تهران/ حسینیهٔ حضرت ابوالفضل(ع)/ دههٔ اول محرّم/ پاییز1396هـ.ش./ سخنرانی هفتم
بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمدلله رب العالمین الصلاة والسلام علی سید الانبیاء والمرسلین حبیب الهنا وطبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله...
3 مطلب یافت شد
تهران/ حسینیهٔ حضرت ابوالفضل(ع)/ دههٔ اول محرّم/ پاییز1396هـ.ش./ سخنرانی دهم
تهران حسینیه حضرت ابوالفضل ع دهه اول محرم پاییز1396هـ.ش. سخنرانی دهمبسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین الصلاه والسلام علی سید الانبیا والمرسلین حبیب الهنا وطبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه وعلی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین .وجود مبارک حضرت ابیعبداللهالحسین را میتوان با آیات قرآن روایات و زیارتهایی بشناسیم که ائمه ما برای حضرت نظام دادهاند؛ البته این شناخت در حد خودمان است و نه در حد شخصیت باعظمت او چراکه بعضی از حکمای الهی از حضرت به عظیمالعظما تعبیر کردهاند یعنی هرچه انسان عظیم و فرشته عظیم در این عالم است ابیعبدالله عظیم آن عظیمهاست. خب نه ظرفیت عقلی ما نه ظرفیت قلبی ما و نه ظرفیت روحی ما به ما اجازه نمیدهد که امام را کامل و جامع بشناسیم؛ چارهای نیست و باید بشناسیم ولی در حد خودمان.اینکه در زیارت وارث میخوانیم السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله ما باید به قرآن مراجعه کنیم و ببینیم نگاه خدا درباره ابراهیم چیست. در یک جلسه که نمیشود همه آیات مربوط به ابراهیم را خواند من دو-سهتا آیه برای شما از پایان سوره مبارکه نحل انتخاب کردهام. نحل یعنی زنبور عسل؛ جالب است که ابراهیم در این آیات با خصوصیاتش معرفی شده و پیغمبر میفرمایند المؤمن کالنحل مؤمن واقعی مثل زنبور عسل است و تولید شیرینترین ارزشها را میکند برای کل میکند اسلحهاش هم برای دشمنی آماده نگه میدارد که دشمن واقعی است؛ چون همه دشمنان دشمن واقعی نیستند و خیلی از دشمنان دشمنان جاهل هستند که اینها را باید نشست و با آنها با محبت با عاطفه با اخلاق حرف زد قبول هم میکنند؛ چون قرآن مجید میگوید که بعد از اینکه با اینها حرف زدید رابطهشان با شما اینگونه میشود کانه ولی حمیم یک دوست بسیار صمیمی با شما میشوند ولی حالا آدم باید هنر حرفزدن داشته باشد و این هنر را هم روی موج عاطفه و محبت قرار بدهد. تلخ حرفزدن با این نوع دشمنان غلط است؛ مثل بدذاتی و ناپاکی و عوضی هستی و آشغال هستی اصلا قرآن این حرفها را نمیپسندد روایات هم نمیپسندند. همیشه هم ما در خانوادهمان در قوموخویشهایمان و در مردم دشمن جاهل داریم؛ البته ما هم نباید کوتاه بیاییم ما در دنبال علمرفتن خیلی کوتاه آمدهایم لذا هر دههزارتای ما با یک دشمن که برخورد میکنیم با زرنگی محکوممان میکند و نمیتوانیم جواب او را بدهیم. باید کلاسهایی در این مساجد و حسینیهها برای ما تشکیل بدهند که به ما نوع گفتوگوی با دشمن جاهل و هنر حرفزدن را یاد بدهند.حالا یک گوشهای را من برایتان بگویم که این یک درد 1500ساله است و خیلی از شیعهها هم گیر او هستند و نمیتوانند از گیر آن در بروند؛ چون هنر آن را ندارند زود هم مردم از کوره در میروند و تلخ میشوند که قرآن نمیپسندد. این گفتوگو برای خواجهنصیرالدین طوسی با یک مرد غیرشیعه است که این غیرشیعه آدم واردی بود. خواجه خیلی شخصیت فوقالعادهای است و شما جوانها اگر از من بپرسید این شخصیت فوقالعاده در کدام محیط آرام خواجهنصیرالدین طوسی شد؟ تمام آنهایی که بعد از خودش هستند از قرن هفتم
تهران/ حسینیهٔ حضرت ابوالفضل(ع)/ دههٔ اول محرّم/ پاییز1396هـ.ش./ سخنرانی دهم
تهران حسینیه حضرت ابوالفضل ع دهه اول محرم پاییز1396هـ.ش. سخنرانی دهمبسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین الصلاه والسلام علی سید الانبیا والمرسلین حبیب الهنا وطبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه وعلی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین .وجود مبارک حضرت ابیعبداللهالحسین را میتوان با آیات قرآن روایات و زیارتهایی بشناسیم که ائمه ما برای حضرت نظام دادهاند؛ البته این شناخت در حد خودمان است و نه در حد شخصیت باعظمت او چراکه بعضی از حکمای الهی از حضرت به عظیمالعظما تعبیر کردهاند یعنی هرچه انسان عظیم و فرشته عظیم در این عالم است ابیعبدالله عظیم آن عظیمهاست. خب نه ظرفیت عقلی ما نه ظرفیت قلبی ما و نه ظرفیت روحی ما به ما اجازه نمیدهد که امام را کامل و جامع بشناسیم؛ چارهای نیست و باید بشناسیم ولی در حد خودمان.اینکه در زیارت وارث میخوانیم السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله ما باید به قرآن مراجعه کنیم و ببینیم نگاه خدا درباره ابراهیم چیست. در یک جلسه که نمیشود همه آیات مربوط به ابراهیم را خواند من دو-سهتا آیه برای شما از پایان سوره مبارکه نحل انتخاب کردهام. نحل یعنی زنبور عسل؛ جالب است که ابراهیم در این آیات با خصوصیاتش معرفی شده و پیغمبر میفرمایند المؤمن کالنحل مؤمن واقعی مثل زنبور عسل است و تولید شیرینترین ارزشها را میکند برای کل میکند اسلحهاش هم برای دشمنی آماده نگه میدارد که دشمن واقعی است؛ چون همه دشمنان دشمن واقعی نیستند و خیلی از دشمنان دشمنان جاهل هستند که اینها را باید نشست و با آنها با محبت با عاطفه با اخلاق حرف زد قبول هم میکنند؛ چون قرآن مجید میگوید که بعد از اینکه با اینها حرف زدید رابطهشان با شما اینگونه میشود کانه ولی حمیم یک دوست بسیار صمیمی با شما میشوند ولی حالا آدم باید هنر حرفزدن داشته باشد و این هنر را هم روی موج عاطفه و محبت قرار بدهد. تلخ حرفزدن با این نوع دشمنان غلط است؛ مثل بدذاتی و ناپاکی و عوضی هستی و آشغال هستی اصلا قرآن این حرفها را نمیپسندد روایات هم نمیپسندند. همیشه هم ما در خانوادهمان در قوموخویشهایمان و در مردم دشمن جاهل داریم؛ البته ما هم نباید کوتاه بیاییم ما در دنبال علمرفتن خیلی کوتاه آمدهایم لذا هر دههزارتای ما با یک دشمن که برخورد میکنیم با زرنگی محکوممان میکند و نمیتوانیم جواب او را بدهیم. باید کلاسهایی در این مساجد و حسینیهها برای ما تشکیل بدهند که به ما نوع گفتوگوی با دشمن جاهل و هنر حرفزدن را یاد بدهند.حالا یک گوشهای را من برایتان بگویم که این یک درد 1500ساله است و خیلی از شیعهها هم گیر او هستند و نمیتوانند از گیر آن در بروند؛ چون هنر آن را ندارند زود هم مردم از کوره در میروند و تلخ میشوند که قرآن نمیپسندد. این گفتوگو برای خواجهنصیرالدین طوسی با یک مرد غیرشیعه است که این غیرشیعه آدم واردی بود. خواجه خیلی شخصیت فوقالعادهای است و شما جوانها اگر از من بپرسید این شخصیت فوقالعاده در کدام محیط آرام خواجهنصیرالدین طوسی شد؟ تمام آنهایی که بعد از خودش هستند از قرن هفتم
English