زمانه داشت به دل اضطراب عاشورا
شکست خواب زمین در شتاب عاشورا
شفق دمید و گریبان صبحدم زد چاک
شکفت در دل خون آفتاب عاشورا
غبار حادثه پیچید در هوای خطر
گرفت دامن پر پیچ و تاب عاشورا
در آن دیار که توفان فتنه بر میخاست
به خون نشست گل انقلاب عاشورا
فغان که لرزه بر ارکان آسمان افکند
صدای العطش و آب، آب عاشورا
هنوز لالهی دل بوی سوختن دارد
ز داغ تشنه لب کباب عاشورا
گرفت رنگ ابد در نگارخانهی غیب
شکوه نقش شهیدان به قاب عاشورا
به یاد ساقی لب تشنه بوی خون دارد
درون ساغر دلها شراب عاشورا
به رنگ حادثه بنوشت خامهی «حامد»
چکامههای بلند کتاب عاشورا