لطفا منتظر باشید
الفجر 
سوره بلد 
الشمس 
يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي ٢٤ فَيَوْمَئِذٍ لَا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ ٢٥ وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ ٢٦ يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ٢٧ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً ٢٨ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ٢٩ وَادْخُلِي جَنَّتِي ٣٠
بسم‌الله
لَا أُقْسِمُ بِهَٰذَا الْبَلَدِ ١ وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَٰذَا الْبَلَدِ ٢ وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ ٣ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ ٤ أَيَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ ٥ يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُبَدًا ٦ أَيَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ ٧ أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ ٨ وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ ٩ وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ ١٠ فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ ١١ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ ١٢ فَكُّ رَقَبَةٍ ١٣ أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ ١٤ يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ ١٥ أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ ١٦ ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ ١٧ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ ١٨ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ١٩ عَلَيْهِمْ نَارٌ مُؤْصَدَةٌ ٢٠
می‌گوید: ای‌کاش از پیش برای این زندگی [آخرتی]‌ام [عبادت و کار نیک و توشۀ مناسب] فرستاده بودم! (٢٤) پس در آن روز هیچ‌کس چون عذابِ خدا عذاب نمی‌کند (٢٥) و اَحدی چون به بندکشیدنِ او به بند نمی‌کشد! (٢٦) [آن‌گاه خداوند به بندگانِ باایمانش خطاب می‌کند:] ای روح آرام‌یافته! (٢٧) به‌سوی پروردگارت بازگرد! درحالی‌که [تو از او] خشنودی و [او هم از تو] خشنود است (٢٨) پس در بین بندگان راستینم در آی! (٢٩) و در بهشت ویژه‌ام وارد شو! (٣٠)
به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی
سوگند به این شهر مکه! (١) درحالی‌که تو در آن سکونت داری‌ (٢) و سوگند به پدری ارجمند [چون ابراهیم،] و فرزندی که پدید آورده است [چون اسماعیل]! (٣) همانا ما انسان را فرورفته در رنج و سختی آفریدیم (٤) آیا می‌پندارد که هرگز کسی بر او دست نیابد؟ (٥) [از روی گردنکشی و فخرفروشی] می‌گوید: ثروت فراوانی را [در کارهای بزرگی] هزینه کرده‌ام (٦) آیا [در این هزینه‌کردنِ مال] پندارش این است که اَحدی او را ندیده است [که آنچه را انجام داده ثبت کند]؟ (٧) آیا برای او دو چشم قرار ندادیم؟ (٨) و یک زبان و دو لب (٩) و او را به دو راه [خیر و شرّ] هدایت نکردیم [تا خیر را برگزیده، و از شرّ دوری جوید]؟ (١٠) پس او در آن گردنه وارد نشد (١١) و تو چه می‌دانی که آن گردنه چیست؟ (١٢) آزادکردنِ برده (١٣) یا طعام‌دادن در روز گرسنگی و قحطی (١٤) به یتیمی خویشاوند (١٥) یا بیچاره‌ای خاک‌نشین (١٦) [گذشته از انجام این تکالیف،] از کسانی باشند که ایمان آورده‌، و یکدیگر را به شکیبایی و مهربانی سفارش کرده‌اند (١٧) اینان [که دارندگانِ همۀ این ویژگی‌ها می‌باشند] سعادتمندانِ در دنیا و آخرتند (١٨) و کسانی که آیات ما را انکار کردند اهل شقاوت [در دو سرایند] هستند (١٩) که آتشی دربسته بر آنان احاطه دارد [؛ آتشی که هیچ راه گریزی از آن ندارند] (٢٠)