارات از یاران امام حسین ع به عنوان انصار دین خدا یاد شده است السلام علیکم ایها الذابون عن توحید الله؛ السلام علیکم یا انصار دین الله و انصار نبیه؛ سلام بر شما ای یاران دین خدا و یاران رسول او یکی از مؤلفه های جامعه آرمانی امام زمان عج حاکمیت دین است. در بسیاری از روایات اسلامی از تجدد دین توسط امام زمان عج سخن گفته شده است. یکی از معانی تجدید دین آن است که مفاهیم دینی به گونه ای تعریف و اجرا می شود که با مفاهیم دینی پیش از ظهور هم سویی ندارد. از این رو برخی تصور می کنند که حضرت دین جدیدی آورده است. اساسا یکی از حرکت های مهم امام زمان عج احیای دوباره تعالیم اسلام راستین است. امام علی ع فرمودند یحیی میت الکتاب و السنه؛او کتاب و سنت مرده و از میان رفته را زنده می کند. برخی از مردم احیای دوباره اسلام را برنمی تابند و به مخالفت با آن می پردازند. امام عج نیز با آنان می جنگند. امام علی ع در تعریف یاران حضرت مهدی عج می فرمایند یاران او با امامشان بیعت کرده که دست و دامنشان را پاک نگاه دارند زبان به دشمنام نگشایند خون کسی را به ناحق نریزند به محل سکونت مردم هجوم نبرند کسی را به ناحق نیازارند بر مرکب های ممتاز سوار نشوند لباس های فاخر نپوشند.... در امانت خیانت نکنند به یتیم ستم روا ندارند راه را ناامن نکنند پناهنده و مجروح را نکشند فراریان را دنبال نکنند و در راه خدا به شایستگی جهاد کنند. 6. ایثـــــاریکی از بارزترین ویژگی های یاران امام حسین ع ایثار است؛ یعنی فداکاری
ورود حضرت مسلم به کوفه
ع و دومین فرزند ابوطالب بود. در ترسیم زیر رابطه نسبی مسلم آشکارتر است ابوطالب - طالب - عقیل - مسلم - جعفر - علی - حسین بن علیمسلم بن عقیل برادرزاده امیرالمومنین و پسر عموی حسین بن علی بود. دودمانی که مسلم در آن رشد یافت دودمان علم و فضیلت و شرف بود و خاندانی که شخصیت انسانی و اسلامی مسلم در آن شکل گرفت بهترین زمینه را برای تربیت و تکامل معنوی و حماسی مسلم فراهم کرد. از آغاز کودکی در میان جوانان بنی هاشم بخصوص در کنار امام حسن و امام حسین - علیهما السلام بزرگ شد و کمالات اخلاقی و بنیان ولایت و درسهای حماسه و ایثار و شجاعت را بخوبی فرا گرفت. اجداد مسلم کسانی چون ابوطالب و فاطمه بنت اسد بودند که در فرزندان خویش شجاعت و ایمان و دلاوری را به ارث می گذاشتند و مسلم شاخه ای پربار از این اصل و تبار بود؛ و بنا به اصل وراثت خصلتهای برجسته را از نیاکان خود به ارث برده بود. به نقل مورخان در زمان حکومت آن حضرت بین سالهای 36 تا 40 هجری از جانب آن امام متصدی برخی از منصبهای نظامی در لشگر بوده است از جمله در جنگ صفین وقتی که امیرالمومنین ع لشگر خود را صف آرایی می کرد امام حسن و امام حسین ع و عبدالله بن جعفر و مسلم بن عقیل را بر جناح راست سپاه مامور کرد. شناسنامه مسلم را پیش از آن که از نیاکان و سرزمین وقبیله جستجو کنیم باید در فکر عمل و زندگانی اش بیابیم؛ این بهترین معرف مسلم است. مسلم در دوران خلافت علی ع در خدمت آن حضرت مدافع حق بود و پس از شهادت آن امام هرگز از حق که در خاندان او و امامت دو فرزندش حسنین -علیهما السلام تجسم پیدا کرده بود جدا نشد و عاقبت هم جان پاکش را بر این آستان فدا کرد. در دوران امامت ده ساله امام حسن مجتبی ع که از سخت ترین دوره های تاریخ اسلام نسبت به پیروان اهلبیت و طرفداران حق بود مسلم با خلوص هر چه تمام در مسیر حق بود و از باوفاترین یاران و از خواص اصحاب امام حسن محسوب می شد. پس از شهادت امام مجتبی ع که امامت به حسین بن علی ع رسید تا مرگ معاویه که یک دوره ده ساله بود؛ باز مسلم را در کنار امام حسین ع می بینیم. در این دوره بیست ساله یعنی از شهادت علی ع تا حادثه کربلا بسیاری از کسان یا مرعوب تهدیدها شدند یا مجذوب زر و سیم و فریفته دنیا و صحنه حق را رها کردند و یا به معاویه پیوستند و یا انزوای بی درد سر را برگزیدند ولی آنان که قلبی سرشار از ایمان و دلی سوخته در راه حق داشتند و مسلمانی را در صبر و مقاومت و مبارزه در شرایط دشوار می دانستند امامان حق را تنها نگذاشتند و با زبان و مال و جان و فرزند به فداکاری … امام حسین ع در مکه و برخورد با مردم و تشکیل اجتماعات و گفتگوها مردم را با انگیزه و اهداف امام از امتناع از بیعت با یزید آشنا کرد؛ بخصوص مردم کوفه از اقدام انقلابی امام حسین ع خوشحال و امیدوار شدند. مردم کوفه خاطره حکومت چهارساله علوی را به یاد داشتند و در این شهر شخصیتهای برجسته و چهره های درخشانی از مسلمانان متعهد و یاران اهل بیت بودند. از این رو نامه ها و طومارهای مفصلی با امضای چهره های معروف شیعه در کوفه و بصره به امام حسین ع نوشتند که تعداد این نامه ها به هزاران می رسید. کوفیان گروهی را هم به نمایندگی از طرف خود به سرکردگی ابوعبدالله جدلی به نزد آن حضرت فرستادند و نامه هایی همراه آنان ارسال کردند. در میان نامه ها و امضاها نام شخصیتهای بزرگی از کوفه همچون شبث بن ربعی و سلیمان بن صرد و مسیب بن نجبه و... به چشم می خورد که از آن حضرت می خواستند مردم را به بیعت با خود دعوت کند و به کوفه بیاید و یزید را از خلافت خلع کند. امام تصمیم گرفت در مقابل اصرار و دعوتهای مکرر مردم کوفه عکس العمل نشان داده و اقدامی کند. برای ارزیابی دقیق اوضاع کوفه و میزان علاقه و استقبال مردم و تهیه مقدمات لازم و شناسایی و سازماندهی و تشکل نیروهای انقلابی ضروری بود که کسی قبلا به کوفه رفته و این ماموریت را انجام دهد و گزارشی دقیق از وضعیت شهر و مردم به او بدهد.حضرت حسین بن علی ع مناسبترین فرد برای این ماموریت محرمانه را مسلم بن عقیل دید که هم آگاهی سیاسی و درایت کافی داشت و هم تقوا و دیانت و هم خویشاوند نزدیک امام بود. به نمایندگانی که از کوفه آمده بودند فرمود من برادر و پسر عمویم مسلم را با شما به کوفه می فرستم اگر مردم با او بیعت کردند؛ من نیز خواهم آمد. این که امام از مسلم به عنوان برادرم و فرد مورد اعتمادم نام می برد میزان اعتبار و لیاقت و کفایت مسلم بن عقیل را می رساند. آن گاه مسلم را طلبید و به او فرمود به کوفه می روی اگر دیدی که دل و زبان مردم یکی است و آنچنان که در این نامه ها نوشته اند متحدند و می توان به وسیله آنان اقدامی کرد نظر خودت را بر من بنویس و مسلم را وصیت و سفارش کرد به این که پرهیزکار و با تقوا باش؛ نرمش و مهربانی به کار ببر؛ فعالیتهای خود را پوشیده دار؛ اگر مردم یکدل و یک جان بودند و در میانشان اختلافی نبود مرا خبر کن.اعزام مسلم و فرستادن این پیام به کوفه پاسخی به همه نامه ها و دعوتها و طومارها بود. محتوای پیام امام در این چند محور خلاصه می شود 1 - تایید کامل از مسلم به عنوان برادر پسر عمو و نماینده های مورد اطمینان.2 - محدوده مسوولیت مسلم در کوفه نسبت به ارزیابی وحدت کلمه و صداقت مردم.3 - پاسخی به دعوتهای مکرر به عنوان اتمام حجت.4 - درخواست از مردم برای حمایت و اطاعت از مسلم.مسلم با گرفتن دو راهنما از مکه به سوی کوفه حرکت کرد. و اینک مسلم با شهری رو به روست حادثه خیز و پر ماجرا و با گرایشهای مختلف؛ شهری با افکار گوناگون که اگر چه بظاهر آرام است اما آرامش قبل از طوفان را می گذراند. شیعیان دسته دسته به خانه مختار می آمدند و با مسلم دیدار و بیعت می کردند و مسلم هم نامه امام حسین ع را خطاب به مومنان و مسلمانان کوفه برای هر جماعتی از آنان می خواند. روز به روز بر تعداد هواداران امام حسین ع که با نماینده اش مسلم بیعت می کردند افزوده می شد تا این که پس از چند روز به هزاران نفر می رسید. با وجود این همه بیعت گران جان بر کف و انقلابی های آماده برای هرگونه فداکاری
فرهنگ عاشورا(3)
امام حسین ع به خاطر حسینتشنه جاندادن و...دیده میشود.امام حسین ع جان خود را فدای دین میکنداصحاب اوتازندهاندنمیگذارند کسی از بنی هاشم به میدان رودتا بنی هاشم زندهاندآسیبی بهحسین ع نمیرسد.شب عاشورا که امامبیعت را از آنان بر میدارد که جان خویش رانجات دهندیکایک برخاستهاعلام فداکاری میکنند و میگویند زندگی پس از تو رانمیخواهیم و خود را فدای تو میکنیم. 13 وقتی مسلم بن عوسجه بر زمین میافتددرآخرین لحظات به حبیب بن مظاهر وصیت میکند که تا زندهای مبادا دست از یاری حسینبرداریجانت را فدای او کن. 14 برخی از یاران … امام حسین در واژگون ساختن حکومتیزیدی داشت محقق نمیشد. 5 اسارت اهل بیت با آن وضع رقت بارعواطف مردم را به نفع جبهه حق و به زیانحکومتیزید برانگیخت و سخنان زینب و سجاد ع در طول اسارتلذت پیروزینظامی را در ذائقه یزید و ابن زیادچون زهر تلخ ساخت و جلوی تحریف تاریخ راگرفت و به بازماندگان و خانوادههای شهدا درس داد که شهیدان با خونشان و بازماندگانبا رساندن پیام خونباید حق را یاری کنندشهیدان کاری حسینی کنند و ماندگانکاریزینبیاسارتهرگز به معنای تسلیم شدن و انگیزه و هدف را فراموش کردن نیست.آزادگان سرافراز دفاع مقدس در ایران نیزدر اسارتگاههای عراقادامه دهنده جهادرزمندگان بودند و صبر و استقامتشان را از کاروان اسرای اهل بیت آموخته بودند.زینب ع قافله سالار کاروان اسارت بود و مردانه و صبورانهآن دوران تلخ را به پایان رساند.ما وارث شهادت و ایثاریمبنیانگذار عزت و آزادیما شور پر شراره ایمانیمآنجا که نیست جرات فریادیدر بطن این اسارت ما خفته استآزادی تمام گرفتارانمرگ پر افتخار پدرهامانسرمایه حیات هدفدارانرفتیم پیشواز اسارتهاتا کاخهای ظلم براندازیمتا در زمان قحطی حق جویانآبی به آسیاب حق اندازیمما رهسپار شهر خموشانیمشهری که سایهبان زده از وحشتشاید به تازیانه یک فریادبیدارشان کنیماز این غفلتدر کوفه و دمشق به پاسازیمطوفانی از وزیدن صرصرهاهر جا که شهر خفته و تاریکی استروشن کنیم جلوه اخگرها 6 اوصاف سید الشهدا علیه السلام در اوصافالقاب و عناوینی که نسبت به حسین بن علی ع به کار رفتهبخصوصآنچه در زیارتنامههای آن حضرت دیده میشودیک جهان مطلب است.همهنشاندهنده مقام والا و جایگاه رفیع او نزد خدا و رسول و ائمه است.برخی از این اوصافکهاز یک نگاه اجمالی و گذرا به زیارتنامههای مفاتیح الجنان بر میآیدچنین است امامشهیدرشیدمظلوممقتولمخذولمهتضممجاهدعابدذائدقتیل العبراتاسیر الکرباتصریع العبره الساکبهقتیل الکفرهطریح الفجرهقتیل اللهثار اللهحجه اللهباب الله خالصه اللهولی اللهصفی اللهحبیب اللهسفیر اللهامین اللهعبد اللهوتر اللهالدلیل علی الله الداعی الی اللهعیبه علم اللهموضع سر اللهنورثائرطیبصدیقطهرطاهرمطهرعمود دیندلیل عالمشریک قرآنوصی مبلغسبط منتجبسفینه نجاتخامس اصحاب کسا سبط الرسولسید شباب اهل الجنهقتیل الظماغریب الغرباباب المقامباب حکمه رب العالمینشاهدوارثوتر الموتورخازن الکتاب المسطوروارث التوراه و الانجیل و الزبور سید الشهداو...بسیاری از القاب و اوصاف دیگر. 7 در سخنرانیهای آن حضرت نیز نمونههایی وجود دارد که اوصاف و ویژگیهای خود رابر میشمارداز جمله خطبهای که روز عاشورا خطاب به کوفیان ایراد کرد و خصوصیاتخود را بیان کردکه در بخشی از آن است اما بعد فانسبونی فانظروا من انا؟ثم ارجعواالی انفسکم و عاتبوهافانظروا هل یحل لکم قتلی و انتهاک حرمتی؟الست ابن بنت نبیکم وابن وصیه و ابن عمه... 8 اهداف نهضت عاشورامقصود از هدف امام حسین ع در حادثه کربلاچیزی است که آن حضرت برایدستیافتن به آنها یا تحقق آنها هر چند در زمانهای بعددست به آن قیام زد و در این راهشهید شد. فهرستی از این اهداف مقدس به این صورت است 1-زنده کردن اسلام2-آگاه ساختن مسلمانان و افشای ماهیت واقعی امویان3-احیای سنت نبوی و سیره علوی4-اصلاح جامعه و به حرکت در آوردن امت5-از بین بردن سلطه استبدادی بنی امیه بر جهان اسلام6-آزاد سازی اراده ملت از محکومیتسلطه و زور7-حاکم ساختن حق و نیرو بخشیدن به حق پرستان8-تامین قسط و عدل اجتماعی و اجرای قانون شرع9-از بین بردن بدعتها و کجرویها10-تاسیس یک مکتب عالی تربیتی و شخصیت بخشیدن به جامعهاین هدفهاهم در اندیشه و عمل سید الشهداجلوهگر بودهم در یاران و سربازانش.از جمله سخنان امام حسین ع که گویای اهداف اوستعبارت است از ...انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدیارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکرو اسیر لبسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب . 9 و در نامه خود به بزرگان بصره نوشت ...انا ادعوکم الی کتاب الله و سنه نبیهفانالسنه قد امیتت و البدعه قد احییت فان تسمعوا قولی اهدکم سبیل الرشاد . 10 و در نامهای که همراه مسلم بن عقیل به کوفیان نوشترسالت امامت را اینگونه ترسیمفرمود ...فلعمری ما الامام الا العامل بالکتاب و الاخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابسنفسه علی ذات اللهو السلام . 122 و در کربلا به یاران خویش فرمود الا ترون الی الحق لا یعمل به والی الباطل لا یتناهیعنهلیرغب المؤمن فی لقا اللهفانی لا اری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الابرما . 11 از حسین اکتفا به نام حسیننبود در خور مقام حسینبلکه یابد که خلق دریابندعلت اصلی قیام حسینکشته شد زیر بار ظلم نرفتبه به از قدرت تمام حسینبهر احیای دین شهادت یافتزنده شد نام دین زنام حسین 12 ایثاراز بارزترین مفاهیم و درسهای عاشورا ایثار است.ایثار یعنی فداکاری
نتایج و پیامدهاى قیام امام حسین(ع)
امام حسین ع و نتایج آن این پرسش پیش می آید که آیا قیام حسینی به نتایج و اهداف خاصی دست یافت و واقعیتی را دگرگون ساخت؟ بسیاری از تاریخ دانان مدعی اند که قیام حسینی شکست خورد زیرا برای جهان پیروزی سیاسی فوری بر نداشت . برای درک بهتر نهضت حسینی ع باید هدف ها و نتایج آن را خارج از پیروزی فوری و سریع و در دست گرفتن زمام امور جستجو کرد . نباید این انقلاب را مانند سایر انقلابات ملاحظه کرد بلکه باید نتایج آن را در امور زیر ملاحظه نمود . 1 1 . در هم شکستن چار چوب ساختگی دینی که امویان و یارانشان تسلط خود را بر آن استوار ساخته بودند و رسوا ساختن روح لامذهبی جاهلیت که روش حکومت آن زمان بود . از آن زمان که روح بی دینی در جامعه و در میان همه طبقات اجتماع شایع شده بود و بی آن که پرده از آن برداشته شود و بی آنکه ساختگی بودن آن و دور بودن آن از دین در میان مردم بر ملا شده باشد امام حسین ع تنها کسی بود که می توانست حکام را رسوا سازد و دوری بسیار این بدعت ها را از اسلام آشکار نماید . از این رو قیام او حد فاصل بین اسلام و حکومت اموی بود و می توانست چهره حقیقی و آلودگی حکام اموری آن را نشان دهد . 2 . احساس گناه ناشی از شهادت جانسوز امام حسین ع و یارانش در کربلا موجی شدید از احساس گناه در وجدان هر مسلمانی برانگیخت . آنان پی بردند که می توانستند او را یاری دهند . اما از آن پس که با او برای قیام پیمان بستند او را یاری نکردند . این احساس گناه دو جنبه داشت از یک سو انسان را وادار می ساخت که گناهی را که مرتکب شده با کفاره بشوید و از سوی دیگر نسبت به کسانی که او را به ارتکاب چنین گناهی واداشته بودند احساس کنیه و نفرت کند . به طوری که انگیزه انقلاب های متعددی که در اثر قتل امام حسین ع بر پا شد همان کفاره یاری نکردن به آن حضرت و انتقام گرفتن از امویان بود . این احساس گناه همواره بر افروخته بود و در هر فرصتی انگیزه انتقام از بنی امیه و قیام بر ضد ستمگران بود . 3 . پیدایش اخلاق جدید؛ قیام امام ع موجب شد که در جامعه نوعی اخلاق بلند نظرانه پدید آید و نظر انسان ها را به زندگانی خود و دیگران دگرگون سازد تا بتواند بدین وسیله جامعه را اصلاح کند . امام حسین ع و فرزندان و یاران باوفایش در قیام بر ضد بنی امیه اوج ایثار و فداکاری
