در بررسی تاریخ کربلا و وقایع روز عاشورا به صحنهای جانسوز برمیخوریم که بسیاری از بزرگان و مورخان آن را نقل کردهاند: در آخرین ساعات نبرد، طفل خردسال امام حسین (ع) که در آغوش پدر بود، هدف تیر دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید.
نام این طفل را بیشتر منابع «عبدالله»[1] و برخی «علی»[2] یا «علیاصغر»[3] گفتهاند و گروهی نیز تنها به «طفلی از حسین (ع)» بسنده کرده و نامی نبردهاند.[4]
در زیارت ناحیهٔ مقدسه نیز چنین آمده است:
«سلام بر عبدالله، طفل شیرخواری که تیر خورد و در خون خود غلتید، خونش به آسمان پاشید و در آغوش پدرش با تیر دشمن ذبح گردید.»[5]
همهٔ منابع متفقاند که تنها یک فرزند شیرخوار از امام حسین (ع) با آن کیفیت به شهادت رسیده و اختلاف تنها در نام اوست.
علامه مجلسی در این باره میگوید: «به نظر من صحیح آن است که امام حسین سه پسر به نام علی داشته است.»[6] و دربارهٔ اختلاف نام این طفل میافزاید: «احتمالاً علت اختلاف این بوده که این طفل را با دو نام میخواندهاند، با توجه به روایتی که امام به خاطر علاقهٔ فراوان به پدرش، بارها نام علی را بر فرزندانش نهاده است.»[7]
در کتابهای معتبر تاریخ و مقاتل، هیچ اشارهای به دختری به نام «فاطمهٔ صغری» – فرزند امام حسین (ع) – و ماندن او در مدینه و عدم حضورش در کربلا نشده است.
فهرست نام فرزندان امام حسین (ع) در منابع تاریخی، دو دختر[8] یا سه دختر[9] را با نامهای سکینه، فاطمه و زینب ثبت کرده و نامی از فاطمهٔ صغری در میان نیست.
همچنین به اتفاق تمام مورخان و مقتلنویسان، امام حسین (ع) هنگام حرکت از مدینه به سوی مکه، همهٔ فرزندان خود، فرزندان امام حسن (ع) و اهل بیتش را – به جز محمد بن حنفیه – به همراه داشتند.[10] بنابراین فرزندی به نام فاطمهٔ صغری که در مدینه مانده و در کربلا حضور نداشته باشد، در تاریخ ثبت نشده است.
بسیاری از مورخان بر این باورند که امام حسین (ع) دو پسر به نام «علی» داشته که به علیاکبر و علیاصغر معروف بودهاند.[11] برخی نیز از سه فرزند با نامهای علیاکبر، علیاوسط و علیاصغر یاد کردهاند.[12]
اما اینکه امام سجاد (ع) و جوان شهید کربلا کدامیک از این القاب را دارند، سه نظریه وجود دارد:
الف) امام سجاد (ع)، علیاصغر بوده و شهید جوان کربلا علیاکبر.[13]
ب) برعکس: امام سجاد (ع)، علیاکبر بوده و شهید کربلا علیاصغر.[14]
ج) شهید کربلا علیاکبر، امام سجاد (ع) علیاوسط، و فرزند خردسال علیاصغر بوده است.[15]
به عنوان شاهد برای نظریهٔ اول، به پاسخ امام سجاد (ع) در برابر عبیدالله بن زیاد استناد شده است. وقتی ابنزیاد گفت: «آیا خدا علی را نکشت؟» امام فرمود: «من برادری داشتم که علی نام داشت و از من بزرگتر بود و مردم او را کشتند.»[16] البته در نقل برخی منابع، جملهٔ «از من بزرگتر بود» نیامده است.[17]
نامگذاری این دو تن به علیاکبر و علیاصغر برای تمییز و جلوگیری از اشتباه بوده است.
دربارهٔ تاریخ ازدواج امام حسین (ع) با مادران آن دو مطلب مستندی نداریم. نام مادر جوان شهید کربلا، «لیلی دختر ابیمرة بن عروة بن مسعود ثقفی»[18] و بنا بر قولی «آمنه»[19] است.
دربارهٔ سن او نیز تاریخنگاران اختلاف دارند و سن وی را ۱۸ سال، ۲۵ سال،[20] ۱۲ سال،[21] ۱۷ سال[22] و تولد در دوران حکمرانی عثمان[23] ذکر کردهاند؛ بنابراین سن دقیقی به دست نمیآید.
شیخ مفید – از علمای برجسته و مورد اعتماد شیعه – امام سجاد (ع) را علیاکبر و شهید کربلا را علیاصغر معرفی کرده است.[24] همچنین ایشان در نقل فرمایش امام سجاد (ع) در مجلس ابنزیاد، تنها به این جمله که «من برادری به نام علی داشتم که مردم او را کشتند» اکتفا کرده و عبارت «از من بزرگتر بود» را نقل ننموده است.[25]
در منابع تاریخی شیعه و سنی وجود دختری به نام سکینه برای امام حسین (ع) ثبت شده است. شیخ مفید مینویسد: «سکینه از جمله دختران امام حسین (ع) و نام مادرش رباب است.»[26]
مرحوم طبرسی نیز با ذکر این مطلب میگوید: «امام حسین (ع) او را به عقد عبدالله بن حسن – برادرزادهاش – درآورد که در روز عاشورا به شهادت رسید.»[27]
در کتاب «مقتل الحسین» آمده که سکینه با پسرعمویش عبدالله بن حسن ازدواج کرد، ولی عبدالله در روز عاشورا پیش از وصلت کامل به شهادت رسید و فرزندی از این ازدواج به دنیا نیامد.[28] همچنین طبرسی سن سکینه در روز عاشورا را ده سال ذکر کرده است.[29]
ذهبی در «تاریخ الاسلام» سکینه را دختر امام حسین (ع) میداند و فهرستی حدوداً بیست کتابی را که از سکینه نام بردهاند، ذکر کرده است.[30] کتابهای بسیاری به نام سکینه اشاره کردهاند که برخی از آنها در پانویس آمده است.[31]
دربارهٔ سن دقیق حضرت سکینه در روز عاشورا اختلاف است، ولی از مجموع اقوال چنین برمیآید که ایشان یا ازدواج کرده یا در سن ازدواج بوده است.
