پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

عاشورايى‏ها از رزيتا نعمتى

عاشورايى‏ها از رزيتا نعمتى

كاروان رفته است و او جا مانده است
چشمه لب تشنه تنها مانده است
آب، پيش از قصّه‏ات نيلى نبود
جاى سيلى روى دريا مانده است
كاروان سر مى‏برد بر كوفه، آه
رأس اكبر مى‏برد بر كوفه، آه
اين همه قرآن ناطق را يزيد
جاى كافر مى‏برد بر كوفه، آه!
پشت سر ـ من ـ روبه‏رو سر مى‏برند
روبه‏رو بال كبوتر مى‏برند
عشق مى‏خواهد سخنرانى كند
هان! سرش را روى منبر مى‏برند
قمريان و دست‏هاى بسته، من
بغض و زنجير و شب دل خسته، من
جاى تو اى ماه سرگردان دشت!
زينبم، جان مى‏دهم آهسته، من
از مدينه كوه نور آورده‏اند
آسمان را در تنور آورده‏اند
ناكسان از دشت پاكش مى‏كنند
بر سرنعشش ستور آورده‏اند
سوره فتح‏المبين، عباس من
دست خالى آستين عباس من
آب، سربالاتر از اين ديده‏ايد؟
اى سرِبالانشين، عباس من!
بى تو از داغ مناظر رد شديم
مثل مرغان مهاجر رد شديم
بى تو از عباس و قاسم از على
از حبيب بن مظاهر رد شديم
تكيه بر خواب زمستان مى‏زنند
تازيانه روى مرغان مى‏زنند
هم، قسم خوردند بر قرآن و هم
روى دندان‏هاى قرآن مى‏زنند

منبع
  • رزيتا نعمتى