لطفا منتظر باشید

احمد نیکو همت‏ وفاداری برادر

از روز ازل آموخت آیین وفا عباس 

تا ساخت سر و جان را یکباره فدا عباس‏ 

سرداد به راه دوست آن مظهر جانبازی 

بست از دل و جان خویش پیمان وفا عباس‏ 

جان‏ها به فدای تو ای ماه بنی‏هاشم 

بگذشته ز جان خویش در راه خدا عباس‏ 

خورشید خجل باشد، در پیش لقای او 

از مهر خدائی شد خورشید لقا عباس‏ 

جاوید شهیدانند تا روز نشور خلق 

نوشیده ز فیض حق از عین بقا عباس‏ 

شجعان عرب از بیم خویش همی لرزند 

آن دم که برافرازد در جنگ لوا عباس‏ 

چون نار فروزان است آن دم که به خشم آید 

هنگام وفاداری است، گلزار صفا عباس‏ 

در حلقه‏ی مشتاقان پروانه صفت جان داد 

در بزم محبان بود، شمع شهدا عباس‏ 

از ماه بنی‏هاشم انوار هدایت تافت 

در کرب و بلا گردید، تا نور هدی عباس‏ 

گر درد به جان داری، از غیر چه می‏جویی؟ 

بس درد که خواهد کرد بی‏شبهه دوا عباس‏ 

از درگه او هرگز نومید نخواهی شد 

باشد به همه احوال تا کارگشا عباس‏ 

از این همه رادی‏ها محبوب، ابوالفضل است 

مشهور به دنیا شد از فضل و سخا عباس‏ 

چون روی به میدان کرد در راه جهاد حق 

بر درگه یزدان کرد بس حمد و ثنا عباس‏ 

گفتند بلی احرار، از روز الست آری 

زان کرد خریداری، بر خویش بلا عباس‏ 

ایثار و وفاداری آموخت به جانبازان

بسیار بلا دیده است در کرب و بلا عباس‏ 

کافر به صف هیجا، واصل به درک گردید 

زان تیر که کرد از شست یکباره رها عباس‏ 

جان کرد نثار حق، آن مظهر جانبازی 

این گونه خدا را ساخت از خویش رضا عباس‏ 

سرداد و سرافراز است در محفل جانبازان 

جان داد و به جانان شد تسلیم، زها، عباس‏ 

بیهوده چه پیچی سر، زین درگه اهل درد؟ 

مردان بلاکش را بخشیده شفا عباس‏ 

دستی که علی بوسید شد قطع ز جور خصم 

قربان وفای تو، ای جان اخا عباس‏ 

چون شمع فروزنده در جمع شهیدان بود 

وندر صف ایمان بود چون نور و ضیا عباس‏ 

سربازد اگر جنگ نومید نخواهد شد 

دارد به سرافرازی امید و رجا عباس‏ 

دادند بشارت‏ها احرار زمان او را 

در کرب و بلا تا بود چون پیک هما عباس‏ 

یاران حسین ما گشتند شهید حق 

اندوه به دل دارد، زین سوک و عزا عباس‏ 

کفار پلید دون بس فتنه بپا کردند 

بر خویش همی پیچد زین جور و جفا عباس‏ 

سردار رشید ماست عباس عزیز ما 

مردانه همی جنگید با شور و نوا عباس‏ 

تا خصم فسونگر را از پای دراندازد 

پیمان مودت بست با آل عبا عباس‏ 

بگذشت ز جان خویش در صحنه‏ی جانبازی 

خو کرده ز جان و دل با رسم وفا عباس‏ 

با دشمن دین هرگز بیعت نکند مؤمن 

تحسین مجاهد را زان است سزا عباس‏ 

دادند سر و جان ها از بهر فلاح خلق 

در راه شهادت شد زان راهنما عباس‏ 

چون باب حوائح اوست «همت» تو چه غم داری؟ 

بس حاجت محتاجان کرده است روا عباس‏ 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه