عبداللَّه بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب بن هاشم هاشمى، كنيهاش ابومحمد و لقبش بَيَّه و مادرش هند دختر ابوسفيان است. وى در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به دنيا آمد و مادرش او را نزد ام حبيبه [همسر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و دختر ابوسفيان] آورد. آنگاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نزد امحبيبه آمد، فرمود: اين كيست؟ عرض كرد: عموزاده تو و خواهرزاده من، حضرت كام وى را برداشت و با آب دهان خويش دهان وى را متبرك ساخت و دعايش كرد. عبداللَّه هنگام رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دو سال داشت و احاديثى مرسل از آن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرده است.
برخى نيز وى را از اصحاب امام على عليه السلام دانستهاند.
وى كه به روايتى فقيه و ثقه بود، مدتى (در سال 42 ه) از طرف مروان منصب قضاوت مدينه داشت و سپس عزل شد. پس از آن در بصره سكونت گزيد و آنگاه كه نامه يزيد بن معاويه به ابن زياد رسيد، وى پانصد تن از اهل بصره را براى همراهى خود برگزيد كه عبداللَّه بن حارث بن نوفل، و شريك بن اعور از جمله آنان بودند، نخست شريك بن اعور و سپس عبداللَّه بن حارث خود را به بيمارى زدند و از اسب بر زمين انداختند، گروهى ديگر نيز به پيروى از آن دو چنين كردند، به اميد آنكه ابنزياد به آنها بپردازد و [امام] حسين عليه السلام پيش از او وارد كوفه گردد. ولى ابنزياد به افتادگان توجه نكرد و به حركت خويش ادامه داد ....
پس از رسيدن مسلم بن عقيل به كوفه، مختار با پرچم سبز و عبداللَّه [كه به اين شهر آمده بود] با پرچم و لباس قرمز با مسلم بن عقيل قيام كردند و پس از پراكنده شدن مردم از دور مسلم، ابنزياد فرمان داد آن دو را دستگير كنند و براى آوردنشان نيز جايزه تعيين كرد. به اين ترتيب آن دو دستگير و زندانى شدند.
صاحب ذخيرة الدارين مىگويد: پس از دستگيرى و شهادت مسلم، عبيداللَّه بن زياد گفت: عبداللَّه بن حارث را حاضر كنيد. كثير بن شهاب او را از زندان نزد ابنزياد آورد. ابن زياد پرسيد: كيستى؟ او پاسخ نداد. آنگاه پرسيد: آيا تو صاحب آن پرچم سرخ نيستى كه درب خانه عمرو بن حريث نصب كرده بودى! باز هم پاسخ نداد. گفت: تو براى مسلم از مردم بيعت مىگرفتى! عبداللَّه باز هم پاسخ نداد. ابنزياد گفت او را ببريد و در ميان قبيلهاش گردن بزنيد؛ و آنها چنين كردند. ولى عسقلانى مىگويد: وى از طرف ابنزبير حاكم بصره شد و در سال 84 ه درگذشت و برخى نيز وفات وى را در سال 79 ه در ابواء دانستهاند و نيز آوردهاند كه وى را مسموم كردند.