نماز و مفاهیم الرحمن الرحیم را در خانه انتقال دهید. الرحمن یعنی بخشنده رزق و روزی به تمام موجودات و نانرسان باشید و الرحیم یعنی یک آدم مهربان با محبت باشید و پاداش نیکی احدی را فراموش نکنید؛ حال چه در حق من نیکی کرده باشد چه در حق دیگران. خیلی الرحمن الرحیم عجیب است که شبانهروز به ما گفتند چهل بار بخوانید و بعد مفهومش را انتقال بده که صیرورت
9 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: رحمانیت و رحیمیت باید از افق اعمال و حال انسان طلوع کند/ ثروتمندان دولتی، از مقایسه خداوند میان شما و فقرا بترسید
از نماز خواندن تا نماز شدن
صیرورت و در فارسی به معنای گشتن و شدن است. طلوع رحمانیت و رحیمیت از افق اعمال مامن همینگونه که نماز میخوانم باید همه وجودم هم بشود نماز یعنی آنقدر معانی را با کمک پروردگار به خودم انتقال … مشاعر خودش به احساسات خودش به باطن خودش انتقال دهد یعنی همانگونه که نماز میخواند نماز هم بشود.حکمای اسلامی حکمای بعد از ظهور اسلام در ابتدای کتابهای حکمتشان معمولا همه به این معنا اشاره کردند که بر انسان صیرورت … نماز ظهرش را با جماعت میخواند ساعت پنج میآمد دوباره میرفت حرم ده شب برمیگشت. هفت هشت ده سال کارش همین بود همان سالهای اول یک روز میبیند فرشهای حرم و بیرون حرم کهنه است سنگهای دور حرم خوب نیست بهترین سنگ را میدهد از ایران بیاورند سنگتراش هم میبرد تمام دور حرم ابیعبدالله ع را سنگ مرمر سبز میکند تمام فرشها را هم فرش دستباف نو میکند. اواخر ویلچری شد و روی ویلچر نشسته بود دو سه متری ضریح خلوت بود کربلا زیارت میخواند. آن وقت عراق شاه داشت رئیس جمهور نداشت. یک پادشاه بیست و دو سه ساله داشت به نام فیصل که سید هم بود سید هاشمی بود نه سید پیغمبری این آمد حرم ابیعبدالله ع زیارت وقتی این سنگها را میبیند عجب سنگهایی خودش کاخ داشت و متوجه میشد فرشها را میبیند خیلی پول خرج شده برای این فرشها و برای این سنگها به آن گماشتهاش میگوید این کار کیست؟ هندی است؟ عراقی است؟ کجایی است؟ گماشتهاش میگوید خیر کار آن کسی است که روی ویلچر نشسته و زیارت میخواند و گریه میکند.فیصل میگوید برو ویلچرش را هل بده و بیاور جلوی من. ویلچر را هل میدهد و میآورد فیصل سلام و علیک میکند محبت میکند و به او میگوید معلوم است شما خیلی عاشق ابیعبدالله ع هستی میگوید بله. فیصل میگوید من خیلی از کار شما لذت بردم این سنگها این فرشها یک چیزی از من بخواه. میگوید والله من دست تنگ که نیستم وضعم خیلی خوب است اما حالا شما تشویق همینطوری نگو باریک الله دستت درد نکنه یک کاری بکن. گفت یک چیزی از من بخواه میگوید اعلیحضرت به من میخواهی لطف کنی من قبول میکنم ستونهای حرم که گنبد رویش بود خیلی پهن بود به او میگوید یک قبر در یکی از این ستونها به من بدهید درجا دستور میدهد ستون را به اندازه یک قبر بتراشید قبر را آماده لحد آماده بنویسید به او بدهید و همانجا هم دفن است یعنی چهار قدمی قبر دفن است.خیلی الرحمن الرحیم عجیب است که شبانهروز به ما گفتند چهل بار بخوانید و بعد مفهومش را انتقال بده که صیرورت
حقیقت قرآن
صیرورت معنیاش این است که این خواندن را پروردگار به صورت نماز و این خواندن را به صورت قرائت قرآن واجب و مستحب مؤکد کرده برای اینکه از طریق خواندن … در دو سجدهی هر رکعتی از نماز و در رکعت سوم نماز مغرب و دو رکعت ظهر و عصر و عشا این حقیقت را خواندنش را واجب کرده ولی پروردگار به خواندن تنها قناعت نکرده. این خواندنها به قول علمایی که در مسائل عقلی خیلی کار کردهاند لفظ خودشان برای صیرورت
هدایتگری امام عصر(عج) در قرآن چگونه عنوان شده است؟
نماز واجب و مستحب و انجام فرائض و نوافل بپردازد و کارش برای خدا و در مسیر حلال باشد سالک راه و همسفر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و عترت طاهرین علیهم السلام و نیز همراه وجود مبارک ولی عصر عجل الله تعالی فرجه است.گرچه این آیه کریمه خطاب به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم است لیکن امام زمان عجل الله تعالی فرجه که جانشین آن جناب است نیز مخاطب این آیه کریمه است و به آن عمل میکند و براساس آن راهنما و همسفر سالکان طالب وجه الله است؛ یعنی پیشاپیش آنها قدم مینهد و سالکان در پی قدوم او گام برمیدارند.اهل این طریق احساس امن و آرامش میکند و مییابد که مولای او پیشاپیش وی در حرکت است. او نه تنها جامعه را در سیاست و حکومت واحد جهانی رهبری میکند مولای سالکان کوی وصال نیز هست و آنان را در این مسیر نیز گام به گام پیش میبرد. او امام دلهاست همانطور که امام بدنهاست؛ و امام جهاد اکبر است همانگونه که رهبر جهاد اوسط و جهاد اصغر است. ...انبیا و اولیای الهی که آشنایان طریقاند سفیران هدایت خلقاند از اینرو خدای سبحان نبی اعظم خویش را به صبر و همقدمی با سالکان جاده عبودیت امر میکند و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداه و العشی یریدون وجهه ۶ زیرا سالکی که بداند راهنمای مهربان با اوست مسیر را بیاضطراب میپیماید؛ ولی اگر راهنما ایصال به مطلوب نکرده او را رها سازد و فقط به نشان دادن راه-ارائه طریق-بسنده کند سالک یا به مقصد نخواهد رسید یا وصولش به مقصود با دشواری و اضطراب همراه خواهد بود....امامان معصوم علیهم السلام افزون بر رهبری ظاهری و اداره امور ملکی سیر درونی و رهبری ملکوتی جامعه را نیز به عهده دارند. اگرچه بیگانگان رهبری ظاهری را از ائمه اطهار علیهم السلام گرفتند و آن ذوات مبارک را خانهنشین کردند رهبری ملکوتی حقیقتی است که از وجود مقدسشان جدایی و زوال نمیپذیرد زیرا چنین قیادت ملکوتی نه با نصب اعتباری اعطا میشود و نه با تهاجم و غصب ظاهری از دست میرود.نماز نمازگزار اگر پذیرفتنی باشد کلمۀ طیبی است که به سوی خدا بالا میرود و مایه تقرب صاحب آن به خدای سبحان میشود زیرا الصلاه قربان کل تقی ۷ و روزه زکات حج و دیگر عبادات نیز هرکدام چنین است و براساس الیه یصعد الکلم الطیب ۸ این صعود و تقرب سیری صیرورت
قم حرم حضرت معصومه(س) دههٔ دوم رجب 1396 سخنرانی چهارم
