قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

نقش رژیم پهلوی در تحکیم فرقه بهاییت

اسناد و مدارک مسلم و قطعی و اعترافات عناصر وابسته به رژیم پهلوی، به وضوح و صراحت از این واقعیت تلخ و انکارناپذیر حکایت دارند که دستگاهها و تشکیلات عریض و طویل حکومت شاه به طور کامل در چنبره قدرت بهائیان گرفتار آمده بود و عناصر اصلی این فرقه مخوف و معارض با اسلام و قرآن و استقلال و تمامیت ارضی ایران، با ارتباط با «انگلیس» و «اسرائیل» و «آمریکا» و در مسیر تحقق سیاست های شیطانی سازمان های جاسوسی «اینتلجنت سرویس» و «موساد» و «سیا»، در تمام تار و پود نظام سیاسی و حکومتی ایران رخنه کرده بودند و فرامین و برنامه ها و دستورالعمل های دیکته شده قدرتهای استعماری را به مرحله عمل درمی آوردند و در کنار تلاش های بی وقفه ای که برای تحقق اهداف و مقاصد اربابان خارجی خود داشتند، تمام مراکز حساس اقتصادی را نیز تحت سیطره خویش درآورده بودند و از منافع فراوانی که به دست می آوردند، به نشر و ترویج بهائیت و اجرای دستور العمل های صادر شده از «بیت العدل» مستقر در اسرائیل می پرداختند.

ارتشبد «حسین فردوست» که از مهره های مهم رژیم شاه ودربار محسوب می شد و در مناصب حساسی چون معاونت ساواک، ریاست دفتر اطلاعات ویژه شاه و ریاست دفتر بازرسی شاه خدمت می کرد، درباره تعامل تشکیلات بهائیان با حکومت شاه چنین می گوید:

 

«... یکی دیگر از فرقه هایی که توسط اداره کل سوم ساواک با دقت دنبال می شد، بهائیت بود. شعبه مربوط بولتن های نوبه ای ( سه ماهه ) تنظیم می کرد که یک نسخه از آن از طریق من (دفتر ویژه اطلاعات ) به اطلاع محمدرضا می رسید. این بولتن مفصل تر از بولتن فراماسونری بود. 

اما محمدرضا از تشکیلات بهائیت و به خصوص افراد بهایی در مقامات مهم و حساس مملکتی اطلاع کامل داشت و نسبت به آنها حسن ظن نشان می داد. اصولا رضاخان نیز با بهائیت روابط حسنه داشت، تا حدی که اسدالله صنیعی را که یک بهائی طراز اول بود، آجودان مخصوص محمدرضا کرد. صنیعی بعدها بسیار متنفذ شد و در زمان علم و حسنعلی منصور و به خصوص هویدا به وزارت فرهنگ و وزارت خواربار رسید.» (1 )

 

یکی از عناصر کلیدی و مهم تشکیلات بهائیت تیمسار «عبدالکریم ایادی» نام دارد. او ابتدا به صورت «پزشک مخصوص دربار» به محمدرضا پهلوی نزدیک می شود و علاقه واعتماد شاه را به خود جلب می نماید. این علاقه و اعتماد به تدریج به گونه ای شدت می یابد که دیدار او با عبدالکریم ایادی از هفته ای 3 روز به هر روز تبدیل می شود و سپس دیدار هر روز به کلیه ساعات فراغت شاه تعمیم می یابد، به طوری که صبح ها در حالی که هنوز شاه از خواب بیدار نشده بود، ایادی خود را برای دیدار او حاضر می ساخت و شب ها تا هنگام خواب نزد شاه باقی می ماند.