بعد سياسى و احياى عاشورا از منظر فقه(6)
امام زاده است. هر دیداری بر حسباهمیت شرایط و آدابی دارد همانگونه که در عرف زمان ما ملاقات و دیدار با بزرگان با آدابیهمراه است زیارت ائمه ع بهویژه سیدالشهدا نیز آدابی دارد. از آنجا که بحث تفصیلی هریک از این آداب از موضوع و حوصله این نوشته خارج است در این جا به بیان اجمالی آنهابسنده میشود.1. غسل پیش از ورود به حرم. 2. ایستادن بر آستان حرم و خواندن دعا و طلب اذن ورود. 3. نزدیک ضریح ایستادن در صورت امکان. 4. رو به ضریح و پشت به قبله ایستادن بههنگام خواندن زیارت. 5. سپس دست به قبر گذاشتن. 6. بالای سر ایستادن. 7. خواندنزیارتهای ماثور آنچه از ائمه ع رسیده است . 8. خواندن دو رکعت نماز زیارت. 9.طلب حاجت پس از نماز. 10. خواندن مقداری قرآن و هدیه کردن ثواب آن به امام. 11.احسان و احترام به خادمان 12. خواندن دعای وداع در آخرین زیارت. 13. صدقه دادن.آنچه بیان شد برخی از آداب زیارت است که رعایت آنها معنویت زیارت رابیشترمیکند.اقسام زیارت سیدالشهدا ع درباره اهمیت زیارت امام حسین ع همین بس که زیارتهای گوناگونیبه حسب زمانو مکان از سوی ائمه ع رسیده است. برخی از زیارتها برای هر زمان و هر مکانی و برایهمه امامان است؛ مانند زیارت جامعه. برخی دیگر از زیارتها ویژه یک امام و در زمان و یامکان خاص است.ه. آبواژه آب در حادثه عاشورا نقشآفرین و یادآور صحنههای تلخ و شیرین فراوانیاست؛ زیرا با شنیدن لفظ آب گاهی شنونده به یاد لب تشنه سیدالشهدا ع و یاران باوفایشمیافتد گاهی به یاد ایثار و فداکاری
علت عزاداری بیشتر برای امام حسین(علیه السلام)
امام حسین علیه السلام این همه عزاداری میکنیم و برای بقیه ائمه علیهم السلام اینگونه عزاداری نمیکنیم ؟پاسخ اگر چه همه ائمه علیهم السلام در راه دین نهایت تلاش و فداکاری را نمودند و جان خود را فدا کردند اما در این میان فداکاری امام حسین علیه السلام و تلاشهای او و رنجها و مصیبتهایی که دید از مصائب سائر ائمه علیهم السلام بیشتر بوده است. و بعد مظلومیت ایشان جلوه ی ویژهای دارد. زیرا آن حضرت علاوه بر اینکه خود در راه خدا شهید شد یاران و فرزندانشان نیز مظلومانه به شهادت رسیدند و حتی طفل شیر خواره را نیز فدا کردند آنهم با لب تشنه و بعد از کشته شدن هم بدن آن حضرت مورد تهاجم سم اسبان قرار میگیرد و عیالات و خانوادهاش اسیر میشوند و اموال و خیام آن حضرت آتش زده میشود و فرزندانش مورد آزار اذیت و اهانت قرار میگیرند. پس عمق فاجعه بسیار زیاد است و به همین خاطراست که عزاداری برای آن حضرت هم بسیار مفصلتر است و خدای متعال هم محبت خاصی را در دلهای دوستداران آن حضرت افکنده است علاوه بر این تمامی ائمه ما نسبت به عزاداری امام حسین ع
عوامل پايدارى و جاودانگى نهضت عاشورا (3)
امام حسین ع و یاران او دیده میشود. این خصلتدستپروردگان مکتب قرآن است که هرگز خدا را در هیچ حالی از یاد نمیبرند. امامحسین ع در بحرانیترین حالات و پیشآمدها با یاد خدا آرامش مییابد و این اطمینان قلبیرا به یاران و خانوادهاش نیز منتقل میکند. خطبههایش با نام و یاد خداست. وقتی برایاصحابش خطبه میخواند آغاز خطبه با ثنا و حمد خداست اثنی علی الله احسن الثنا و احمده علی السرا و الضرا؛ 34 خدا را به نیکوترین ستایش میستایم و او را در حالت سرور و غم و راحتی سپاس میگویم. در صبح عاشورا وقتی سپاه دشمن به سوی او میآید میفرماید اللهم انت ثقتی فی کل کرب؛ 35 خدایا در هر گرفتاری تو تکیهگاه منی. امام و یاران پاکباز او شب عاشورا را که مهلت گرفتند تا صبح به نماز و قرآن و ذکر خداپرداختند. امام حسین ع در روز عاشورا در اوج سختیهای توانسوز و مدهوشساز یکلحظه از یاد خدا غافل نبود و گویا خویش را در معرض نگاه پرمهر خدای خود میدید وپیوسته نام آن محبوب را بر زبان میراند و قطره وجودش را به دریای الهی متصل میساخت.اینکه گفتهاند روز عاشورا امام حسین ع پیوسته و مداوم خدا را یاد میکرد و زیاد میگفت لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. 36 شاهد این ارتباط قلبی دوستدار با دوست است. بهصراحت تاریخ و احادیث امام حسین ع بیشترین محبت و شیفتگی را نسبت به خداوند داشت و وجودش سرشار از محبت خدا بود.2. فدا شدن در راه خدا برای انسانهای موحد چیزی بالاتر از آن نیست که نعمتوجود را در راه رضای معبود به کار گیرند و در راه خدا خرجشوند و فدا گردند. آمادگی برای فدا شدن نشانه صدق انسان درراه محبت خداست. خدا مشتری جانها و مالهاست و در برابر آنبهشت میدهد. 37 اولیای خدا در برابر پروردگار برای خود هیچشانی قایل نیستند و اگر دین الهی نیازمند مال و جان و حتی آبرویآنان باشد از نثار آن مضایقهای ندارند. عزت و عظمت و ارزشدین تا حدی است که برای بقای آن عزیزترین انسانهای پاک وحجتهای الهی فدا میشوند و این فدا شدن را ادای حق الهیمیشمارند.در دورهای که دین خدا در معرض زوال بود و جهالت وغفلت مردم زمینه این اضمحلال مکتب شده بود امام حسین ع حاضر شد برای بیداری و آگاهی مردم قربانی شود. در زیارتاربعین میخوانیم و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیرهالضلاله؛ 38 او خون خویش را در راه تو نثار کرد تا بندگانت را از نادانی وسرگشتگی گمراهی نجات دهد. حفظ دین خدا قربانی میخواهد. حسین بنعلی ع و یاران وفرزندانش قربانیان اهل بیت در این راه بودند. برای ملتها همقربانی شدن و قربانی دادن رمز عزت و پیروزی است. پیامعاشورا این است ملتی که در راه آزادی گام برداشته و برمیدارد باید قربانیانبسیاری تقدیم آستان حریت کند و اگر جامعهای حاضر به فداکردن عزیزانش در راه عزیزانش آرمان و مکتب و آزادی و استقلال نباشد هرگز از ذلت به عزت نمیرسد. 39 امام خمینی ره در باره نقش فداکاری
هويت مکتبي
امام حسین ع علیه السلام با دیدن او فرمود شاید مادرش راضی نباشد بعد از پدرش او هم کشته شود. ولی او در جواب گفت همین حالا مادرم به من دستور داد بیایم و جانم را فدای شما کنم. پس امام علیه السلام به او اذن نبرد داد و او پرواز کنان به سمت دشمن روانه شد و رجز خوانده و می جنگید امیری حسین ع و نعم الامیر سرورفوادالبشیر النذیرعلی و فاطمه والده فهل تعلمون له من نظیر له طلعه شمس الضحی له غره مثل بدر منیر حسین ع علیه السلام فرمانده من است چه فرمانده خوبی؛ فرمانده ای که موجب خشنودی دل پیامبر مژده دهنده و هشداردهنده است. کسی که علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها پدر و مادر اویند. آیاشما مردم برای او نظیری سراغ دارید؟ فرمانده من مثل خورشید وسط آسمان است. روشنایی همچون ماه شب چهاردهم دارد. ذوب شدن در رهبر و خلاصه شدن در او و اینکه تنها جلوه برای او جلوه دلربای امام حسین ع است از یکایک کمات او به چشم می خورد. دشمن سر او را به طرف مادرش افکند. مادرش سر پسر نوجوانش را برداشت بوسید و گفت آفرین فرزندم و آن را به طرف دشمن پرتاب کرد در حالی که می گفت چیزی را که در راه دوست دادیم پس نمی گیریم شعار حماسی مادر نوجوان ترک که پس از کشته شدن فرزندش عمود خیمه را برداشت و به دشمن حمله کرد اناعجوز فی نسا ضعیفهبالیه خاویه نحیفه اضربکم بضربه عنیفهدون بنی فاطمه شریفه من پیرزنی ضعیف و پژمرده ولاغرم. با این حال خواهید دید که شما را در راه حمایت از فرزندان فاطمه ضربتی کاری خواهم زد. سپس امام حسین ع علیه السلام او را به خیمه باز گرداند. در رجز خوانی این زن بعد از معرفی خودش هدفش را دفاع از فرزند فاطمه علیه السلام علیها معرفی می کند نه انتقام گیری از دشمن به خاطر مرگ شوهر و فرزند11 ساله اش شعار عاشقانه عبدالرحمان ابن عبدالله یزنی انا ابن عبدالله من آل یزن دینی علی دین حسین ع و حسن من پسرعبدالله من آل یزن هستم. راه و روش من همان راه و روش امام حسین ع و امام حسن علیهما السلام است. برای او امام علیه السلام تجسم تمام ایده های عالی دنیا و آخرت است تمام آرزوی او متدین شدن و امامش و درآمدن به رنگ اوست.- آزادی و آزادگی انسان ها از تعلقاتیکی از لطایف و ظرایف یاران جبهه حق این بود که متناسب با حمله و یورش و تهاجم فرهنگی دشمن به او پاسخ می دادند حتی گاهی وزن ادبی پاسخ هم وزن ادبیات دشمن بود؛ مثلا در جنگ با مشرکان پیامبر اکرم دیدند که دشمن بت هبل را در دست گرفته و برای تضعیف روحیه رزمندگان می گویند آعل هبل آعل هبل.. پیامبر اکرم فرمود شما هم بگویید الله علی و اجل در صحنه کربلا هم وقتی عمر سعد عمروبن قرظه را دید به او گفت خانه ات را در کوفه ویران می کنم - چه خیال خامی و چه جهالتی و چه توهمی نسبت به عاشورائیان- عمرو در جواب او و برای این که بگوید نه تنها خانه بلکه جانم را در ططبق اخلاص نهاده و به پیشگاه مولا آمده ام می سراید قدعلمت کتیبه النصارانی ساحمی حوزه الذماری ضرب غلام غیر نکس شاری دون حسین ع مجتی وداری. سپاه انصار دانسته اند که من از آنچه باید محافظت کنم محافظت میکنم با حمله و ضربات یک جوانمرد پیشتاز فدای حسین ع باد هم خون جگر و هم خانه ام البته در بعضی تواریخ هم آمده که عمروبن قرظه در مجلس ملاقات امام حسین ع علیه السلام با عمر سعد شرکت داشته و شنیده است که وی در پاسخ دعوت امام برای یاری می گوید عبیدالله ابن زیاد خانه ام را خراب می کند و عمروابن قرظه برای تعویض به عمر سعد و به رخ کشیدن ضعف نفسانی او این اشعار را مترنم می شود. از سوی نوشته اند بعضی یاران امام حسین ع علیه السلام در پاسخ به سپاه کفر که می گفتند خانه هایتان را به آتش می کشیم نشانی خانه خود را به تیر می بستند و به سوی دشمن پرتاب می کردند. این چند مورد از رجز خوانی ها که بیانگر روحیه فداکاری
جنبههای غیبی عاشورا
امام حسین علیه السلام در کنار دهکدهای به نام عقر توسط حر و لشکریانش متوقف شده بود امام از حر خواست آنها را مقداری جلوتر ببرد تا در کنار فرات رسیدند. اسب امام در این مکان ایستاد و دیگر از جایش حرکت نکرد امام حسین علیه السلام از نام این سرزمین پرسید؟ همراهان گفتند اینجا را ماریه و به قولی کربلا گویند. چشمان امام از اشک پر شد و فرمود خداوندا از غم و اندوه به تو پناه میبرم این جا محل ریختن خونهای ماست بارها را باز کنید و شتران را بخوابانید و خیمهها را بپا کنید. 12 نفرین امامامام حسین علیه السلام در تمام منزلگاهها که توقف مینمود هرکجا موقعیتی پیش میآمد به موعظه سپاه دشمن میپرداخت و آنها را از جنگ باز میداشت حتی در ملاقاتی با عمر سعد سعی نمود او را از این گمراهی نجات دهد و هر وعدهای که ابن زیاد به او داده بود را به بهترین وجه برآورده کند اما سخنانش بر قلب قسی او اثری نبخشید و هربار به بهانهای واهی از نصایح امام سرباز زد. امام حسین علیه السلام که سخت دلی او و سست پیمانی لشکرش را دید احتمال هرگونه تعرضی را به خیام حرمش داد. بنابراین فرمان داد اطراف حرم خندقی کنده و از هیزم پرکنند و سپس آتش بزنند.زمانی که آتش زبانه کشید فردی از لشکر دشمن سوار اسب شد و به سوی خیام امام جلو آمد و گفت ای حسین پیش از آتش آن دنیا به خود آتش زدی حضرت فرمود کذبت عدو الله دروغ گفتی ای دشمن خدا گمان داری تو به بهشت میروی و من به دوزخ پس روی به قبله آورد و فرمود خدایا او را به آتش دنیا بسوزان قبل از آنکه به آتش آخرت گرفتار آید. نفرین امام در مورد او به اجابت رسید. پای اسب به سوراخی رفت و تعادلش به هم خورد و در حالی که پای آن ملعون در رکاب اسب گیر کرده بود به اینطرف و آنطرف کشیده شد و نهایتا به خندق آتش افتاد. 13 لجاجت و قساوت دشمن در کارزار کربلا چنان شد که به تذکرات و سخنرانیهای امام گوش نمیدادند و هنگام خطابه امام همهمه میکردند تا صدای آن حضرت به گوش دیگران نرسد و چنانچه مورد مؤاخذه امام واقع میشدند گفتههایش را تصدیق نمیکردند و به تکذیب آن میپرداختند. به سخن امام که فرمود آیا امروز در شرق و غرب عالم فرزند دختر پیامبری غیر از من میشناسید. اعتنایی نکردند و با جسارت تمام در مقابل او و خاندانش اسب میراندند رجز میخواندند و هتاکی میکردند. عبدالله بن حصین از لشکر ابن سعد به آواز بلند فریاد زد ای حسین از این آب فرات که میبینی چون شکم ماهی موج میزند قطرهای نمیچشی تا هلاک گردی. آن حضرت از شنیدن این سخن دیدهاش گریان شد و فرمود اللهم امته عطشانا؛ خدایا او را تشنه بمیران. در آن حال اسب رمید و برزمینش زد. او برخاسته و بدنبال اسب میدوید و در حالی که تشنگی بر او غالب شده و فریاد العطشش بلند بود هرچه آب به او رساندند نتوانست آن را بخورد و با تشنگی به هلاکت رسید. 14 پدر بر تو سلامبعد از شهادت یاران و نزدیکان امام نوبت به جانبازی فرزند وی حضرت علی اکبر ع رسید. او که ریشهاش از خاندان نبوت بود در خلق و خوی شباهت زیادی به پیامبر اکرم صلی الله علیه واله داشت و این خصلت دلبستگی امام و دیگران را به وی دو چندان میکرد. امام حسین ع فرمود هرگاه دلمان برای پیامبر تنگ میشد علی اکبر را نظاره میکردیم. بنابراین وداع او برای رفتن به میدان به امام بسیار گران آمد. در لشکر دشمن هماوردی برای علی اکبر یافت نشد و او خود را به قلب دشمن زد و با نبردی سنگین تعداد زیادی از آنان را نابود ساخت. شدت حمله تاب و تحمل را از آن حضرت گرفت و به سوی پدر روانهاش کرد بلکه با قطره آبی عطش خود را فرونشاند و دوباره به رزم ادامه دهد. هنگامی که علی اکبر نزد پدر آمد و از تشنگی سخن گفت امام حسین ع زبانش را مکید و انگشتری رسول خدا ص را در دهانش نهاد و او را به طرف میدان بازگرداند. حضرت علی اکبر ع پس از مبارزهای سخت پدر را مورد خطاب قرار داد و فرمود پدر جان سلام بر تو این جدم رسولخداست که با جامی پر از آب مرا سیراب کرد به طوری که بعد از این تشنگی نخواهم دید. 15 جانبازی یاران1ـ به یقین میتوان گفت در عرصه مبارزات جبهه حق و باطل هیچ گروهی به اندازه یاران امام حسین ع از خود ایثار و فداکاری
حضرت علی اکبر علیه السلام الگوی شجاعت و ایمان
