میگوید: ایکاش از پیش برای این زندگی [آخرتی]ام [عبادت و کار نیک و توشۀ مناسب] فرستاده بودم!
(٢٤)
پس در آن روز هیچکس چون عذابِ خدا عذاب نمیکند
(٢٥)
و اَحدی چون به بندکشیدنِ او به بند نمیکشد!
(٢٦)
[آنگاه خداوند به بندگانِ باایمانش خطاب میکند:] ای روح آرامیافته!
(٢٧)
بهسوی پروردگارت بازگرد! درحالیکه [تو از او] خشنودی و [او هم از تو] خشنود است
(٢٨)
پس در بین بندگان راستینم در آی!
(٢٩)
و در بهشت ویژهام وارد شو!
(٣٠)
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
سوگند به این شهر مکه!
(١)
درحالیکه تو در آن سکونت داری
(٢)
و سوگند به پدری ارجمند [چون ابراهیم،] و فرزندی که پدید آورده است [چون اسماعیل]!
(٣)
همانا ما انسان را فرورفته در رنج و سختی آفریدیم
(٤)
آیا میپندارد که هرگز کسی بر او دست نیابد؟
(٥)
[از روی گردنکشی و فخرفروشی] میگوید: ثروت فراوانی را [در کارهای بزرگی] هزینه کردهام
(٦)
آیا [در این هزینهکردنِ مال] پندارش این است که اَحدی او را ندیده است [که آنچه را انجام داده ثبت کند]؟
(٧)
آیا برای او دو چشم قرار ندادیم؟
(٨)
و یک زبان و دو لب
(٩)
و او را به دو راه [خیر و شرّ] هدایت نکردیم [تا خیر را برگزیده، و از شرّ دوری جوید]؟
(١٠)
پس او در آن گردنه وارد نشد
(١١)
و تو چه میدانی که آن گردنه چیست؟
(١٢)
آزادکردنِ برده
(١٣)
یا طعامدادن در روز گرسنگی و قحطی
(١٤)
به یتیمی خویشاوند
(١٥)
یا بیچارهای خاکنشین
(١٦)
[گذشته از انجام این تکالیف،] از کسانی باشند که ایمان آورده، و یکدیگر را به شکیبایی و مهربانی سفارش کردهاند
(١٧)
اینان [که دارندگانِ همۀ این ویژگیها میباشند] سعادتمندانِ در دنیا و آخرتند
(١٨)
و کسانی که آیات ما را انکار کردند اهل شقاوت [در دو سرایند] هستند
(١٩)
که آتشی دربسته بر آنان احاطه دارد [؛ آتشی که هیچ راه گریزی از آن ندارند]
(٢٠)