نماز جماعت امشب و روزه یکماهونیم دیگر -ماه رمضان- نیست؛ بلکه خدا عبادت بدنی دارد عبادت مالی دارد عبادت اخلاقی دارد عبادت حالی و قلبی دارد. امیرالمؤمنین میفرمایند اجتهاد داشته باشید یعنی عبادت همهجانبه کوشش مثبت و همهجانبه؛ این دو. و عفه زبانتان چشمتان گوشتان شکمتان شهوتتان دستتان و پایتان را با کمربند نورانی عفت ببندید که اینها بهطرف حوزه شیطان فرار نکنند؛ چشمت هرز نشود و گوشت کنار هر صدای نابابی هر غیبتی هر تهمتی هر دریوری نرود و بنشیند؛ زبانت میداندار باطلگویی نشود؛ دستت کارخانه تولید شر برای مردم نشود؛ قدمت تو را به مراکز گناه نبرد؛ شکمت هم مال حرام قبول نکند؛ این عفت است علمای بزرگ علم اخلاق میگویند هر عضوی از هفت عضو وجود عفت ویژه خودش را دارد. و السداد آدم پابرجایی باشید آدم استواری باشید حزب باد نباشید پابرجای در حقایق و در دین و در توحید و در نبوت و در امامت باشید و از هر طرفی باد میوزد مثل پشه در امواج باد نیفتید تا هر کجا دلش بخواهد شما را باد ببرد.عیبی ندارد در محضر حضرت معصومه حرف امیرالمؤمنین را تعبیر بکنم که دارودستهای و گروهگرا و حزبی نباشید و مستقیم با خدا کار بکنید. آنجایی که به نفع کشور است قدم بردارید؛ اگر نیست قدم برندارید آنچه که خود و خدا به نفع خانوادهتان است انجام بدهید و حرفی را بزنید که سازنده خیر دنیا و آخرتتان است. آدمهایی نباشید که با شتاب در همهچیز قضاوت بکنند. خب شما نمیتوانید علی بشوید چون ظرفیتش را ندارید؛ اما میتوانید شیعه علی بشوید این را نمیتوانید بگویید نمیتوانیم و اگر کسی بگوید من نمیتوانم شیعه واقعی علی باشم به پروردگار تهمت زده است. پروردگار برای چه امیرالمؤمنین را بعد از پیغمبر بهعنوان امام واجبالاطاعه معرفی کرده است؟ برای اینکه ملت ماموم بشوند؛ امام برای صیرورت
همدان_ مهدیه دهه سوم رجب 1395 - سخنرانی اول
نماز است؟من در زمینه این حرفهای فارسی هم آیه الان در ذهنم زیاد است و هم روایت چرا پیغمبر اکرم میفرماید آنی که سر به قوم و خویشش نمیزند در قوم و خویشها مریض هست فقیر هست ندار هست دختردار هست پسردار است مشکلدار هست ولی به یک نفرشان سر نمیزند پول هم دارد آبرو هم دارد نمیرود. چرا پیغمبر میفرماید عمر این آدم کوتاه میشود ما در قدیم اینقدر مرگ و میر نداشتیم به این راحتی مردم نمیافتادند بمیرند چرا میگوید عمر را کوتاه میکند نرفتن و سر نزدن به اقوام به عمهها به خالهها به عروسهایشان به دامادهایشان به برادرها به بچههای برادر چون خدا بیرحم را دوست ندارد که راست راست روی این زمین راه برود و نمکش را بخورد و لگدپرانی هم بکند خوشش نمیآید از آدم بیرحم.این داستانی که من میگویم شصت سال ازش گذشته یا بیشتر فکر میکنم بیشتر اینجور که پدرم برایم نقل میکرد بالای هفتادسال میگفت ما یک قوم و خویش داشتیم این اصلا یک کارش این بود که به تمام قوم و خویشها سر بزند دارا ندار سالم مریض اصفهان هم زندگی میکرد ماشین هم نیامده بود ایران فقط دربار قاجاریه یکی دو تا ماشین داشتند دیگر ماشینی نبود میگفت این بزرگوار که به همه سر میزد یک دانه قوم و خویش داشت یک دانه که سالها بود از اصفهان زندگیاش کشیده شده بود به زنجان میگفت سالی یک بار از حدود اصفهان سوار الاغ میشد میراند میراند تا زنجان در خانه قوم و خویش را میزد در را باز میکردند میرفت