ع از جوانی مجموعه ای از خوبی ها و فضیلت ها و نمونه ای روشن از فضایل عترت پاک پیامبر بود. حتی کسی چون معاویه هم که دشمن خاندان عصمت بود به فضایل او اقرار داشت. روزی در حضور معاویه سخن از این بود که رهبری دینی شایسته ی کیست؟ حاضران گفتند تو شایسته ترینی. ولی خود معاویه گفت نه چنین نیست. علی فرزند حسین بن علی ع شایسته ترین است چرا که هم از نسل پیامبر است هم شجاعت بنی هاشم در او جلوه گر است هم سخاوت بنی امیه... البته سخاوت بنی امیه ادعای بی اساس است. وقتی از زبان دشمن چنین اعترافی شنیده شود دوستان چه خواهند گفت؟ این که معاویه در شام درباره ی او چنین تعبیراتی را بر زبان جاری می کند نشانه ی آن است که آوازه ی کمالات او فراتر از حجاز رفته بود.رابطه ی سرشار از ادب و احترام علی اکبر ع به پدر و علاقه و محبت پدر به فرزند در همه ی مراحل زندگی این دو الگوی فضیلت وجود داشت و نهایت و اوج آن در صحنه ی عاشورا دیده می شود که به آن اشاره می کنیم.در رکاب پدرتربیت ولایی و تادیب شایسته سبب شده بود علی اکبر همواره در خدمت و اطاعت پدر بزرگوارش باشد و در نهایت ادب گوش به فرمان و آماده ی جان نثاری شود.وقتی حادثه ی قیام اباعبدالله ع پیش آمد و امام برای مبارزه با فساد و طغیان امویان از بیعت با آنان خودداری کرد و از مدینه خارج شد علی اکبر در رکاب و همراه پدر بود و پس از اقامت چند ماهه در مکه چون امام تصمیم گرفت به سمت کوفه و کربلا حرکت کند علی اکبر هم با صلابت و ایمان و عشق در این کاروان شهادت حضور یافته بود. سخنانش در طول راه تا رسیدن به کربلا و نقشی که در آن حماسه داشت ستودنی است.به نقل تواریخ وقتی کاروان حسینی به منزلگاه قصر بنی مقاتل رسید پس از استراحتی کوتاه و برداشتن آب در مسیر حرکت یک لحظه خواب چشمان حسین بن علی ع را گرفت وقتی بیدار شد فرمود انا لله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین . سه بار این جمله را تکرار کرد که به طور ضمنی اشاره به حادثه ی تلخ و مصیبت و شهادت داشت.علی اکبر که سوار بر اسب بود با شنیدن این ذکر استرجاع نزد پدر آمد و گفت پدر جان جانم به فدایت برای چه استرجاع گفتی و خدا را حمد کردی؟امام حسین ع فرمود سر بر روی زین اسب نهاده بودم که لحظه ای به خواب رفتم. سواری را دیدم که می گفت این گروه سیر می کنند مرگ هم در پی آنان روان است. فهمیدم که در این سفر به شهادت خواهیم رسید.پرسید پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟ فرمود چرا فرزندم قسم به خدایی که بازگشت همگان به سوی اوست ما بر حقیم. علی اکبر گفت پس دیگر چه باک از مردن در راه حق؟ حسین بن علی ع فرمود خدا جزای خیر به تو بدهد؛ بهترین پاداشی که به فرزندی نسبت به پدرش می دهند. پس از چند روز با محاصره ی فرات از سوی دشمن یاران امام و خیمه گاه در مضیقه ی بی آبی قرار گرفتند. هر چه به عاشورا نزدیک تر می شد فشار کمبود آب بیشتر می شد و برداشت آب از فرات مشکل تر می گشت. روز هشتم محرم امام حسین ع علی اکبر را همراه سی سوار برای آوردن آب به شریعه ی فرات فرستاد تا با شکستن حلقه ی محاصره آب به خیمه ها بیاورند. گرچه هدف صرفا آوردن آب بود ولی این هدف جز با درگیری با سپاه خصم و ماموران عمرسعد میسر نبود. آن گروه صفوف دشمن را متفرق ساختند و وارد فرات شدند مشک ها را پر از آب کرده به سوی خیمه ها حرکت کردند. در برگشت نیز با سربازان کوفه درگیر شدند و با دلاوری و شهامتی که از خود نشان دادند توانستند با موفقیت آب را به خیمه گاه برسانند.در شب عاشورابرای یاران امام حسین ع به ویژه جوانان بنی هاشم شب عاشورا شبی ارجمند و سرنوشت ساز و لحظه ی تجلی عشق و ایمان بود. جوانان هاشمی یکدیگر را سفارش می کردند که فردا باید با استفاده از این فرصت طلایی بزرگ ترین حماسه ی فداکاری … امام بیافرینند. علی اکبر از جمله ی کسانی بود که اصرار داشت در نبرد فردا و در میدان حق پیش تاز باشد. وقتی سید الشهدا ع خطاب به آن جمع دلیران مؤمن فرمود تاریکی شب شما را فرا گرفته است بیعتم را از شما برداشتم از تاریکی شب استفاده کنید و متفرق شوید و هر کدامتان دست کسی از خاندانم را بگیرید و بروید این قوم در پی من هستند و اگر به من دست یابند با کس دیگر کاری ندارند ؛ این سخنان عکس العمل های خاصی را برانگیخت و جوانان و اصحاب هر کدام با کلامی ابراز وفاداری و استقامت و آمادگی برای شهادت کردند.اولین سخن را ابوالفضل العباس و علی اکبر بیان کردند و گفتند چرا چنین کنیم؟ هرگز مباد که پس از تو زنده بمانیم. سپس جوانان بنی هاشم سخنانی درمورد ماندن و فداکاری کردن تا مرز شهادت بر زبان آوردند. یاران و بستگان امام آن شب تا سحر با شوق شهادت به عبادت و تهجد و آماده سازی خویش برای نبرد فردا مشغول بودند و علی اکبر هم در خدمت پدر و گوش به فرمان بود و برای دمیدن خورشید عاشورا لحظه شماری می کرد تا از پیش گامان جهاد و شهادت باشد و سخنی را که در راه آمدن به کربلا به پدرش گفته بود اگر ما بر حقیم پس باکی از مرگ نداریم به اثبات برساند.عاشورا روز حماسهخورشید عاشورا دمید نبرد میان جبهه ی حق و باطل آغاز شد. یکایک اصحاب امام به میدان رفتند و شهید شدند. وقتی هیچ کس از آنان باقی نماند نوبت به جوانان بنی هاشم رسید تا پای در میدان بگذارند. علی اکبر جوانی رشید و شجاع خوش سیما و خوش سخن بود و گفتار و حرکاتش همه را به یاد پیامبر خدا ص می انداخت. به حضور امام حسین
علي اکبر (ع)؛ الگوي ايمان و ادب و شجاعت
ع از جوانی مجموعه ای از خوبی ها و فضیلت ها و نمونه ای روشن از فضایل عترت پاک پیامبر بود. حتی کسی چون معاویه هم که دشمن خاندان عصمت بود به فضایل او اقرار داشت. روزی در حضور معاویه سخن از این بود که رهبری دینی شایسته ی کیست؟ حاضران گفتند تو شایسته ترینی. ولی خود معاویه گفت نه چنین نیست. علی فرزند حسین بن علی ع شایسته ترین است چرا که هم از نسل پیامبر است هم شجاعت بنی هاشم در او جلوه گر است هم سخاوت بنی امیه... 3 البته سخاوت بنی امیه ادعای بی اساس است. وقتی از زبان دشمن چنین اعترافی شنیده شود دوستان چه خواهند گفت؟ این که معاویه در شام درباره ی او چنین تعبیراتی را بر زبان جاری می کند نشانه ی آن است که آوازه ی کمالات او فراتر از حجاز رفته بود.رابطه ی سرشار از ادب و احترام علی اکبر ع به پدر و علاقه و محبت پدر به فرزند در همه ی مراحل زندگی این دو الگوی فضیلت وجود داشت و نهایت و اوج آن در صحنه ی عاشورا دیده می شود که به آن اشاره می کنیم.در رکاب پدرتربیت ولایی و تادیب شایسته سبب شده بود علی اکبر همواره در خدمت و اطاعت پدر بزرگوارش باشد و در نهایت ادب گوش به فرمان و آماده ی جان نثاری شود.وقتی حادثه ی قیام اباعبدالله ع پیش آمد و امام برای مبارزه با فساد و طغیان امویان از بیعت با آنان خودداری کرد و از مدینه خارج شد علی اکبر در رکاب و همراه پدر بود و پس از اقامت چند ماهه در مکه چون امام تصمیم گرفت به سمت کوفه و کربلا حرکت کند علی اکبر هم با صلابت و ایمان و عشق در این کاروان شهادت حضور یافته بود. سخنانش در طول راه تا رسیدن به کربلا و نقشی که در آن حماسه داشت ستودنی است.به نقل تواریخ وقتی کاروان حسینی به منزلگاه قصر بنی مقاتل رسید پس از استراحتی کوتاه و برداشتن آب در مسیر حرکت یک لحظه خواب چشمان حسین بن علی ع را گرفت وقتی بیدار شد فرمود انا لله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین . سه بار این جمله را تکرار کرد که به طور ضمنی اشاره به حادثه ی تلخ و مصیبت و شهادت داشت.علی اکبر که سوار بر اسب بود با شنیدن این ذکر استرجاع نزد پدر آمد و گفت پدر جان جانم به فدایت برای چه استرجاع گفتی و خدا را حمد کردی؟امام حسین ع فرمود سر بر روی زین اسب نهاده بودم که لحظه ای به خواب رفتم. سواری را دیدم که می گفت این گروه سیر می کنند مرگ هم در پی آنان روان است. فهمیدم که در این سفر به شهادت خواهیم رسید. پرسید پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟فرمود چرا فرزندم قسم به خدایی که بازگشت همگان به سوی اوست ما بر حقیم.علی اکبر گفت پس دیگر چه باک از مردن در راه حق؟حسین بن علی ع فرمود خدا جزای خیر به تو بدهد؛ بهترین پاداشی که به فرزندی نسبت به پدرش می دهند. 4 پس از چند روز با محاصره ی فرات از سوی دشمن یاران امام و خیمه گاه در مضیقه ی بی آبی قرار گرفتند. هر چه به عاشورا نزدیک ترمی شد فشار کمبود آب بیشتر می شد و برداشت آب از فرات مشکل تر می گشت.روز هشتم محرم امام حسین ع علی اکبر را همراه سی سوار برای آوردن آب به شریعه ی فرات فرستاد تا با شکستن حلقه ی محاصره آب به خیمه ها بیاورند. گرچه هدف صرفا آوردن آب بود ولی این هدف جز با درگیری با سپاه خصم و ماموران عمرسعد میسر نبود.آن گروه صفوف دشمن را متفرق ساختند و وارد فرات شدند مشک ها را پر از آب کرده به سوی خیمه ها حرکت کردند. در برگشت نیز با سربازان کوفه درگیر شدند و با دلاوری و شهامتی که از خود نشان دادند توانستند با موفقیت آب را به خیمه گاه برسانند. 5 در شب عاشورابرای یاران امام حسین ع به ویژه جوانان بنی هاشم شب عاشورا شبی ارجمند و سرنوشت ساز و لحظه ی تجلی عشق و ایمان بود. جوانان هاشمی یکدیگر را سفارش می کردند که فردا باید با استفاده از این فرصت طلایی بزرگ ترین حماسه ی فداکاری … امام بیافرینند. علی اکبر از جمله ی کسانی بود که اصرار داشت در نبرد فردا و در میدان حق پیش تاز باشد. وقتی سید الشهدا ع خطاب به آن جمع دلیران مؤمن فرمود تاریکی شب شما را فرا گرفته است بیعتم را از شما برداشتم از تاریکی شب استفاده کنید و متفرق شوید و هر کدامتان دست کسی از خاندانم را بگیرید و بروید این قوم در پی من هستند و اگر به من دست یابند با کس دیگر کاری ندارند ؛ این سخنان عکس العمل های خاصی را برانگیخت و جوانان و اصحاب هر کدام با کلامی ابراز وفاداری و استقامت و آمادگی برای شهادت کردند.اولین سخن را ابوالفضل العباس و علی اکبر بیان کردند و گفتند چرا چنین کنیم؟ هرگز مباد که پس از تو زنده بمانیم. سپس جوانان بنی هاشم سخنانی درمورد ماندن و فداکاری کردن تا مرز شهادت بر زبان آوردند. 6 یاران و بستگان امام آن شب تا سحر با شوق شهادت به عبادت و تهجد و آماده سازی خویش برای نبرد فردا مشغول بودند و علی اکبر هم در خدمت پدر و گوش به فرمان بود و برای دمیدن خورشید عاشورا لحظه شماری می کرد تا از پیش گامان جهاد و شهادت باشد و سخنی را که در راه آمدن به کربلا به پدرش گفته بود اگر ما بر حقیم پس باکی از مرگ نداریم به اثبات برساند.عاشورا روز حماسهخورشید عاشورا دمید نبرد میان جبهه ی حق و باطل آغاز شد. یکایک اصحاب امام به میدان رفتند و شهید شدند. وقتی هیچ کس از آنان باقی نماند نوبت به جوانان بنی هاشم رسید تا پای در میدان بگذارند.علی اکبر جوانی رشید و شجاع خوش سیما و خوش سخن بود و گفتار و حرکاتش همه را به یاد پیامبر خدا ص می انداخت. به حضور امام حسین
علي اکبر (ع)؛ الگوي ايمان و ادب و شجاعت
ع از جوانی مجموعه ای از خوبی ها و فضیلت ها و نمونه ای روشن از فضایل عترت پاک پیامبر بود. حتی کسی چون معاویه هم که دشمن خاندان عصمت بود به فضایل او اقرار داشت. روزی در حضور معاویه سخن از این بود که رهبری دینی شایسته ی کیست؟ حاضران گفتند تو شایسته ترینی. ولی خود معاویه گفت نه چنین نیست. علی فرزند حسین بن علی ع شایسته ترین است چرا که هم از نسل پیامبر است هم شجاعت بنی هاشم در او جلوه گر است هم سخاوت بنی امیه... 3 البته سخاوت بنی امیه ادعای بی اساس است. وقتی از زبان دشمن چنین اعترافی شنیده شود دوستان چه خواهند گفت؟ این که معاویه در شام درباره ی او چنین تعبیراتی را بر زبان جاری می کند نشانه ی آن است که آوازه ی کمالات او فراتر از حجاز رفته بود.رابطه ی سرشار از ادب و احترام علی اکبر ع به پدر و علاقه و محبت پدر به فرزند در همه ی مراحل زندگی این دو الگوی فضیلت وجود داشت و نهایت و اوج آن در صحنه ی عاشورا دیده می شود که به آن اشاره می کنیم.در رکاب پدرتربیت ولایی و تادیب شایسته سبب شده بود علی اکبر همواره در خدمت و اطاعت پدر بزرگوارش باشد و در نهایت ادب گوش به فرمان و آماده ی جان نثاری شود.وقتی حادثه ی قیام اباعبدالله ع پیش آمد و امام برای مبارزه با فساد و طغیان امویان از بیعت با آنان خودداری کرد و از مدینه خارج شد علی اکبر در رکاب و همراه پدر بود و پس از اقامت چند ماهه در مکه چون امام تصمیم گرفت به سمت کوفه و کربلا حرکت کند علی اکبر هم با صلابت و ایمان و عشق در این کاروان شهادت حضور یافته بود. سخنانش در طول راه تا رسیدن به کربلا و نقشی که در آن حماسه داشت ستودنی است.به نقل تواریخ وقتی کاروان حسینی به منزلگاه قصر بنی مقاتل رسید پس از استراحتی کوتاه و برداشتن آب در مسیر حرکت یک لحظه خواب چشمان حسین بن علی ع را گرفت وقتی بیدار شد فرمود انا لله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین . سه بار این جمله را تکرار کرد که به طور ضمنی اشاره به حادثه ی تلخ و مصیبت و شهادت داشت.علی اکبر که سوار بر اسب بود با شنیدن این ذکر استرجاع نزد پدر آمد و گفت پدر جان جانم به فدایت برای چه استرجاع گفتی و خدا را حمد کردی؟امام حسین ع فرمود سر بر روی زین اسب نهاده بودم که لحظه ای به خواب رفتم. سواری را دیدم که می گفت این گروه سیر می کنند مرگ هم در پی آنان روان است. فهمیدم که در این سفر به شهادت خواهیم رسید. پرسید پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟فرمود چرا فرزندم قسم به خدایی که بازگشت همگان به سوی اوست ما بر حقیم.علی اکبر گفت پس دیگر چه باک از مردن در راه حق؟حسین بن علی ع فرمود خدا جزای خیر به تو بدهد؛ بهترین پاداشی که به فرزندی نسبت به پدرش می دهند. 4 پس از چند روز با محاصره ی فرات از سوی دشمن یاران امام و خیمه گاه در مضیقه ی بی آبی قرار گرفتند. هر چه به عاشورا نزدیک ترمی شد فشار کمبود آب بیشتر می شد و برداشت آب از فرات مشکل تر می گشت.روز هشتم محرم امام حسین ع علی اکبر را همراه سی سوار برای آوردن آب به شریعه ی فرات فرستاد تا با شکستن حلقه ی محاصره آب به خیمه ها بیاورند. گرچه هدف صرفا آوردن آب بود ولی این هدف جز با درگیری با سپاه خصم و ماموران عمرسعد میسر نبود.آن گروه صفوف دشمن را متفرق ساختند و وارد فرات شدند مشک ها را پر از آب کرده به سوی خیمه ها حرکت کردند. در برگشت نیز با سربازان کوفه درگیر شدند و با دلاوری و شهامتی که از خود نشان دادند توانستند با موفقیت آب را به خیمه گاه برسانند. 5 در شب عاشورابرای یاران امام حسین ع به ویژه جوانان بنی هاشم شب عاشورا شبی ارجمند و سرنوشت ساز و لحظه ی تجلی عشق و ایمان بود. جوانان هاشمی یکدیگر را سفارش می کردند که فردا باید با استفاده از این فرصت طلایی بزرگ ترین حماسه ی فداکاری … امام بیافرینند. علی اکبر از جمله ی کسانی بود که اصرار داشت در نبرد فردا و در میدان حق پیش تاز باشد. وقتی سید الشهدا ع خطاب به آن جمع دلیران مؤمن فرمود تاریکی شب شما را فرا گرفته است بیعتم را از شما برداشتم از تاریکی شب استفاده کنید و متفرق شوید و هر کدامتان دست کسی از خاندانم را بگیرید و بروید این قوم در پی من هستند و اگر به من دست یابند با کس دیگر کاری ندارند ؛ این سخنان عکس العمل های خاصی را برانگیخت و جوانان و اصحاب هر کدام با کلامی ابراز وفاداری و استقامت و آمادگی برای شهادت کردند.اولین سخن را ابوالفضل العباس و علی اکبر بیان کردند و گفتند چرا چنین کنیم؟ هرگز مباد که پس از تو زنده بمانیم. سپس جوانان بنی هاشم سخنانی درمورد ماندن و فداکاری کردن تا مرز شهادت بر زبان آوردند. 6 یاران و بستگان امام آن شب تا سحر با شوق شهادت به عبادت و تهجد و آماده سازی خویش برای نبرد فردا مشغول بودند و علی اکبر هم در خدمت پدر و گوش به فرمان بود و برای دمیدن خورشید عاشورا لحظه شماری می کرد تا از پیش گامان جهاد و شهادت باشد و سخنی را که در راه آمدن به کربلا به پدرش گفته بود اگر ما بر حقیم پس باکی از مرگ نداریم به اثبات برساند.عاشورا روز حماسهخورشید عاشورا دمید نبرد میان جبهه ی حق و باطل آغاز شد. یکایک اصحاب امام به میدان رفتند و شهید شدند. وقتی هیچ کس از آنان باقی نماند نوبت به جوانان بنی هاشم رسید تا پای در میدان بگذارند.علی اکبر جوانی رشید و شجاع خوش سیما و خوش سخن بود و گفتار و حرکاتش همه را به یاد پیامبر خدا ص می انداخت. به حضور امام حسین
علي اکبر (ع)؛ الگوي ايمان و ادب و شجاعت
ع از جوانی مجموعه ای از خوبی ها و فضیلت ها و نمونه ای روشن از فضایل عترت پاک پیامبر بود. حتی کسی چون معاویه هم که دشمن خاندان عصمت بود به فضایل او اقرار داشت. روزی در حضور معاویه سخن از این بود که رهبری دینی شایسته ی کیست؟ حاضران گفتند تو شایسته ترینی. ولی خود معاویه گفت نه چنین نیست. علی فرزند حسین بن علی ع شایسته ترین است چرا که هم از نسل پیامبر است هم شجاعت بنی هاشم در او جلوه گر است هم سخاوت بنی امیه... 3 البته سخاوت بنی امیه ادعای بی اساس است. وقتی از زبان دشمن چنین اعترافی شنیده شود دوستان چه خواهند گفت؟ این که معاویه در شام درباره ی او چنین تعبیراتی را بر زبان جاری می کند نشانه ی آن است که آوازه ی کمالات او فراتر از حجاز رفته بود.رابطه ی سرشار از ادب و احترام علی اکبر ع به پدر و علاقه و محبت پدر به فرزند در همه ی مراحل زندگی این دو الگوی فضیلت وجود داشت و نهایت و اوج آن در صحنه ی عاشورا دیده می شود که به آن اشاره می کنیم. در رکاب پدر تربیت ولایی و تادیب شایسته سبب شده بود علی اکبر همواره در خدمت و اطاعت پدر بزرگوارش باشد و در نهایت ادب گوش به فرمان و آماده ی جان نثاری شود.وقتی حادثه ی قیام اباعبدالله ع پیش آمد و امام برای مبارزه با فساد و طغیان امویان از بیعت با آنان خودداری کرد و از مدینه خارج شد علی اکبر در رکاب و همراه پدر بود و پس از اقامت چند ماهه در مکه چون امام تصمیم گرفت به سمت کوفه و کربلا حرکت کند علی اکبر هم با صلابت و ایمان و عشق در این کاروان شهادت حضور یافته بود. سخنانش در طول راه تا رسیدن به کربلا و نقشی که در آن حماسه داشت ستودنی است.به نقل تواریخ وقتی کاروان حسینی به منزلگاه قصر بنی مقاتل رسید پس از استراحتی کوتاه و برداشتن آب در مسیر حرکت یک لحظه خواب چشمان حسین بن علی ع را گرفت وقتی بیدار شد فرمود انا لله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین . سه بار این جمله را تکرار کرد که به طور ضمنی اشاره به حادثه ی تلخ و مصیبت و شهادت داشت.علی اکبر که سوار بر اسب بود با شنیدن این ذکر استرجاع نزد پدر آمد و گفت پدر جان جانم به فدایت برای چه استرجاع گفتی و خدا را حمد کردی؟امام حسین ع فرمود سر بر روی زین اسب نهاده بودم که لحظه ای به خواب رفتم. سواری را دیدم که می گفت این گروه سیر می کنند مرگ هم در پی آنان روان است. فهمیدم که در این سفر به شهادت خواهیم رسید. پرسید پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟فرمود چرا فرزندم قسم به خدایی که بازگشت همگان به سوی اوست ما بر حقیم.علی اکبر گفت پس دیگر چه باک از مردن در راه حق؟حسین بن علی ع فرمود خدا جزای خیر به تو بدهد؛ بهترین پاداشی که به فرزندی نسبت به پدرش می دهند. 4 پس از چند روز با محاصره ی فرات از سوی دشمن یاران امام و خیمه گاه در مضیقه ی بی آبی قرار گرفتند. هر چه به عاشورا نزدیک ترمی شد فشار کمبود آب بیشتر می شد و برداشت آب از فرات مشکل تر می گشت.روز هشتم محرم امام حسین ع علی اکبر را همراه سی سوار برای آوردن آب به شریعه ی فرات فرستاد تا با شکستن حلقه ی محاصره آب به خیمه ها بیاورند. گرچه هدف صرفا آوردن آب بود ولی این هدف جز با درگیری با سپاه خصم و ماموران عمرسعد میسر نبود.آن گروه صفوف دشمن را متفرق ساختند و وارد فرات شدند مشک ها را پر از آب کرده به سوی خیمه ها حرکت کردند. در برگشت نیز با سربازان کوفه درگیر شدند و با دلاوری و شهامتی که از خود نشان دادند توانستند با موفقیت آب را به خیمه گاه برسانند. 5 در شب عاشورا برای یاران امام حسین ع به ویژه جوانان بنی هاشم شب عاشورا شبی ارجمند و سرنوشت ساز و لحظه ی تجلی عشق و ایمان بود. جوانان هاشمی یکدیگر را سفارش می کردند که فردا باید با استفاده از این فرصت طلایی بزرگ ترین حماسه ی فداکاری … امام بیافرینند. علی اکبر از جمله ی کسانی بود که اصرار داشت در نبرد فردا و در میدان حق پیش تاز باشد. وقتی سید الشهدا ع خطاب به آن جمع دلیران مؤمن فرمود تاریکی شب شما را فرا گرفته است بیعتم را از شما برداشتم از تاریکی شب استفاده کنید و متفرق شوید و هر کدامتان دست کسی از خاندانم را بگیرید و بروید این قوم در پی من هستند و اگر به من دست یابند با کس دیگر کاری ندارند ؛ این سخنان عکس العمل های خاصی را برانگیخت و جوانان و اصحاب هر کدام با کلامی ابراز وفاداری و استقامت و آمادگی برای شهادت کردند.اولین سخن را ابوالفضل العباس و علی اکبر بیان کردند و گفتند چرا چنین کنیم؟ هرگز مباد که پس از تو زنده بمانیم. سپس جوانان بنی هاشم سخنانی درمورد ماندن و فداکاری کردن تا مرز شهادت بر زبان آوردند. 6 یاران و بستگان امام آن شب تا سحر با شوق شهادت به عبادت و تهجد و آماده سازی خویش برای نبرد فردا مشغول بودند و علی اکبر هم در خدمت پدر و گوش به فرمان بود و برای دمیدن خورشید عاشورا لحظه شماری می کرد تا از پیش گامان جهاد و شهادت باشد و سخنی را که در راه آمدن به کربلا به پدرش گفته بود اگر ما بر حقیم پس باکی از مرگ نداریم به اثبات برساند. عاشورا روز حماسه خورشید عاشورا دمید نبرد میان جبهه ی حق و باطل آغاز شد. یکایک اصحاب امام به میدان رفتند و شهید شدند. وقتی هیچ کس از آنان باقی نماند نوبت به جوانان بنی هاشم رسید تا پای در میدان بگذارند.علی اکبر جوانی رشید و شجاع خوش سیما و خوش سخن بود و گفتار و حرکاتش همه را به یاد پیامبر خدا ص می انداخت. به حضور امام حسین
حبیب بن مظاهر (ع) (مظهر وفاداری به ولایت)
امام حسین ع بنابر تکلیف الهی خویش از بیعت با یزید امتناع کرد و از مدینه به مکه هجرت نمود.در کوفه شیعیان در خانه سلیمان بن صرد جمع شدند و درباره اوضاع جدید به گفت و گو پرداختند و با توجه به اعتراض سیدالشهدا ع به روی کار آمدن یزید و امتناع وی از بیعت و رفتن به مکه تصمیم گرفتند از حسین بن علی ع دعوت کنند تا به کوفه بیاید و با حمایت شیعیان آن جا بر ضد امویان قیام کند.نخستین دعوت نامه ای که از کوفه به مکه ارسال شد به امضای چهار نفر رسیده بود که یکی از آنها حبیب بن مظاهر بود. ۱۰ این نامه در آن شرایط روحیه سلحشوری و شجاعت و حق محوری آنان را نشان می داد. روح بلند حبیب را نیز از همین اقدام دلیرانه می توان شناخت.کوفیان نامه های فراوانی برای امام نوشتند. آن حضرت برای ارزیابی اوضاع کوفه نماینده خود مسلم بن عقیل را به آن جا فرستاد. در جلسه ای که در این شهر تشکیل شد عابس شاکری که از فداییان راه ولایت بود آمادگی خود را برای هرگونه ایثار و جان بازی در راه حسین ع اعلام نمود.حبیب بن مظاهر پس از سخنان عابس اولین نفری بود که برخاست و با عزم و اراده ای استوار چنین گفت رحمت خدا بر تو باد ای عابس حرفت را شنیدم. آن چه در دل داشتی با کوتاه ترین و رساترین کلمات بر زبان آوردی. به خدای یگانه سوگند ما هم بر همین عقیده ایم... . ۱۱ حبیب و مسلم بن عوسجه از فعال ترین چهره های این حرکت انقلابی بودند که مخفیانه و دور از چشم ماموران حکومت به نفع مسلم بن عقیل از مردم بیعت می گرفتند. با عوض شدن والی کوفه و آمدن ابن زیاد که سیاست سرکوب و دست گیری را پیش گرفت افراد قبیله حبیب و مسلم بن عوسجه آن دو را مخفی کردند تا از گزند عبیدالله بن زیاد در امان بمانند و در هنگام لازم به جانب داری از حق و ولایت برخیزند. ۱۲ وقتی امام حسین ع می خواست از مکه به سمت کوفه حرکت کند نامه ای به حبیب بن مظاهر نوشت و از او تقاضا نمود که خود را به کاروان وی ملحق سازد.در آن نامه آمده بود از حسین بن علی بن ابی طالب به دانشمند فقیه حبیب بن مظاهر اما بعد ای حبیب تو خویشاوندی و قرابت ما را به رسول خدا ص می دانی و ما را بهتر از هر کس می شناسی. تو که صاحب اخلاق نیکو و غیرت می باشی در فدا کردن جان در راه ما دریغ مکن تا جدم رسول خدا ص پاداش آن را در قیامت به تو عطا کند. ۱۳ حبیب با دریافت این نامه هم دوست صمیمی اش مسلم بن عوسجه را خبر کرد و وقتی از نزدیک شدن کاروان حسینی به کوفه آگاه شدند مشتاقانه تصمیم گرفتند به امام بپیوندند و علی رغم بی وفایی و سست عهدی کوفیان وفای خویش را به خط اهل بیت ع ثابت کنند.گرچه کوفه تحت کنترل بود و ورود و خروج اشخاص زیر نظر ابن زیاد قرار داشت اما این دو مرد شجاع و باوفا مخفیانه خود را به امام حسین ع رساندند در حالی که چند روز از فرود آمدن آن حضرت به سرزمین کربلا گذشته بود. روز هفتم محرم بود حبیب با دیدن یاران اندک امام و سپاه فراوان دشمن از آن حضرت اجازه خواست تا به قبیله اش برود و آنان را به نصرت سیدالشهدا فرا خواند.امام اجازه داد. حبیب نزد قبیله خود رفت و وضع کربلا و غربت امام و محاصره اهل بیت را در آن سرزمین به آنان خبر داد و از آنها خواست که به یاری حجت خدا و فرزند پیامبر بشتابند. قوم او اظهار هم بستگی کردند و هفتاد نفر آماده پیوستن به امام شدند. در مسیر حرکت به دلیل لو رفتن این تصمیم پانصد سوار از نیروهای ابن زیاد به فرماندهی ازرق در پی آنان رفتند تا مانع پیوستن ایشان به امام شوند.تلاش و مجاهدت حبیب و همراهانش به جایی نرسید و چون دیدند یارای مقابله با سواران کوفه را ندارند شبانه به خانه های خود برگشتند اما حبیب بن مظاهر دوباره نزد سیدالشهدا ع رفت و آن چه را پیش آمده بود گزارش داد. امام نیز فرمود هر چه خدا خواهد همان خواهد شد. هیچ نیرو و قوتی نیست مگر به قدرت خداوند. ۱۴ حبیب و روح عاشوراییحبیب بن مظاهر هم خودش شیفته فداکاری … یاران همیشه آماده و گوش به فرمانی بودند که در پی ماموریت های خاص اعزام می شدند و با مولای خود پیمان شهادت و اطاعت بسته بودند.پیرو ولایت در عصر امویانفشارهایی که در دوران حکومت بنی امیه بر پیروان اهل بیت وارد می شد عرصه زندگی را بر آنان تنگ می کرد و همین سختی ها میزان پایداری موالیان خاندان رسالت و خط امامت را معین می ساخت.با شهادت امیرالمؤمنین ع در سال چهل هجری امام حسن مجتبی ع رهبر مسلمانان شد. اما با اتفاقاتی که پیش آمد و به امضای قرارداد صلح میان آن حضرت و معاویه انجامید رفته رفته شرایط بر دوست داران اهل بیت سخت تر گردید.حبیب بن مظاهر در این دوره از چهره های بارز شیعه در کوفه بود. در دورانی که تبلیغات امویان بر ضد آل علی گسترده می شد و شیعیان در وضع خفقان باری به سر می بردند وی از وفاداران خط امامت و در اطاعت امام حسن مجتبی ع بود. پس از شهادت آن حضرت و امامت سیدالشهدا ع سیاست سرکوب و اعمال فشار از سوی معاویه هم چنان ادامه داشت و شیعیان به پیروی از امامشان آن شرایط سنگین سیاسی و اختناق و سرکوب را صبورانه پشت سر می گذاشتند.حبیب بن مظاهر برای هرگونه فداکاری در راه مبارزه با ظلم و حمایت از حق آمادگی داشت. وی حتی از سرانجام حیات خویش نیز آگاه بود و مولایش علی ع او و میثم تمار را از پیش آمدهای آینده مطلع کرده بود. حادثه زیر که در کوفه اتفاق افتاد این نکته را ثابت می کند روزی میثم تمار سوار بر اسب از جایی که گروهی از طایفه بنی اسد نشسته بودند می گذشت. حبیب را دید که سوار بر اسب می آید. به یک دیگر نزدیک شدند و به همان حالت روی اسب با هم سخنانی طولانی گفتند. در پایان این دیدار حبیب بن مظاهر خطاب به میثم تمار گفت گویا پیرمرد خربزه فروشی را می بینم که در راه عشق و محبت دودمان پیامبر ص او را به دار می آویزند و بر فراز چوبه دار شکمش را پاره می کنند.میثم نیز گفت من هم مردی را می شناسم سرخ رو با گیسوانی بلند اشاره به حبیب بن مظاهر که در راه یاری فرزند رسول خدا حسین … حسین بن علی ع پروانه وار چرخید و جان خود را فدای مولایش کرد حبیب بن مظاهر اسدی است. برای الهام گیری از ایمان و حیات و جهاد و شهادت اسوه های فضیلت و الگوهای دین داری و تعهد در این شماره با شخصیت والای این شهید عاشورایی آشنا می شویم.سابقه نورانیطایفه بنی اسد افتخارات فراوانی داشت و افراد آن خوش نام و خدمت گزار پیامبر و اهل بیت بودند. حبیب از این طایفه بود. سال تولد او را یک سال پیش از بعثت نوشته اند. بنابراین سال هایی که پیامبر خدا ص در مکه دعوت خویش را آغاز کرد او کودکی بیش نبود. و زمانی که آن حضرت حاکم مسلمانان بود و در مسند قدرت و حکومت قرار داشت وی ایام جوانی خود را می گذراند.پس از هجرت حضرت رسول به مدینه او به حضور پیامبر رسید اسلام را فرا گرفت و حکمت های متعالی دین و معارف قرآنی را از زبان آن حضرت شنید و آموخت و توفیق آن را یافت که در شمار اصحاب پیامبر قرار گیرد و احادیثی را که از محمد امین ص می شنید برای دیگران هم روایت کند. ۱ اما بیشترین بهره معنوی را از حضور امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام برد که در ادامه اشاره خواهد شد.رسول خدا ص به وی علاقه داشت. آن حضرت چون می دید او با حسین بن علی ع مانوس و هم بازی است پیشانی اش را بوسید و فرمود فانا احبه لحبه لولدی الحسین؛ ۲ من او را دوست دارم زیرا فرزندم حسین ع را دوست دارد. برخی از تاریخ نگاران او را از تابعین نسل دوم مسلمانان پس از پیامبر به شمار آورده اند و در زمره اصحاب رسول خدا از او یاد نکرده اند ۳ ولی به هر حال چهره پرفروغ و معنوی وی نشان می دهد که فرزانگی و فروزندگی خود را از دودمان رسالت به ارمغان برده و زندگی پربارش که به حماسه شهادت ختم شد در سایه تعالیم قرآن و عترت شکل گرفته است.جلوه های معنویحبیب بن مظاهر علاوه بر آن که سیمایی جذاب و جمالی شایسته داشت از کمال معنوی هم برخوردار بود. او را از حافظان قرآن نام برده اند. وی شب ها پس از نماز عشا تا صبح قرآن را ختم می کرد. ۴ این نقل گواه تهجد و شب زنده داری و الفت او با حضرت معبود بود.بود زلطف سحر بیشتر صفای حبیبشکفته آتش صد نی به ناله های حبیبکند به شب همه شب ختم دور قرآن راکدام عاشق صادق رسد به جای حبیبدلش زعشق و دو چشم از سرشک مالامالبلند ناشده جز نام حق ز نای حبیب ۵ در رکاب علی ع پس از وفات پیامبر و وقایع تلخ و اسف باری که برای امت مسلمان پیش آمد و بسیاری خط ولایت را رها کردند حبیب بن مظاهر از جمله کسانی بود که در صراط مستقیم حق و ولایت علوی ثابت قدم و استوار ماند و در شمار یاران خاص و خالص و حواریون و شاگردان ویژه حضرت علی ع قرار گرفت و در ردیف کسانی همچون میثم تمار رشید هجری عمرو بن حمق خزاعی و دیگران از حاملان علوم امیرالمؤمنین ع بود. ۶ حبیب از زمانی که حضرت امیر ع کوفه را مرکز خلافت خویش قرار داد به این شهر آمد و ساکن آن جا شد و در رکاب آن بزرگوار در همه نبردها حضور داشت. ۷ آموخته هایش از حضرت علی ع او را در علومی همچون فقه تفسیر قرائت حدیث ادبیات جدل و مناظره پیش تاز ساخته بود. وی در زمره گروه ویژه از اصحاب امیرالمؤمنین با عنوان شرطه الخمیس ۸ بود و از این جا می توان به میزان عشق اخلاص فداکاری
English