سه چهره سیاه عاشورا
عناوین این مقاله
با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید- شمر بن ذیالجوشن
- حضور شمر در جنگ صفین
- نقش شمر در حوادث پیش از عاشورا
- نقش شمر در روز عاشورا
- انتقال سرهای شهدای کربلا
- پایان زندگی شمر بن ذیالجوشن
- شبث بن ربعی؛ چهرهای متلون در تاریخ
- همراهی با امیرالمؤمنین علیهالسلام
- تغییر موضع و ماجرای خوارج
- شبث بن ربعی و واقعه کربلا
- تغییر دوباره موضع شبث
- عمر بن سعد بن ابیوقاص
- فعالیتهای سیاسی عمر بن سعد پیش از کربلا
- ورود عمر بن سعد به کربلا
- آغاز جنگ در روز عاشورا
- انتقال اهلبیت علیهمالسلام به کوفه
- حسرت عمر بن سعد پس از کربلا
- پایان زندگی عمر بن سعد
چهرههای سپاه کوفه در واقعه کربلا
شمر بن ذیالجوشن
شمر بن ذیالجوشن ضبابی کلابی، از طایفه بنیکلاب، از فرماندهان سپاه کوفه و از چهرههای بدنام واقعه کربلا به شمار میرود. نام او در منابع تاریخی، بیش از هر چیز با جنایات روز عاشورا و شهادت امام حسین علیهالسلام و یاران آن حضرت گره خورده است.
پدر او، «ذیالجوشن»، در آغاز دعوت پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله از پذیرش اسلام خودداری کرد و بنا بر برخی گزارشها، پس از آشکارشدن قدرت مسلمانان اسلام آورد. در بعضی نقلها آمده است که وی اسبی به نام «عرجاء» را بهعنوان هدیه نزد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله برد، اما آن حضرت هدیه او را نپذیرفتند.
درباره مادر شمر نیز در برخی منابع روایی و تاریخی مطالبی منفی نقل شده است؛ با این حال، جزئیات این گزارشها از نظر تاریخی و سندی نیازمند بررسی مستقل است.
در برخی منابع، شمر مردی زشترو، مبتلا به پیسی و دارای آثار آبله معرفی شده است. او از شخصیتهای شناختهشده قبیلهای در عراق بود.
حضور شمر در جنگ صفین
شمر در آغاز با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام همراه بود و در جنگ صفین در سپاه آن حضرت علیه معاویه جنگید. در جریان این نبرد نیز مجروح شد.
با این همه، مسیر سیاسی و اعتقادی او بعدها تغییر کرد. در برخی گزارشها آمده است که به خوارج نزدیک شد و پس از آن در کوفه اقامت گزید. حتی نقل شده است که مدتی در کوفه به روایت حدیث نیز میپرداخت.
اما در سال ۶۱ هجری قمری، شمر در شمار سرسختترین دشمنان امام حسین علیهالسلام قرار گرفت و در مراحل مختلف حوادث منتهی به عاشورا نقشی اساسی ایفا کرد.
نقش شمر در حوادث پیش از عاشورا
با آغاز حرکت امام حسین علیهالسلام به سوی عراق، شمر در جریان تحولات کوفه و حرکت آن حضرت قرار داشت. نام او در چند مرحله مهم از حوادث سال ۶۱ هجری قمری دیده میشود.
۱. مقابله با قیام مسلم بن عقیل
شمر از جمله افرادی بود که عبیدالله بن زیاد، حاکم کوفه، برای پراکندهکردن مردم از اطراف مسلم بن عقیل به میدان فرستاد.
مسلم بن عقیل، نماینده و فرستاده امام حسین علیهالسلام در کوفه، در آغاز با استقبال گسترده مردم مواجه شده بود؛ اما حکومت ابن زیاد با تهدید، تطمیع و اعزام افرادی همچون شمر توانست فضای شهر را تغییر دهد و مردم را از اطراف مسلم پراکنده کند.
۲. مخالفت با هرگونه مصالحه با امام حسین علیهالسلام
در روزهای پیش از عاشورا، عمر بن سعد گزارشی برای عبیدالله بن زیاد فرستاد که از امکان پایاندادن به درگیری حکایت داشت. مطابق برخی نقلهای تاریخی، پیشنهادهایی مطرح شده بود که شاید بتوان از طریق آنها از جنگ جلوگیری کرد.
هنگامی که شمر از محتوای نامه آگاه شد، با هرگونه نرمش در برابر امام حسین علیهالسلام مخالفت کرد و به عبیدالله بن زیاد گفت که اگر حسین بن علی علیهالسلام بدون تسلیمشدن از این منطقه خارج شود، ممکن است در آینده قدرت بیشتری پیدا کند.
عبیدالله بن زیاد نیز نظر شمر را پذیرفت و نامهای شدیداللحن برای عمر بن سعد فرستاد. مضمون دستور این بود که امام حسین علیهالسلام باید تسلیم فرمان حکومت شود و در غیر این صورت، با او جنگ شود.
همچنین عبیدالله به عمر بن سعد اعلام کرد که اگر حاضر به اجرای این فرمان نیست، فرماندهی سپاه را به شمر بن ذیالجوشن واگذار کند.
شمر با گروهی از نیروهای نظامی به سوی کربلا حرکت کرد و فرمان جدید عبیدالله بن زیاد را به عمر بن سعد رساند.
نقش شمر در روز عاشورا
اوج جنایتهای شمر بن ذیالجوشن در روز دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری آشکار شد. او در روز عاشورا از فرماندهان سپاه عمر بن سعد و از مسئولان نیروهای پیاده بود و در مراحل مختلف نبرد نقشی مستقیم داشت.
حمله به خیمههای اهلبیت علیهمالسلام
پس از شهادت شمار زیادی از یاران امام حسین علیهالسلام، سپاه دشمن به خیمههای خاندان آن حضرت نزدیک شد.
در منابع آمده است که شمر دستور داد برای آتشزدن خیمهها آتش بیاورند. امام حسین علیهالسلام با مشاهده این صحنه او را مورد خطاب قرار دادند و از تعرض سپاه دشمن به زنان و کودکان نهی کردند.
در نقل مشهور، امام علیهالسلام خطاب به سپاه دشمن فرمودند:
«اگر دین ندارید و از روز بازپسین نمیترسید، دستکم در دنیای خود آزاده باشید.»
امام حسین علیهالسلام از آنان خواستند تا زمانی که ایشان زندهاند، به حرم و خانواده آن حضرت تعرض نکنند.
نقش شمر در شهادت امام حسین علیهالسلام
در واپسین لحظات نبرد، امام حسین علیهالسلام بر اثر جراحات فراوان و حملات پیدرپی سپاه دشمن توان ادامه مبارزه را از دست داده بودند.
درباره شخصی که سر مبارک امام حسین علیهالسلام را از بدن جدا کرد، در منابع تاریخی نقلهای مختلفی وجود دارد و نام چند نفر ذکر شده است؛ با این حال، شمر بن ذیالجوشن در شمار اصلیترین عاملان و مباشران صحنه شهادت آن حضرت معرفی شده و در بسیاری از نقلها نقشی مستقیم برای او ذکر شده است.
از همین رو، نام شمر در فرهنگ شیعی به نمادی از قساوت، شقاوت و دشمنی با اهلبیت علیهمالسلام تبدیل شده است.
تلاش برای تعرض به خیمهگاه و امام سجاد علیهالسلام
پس از شهادت امام حسین علیهالسلام و یاران آن حضرت، سپاهیان عمر بن سعد به خیمهگاه اهلبیت علیهمالسلام حمله کردند و اموال موجود را به غارت بردند.
در برخی گزارشها آمده است که شمر قصد تعرض به امام علی بن الحسین، زینالعابدین علیهالسلام، را نیز داشت؛ اما گروهی از افراد سپاه با این اقدام مخالفت کردند و مانع او شدند.
امام سجاد علیهالسلام در آن زمان بهشدت بیمار بودند و به همین سبب در میدان نبرد حضور نداشتند.
انتقال سرهای شهدای کربلا
پس از پایان نبرد، سرهای مطهر شهدای کربلا از بدنهای آنان جدا شد و به کوفه انتقال یافت.
در شماری از منابع تاریخی، شمر از جمله افرادی معرفی شده است که در انتقال سرهای شهدا به نزد عبیدالله بن زیاد نقش داشت. پس از آن نیز سرهای مطهر امام حسین علیهالسلام و دیگر شهدا به همراه کاروان اسیران اهلبیت علیهمالسلام به سوی شام فرستاده شد.
نام شمر در گزارشهای مربوط به این مرحله نیز در کنار برخی دیگر از فرماندهان سپاه کوفه دیده میشود.
پایان زندگی شمر بن ذیالجوشن
پس از واقعه عاشورا، شمر چند سال دیگر زنده بود تا اینکه در سال ۶۶ هجری قمری، مختار ثقفی با شعار خونخواهی امام حسین علیهالسلام در کوفه قیام کرد.
با قدرتگرفتن مختار و آغاز تعقیب عاملان واقعه کربلا، شمر از کوفه گریخت.
در برخی گزارشها آمده است که یکی از نیروهای مختار در تعقیب او بود، اما شمر با حیلهای او را کشت و سپس به مناطق دیگری فرار کرد. سرانجام نیروهای مختار محل اختفای او را یافتند و او را محاصره کردند.
یاران شمر از اطراف او پراکنده شدند و خود او ناچار به مقابله با سپاهیان مختار شد. در جریان این درگیری، شمر کشته شد.
درباره جزئیات چگونگی کشتهشدن و رفتار با پیکر او گزارشهای متفاوتی در منابع وجود دارد. در برخی نقلها آمده است که سر او پس از کشتهشدن برای مختار فرستاده شد و مختار نیز خبر کشتهشدن او را به محمد بن حنفیه رساند.
در برخی منابع، قاتل شمر شخصی با نام «ابن ابیالکنود» معرفی شده است. بدین ترتیب، زندگی شمر بن ذیالجوشن در سال ۶۶ هجری قمری پایان یافت.
خاقانی شروانی نیز در بیتی مشهور، از «شمر» و «یزید» بهعنوان نمادهای دشمنان حق یاد کرده است:
من حسینِ وقت و نااهلان یزید و شمرِ من
روزگارم جمله عاشورا و شروان کربلا
شبث بن ربعی؛ چهرهای متلون در تاریخ
شبث بن ربعی از شخصیتهای مشهور و در عین حال پیچیده و متلون تاریخ صدر اسلام است. او در مقاطع مختلف زندگی خود مواضع سیاسی متفاوت و گاه متضادی اتخاذ کرد؛ چنانکه مدتی در شمار یاران امیرالمؤمنین علی علیهالسلام بود و در سالهای بعد در زمره مخالفان اهلبیت علیهمالسلام قرار گرفت.
شبث از طایفه بنیتمیم و از شخصیتهای شناختهشده کوفه بود.
همراهی با امیرالمؤمنین علیهالسلام
در سال ۳۶ هجری قمری، شبث بن ربعی در شمار یاران امیرالمؤمنین علی علیهالسلام قرار داشت و در برخی مأموریتهای سیاسی و نظامی حکومت آن حضرت نقش ایفا کرد.
پیش از جنگ صفین، امیرالمؤمنین علیهالسلام گروهی از نمایندگان خود را برای گفتوگو با معاویه فرستادند. شبث نیز همراه افرادی همچون عدی بن حاتم در این مأموریت حضور داشت و معاویه را به اطاعت از حکومت مشروع امیرالمؤمنین علیهالسلام فراخواند.
او در جنگ صفین نیز در سپاه امام علی علیهالسلام حضور داشت و بنا بر برخی گزارشها، فرماندهی بخشی از سپاه را بر عهده گرفت.
تغییر موضع و ماجرای خوارج
مواضع شبث بهتدریج تغییر کرد. در جریان حرکت امام علی علیهالسلام برای مقابله با خوارج نهروان، نام شبث بن ربعی در کنار برخی دیگر از افراد ناراضی دیده میشود.
در برخی منابع، رفتارهایی تمسخرآمیز از او و همراهانش نسبت به بیعت با امام علی علیهالسلام نقل شده است. همچنین گزارشهایی وجود دارد که امیرالمؤمنین علیهالسلام نسبت به آینده برخی از این افراد و نقش آنان در مقابله با امام حسین علیهالسلام هشدار داده بودند.
شبث در تحولات مربوط به عثمان نیز مواضع متغیری داشت. او مدتی در شمار مخالفان عثمان قرار گرفت، اما بعدها از موضع خود بازگشت.
پس از کشتهشدن عثمان، در نامهای به معاویه، او را به کوتاهی در حمایت از عثمان متهم کرد و مدعی شد که معاویه از کشتهشدن عثمان برای دستیابی به اهداف سیاسی خود بهره برده است.
در ماجرای درخواست معاویه درباره عمار یاسر نیز شبث، بهعنوان یکی از نمایندگان سپاه امیرالمؤمنین علیهالسلام، با معاویه به بحث و احتجاج پرداخت.
شبث بن ربعی و واقعه کربلا
یکی از مهمترین و تاریکترین بخشهای زندگی شبث بن ربعی، نقش او در حوادث منتهی به واقعه عاشوراست.
شبث از جمله افرادی بود که پیش از ورود امام حسین علیهالسلام به عراق، برای آن حضرت نامه نوشت و ایشان را به کوفه دعوت کرد.
اما پس از ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه و تغییر فضای سیاسی شهر، او نیز از موضع پیشین خود عقب نشست.
پیوستن به سپاه عمر بن سعد
در روزهای پیش از عاشورا، عبیدالله بن زیاد از شبث خواست به سپاه عمر بن سعد بپیوندد.
بر اساس برخی نقلها، شبث ابتدا بیماری را بهانه کرد تا از شرکت در جنگ خودداری کند؛ اما ابن زیاد عذر او را نپذیرفت و وی را به حضور در سپاه وادار کرد.
سرانجام شبث نیز به نیروهای عمر بن سعد پیوست و در کربلا حضور یافت.
خطاب امام حسین علیهالسلام به شبث
در روز عاشورا، امام حسین علیهالسلام در یکی از سخنان خود خطاب به سپاه کوفه، نام تعدادی از کسانی را که برای آن حضرت نامه نوشته و ایشان را به کوفه دعوت کرده بودند، بر زبان آوردند.
شبث بن ربعی نیز از جمله این افراد بود.
امام علیهالسلام آنان را مورد خطاب قرار داده و مضمون سخنشان این بود که مگر شما نبودید که برای من نامه نوشتید و مرا به کوفه دعوت کردید؟
این سخنان، تناقض آشکار رفتار کسانی را نشان میداد که پیش از آن امام حسین علیهالسلام را برای آمدن به کوفه دعوت کرده بودند، اما اکنون در سپاهی قرار داشتند که راه را بر ایشان بسته بود.
فرماندهی در سپاه دشمن
در برخی گزارشهای تاریخی، شبث بن ربعی از فرماندهان نیروهای پیاده سپاه عمر بن سعد در روز عاشورا معرفی شده است.
او بدین ترتیب، در سپاهی حضور داشت که به شهادت امام حسین علیهالسلام، اهلبیت و یاران وفادار ایشان انجامید.
در منابع همچنین نقل شده است که پس از واقعه کربلا، برخی افراد برای اظهار شادی از کشتهشدن امام حسین علیهالسلام اقدام به ساخت یا تجدید بنای مساجدی در کوفه کردند و نام شبث بن ربعی نیز در میان آنان ذکر شده است.
تغییر دوباره موضع شبث
شگفت آنکه شبث بن ربعی پس از واقعه عاشورا بار دیگر موضع خود را تغییر داد.
در دوران قیام مختار ثقفی، او در مقطعی با مختار همراه شد و حتی در برخی گزارشها از مسئولیت نظامی یا انتظامی او در حکومت مختار سخن گفته شده است.
اما این همراهی نیز پایدار نماند و شبث بعدها در صف مخالفان مختار قرار گرفت و در حوادثی که به شکست و کشتهشدن مختار انجامید، حضور داشت.
زندگی سیاسی شبث بن ربعی نمونهای آشکار از تغییر مکرر مواضع سیاسی در تاریخ کوفه است؛ شخصیتی که در دورهای در سپاه امیرالمؤمنین علیهالسلام قرار داشت، در دورهای امام حسین علیهالسلام را به کوفه دعوت کرد و سرانجام در سپاه دشمن آن حضرت حضور یافت.
بر اساس برخی گزارشها، شبث بن ربعی در سنین بالا و در حدود هشتادسالگی در کوفه درگذشت.
عمر بن سعد بن ابیوقاص
عمر بن سعد بن ابیوقاص، مشهور به «ابن سعد»، فرمانده اصلی سپاه عبیدالله بن زیاد در کربلا در سال ۶۱ هجری قمری بود. نام او به سبب فرماندهی سپاهی که به شهادت امام حسین علیهالسلام و یاران آن حضرت انجامید، در شمار منفورترین نامهای مرتبط با واقعه عاشورا قرار گرفته است.
پدر او، سعد بن ابیوقاص، از شخصیتهای شناختهشده صدر اسلام بود.
درباره تاریخ دقیق تولد عمر بن سعد اختلاف وجود دارد. در برخی منابع تولد او را در سالهای پایانی حیات پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و در برخی دیگر در سالهای بعد دانستهاند.
در گزارشهایی نیز آمده است که او در نوجوانی همراه پدر خود در حوادث مربوط به فتح عراق حضور داشته است.
فعالیتهای سیاسی عمر بن سعد پیش از کربلا
عمر بن سعد در سالهای پیش از واقعه کربلا نیز در تحولات سیاسی عراق حضور داشت.
در برخی منابع نام او در ماجرای شهادت حجر بن عدی و یارانش دیده میشود. شهادتهایی که علیه حجر و یاران وی تنظیم شد، بعدها دستاویزی برای معاویه قرار گرفت تا آنان را در منطقه «مرج عذراء» به شهادت برساند.
در اواخر دوران حکومت معاویه، هنگامی که عبیدالله بن زیاد حاکم بصره بود، عمر بن سعد به دستگاه حکومتی او نزدیک شد.
پس از مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید بن معاویه، عبیدالله بن زیاد علاوه بر بصره، حکومت کوفه را نیز در اختیار گرفت و عمر بن سعد از جمله افرادی بود که با دستگاه او ارتباط نزدیکی داشت.
عمر بن سعد و مسلم بن عقیل
در سال ۶۰ هجری قمری، مسلم بن عقیل به نمایندگی از امام حسین علیهالسلام وارد کوفه شد تا شرایط شهر را بررسی کرده و از مردم برای آن حضرت بیعت بگیرد.
با گسترش حمایت مردم از مسلم، برخی از اشراف و شخصیتهای کوفه حکومت یزید را از وضعیت شهر آگاه کردند.
پس از ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه، مسلم بن عقیل دستگیر شد.
در برخی منابع آمده است که مسلم، به دلیل خویشاوندی با عمر بن سعد، در واپسین لحظات از او خواست برخی وصیتهایش را انجام دهد. با این حال، عمر بن سعد محتوای گفتوگوی خود با مسلم را برای عبیدالله بن زیاد بازگو کرد.
وعده حکومت ری
یکی از مهمترین عوامل حضور عمر بن سعد در واقعه کربلا، مسئله حکومت ری بود.
عبیدالله بن زیاد، حکومت ری را به عمر بن سعد وعده داده بود و او با سپاهی چند هزار نفری آماده حرکت به سوی آن منطقه شده بود.
در همین زمان، خبر حرکت امام حسین علیهالسلام به سوی عراق رسید.
عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد دستور داد پیش از حرکت به سوی ری، با امام حسین علیهالسلام روبهرو شود و مسئله آن حضرت را حل کند.
عمر بن سعد در آغاز برای پذیرش این مأموریت تردید داشت؛ زیرا از جایگاه امام حسین علیهالسلام و پیامدهای جنگ با آن حضرت آگاه بود.
اما عبیدالله بن زیاد او را میان دو انتخاب قرار داد: یا فرماندهی سپاه علیه امام حسین علیهالسلام را بپذیرد یا از حکومت ری صرفنظر کند.
سرانجام علاقه به حکومت و موقعیت دنیوی بر تصمیم عمر بن سعد غلبه کرد و او فرماندهی سپاه را پذیرفت.
ورود عمر بن سعد به کربلا
عمر بن سعد در روزهای آغازین محرم سال ۶۱ هجری قمری با سپاهی چند هزار نفری وارد کربلا شد.
او در ابتدا تلاش کرد از هدف حرکت امام حسین علیهالسلام آگاه شود و میان دو طرف پیامهایی ردوبدل شد.
اما با تشدید فشار عبیدالله بن زیاد و ورود شمر بن ذیالجوشن به کربلا، امکان هرگونه حل مسالمتآمیز مسئله از میان رفت.
عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد دستور داده بود که یا امام حسین علیهالسلام در برابر حکومت تسلیم شود یا با ایشان جنگ شود.
بستن آب بر خیمههای امام حسین علیهالسلام
از اقدامات سپاه عمر بن سعد پیش از عاشورا، جلوگیری از دسترسی امام حسین علیهالسلام، خاندان و یاران آن حضرت به آب فرات بود.
بر اساس گزارشهای تاریخی، نیروهایی مأمور شدند مسیر دسترسی خیمهگاه امام حسین علیهالسلام به فرات را مسدود کنند.
این محاصره آبی در روزهای منتهی به عاشورا، تشنگی شدید زنان، کودکان و یاران امام حسین علیهالسلام را در پی داشت.
آغاز جنگ در روز عاشورا
در روز عاشورا، پس از آنکه تلاشهای امام حسین علیهالسلام برای اتمام حجت با سپاه دشمن نتیجهای نداشت، نبرد آغاز شد.
در نقل مشهور آمده است که عمر بن سعد نخستین تیر را به سوی سپاه امام حسین علیهالسلام پرتاب کرد و سپس خطاب به سپاهیان خود گفت که نزد عبیدالله بن زیاد شهادت دهند او نخستین کسی بوده است که تیر انداخته است.
این اقدام، نشانهای آشکار از تصمیم نهایی عمر بن سعد برای آغاز جنگ بود.
نبرد سرانجام با شهادت امام حسین علیهالسلام، اعضای خاندان و یاران وفادار آن حضرت پایان یافت.
اسبتاختن بر پیکر شهدا
یکی دیگر از جنایات ثبتشده پس از شهادت امام حسین علیهالسلام، اسبتاختن بر پیکر مطهر آن حضرت و شماری از شهدای کربلا بود.
بر اساس گزارشهای تاریخی، عمر بن سعد دستور داد گروهی از افراد سپاه با اسب بر بدنهای شهدا بتازند.
این اقدام از تلخترین حوادث پس از شهادت امام حسین علیهالسلام در روز عاشورا به شمار میرود.
انتقال اهلبیت علیهمالسلام به کوفه
پس از پایان واقعه عاشورا، سپاه عمر بن سعد مدتی در کربلا باقی ماند و کشتههای خود را دفن کرد.
سپس اهلبیت امام حسین علیهالسلام و بازماندگان کاروان را بهعنوان اسیر به سوی کوفه حرکت دادند.
کاروان اسرا ابتدا نزد عبیدالله بن زیاد در کوفه برده شد و پس از آن، به دستور حکومت اموی، مسیر شام را در پیش گرفت.
حسرت عمر بن سعد پس از کربلا
عمر بن سعد پس از بازگشت به کوفه انتظار داشت حکومت ری، که به سبب آن وارد جنگ با امام حسین علیهالسلام شده بود، به او واگذار شود.
اما عبیدالله بن زیاد از او خواست فرمان مکتوب حکومت ری را بازگرداند و عملاً وعده خود را عملی نکرد.
در برخی منابع آمده است که عمر بن سعد پس از این ماجرا با حسرت از عملکرد خود سخن گفت و اعتراف کرد که از فرمان حاکمی ستمگر اطاعت کرده، پیوند خویشاوندی را گسسته و مرتکب عملی بزرگ و جبرانناپذیر شده است.
او در نهایت نهتنها به حکومت ری نرسید، بلکه نامش برای همیشه با واقعه کربلا و شهادت امام حسین علیهالسلام پیوند خورد.
پایان زندگی عمر بن سعد
پس از قیام مختار ثقفی در کوفه و آغاز مجازات عاملان واقعه کربلا، عمر بن سعد نیز در معرض تعقیب قرار گرفت.
درباره جزئیات رفتوآمدها و مواضع او در این دوره گزارشهای مختلفی وجود دارد، اما سرانجام نیروهای مختار او را دستگیر کردند.
در سال ۶۶ هجری قمری، عمر بن سعد به همراه پسرش کشته شد.
در برخی منابع آمده است که مختار سر عمر بن سعد را برای محمد بن حنفیه، برادر امام حسین علیهالسلام، فرستاد.
بدین ترتیب، زندگی مردی که برای دستیابی به حکومت ری فرماندهی سپاه دشمن امام حسین علیهالسلام را پذیرفته بود، چند سال پس از واقعه عاشورا پایان یافت؛ در حالی که نه به حکومت مورد آرزوی خود رسیده بود و نه توانسته بود از پیامدهای تصمیمی که در کربلا گرفته بود بگریزد.
English