-موجی از رحمت الهی در اعمال اختیاری انسانآنوقت در اعمال اختیاری ما چون اعمال تکمیلی ما مثل گردش خون کار سلولها بزرگ شدن قد کشیدن و ایستادن قد … روایتی بینظیر از رحمت پروردگار بر بندگان-بازپرسی در قیامت از اعمال اختیاری انسان من چون روایات را مقداری میشناسم صاحب این کتاب اهل تویسرکان از
205 مطلب یافت شد
مفهوم خوف و رجاء و تاثير انگيزه در انجام اعمال اختيارى انسان
نامطلوب که یقین دارد یا احتمال میدهد در آینده به وقوع بپیوندد ترس و واهمه داشته باشد.بنابراین انسان همواره برای انجام دادن و یا انجام ندادن اعمال اختیاری … اعمال خوب اتکال دارد به هلاکت میرسد و کسی هم که به امید رحمتخداوند بر انجام گناهان تجری پیدا میکند نجات نخواهد یافت. ابن جندب سؤال کرد پس چه کسی نجات پیدا میکند؟ حضرت فرمودند کسانی که حالشان میان خوف و رجا باشد یعنی نه خوفشان آن چنان است که از آمرزش گناهانشان ناامید باشند و نه رجاشان آن چنان است که جرات ارتکاب گناه را داشته باشند. حالت آنها مانند حالت پرندهای است که دانهای را در منقار دارد هر لحظه احتمال میرود دانه از منقارش رها شود و یا فرو رود هم شوق به ثواب در دلهایشان وجود دارد و هم خوف از عذاب.روایاتی از ائمه معصومین آمده است که بیان میدارد در دل مؤمن دو نور وجود دارد; یکی نور خوف و یکی هم نور رجا که اگر آنها را در دو کفه یک ترازو قرار دهند هیچ کدام از دیگری سنگینتر نخواهد بود.انسان برای انجام کارهای اختیاری
روح انسان هاي پليد چگونه باگناه و زشتي انس و خو گرفته است؟
و افکار دارد و وقتی پلیدی وزشتی گردنگیر انسان می شود وبه او می گویند روح پلید پیدا کرده ای که با اراده و انجام اعمال اختیاری … اختیاری یعنی قلمرو خباثت و سعادت روح نیات واعمال فرد است کل نفس بما کسبت رهینه هر نفس شخصی در گرو عملی است که آن را برای خود اندوخته است مدثر آیه38 روح انسان از ناحیه خداست در اول خلقت زمینه سعادت در او فراوان است اما مجبور نیست نه به پلیدی و نه به سعادتمندی .انسان خودش باید با تلاش پلیدی را از خود دور کند .چون نفس یا روح انسان مجبور به صلاح رفتار نیست قدرت کسب هر کلام را بر اثر اعمال
انسان و سرنوشت (قضاء و قدر)
اختیاری هم نداشتیم. و همین طور است سایر اعمال و افعال اختیاری بشر که تحت تقدیر الهی هستند و حتی همین قدرت اختیار و انتخاب و آزادی و تصمیمگیری از قبل پیش خداوند … و این همان معنای قضا تکوینی الهی است این معنای از قضا الهی هم با افعال و اعمال اختیاری آدمی هیچ منافاتی ندارد؛ زیرا ضرورت و یکسره شدن کار بدین … اعمال و تعیین سرنوشت را از انسان سلب کردند. البته نظر حکما اسلامی و علمای امامیه در این باب که دیدگاه حق و صحیح و کاملی است و برگرفته از منابع دینی و معارف اهلبیت ـ علیهم السلام ـ است عبارت است از امر بین الامرین یعنی نه جبر به تنهایی و نه اختیار به تنهایی بلکه هر دوی اینها و هر کدام به جهت خاص خودش و به معنای خودش یعنی اینکه انسان در حدی مجبور و در حدی مختار است. به این معنا که انسان فاعل بالاستقلال نیست بلکه قدرت و حیات از طرف خداوند افاضه شده است به نحوی که اگر این فیض الهی از انسان در یک لحظه قطع شود حیات و قدرت انسان از بین میرود اما انسان بالتبع فاعل مختار است. مسئله قضا و قدر و شبهه جبر برای اینکه بحث بهتر تبیین و تحلیل شود خوب است که ما با دو واژه قضا و قدر آشنایی اجمالی پیدا کنیم تا معنای صحیح قضا و قدر را از معنای عامیانه آن تشخیص بدهیم. معنای عوامانه قضا و قدر معنای رایج و متداول این دو واژه که نه تنها در اندیشه و ذهن مردم عادی بلکه در اندیشه برخی از خواص نیز دیده میشود این است که قضا و قدر به عنوان یک عامل نامرئی و مرموز و قدرتی مافوق بر جمیع وقایع عالم گسترده شده است. به نحوی که جریان کارهای آفرینش همواره طبق یک برنامه و طرح قبلی و از پیش تعیین شده و غیرقابل تخلف صورت گرفته است لذا انسان هم مقهور و مجبور به دنیا آمده و هم از بدو تولد تا لحظه مرگ نیرویی خاص او را به همان جهتی که میخواهد هدایت میکند و انسان خواه ناخواه همان مسیر را طی میکند و هیچگونه حق انتخاب برخلاف آن را ندارد. و به قول شاعر گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد از این اندیشه عامیانه و تفسیر نادرست از قضا و قدر در میان مردمی که عقاید دینی ضعیف دارند به مشیت و خواست خداوندی تعبیر آورده شده است. معنای صحیح قدر تقدیر به معنای اندازه گرفتن یا ایجاد اندازه کردن است. گاهی قضا و قدر به صورت مترادفین به معنای سرنوشت به کار میرود. و با توجه به مفهوم این دو مرحله قدر مقدم بر قضا است. مرحله قدر مرحله اندازهگیری و فراهم کردن اسباب و زمینهکاری است و مرحله قضا مرحله پایان کار و یکسره شده کار است. 1 با توجه به این معنا منظور از تقدیر الهی این است که خداوند متعال برای هر پدیدهای اندازه و حدود کمی و کیفی و زمانی و مکانی خاصی قرار داده است که تحت تاثیر علل و عوامل تدریجی تحقیق مییابد. 2 در قرآن تقدیر در بعضی از آیات تقدیر عام است و شامل جمیع مخلوقات خداست و خلق کل شی فقدر تقدیرا 3 و همه چیز را آفریده و به اندازهاش مقرر داشته است و در جایی دیگر انا کل شی خلقناه بقدر 4 ما همه چیز را به اندازه آفریدیم. اما در بسیاری از آیات حتی تقدیرات خاص را هم بیان فرموده است انزلنا من السما ما بقدر 5 نزول آب از آسمان با قدر و اندازه خاص است. و یا خیلی جزئیتر و شخصیتر قدرنا انما لمن الغابرین 6 یعنی مقرر کردیم که همسر لوط از هلاک شدگان باشد. و دهها آیاتی دیگر که از آنها فهمیده میشود که همه چیز مشمول تقدیر الهی است لکن تقدیر الهی تنها شامل امور غیر اختیاری
راه تحصیل ایمان
اعمال نیک ظاهر می شود. از این رو می توان گفت میوه تقوا را باید از شاخه ایمان بر گرفت.ایمان که یک عمل اختیاری قلب است مراتبی دارد و شدت و ضعف می پذیرد. … نهاد آدمی است با تعیین متعلق آنها شکوفا می سازد مانند میل فطری به جلب منفعت و رسیدن به سعادت و کمال.این نکته مبتنی بر این حقیقت است که اعمال اختیاری
شئون اختصاصی صدیقۀ کبری(س)
-اعمال اختیاری مستحق بهشت یا جهنماگر اعمال بر اثر فشار خدا بوده بدون اینکه خود انسان اختیاری در آن داشته باشد این انسان نه باید به بهشت برود
تفاوت دنيا و آخرت
تفاهم و رعایت حال اکثریت مردم است که ذهنشان با این گونه مفاهیم, آشناتر است .همچنین در روایات شریفه, شواهد فراوانی یافت می شود بر این که اعمال اختیاری
مباحث اخلاقی
در حالی که ممکن است از نظر عبادت ضعیف باشد 8 در این حدیث اولا مقایسه حسن اخلاق به عبادت و ثانیا ذکر درجات بالای اخروی که حتما مربوط به اعمال اختیاری
نگاهي به ابعاد شخصيتي عقيله بني هاشم
آنهاست و نه امکان اشتباه و یا این که گناه نکردن و اشتباه نکردن معصومین معلول نوع بینش و درجه یقین و ایمان آنهاست؟ 10 به بیانی دیگر آیا اعمال اختیاری
نگاهي به ابعاد شخصيتي عقيله بني هاشم
آنهاست و نه امکان اشتباه و یا این که گناه نکردن و اشتباه نکردن معصومین معلول نوع بینش و درجه یقین و ایمان آنهاست؟ 10 به بیانی دیگر آیا اعمال اختیاری
علم امام (علیه السلام)
اسباب و شرائط مساعدت نکنند از پیش نمیرود.و اینکه امام ع به اذن خدا به جزئیات همه حوادث ـ چنانکه شده و خواهد شد ـ واقف است تاثیری در این اعمال اختیاری … صورت تحقق خارجی این فعل اختیاری از آن جهت که متعلق خواست خدا است حتمی و غیر قابل اجتناب است و در عین حال اختیاری و نسبت به انسان صفت امکان دارد ؛ دقت شود .۳ـ اینکه ظواهر اعمال … اعمال او و ارتباطی با تکالیف خاصه او ندارد. و اصولا هر امر مفروض از آن جهت که متعلق قضا حتمی و حتمی الوقوع است متعلق امر یا نهی یا اراده و قصد انسانی نمیشود.آری متعلق قضا حتمی و مشیت قاطعه حق متعال مورد رضا به قضا است؛ چنانکه سیدالشهدا ع در آخرین ساعت زندگی در میان خاک و خون میگفت رضی بقضائک و تسلیما لامرک لا معبود سواک . و همچنین در خطبهای که هنگام بیرون آمدن از مکه خواند فرمود رضی الله رضانا اهل البیت .۲ـ حتمی بودن فعل انسان از نظر تعلق قضا الهی منافات با اختیاری
اختيار در اعمال حتي در انبيا و ائمه
تمام انبیای خدا و ائمه طاهرین اعمال اخلاق کردار و منش آنها اختیاری بوده است. تمام ارزش کار آنها هم به اختیاری بودن این کار است.
تواضع و آثار آن - جلسه هشتم - (متن کامل + عناوین)
ایمان فاعل مختار ثبت و ضبط مینماید به صورت واقعی نه به وجود لفظی همچنان که فیلم در خارج صورت حرکات و احوال را ضبط مینماید همه افعال و اعمال اختیاری … مفاد آیه کریمه ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید گفتاری از فاعل مختار و همچنین عملی صادر نخواهد شد جز اینکه بر آن اعمال دو شاهد و رقیب و فرشته موکل هستند. افعال اختیاری … یک صورت و یا یک فیلم بپذیرد از این نظر روح مصور به صورتهای بیشماری خواهد بود و همه سیرت و صورت روح و سیرت اعمال و عقاید اهل ایمان است.بالاخره آثار حاصله از احوال و افعال اختیاری
جايگاه دين در قرآن
چون اعمال خوب اثر دنیایی و آخرتی دارد.اما عمل اختیاری را پروردگار در قرآن میفرماید فلو شآ لهدلـکم اجمعین اگر من اراده میکردم تمام مردان و زنان
عمل و ريشه آن
برخی آیات و پارهای روایات استفاده میشود که بدن انسان به طور مطلق و بدون اختصاص به عضوی و جزئی معین در راه انجام دادن اعمال هزینه میشود.اگر بدن با تکیه بر اراده اختیاری … اعمال زشت و ناپسند. و گناهان و بدیها و خلاصه خارج از فضای هدایت خدا و راهنمائیهای پیامبران و امامان معصوم هزینه شود هزینهای نابجا و غیرمعقول و برخلاف شئون انسانیت و به فرموده قرآن اسراف و زیاده روی و خرجی خارج از حدود و مرزبندیهای حق است و این گونه هزینه کردن بدن مورد نفرت خدا و امری بسیار ناپسند و سبب به باد دادن سرمایه وجودی است.چنین اسرافی نسبت به بدن درقیامت عامل جریمهای سنگین و کیفری سخت است و کذلک نجزی من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه و لعذاب الآخره اشد و ابقی و کسی که وجودش را به اسراف و زیاده روی هزینه نموده و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده این گونه کیفر میدهیم. ولی بیتردید عذاب آخرت سخت تر و پایدارتر است.واگر بدن با تکیه بر اراده اختیاری
عمل و ريشه آن
برخی آیات و پارهای روایات استفاده میشود که بدن انسان به طور مطلق و بدون اختصاص به عضوی و جزئی معین در راه انجام دادن اعمال هزینه میشود.اگر بدن با تکیه بر اراده اختیاری … اعمال زشت و ناپسند. و گناهان و بدیها و خلاصه خارج از فضای هدایت خدا و راهنمائیهای پیامبران و امامان معصوم هزینه شود هزینهای نابجا و غیرمعقول و برخلاف شئون انسانیت و به فرموده قرآن اسراف و زیاده روی و خرجی خارج از حدود و مرزبندیهای حق است و این گونه هزینه کردن بدن مورد نفرت خدا و امری بسیار ناپسند و سبب به باد دادن سرمایه وجودی است.چنین اسرافی نسبت به بدن درقیامت عامل جریمهای سنگین و کیفری سخت است و کذلک نجزی من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه و لعذاب الآخره اشد و ابقی 1 و کسی که وجودش را به اسراف و زیاده روی هزینه نموده و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده این گونه کیفر میدهیم. ولی بیتردید عذاب آخرت سخت تر و پایدارتر است.واگر بدن با تکیه بر اراده اختیاری
عمل و ريشه آن
برخی آیات و پارهای روایات استفاده میشود که بدن انسان به طور مطلق و بدون اختصاص به عضوی و جزئی معین در راه انجام دادن اعمال هزینه میشود.اگر بدن با تکیه بر اراده اختیاری … اعمال زشت و ناپسند. و گناهان و بدیها و خلاصه خارج از فضای هدایت خدا و راهنمائیهای پیامبران و امامان معصوم هزینه شود هزینهای نابجا و غیرمعقول و برخلاف شئون انسانیت و به فرموده قرآن اسراف و زیاده روی و خرجی خارج از حدود و مرزبندیهای حق است و این گونه هزینه کردن بدن مورد نفرت خدا و امری بسیار ناپسند و سبب به باد دادن سرمایه وجودی است.چنین اسرافی نسبت به بدن درقیامت عامل جریمهای سنگین و کیفری سخت است و کذلک نجزی من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه و لعذاب الآخره اشد و ابقی 1 و کسی که وجودش را به اسراف و زیاده روی هزینه نموده و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده این گونه کیفر میدهیم. ولی بیتردید عذاب آخرت سخت تر و پایدارتر است.واگر بدن با تکیه بر اراده اختیاری
ارزش بندگی و دینداری در آزادی عمل
نمیخواهم به زبان سادهتر به خدا میگوید مگر نمیخواهی رحمت رحیمیهات را در برابر عمل نیک اختیاری خرج کنی؟ من نمیخواهم و این عمل نیک اختیاری را انجام نمیدهم آن اعمال
تفسیر قرآن ـ جلسه بیست و چهارم
اختیاری باشد چه حمد تکوینی.و هر حمدی که از لغت حمد در میآید برگشتش به الله است فرقی نمیکند ما یک حمد داریم که در کتاب خدا زیاد آمده است دستور هم داده شده است قل الحمد لله رب العالمین که فرمان واجب است و شنیدید که در جلسات گذشته پنج سورهبسیار مهم قرآن بعد از بسم الله با الحمدلله شروع شده است و در دعاها و روایات هم این لغت بسیار آمده است و در نهج البلاغه در ابتدای خطبه اول آمده است در خطبههای دیگر هم آمده در نامهها هم آمده و در معارف الهیه هم آمده است و در آن خیلی بحث شده است و به نظر من حرف اینهایی که میگویند حمد مدح شکر متقارب المعنی نیست درست تر استچون من خودم از خیلی وقت پیش به این نتیجه رسیدم که در قرآن کریم مترادف وجود ندارد حمد یک باب جداگانه است و شکر یک باب جداگانه است قلب صدر لب عقل فؤاد هر کدام مورد جداگانه دارند نمیشود همه اینها را به یک معنا گرفت اگر میشد به یک معنا بگیریم خدا یک لغت در قرآن مجید میآورد و دلالت میکرد که مثلا منظور از روح عقل است نفس است فؤاد است لب است قلب است اینها حتی آیاتش را اگر کنار همدیگر بگذارید میبینید موارد استعمال معنایی فرق میکند حمد به فارسی به معنای ثنا و ستودن است ستودن نسبت به افعال و اعمال
فلسفه اخلاق
برخی هم کمال گرایی را به عنوان بهترین معیار خوبی و بایستگی اعمال اختیاری پیشنهاد داده اند.به دیگر تعبیر در میان پرسش های اخلاق هنجاری این پرسش
English