«ایادی» با نفوذترین فرد دربار و مقتدرترین فرد کشور محسوب می شد و برای خود مشاغل فراوان و کثیر فراهم کرده بود که همه حائز اهمیت و پولساز بودند. ریاست بهداری کل ارتش و اداره ساختمان های بیمارستان های ارتش و وارد کردن وسایل وداروها، ریاست «اتکا» ارتش و نیروهای انتظامی و تعیین روسای اتکاها و پرسنل آنها و وارد کردن نیازهای کشور از انگلیس و آمریکا اگر چه آنها در کشور موجود بود، ریاست سازمان دارویی کشور و کنترل خرید دارو از خارج، ریاست شیلات جنوب و صدور مجوز برای صیادی کشورهای مورد نظر از جمله اموری بود که عبدالکریم ایادی براساس مصالح بهائیت در تحت کنترل و سیطره خود درآورده بود.

 

حسین فردوست می گوید: «مشاغل او را کنترل کردم و به 80 رسید. به محمد رضا گزارش کردم. محمد رضا در حضور من از او ایراد گرفت که 80 شغل را برای چه می خواهی ایادی به شوخی جواب داد و گفت: می خواهم مشاغلم را به 100 برسانم !» (2 )

همچنین حسین فردوست باتوجه به سیطره کامل عبدالکریم ایادی بر تشکیلات دربار و دولت و کشور می گوید: «در دوران هویدا، ایادی تا توانست وزیر بهائی وارد کابینه کرد و این وزرا بدون اجازه او حق هیچ کاری نداشتند. من می توانم ادعا کنم که یک هزارم کارهای ایادی را نمی دانم، ولی اگر پرونده های موجود ارتش و نیروهای انتظامی و سازمان های دولتی بررسی شود موارد مستندی مشاهده می گردد که به نظر افسانه می رسد و بر این اساس می توان کتابی نوشت که: آیا ایادی بهائی بر ایران سلطنت می کرد یا محمدرضا پهلوی ! تمام ایرانیان رده بالا، چه در ایران باشند و چه در خارج، خواهند پذیرفت که سلطان واقعی ایران ایادی بود.... در زمان حاکمیت ایادی بود که بهائی ها در مشاغل مهم قرار گرفتند.» (3 )

نفوذ و گسترش سیطره سیاسی و اقتصادی بهائیان در ایران از این تفکر تشکیلات جهانی بهائیت ناشی می شد که: ایران همان ارض موعودی است که باید به تصاحب بهائیان درآید! عبدالکریم ایادی با توجه به عضویت در این تشکیلات جهانی ماموریت داشت تفکر مزبور را در تمام عرصه ها و سیستم های حکومتی ایران به ظهور و عینیت برساند و او در این ماموریت شیطانی آنچنان به پیشرفت های بزرگ و غیرقابل تصور دست یافت که شاه و تشکیلات دربار و ارتش و سازمان های دولتی همچون موم در دستهای او به بازی گرفته می شدند.

 

طبیعی است که قدرت و سیطره عبدالکریم ایادی با حمایت های کشورهای خارجی تثبیت گردید. او به دلیل نقش کلیدی و حساسی که در جاسوسی و ارائه کلیه اطلاعات لازم به سرویس های مخفی و اطلاعاتی کشورهای بیگانه داشت، توانست بهائیان ایران را به اوج قدرت سیاسی و اقتصادی برساند و اصولا ورود و نفوذ این عنصر در دربار و تشکیلات ارتش و دولت توسط قدرتهای استعماری صورت گرفت و از همانجا قدرت و تسلط همه جانبه بهائیت در ایران رشد و گسترش یافت، به گونه ای که فرامین عبدالکریم ایادی بر تمام نظام و سیستم حکومتی و عناصر و سران بالای رژیم حاکم بود و کسی را یارای مخالفت با آن نبود.

