لطفا منتظر باشید

کار سقائی‏ از سید محمد علی ریاضی یزدی

ای حرمت قبله‏ی حاجات ما 

یاد تو تسبیح و مناجات ما 

تاج شهیدان همه عالمی 

دست علی، ماه بنی‏هاشمی‏ 

همقدم قافله سالار عشق 

ساقی عشاق و علمدار عشق‏ 

سرور و سالار سپاه حسین 

داده سر و دست براه حسین‏ 

عم امام و اخ و ابن امام‏ 

حضرت عباس علیه‏السلام‏

ای علم کفر نگون ساخته 

پرچم اسلام برافراخته‏ 

مکتب تو مکتب عشق و وفاست 

درس الفبای تو صدق و صفاست‏ 

شمع شده، آب شده، سوخته 

روح ادب را، ادب آموخته‏ 

آب فرات از ادب تست مات 

موج زند اشک به چشم فرات‏ 

یاد حسین و لب عطشان او 

و آن لب خشکیده طفلان او 

ساقی کوثر پدرت مرتضی است 

کار تو سقائی کرب و بلاست‏ 

هر که بدردی بغمی شد دوچار 

گوید اگر یکصد و سی و سه بار 

ایعلم افراشته در عالمین 

اکشف یا کاشف کرب الحسین  

از کرم و لطف جوابش دهی 

دست تو شد دست شه لافتی 

خط تو شد خط امان خدا 

چار امامی که ترا دیده‏اند 

دست علم گیر تو بوسیده‏اند 

طفل بدی، مادر والاگهر 

برد ترا ساحت قدس پدر 

چشم خداوند چو دست تو دید 

بوسه زد و اشک ز چشمش چکید 

با لب آغشته بزهر جفا 

بوسه به دست تو بزد مجتبی‏ 

دید چو در کرب و بلا شاهدین 

دست تو افتاد به روی زمین‏ 

خم شد و بگذاشت سر دیده‏اش 

بوسه بزد با لب خشکیده‏اش‏ 

حضرت سجاد هم آن دست پاک 

بوسه زد و کرد نهان زیر خاک‏ 

مطلع شعبان همایون اثر 

بر ادب تست دلیلی دگر 

سوم این ماه چو نور امید

شعشعه‏ی صبح حسینی دمید 

چارم این مه که پر از عطر و بوست 

نوبت میلاد علمدار اوست‏ 

شد بهم آمیخته از مشرقین 

نور ابوالفضل و شعاع حسین‏ 

ای به فدای سر و جان و تنت 

وین ادب آمدن و رفتنت‏ 

وقت ولادت قدمی پشت سر 

وقت شهادت قدمی بیشتر 

مدح تو این بس که شه ملک جان 

شاه شهیدان و امام زمان‏ 

گفت به تو گوهر والا نژاد 

جان برادر به فدای تو باد 

شه چو بقربان برادر رود 

کیست «ریاضی» که فدایت شود؟ 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه