حکایت شیعه ای که از مرگ می ترسید!
حسینیه آیت الله بروجردیحکایت امام جواد(ع) و شیعه ای که از مرگ می ترسید!
کیفیت انتقال مومن به آخرت
وقتی همه دردها و رنج ها و سختی ها به پایان می رسد!
متن کلیپ:
امام جواد(ع) آمدند عیادت یکی از شیعیان، شیعۀ خیلی خوبی بود، این را هم مرحوم فیض نقل میکند. حضرت جواد(ع) تا در اتاق را باز کرد آمد کنار بستر بیمار نشست، بیمار چشمش که به حضرت جوادالائمه(ع) افتاد به شدت گریه کرد. امام جواد فرمود: چرا گریه میکنی؟ گفت: آقا این بیماری من بیماری مردن است، من میدانم دیگر زنده نمیمانم، شما را که دیدم یاد قیامت و برزخ و اوضاع و احوال افتادم و نتوانستم خودم را نگه دارم. حضرت فرمودند: بیماری پوستی را شنیدی؟ گفت: بله یابن رسولالله! یک کسی از نوک سر تا نوک پا بیماری پوستی میگیرد، تاول میزند، تاولها میترکد، زخم میشود و روی زخمها دو مرتبه تاول میزند، این را شنیدی؟ گفت: بله آقا شنیدم.
امام فرمود: اگر یکی به این بیمار بگوید یک حمامی باز شده که وقتی بروی داخل این حمام و آب حمام را روی خودت بریزی پوستت مثل روز تولد از مادر میشود، این بیمار چقدر خوشحال میشود؟ گفت: آقا کسی نمیتواند خوشحالی این بیمار را ارزیابی کند. فرمود: مرگ برای شما شیعیان ما آن حمام است، همۀ زخمهایتان، همۀ رنجهایتان، همۀ دردهایتان، همۀ اشتباهات و گناهانی که بین شما و خدا بوده همه را میشوید و شما را آن طرف تمیز میدهد.
«أَلَّا تَخَافُوا» نترسید، «وَلَا تَحْزَنُوا» غصه هم نخورید، ما از جانب خدا آمدیم به شما مژده بدهیم آن بهشتی که به شما وعده دادند در قرآن، حالا آن بهشت را میخواهند در اختیارتان قرار دهند.
English