ارتشبد حسین فردوست ـ که خود عنصر فاسد و جنایتکار و وابسته به دربار و محرم اسرار شاه بود و از نزدیک با عبدالکریم ایادی تعامل داشت (4 ) درباره نقش اطلاعاتی این عنصر برای کشورهای بیگانه و سیطره و حاکمیت او بر تشکیلات دولت، چنین اعتراف می نماید:

 

« «ایادی»، جاسوس بزرگ غرب و مطلع ترین منبع اطلاعاتی سرویس های آمریکا و انگلیس در دربار و کشور بود و نفوذ او با نفوذ محمدرضا مساوی بود. نخست وزیران، به خصوص هویدا، روسای ستاد ارتش، و کلیه مقامات مهم مملکتی اعم از وزیر و نماینده مجلس و امثالهم دستورات او را که نخست به فرم خواهش بود و اگر اجرا نمی شد به فرم امر، اجرا می کردند.» (5 )

جاسوسی و خیانت به آب و خاک و خدمت به بیگانگان، «صفت مشترک» همه بهائیان است و این امر چه در گذشته و چه در حال، روشن و مستند و اثبات شده می باشد. این تنها حسین فردوست نیست که اعلام می کند «بهائی هایی که من دیده ام واقعا احساس ایرانیت نداشتند و این کاملا محسوس بود و طبعا این افراد جاسوس های بالفطره بودند.» (6 ) 

بلکه تمام کسانی که همچون او با این عناصر حشر و نشر و مراوده و تعامل داشته اند بر این واقعیت تلخ صحه می گذارند. همین صفت و خصیصه مشترک است که بهائیان را به صورت ابزارهای کارآمد به بهره برداری های سازمان های جاسوسی انگلیس و اسرائیل و آمریکا می رساند و زمانی هم که این جاسوسان بالفطره به دام نیروهای امنیتی ما گرفتار می آیند و پس از محاکمه در دادگاههای انقلاب به اعدام محکوم می شوند، ناله های حقوق بشری دشمنان بشریت از گلوها بالا می آید و خود را به حمایت از این جاسوسان و خیانتکاران به استقلال و تمامیت ارضی ایران موظف می دانند!

 

یکی دیگر از عناصر کلیدی بهائیت در تشکیلات دربار و دولت پهلوی دوم، «امیر عباس هویدا» نام دارد.

«میرزا رضا قناد» پدربزرگ هویدا از مریدان فداکار «عباس افندی» محسوب می شد و با نزدیکی و تقربی که به رهبر بهائیت پیدا کرد از ایران به اسرائیل رفت و در «عکا» در خدمت تشکیلات بهائیت درآمد.

عباس افندی، «حبیب الله خان» پسر میرزا رضا قناد و پدر هویدا را برای ادامه تحصیل به اروپا گسیل داشت. او پس از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و به مرور به وزارت خارجه راه یافت و از این طریق مامور به خدمت در سوریه و لبنان شد و در این منصب با انگلیسی ها رابطه برقرار نمود و ضمن خدمت به سازمان جاسوسی این کشور، به تبلیغ و ترویج بهائیت پرداخت. امیر عباس هویدا یکی از دو پسر حبیب الله خان بود که همچون پدر به مسلک بهائیت درآمد و در خدمت به این فرقه ضاله و تبلیغ و گسترش عقاید کفرآمیز آن از هیچ تلاش و کوششی در هیچ برهه از عمر خویش دریغ نورزید.

درباره ارتباط پنهان هویدا با تشکیلات بهائیت اسناد و مدارک روشن و صریحی وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنیم.

 

1/سند اول، نامه مورخ 1343،6،12 است که یکی از عناصر اصلی بهائیت ایران به نام «قاسم اشراقی» برای «دکتر فرهنگ مهر» معاون وزارت دارائی ارسال می نماید و از وقوع حادثه تصادف برای هویدا که در آن تاریخ وزیر دارایی بود ابراز تاسف می کند. در این نامه خطاب به معاون وزارت دارائی وقت، چنین آمده است:

«به مناسبت پیشامدی که برای جناب آقای هویدا وزیر محترم دارایی رخ داده، خواهشمند است مراتب تاثر و تاسف اینجانب و برادرانم را به عموم هم مسلکان و به خصوص جناب آقای ثابت پاسال مدیر محترم تلویزیون ایران که بزرگترین خدمتگزار فرقه ما هستند ابلاغ فرمائید.» (7 )

2/سند دوم، گزارش ساواک از جلسه بهائیان ناحیه 2 شیراز در تاریخ 1350،5،19 می باشد. در این سند درباره گفتگوی عناصر بهائی درباره قدرت و نفوذ بهائیت در حکومت و نقش کلیدی امیرعباس هویدا چنین آمده است:

«جلسه ای با شرکت 12 نفر از بهائیان ناحیه 2 شیراز در منزل آقای هوشمند زیر نظر آقای فرهنگی تشکیل گردید. پس از قرائت شروع و خاتمه و قرائت صفحاتی از کتاب لوح احمد وایقان، آقایان فرهنگی و محمدعلی هوشمند پیرامون وضع اقتصادی بهائیان در ایران صحبت کردند. فرهنگی اظهار داشت: 

 

بهائیان در کشورهای اسلامی پیروز هستند و می توانند امتیاز هر چیزی را که می خواهند بگیرند. تمام سرمایه های بانکی و ادارات و رواج پول در اجتماع ایران مربوط به بهائیان و کلیمیان می باشد. تمام آسمان خراش های تهران، شیراز و اصفهان مال بهائیان است... شخص هویدا بهائی زاده است. عده ای از مامورین مخفی ایران که در دربار شاهنشاهی می باشند می خواهند هویدا را محکوم کنند، ولی او یکی از بهترین خادمین امرالله است... آقایان بهائیان، نگذارید کمر مسلمانان راست شود... (8 )

3/سند سوم، اظهار مخالفت یکی از عناصر رژیم پهلوی به نام سناتور «جهانشاه صمصام» به نخست وزیری امیر عباس هویدا به دلیل بهایی بودن و وابستگی اش به تشکیلات جهانی بهائیان است. این نکته قابل ذکر است که انتصاب هویدا توسط شاه به صدارت و نخست وزیری، نه تنها اعتراض روحانیت و مردم مسلمان ایران را برانگیخت، بلکه برخی از مخالفتها را در دربار نیز به دنبال آورد. این مخالفتها به دلیل شدت خباثت و عقاید کفرآمیز بهائیان و معارضه مستقیم این فرقه ضاله با تعالیم و قوانین اسلام و نقش تخریبی عناصر بهائی در نظام سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی کشور بود.

 مخالفت های عناصر درون رژیم پهلوی اگرچه عمیق و بنیادین نبود و در سطح و ظاهر باقی می ماند و در نهایت تسلیم نظر شاه می شدند، لکن از این لحاظ که آنان به خوبی از وابستگی هویدا به تشکیلات بهائیت اطلاع داشتند و از عواقب این کار بیم و هراس به دل راه می دادند و سیطره همه جانبه بهائیان بر دربار و دولت و کشور را پیش بینی می کردند، بسیار قابل تعمق می باشد.

 

در گزارش ساواک درباره مخالفت سناتور جهانشاه صمصام با نخست وزیری هویدا چنین آمده است:

سناتور جهانشاه صمصام در پایان جلسه روز 1343،11،17 مجلس سنا، به سناتور مسعودی با حضور یکی از خبرنگاران جراید اظهار داشت: حیف است که به این مملکت و این ملت کسی چون هویدا که بهائی است حکومت کند. سناتور صمصام همچنین افزود: من به امر اعلیحضرت همایون شاهنشاه به این دولت رای موافق دادم، ولی این شخص (هویدا) لیاقت چنین کاری را ندارد.» (9)

4/سند چهارم، گزارش ساواک درباره مخالفت معاون اداره فرهنگ با نخست وزیری هویدا به دلیل وابستگی او به بهائیت است:

«43،11،7، مهدویان معاون اداره کل فرهنگ استان ضمن صحبت خصوصی اظهار نمود که انتخاب آقای هویدا به سمت نخست وزیری مصلحت نبود. زیرا مسلم است که آقای هویدا بهائی است و معلوم نیست چرا ایشان را مسئول کابینه کرده اند.» (10 )

محمدرضا شاه که مزدور بی چون و چرای آمریکا و اسرائیل و انگلیس بود و تحت سیطره عناصر و مهره های گماشته شده این سه قدرت استعماری یعنی «عبدالکریم ایادی» و وابستگانش قرار داشت، بدون اعتنا به اظهارات مخالف و در عین حال مرعوبانه که در نهایت تسلیم شدن در برابر اوامر ملوکانه ! را به همراه داشت، هویدا را به نخست وزیری گماشت و این عنصر پلید و وابسته به تشکیلات جاسوسی بهائیت از بهمن سال 1343 تا مرداد 1356 در این منصب به گسترش قدرت و سیطره بهائیت در ایران و جاسوسی به نفع بیگانگان و آماده کردن زمینه های مساعد برای به دست گرفتن اهرمهای حکومتی پرداخت، به گونه ای که حسین فردوست در اعترافاتش می گوید: «در زمان هویدا دیگر کار بهائی ها تمام بود و مقامات عالی مملکت توسط آنها به راحتی اشغال می شد.» (11 )

 

«هویدا» علاوه بر این که یک «بهائی» بود و با تشکیلات جهانی این فرقه ضاله در اسرائیل پیوند و ارتباط داشت، یک «فراماسون» نیز بود.

فراماسون بودن هویدا امری طبیعی و متداول محسوب می شد، زیرا او به بهائیت وابسته بود و بهائیت در دامان انگلیس و اسرائیل رشد و نمو یافت و در خدمت سازمان های جاسوسی این دو کشور قرار گرفت و با توجه به این که «فراماسونری» تشکیلات وابسته به صهیونیسم و انگلیس می باشد، حضور عناصر بالای بهائیت در لژهای فراماسونری و تعامل و وابستگی آنان به این سازمان، امری قابل پیش بینی و کاملا طبیعی می باشد.

هویدا در سال 1337 در جلسات «لژمولوی» شرکت داشت و از او به عنوان «استاد اعظم لژ» یاد می شد. او در سالهای 1337 تا 1347 در «لژ تهران» و «لژلایت» شرکت داشته است. همچنین در سال 47 و 48 به عضویت «لژ کورش» در آمده است، و نیز در سال 1352 در «لژفروغی» فعالیت می کرده است.

هویدا به همراه اسدالله علم و سپهبد نعمت الله نصیری (رئیس ساواک ) و گروهی دیگر از عناصر بالای رژیم پهلوی در جلسات «لژ بزرگ ایران» در مورخ 1350،7،1 و 1351،7،14 شرکت داشته است. (12 )

 

در گزارش ساواک در سال 1348 درباره ترمیم کابینه هویدا، اسامی 8 تن از وزرای دولت که به همراه امیرعباس هویدا در تشکیلات فراماسونری عضویت داشته اند اعلام می شود. همچنین در گزارش دیگر ساواک در تاریخ 1352،2،8 اسامی وزرای کابینه هویدا و عضویت آنان در لژهای این سازمان مخوف و وابسته به انگلیس و اسرائیل، به شرح ذیل اعلام می شود:

«امیرعباس هویدا (لژ تهران )، محمود قوام صدری وزیر مشاور، نصیرعصار معاون نخست وزیر (لژ ژاندارک )، حسن زاهدی وزیر کشور (لژ اهواز)، منوچهر پرتو وزیر دادگستری (لژ کورش )، مجید رهنما وزیر علوم و آموزش عالی (لژ تهران )، فتح الله ستوده وزیر پست و تلگراف و تلفن (لژ ژاندارک )، مهرداد پهلبد وزیر فرهنگ و هنر (لژ کورش )، ایرج وحیدی وزیر کشاورزی (لژ خیام )، جواد منصور وزیر اطلاعات (لژ کورش )، هوشنگ انصاری وزیر اقتصاد (لژ خیام )» (13 )

علاوه بر تیمسار عبدالکریم ایادی و امیرعباس هویدا، عناصر وابسته به بهائیت و سرویس های جاسوسی کشورهای بیگانه همچون پرویز ثابتی معاون سازمان اطلاعات و امنیت شاه، سپهبد خسروانی، سپهبد اسدالله صنیعی، هوشنگ نهاوندی (از افراد صاحب نفوذ در مناصب سیاسی و فرهنگی از جمله ریاست دانشگاه شیراز و تهران )، ملیحه نعیمی (همسر سپهبد خسروانی )، عطاالله خسروانی (وزیر کار)، مهندس مجد(معاون فنی وزارت کار)، پرتو اعظم (مدیرکل امور اجتماعی وزارت کار)، ثابت پاسال مدیر تلویزیون ایران و...، در دستگاهها و وزارتخانه های رژیم پهلوی حاکمیت مطلق داشتند و به خیانت و ستم نسبت به سرزمین و ملت ایران و جاسوسی و خدمت برای کشورهای بیگانه می پرداختند. 

 

بدین ترتیب فرقه ضاله بهائیت با ارتباط با قدرتهای استعماری و سازمان های جاسوسی انگلیس و اسرائیل و آمریکا در تمام تاروپود رژیم سرسپرده و دست نشانده پهلوی نفوذ و سیطره داشتند و آزادانه و در اوج قدرت و تحکم هر چه اراده می کردند به منصه ظهور می رساندند و این سیطره جهنمی به گونه ای بود که حتی بر شخص اول مملکت یعنی شاه حکومت می کردند و به پشتوانه حمایت های پیدا و پنهان انگلیس و اسرائیل و آمریکا به تاخت و تاز در عرصه های سیاست و اقتصاد و فرهنگ و تصاحب همه اهرمهای حاکمیت می پرداختند.

------------------------------------------------------------------

پاورقی:

1 ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، انتشارات اطلاعات، ج 1، ص 376

2 ـ همان منبع، ج 1، ص 202

3 ـ همان منبع، ج 1، ص 202

4 ـ علاوه بر «حسین فردوست»، معشوقه شاه «پروین غفاری» نیز شاهد تعامل و همراهی مکرر دکتر «عبدالکریم ایادی» با شاه و نفوذ فرقه بهائیت در تشکیلات دولت بوده است. او در کتاب «تا سیاهی در دام شاه» می نویسد: «ایادی، پزشک معتمد شاه است و به دلیل این که بهائی است مورد توجه خاص شاه است. در مدتی که در دربار رفت و آمد داشتم احساس کردم که شاه به دوستان بهائی اش بیشتر اهمیت می دهد که ایادی نیز از آن جمله است.»

همچنین پروین غفاری درباره حضورش با عبدالکریم ایادی در محافل بهائیان چنین می نویسد: «من نیز به همراه ایادی در محافل و مجالس بهائیان شرکت می کردم و به عینه می دیدم که اکثر دولتمردان و صاحبان نفوذ در صنایع و پست های مهم کشور از این فرقه هستند.» (بهائیت در ایران، از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 240 )

5 ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 1، ص 203

6 ـ همان منبع، ج 1، ص 376

7 ـ همان منبع، ج 1، ص 386

8 ـ گزارش به ساواک، 1350،5،19، ظهور و سقوط سلنطت پهلوی، ج 2، ص 385

9 ـ گزارش به ساواک، 1343،11،18، همان منبع، ج 2، ص 385

10 ـ گزارش به ساواک، 1343،11،10، همان منبع، ج 2، ص 385

11 ـ همان منبع، ج 1، ص 375

12 ـ همان منبع، ج 2، ص 392

13 ـ گزارش اداره کل سوم ساواک، 1352،2،8، همان منبع، ج 2، ص 394

براساس اسناد و مدارک قطعی، فرقه ضاله «بهائیت» در دوران حکومت پهلوی دوم به طور آزاد و رها در عرصه ها و صحنه های مختلف حاکمیت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و قضایی این کشور به تاخت و تاز پرداخت و توسط عناصری چون «امیر عباس هویدا» و «عبدالکریم ایادی» اهداف و سیاست های انگلیس و اسرائیل و آمریکا را در ایران جامه عمل پوشاند.

 

منبع:
http://www.bashgah.net/fa/content/show/19957

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه