فارسی
يكشنبه 06 خرداد 1403 - الاحد 17 ذي القعدة 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
2
نفر 142
58% این مطلب را پسندیده اند

حكايت گرگان و كرمان‏

حكايت گرگان و كرمان‏

شخصى از ديگرى پرسيد: آقا از گرگان تا كرمان چقدر فاصله است؟ گفت: يك متر. گفت: حالا من از تو پرسيدم، تو عاقلى يا ديوانه اى. گفت: نه من عاقلم.

گفت: گرگان مى دانى كجاست؟ گفت: بله گرگان را مى شناسم. گفت: كرمان را مى دانى كجاست؟ گفت: بله، تمام كرمان را هم مى شناسم، گفت: پس چرا مى گويى يك متر، بيش از هزار كيلومتر فاصله است. چطور يك متر است. گفت: اكثر مردم پايبند به دين نيستند، پايبند به پول و شكم هستند، اينها را مى گويند گرگان، كرمان هم يك مترى زمين است كه اين مردم را چال مى كنند، تمام اين ميت كرم مى افتد، از گرگان تا كرمان يك متر است.


منبع : پایگاه عرفان
2
58% (نفر 142)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

حکایت عرض دين به وسيله حضرت عبدالعظيم به امام ...
حكايت سبكتكين با آهو
اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج ...
انسان مرکب است
شب قدر شب گناه نيست!‏
داستان انگور
چه كسى تو را اداره مى‏كند؟
بانيانِ جنگ‏هاى صليبى‏
حكايت بهلول نبّاش‏
عزّت نفس زنى تهيدست

بیشترین بازدید این مجموعه

بردبارى مرحوم كاشف الغطا
حكايت بهلول نبّاش‏
على و بازار پيراهن فروشان‏
حكايت سبكتكين با آهو
داستان انگور
داستان عزير
شب قدر شب گناه نيست!‏
حکایت عرض دين به وسيله حضرت عبدالعظيم به امام ...
چه كسى تو را اداره مى‏كند؟
توبه جوانی که خیاط زنانه بود

 
نظرات کاربر

مهدی
سلام علیکم. شاید چندان مناسب مردم شهر گرگان و کرمان نباشد
پاسخ
9     2
12 آبان 1399 ساعت 10:37 بعد از ظهر
نا شناس
واقعیت است
پاسخ
9     1
4 ارديبهشت 1395 ساعت 9:55 بعد از ظهر
پاسخ : بسمه تعالی با سلام؛ به هر حال جای تأمل و توجه را دارد. التماس دعا
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^