ایکه خورشید زند بوسه بخاکت ز ادب
ز فروغ تو کند جلوه گری ماه به شب
توئی آن گل که ز پیدایش گلزار وجود
بلبلان یکسره خوانند به نام تو خطب
نیست در آینهی ذات تو جز نور خدا
نیست در چهرهی تابان تو جز جلوهی رب
آیت صولت و مردانگی و شرم و وقار
مظهر عزت و آزادگی و فضل و ادب
نور حق ماه بنیهاشم شمع شهدا
میوهی باغ علی، میر شجاعان عرب
منبع جود و عطا، مظهر اخلاص و صفا
زادهی شیر خدا، خسرو فرخنده نسب
نظر لطف و عنایت ز من ای شاه مپوش
که مرا جان بهوای تو رسیده است بلب
نکند عاشق کوی تو تمنای بهشت
کز حریمت دل افسردهی ما یافت طرب
در ره عشق «رسا» هر که به مطلوب رسید
دگر از دامن جانان نکشد دست طلب