شیخ مفید روایت میکند که حسن بن حسن نزد امام حسین (ع) آمد تا یکی از دو دختر عمویش را خواستگاری کند. امام فرمود: «فرزندم، هر کدام از دخترانم را که بیشتر دوست داری، خود برگزین تا به همسری تو درآورم.» حسن حیا کرد و پاسخی نداد. آنگاه امام فرمود: «من دخترم فاطمه را برای تو برگزیدم، زیرا شباهت بیشتری به مادرم فاطمه (س) دارد.»[32]
از این روایت استفاده میشود که دختر دیگر، سکینه، در آن زمان (پیش از واقعهٔ کربلا) به سن ازدواج رسیده بوده است.
دربارهٔ ازدواجهای پس از عبدالله، اقوال گوناگونی وجود دارد. ذهبی مینویسد: «سکینه بنت الحسین با چند نفر ازدواج کرد: نخست عبدالله بن حسن، سپس مصعب بن زبیر، عبدالله بن عثمان حزامی، زید بن عمرو، عبدالعزیز بن مروان و ابراهیم بن عبدالرحمن بن عوف.»[33]
اما علی محمد علی دخیل در کتاب «سکینه بنت الحسین» پس از بررسی تمامی اقوال، نتیجه میگیرد که اسامی شوهران سکینه به دلیل نقلهای متناقض و آمیختگی روایات، قابل اعتماد نیست. او میگوید: «این اسامی چنان با یکدیگر خلط شدهاند که گاه یک اسم دو نیم شده و هر نیمه شوهری جداگانه پنداشته شده است.»[34] در جای دیگر میافزاید: «در یک صفحه از کتاب الأغانی چهار روایت دیده میشود که همه با هم تناقض دارند.»[35]
او جمعبندی میکند: «آنچه نزد شیعه پذیرفتنی است، این است که حضرت سکینه جز با پسرعمویش عبدالله بن حسن ازدواج نکرد.»[36]
بسیاری از علمای اهل سنت نیز همین دیدگاه شیعه را نقل و تأیید کردهاند. کتابهای متعددی از شیعه و سنی این نظر را ثبت کردهاند که از جمله میتوان به «اسعاف الراغبین»، «ریاض الجنان»، «اعلام الوری»، «سفینة البحار»، «مقتل الحسین» (مقرم) و «ادب الطف» اشاره کرد.[37]
پس از پایان نبرد کربلا، سپاه عمر بن سعد اهل بیت امام حسین (ع) را اسیر کرد و شهر به شهر گرداند. این اقدام نقض آشکار قوانین اسلام بود؛ زیرا اسیر گرفتن زنان و کودکان مسلمان جایز نیست.
روز دوازدهم محرم، سپاه به فرمان عمر بن سعد بازماندگان را به صورت اسیر به کوفه آورد.[38] مردم کوفه برای تماشا از شهر خارج شده بودند.
اسیران مدتی نامعلوم در زندان ابنزیاد ماندند و سپس به دستور یزید راهی شام شدند.[39] در نخستین روز ماه صفر سال ۶۱ هجری به دمشق رسیدند.
طبق نقل معتبری که ورود کاروان به کربلا در روز بیستم صفر (اولین اربعین) را تأیید میکند، اسیران بیش از چند روز در دمشق نماندند. شهید قاضی طباطبایی در کتاب «تحقیق دربارهٔ اولین اربعین سیدالشهدا (ع)» این قول را تقویت کرده است. بنابراین میتوان مدت اسارت را حدود یک ماه دانست.[40]
در زیارت عاشورا میگوییم: «السلام علی علی بن الحسین». مقصود از این عبارت، علیاکبر – جوان شهید کربلا – است؛ زیرا در این زیارت بر شهدای کربلا سلام میفرستیم و از فرزندان امام حسین (ع)، تنها علیاکبر در میدان نبرد به شهادت رسید.
و اگر گفته شود علیاصغر نیز شهید شده، باید توجه داشت که در منابع معتبر از او با عنوان «عبدالله رضیع» (شیرخوار) یاد میشود، نه علیاصغر.[41]
هنگامی که ابنزیاد از امام سجاد (ع) پرسید: «نام تو چیست؟» و امام پاسخ داد: «علی بن الحسین»، ابنزیاد گفت: «مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟» امام فرمود: «من برادر بزرگتری داشتم که نامش علی بود و مردم او را کشتند.»[42] این خود گواهی است بر اینکه مراد از «علی بن الحسین» در زیارت عاشورا، همان برادر بزرگتر و شهید کربلاست، نه امام سجاد (ع).
البته شیخ مفید امام سجاد (ع) را علیاکبر و شهید جوان را علیاصغر دانسته،[43] اما در هر صورت، عبارت زیارت عاشورا به شهید نوجوان و جوان کربلا اشاره دارد.