تو میگفت هیچ کاری برایم نکنید نمیمانم من من فقط به دستور قرآن و الذین یصلون ما امر الله به ان یوصل الرعد 21 امر الله به دستور خدا که امر به صله رحم دارد یک و به دستور پیغمبر که فرموده صل رحمک برو رحمت را ببین گرچه مسیر رفتنش یک سال طول بکشد من همین آمدم که روز قیامت خدا به من نگوید من امر به صله رحم داشتم چرا امر من را زیر پا گذاشتی پیغمبر گریبانم را نگیرد بگوید نگفتم صله رحم کن اصفهان تا زنجان که یک سال راه نبود یک ماه راه بود خب من اگر این دعاها و زیارتها را بخوانم ولی ساکن باشم صیرورت … صیرورت یعنی برای یک سفر معنوی برای حرکت از کوچکی به بزرگی برای حرکت از نداری به سوی دارایی برای حرکت از فقر معنوی به سوی غنای معنوی. گردیدن یعنی تحول پیدا کردن یعنی تغییر پیدا کردن گردیدن و تحولی که پروردگار عالم اگر در طبیعت عالم هم قرار نداده بود هیچ سودی بر این عالم ظهور نمیکرد اگر در جهان خلقت فقط ایستایی بود حیات به وجود نمیآمد.از زمانی که کره زمین را آفریده حرکت بهش داده در هر بیست و چهار ساعت یک بار دور خودش میگردد یا میگرداند شب و روز به وجود میآید اگر این حرکت را به خورشید نمیداد میلیاردها سال بود یک طرفش شب بود و یخبندان کامل یک طرف روز بود و گرمای کامل. خب در آن یخبندان خارج از حد در این گرمای خارج از حد چیزی به وجود نمیآمد یک طرف چهرهاش آتش بود فقط سوختن یک طرف چهرهاش هم فقط یخبندان بود.شما دقت فرمودید قرآن مجید چقدر اسم شب و روز را میآورد دقت فرمودید در تمام آیات کلمه اختلاف را یعنی گردیدن را کنار شب و روز آورده و این بیست و چهار ساعتی که هم شب پدید میآید هم روز پدید میآید را نشانه توحید و ربوبیت و قدرت و رحمت خودش معرفی کرده است. ان فی خلق السماوات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات لاولی الالباب اینکه شب میآید میرود روز میآید روز میآید و میرود شب میآید این از نشانههای من است نشانههای چی اوست؟ نشانههای قدرت توحید ربوبیت رحمت خب اگر ساکن بود کل دوران عمرش زمین یخبندان بود و یک گلوله آتش. معلوم میشود حرکت خیلی کار میکند.معلوم میشود اگر حرکت نبود فساد بود معلوم میشود اگر حرکت نبود تولید منفعت و سود محال بود در عالم امکان نداشت حرکت دومی هم به زمین داده که در سیصد و شصت و پنج شبانه روز یک بار دور خورشید میزند میلیاردها تن سنگینی ولی یک حرکت بسیار مناسب که با این سفری که خورشید برای زمین ایجاد میکند بر اثر جاذبه و زمین میتواند بگردد خب با این گردیدن چهار فصل به وجود میآید بهار حالا اگر همیشه بهار بود هیچی به وجود نمیآمد تابستان اگر همیشه تابستان بود چیزی پدید نمیآمد آتش بود و گرما پاییز زمستان خب اینها همه محصول حرکت است.شما در قرآن مجید هم که ملاحظه بکنید به بهار به تابستان به زمان درو محصولات به برگ ریزان به زمستان اشاره میکند. ولی همه اینها محصول حرکت است اگر ما در این زمینههای کشاورزی دانه را میپاشیدیم و به درون دانه حرکت نمیداد خب همه دانهها در قبر زمین میپوسیدند بالا نمیآمدند اگر حرکت نبود هیچ نهالی رشد نمیکرد اگر به نطفه حرکت نمیداد خب در صلب پدر حبس بود و اسیر بود و نابود میشد اگر به نطفه حرکت نمیداد در رحم مادر میپوسید و در همان رحم آب میشد و از بین میرفت در ذات نطفه حرکت ایجاد کرده که جنین میشود نه ماهش میشود به دنیا میآید در دنیا پر از حرکت ارادی و غیرارادی با حرکتهای ارادی یک مرجع تقلید میشود یک فقیه میشود یک فیلسوف میشود یک نویسنده میشود یک مخترع میشود خب اگر حرکت نبود هیچی نبود. شما نعمت حرکت را کم رویش فکر کردید یا بعضی از مردم دنیاروی حرکت هیچ فکری تا حالا نکردند فقط تماشاگر بودند روز میشود شب میشود دانهها رشد میکند نهالها رشد میکند نطفهها رشد میکنند همین دیدن فقط دیدنی که حیوانات هم میبینند تمام حیوانات هم فقط میبینند اما هیچ وقت در مقام درک و در مقام فهم و در مقام یافتن عظمت حرکت و آثار حرکت درنمیآیند.همین اعمالی که ما انجام میدهیم دیشب نماز
برتریِ انجام عمل به سخن گفتن
صیرورت بسیار محدود است و ملت هم حرفهایشان را نمیفهمند. ولی این انسان چه صیرورتی پیدا کرد که با یک نوک قلم روی یک تکه کاغذ کمر استعمار را میشکند. روزی در سالنی که معمولا علما میآیند به ملاقاتش نشسته بود دیدند شیخی از در وارد شد با لباس معمولی و با عمامه کوچک و عبای کهنه. میرزا تا او را دید تمام قد از جا بلند شد -این را من در نوشتههای حاج شیخ آقا بزرگ تهرانی دیدم که میرزا را کاملا دیده بود- و آورد بغل دست خودش نشاند. کمی با همدیگر آهسته صحبت کردند و شیخ به میرزا گفت من زیارتهایم تمام شده؛ کاظمین سامره نجف و کربلا یک روز هم نمیتوانم بمانم به من اجازه بدهید بروم. میرزا تا در بیرون حیاط بدرقهاش کرد. وقتی برگشت همه تعجب کرده بودند گفتند میرزا این آقا را ما تا حالا ندیده بودیم این احترامی هم که شما به او کردید تا حالا نسبت به کسی دیگر از شما ندیدیم او که بود؟ میرزا فرمودند در جوانی همبحث و همدرس من بود خیلی هم خوب خواندیم. یک روز به من گفت میرزا چند روزی نجف میخواهد تعطیل بشود زمان شیخ انصاری من قوم و خویشهایم خواهر و برادرهایم در خراسان هستند اگر به من اجازه بدهید من به ایران بروم و اقوامم را در خراسان ببینم و برگردم گفتم برو. رفت و نیامد؛ شش ماه یک سال دو سال پنج سال ده سال دیگر نیامد من خیلی حسرت خوردم. یک بار آمد به او گفتم بابا کجا هستی؟ کجا رفتی؟ قوم و خویشهایت را دیدی؟ گفت هنوز یکیشان را ندیدم گفتم چطور؟ مگر تو نرفتی ایران؟ گفت من رفتم ایران وارد غرب کشور شدم حدودهای غروب بود به منطقهای رسیدم من به آن منطقه رفتم دو بار هم منبر رفتم گفت اول غروب به منطقهای رسیدم از یکی پرسیدم مسجد کجاست؟ میخواهم بروم نماز
و كان من دعائه علیه السلام اذا ابتدا بالدعاء بداء بالتحمید لله عز و جل و الثناء علیه
نماز استحاضه رخصت است ابتداع و بدعت کار تازه کردن یعنی کاری کند که دیگران نکرده باشند مثل اینکه بی نقش و بی مثال و بی ماده شی را از کتم عدم به وجود آورد و برای خاطر همین مطلب است که ذات مقدس او را ندا کند به یا مبدع. اختراع یعنی ایجاد کردن شاید که این اعم باشد از ابتداع مشیت آن شا به معنی خواستن و اراده. شرح یعنی ابداع و ایجاد و کار تازگی کرده است به سبب قدرت خود مخلوق را ایجاد کرد و ایجاد کرد مردم را بر مشیت خود ایجاد کردنی. بیان در تعدیه ابتداع ببا و اختراع بعلی و منشا اول قدرت که صفت ذات است و ثانی مشیت که صفت فعل است شاید دلالت کند بر اخصیت ابتداع یعنی او عبارت باشد از بی ماده و اصل خلقت کردن. اللغه سلوک به معنی دخول یقال سلکته ای دخلته. بعث به معنی فرستادن و برانگیزانیدن اراده و محبت در لغت به معنی میل نفس و دوست داشتن و این دو صفت از صفات بشر است لکن اسناد این دو صفت به ذات باری به اعتبار دو معنی دیگر است. اما اراده یعنی دانستن باشیا علی الوجه الاکمل و الاتم. و اما محبت انعام بر مخلوقست هر که هست به حسب حال و استعداد او شرح یعنی داخل کرد ایشان را در راه اراده ی خود به عباره اخری داخل در وجود کرد هر مخلوق را به حسب اصلح و اکمل و اتم بحال او در وجود فرستاد ایشان را در راه انعام خود یعنی ایشان را از عدم به وجود آورد اعطا وجود بر قوالب معدومه یکی از راههای محبت و انعام او است که اینها را که خلقت کرد شبهه ی نیست که مرتب در وجود هستند مثلا خلقت زید در هزار سال قبل و خلقت عمرو بعد از هزار سال هر یک اصلح و اکمل است به حال خلقت او در همان وقت که خلقت شده بود اگر خلاف شود خلاف اراده به معنی مذکور شده پس این مخلوق آقائی و مولائی ندارد تاخیر از زمانی که خدای مقدم کرده است ایشان را به سوی او و توانائی ندارند که پیشی بگیرند به سوی زمانی که خداوند عقب انداخت ایشان را از آن زمان به عبارت اخری مالک نیستند مقدم را موخر کنند و موخر را مقدم. قال الله تعالی عنت الوجوه للحی القیوم بدانکه در فقره ی اولی تعبیر بلایملکون و در ثانیه بلایستطیعون شاید از باب تفنن در عبارت که نوعی از بلاغت است باشد. توضیح بعضی از افاضل از برای این فقره معانی دیگر هم کرده اند مثل اینکه تغییر احکام در اوقات که قرار داده شده است بدهند نمی توانند و این در کمال بعد است زیرا که عصاه و فسقه به حسب دواعی خودشان تبدیل و تغییر می دهند و لفظ ثم نه اینکه از برای رتبه و تاخیر زمانی باشد بلکه بیان و تفسیر باشد از برای ابتداع و اختراع دلالت می کند بر این مقاله لفظ ثم در بعضی از فقرات بعد. اللغه جعل از برای او معانی عدیده است گاه استعمال می شود به معنی طفق و صار در این مقام لازم است و در مرتبه ی دیگر به معنی اوجد در این وقت متعدی است به یک مفعول و در مرتبه ی سیم به معنی صیرورت
سیری در دعا و نگارش متون دعایی
صیرورت" و پیامهای گوناگون "تربیت" که "مکتب دعا" تحقق بخش آنهاست.17دعا و سلوک الهیاینکه گفتهاند "سلوک سیر الی الله است اولا. و سیر فی الله است. ثانیا که تمامی ندارد" از جمله بهترین مقدمات این سیر هر دو خواندن متاملانه دعاهای توحیدی و معتبر است. پس هر گاه طالب لعل و گوهری به هم رسد خورشید از پرورش معدن و کان دریغ نخواهد کرد.18حوزههای گوناگون آداب دعاکتابهای دعا از دید کلی به چند گروه تقسیم میشوند دسته نخست کتابهایی است که صرفا مشتمل بر دعاها بوده و به تناسب تقسیمبندی مؤلف و موضوع ادعیه که درباره روزهای هفته ماه و یا سال باشد ترتیب یافته است.نمونه این نوع کتب ادعیه عبارتند از 1- مصباح المتهجد تالیف شیخ طوسی. 2- اقبال الاعمال تالیف سید بن طاووس. 3- بلدالامین تالیف کفعمی.دسته دوم کتابهایی است که درباره آداب دعا نوشته شده است.نمونه این نوع کتب ادعیه عبارتند از 1- عده الداعی و نجاح الساعی تالیف ابن فهد حلی. 2- آداب دعا تالیف سیدمحمد باقر بن اسماعیل خاتون آبادی.دسته سوم کتابهایی است که به نحوی مربوط به امور طلسمات شده و در آنها از تعویذات و ادعیه بهره گرفته شده است.نمونه این نوع کتب ادعیه عبارتند از 1- مهج الدعوات و منهج العبادات تالیف سید بن طاووس.دسته چهارم کتابهای مربوط به استخاره است. دلیل احتساب این آثار در میان کتابهای دعا این است که دعاهای عندالاستخاره به تفصیل در آنها آمده است؛ علاوه بر اینکه خود استخاره نوعی دعا است.نمونه این نوع کتب ادعیه عبارتند از 1- فتح الابواب تالیف سید بن طاووس. 2- مفاتیح الغیب تالیف علامه مجلسی.دسته پنجم کتابهای مشتمل بر زیارات است که به هر روی از همان آغاز پیوسته به کتابهای دعا بوده است کتابهایی که از آنها با عنوان المزار یا شبیه آن یادشده است. شیخ صدوق شیخ مفید شهید اول و شماری دیگر از علمای شیعه در این باب تالیفاتی دارند.نمونه این نوع کتب ادعیه عبارتند از 1- کامل الزیارات تالیف ابن قولویه. 2- المزار تالیف شیخ مفید.گفتنی است که فرهنگ دعا و زیارت تا اندازه زیادی به یکدیگر آمیخته بوده و به طور معمول در کنار یکدیگر قرار داشته است.19مراحل آداب دعای شیعی و جوامع مهم و شاخص هر دورهالف آداب دعای شیعی تا زمان شیخ طوسیپیش از شیخ طوسی آثار فراوانی در گردآوری ادعیه در میان جامعه فرهنگی شیعه تالیف شد آثاری که شیخ طوسی و عالمان شاخص در زمینه ادعیه تا قرنها از آنها در تالیف کتابهای دعایی خویش بهره بردهاند اما به مرور زمان آن آثار از میان رفته است. اما علیرغم از بین رفتن بسیاری از آثار با آگاهی از نام کتابها با ادبیات شیعی در هر موضوع و گستردگی آن آشنا میشویم. در زمینه دعا هم میتوانیم با رجوع به فهرست هایی همچون فهرست نجاشی فهرست طوسی و …فهرستی از ادب دعا را در شیعه به دست آوریم.20 تا قبل از شیخ طوسی یکی از مهمترین آثار شاخص در زمینه دعا و زیارت کتاب کامل الزیارات تالیف ابن قولویه قمی است.ابن قولویه قمی فقیه محدث در قرن چهارم هجری و متوفای 368 ه.ق است. و هر گاه به طور مطلق "ابن قولویه" گفته شود منظور وی یعنی جعفر بن محمد بن قولویه است.21شیخ طوسی مینویسد وی تالیفات فراوانی دارد از جمله تصنیفات او کتاب جامع الزیارات است.22کتاب کامل الزیارات در 108 باب تالیف شده که به تصدیق ارباب فن از بهترین کتابهای تصنیف شده در باب زیارت چهارده معصوم علیهم السلام است23 با حمد و سپاس به درگاه ایزد الهی شروع و با عبارت "تمت بعون الملک الوهاب فی تاریخ یوم الاربعا…" تمام میشود.ب آداب دعای شیعی از شیخ طوسی تا ابن طاووسشیخ طوسی مهم ترین شخصیت و دانشمند شاخص در قرن پنجم م 460 ه.ق محسوب میشود و صاحب تالیفات فراوانی در زمینه کتب متعدد علوم اسلامی در فقه اصول حدیث رجال درایه تفسیر کلام دعا و .. است.مهمترین اثر دعایی که شیخ طوسی تالیف کرده و در اصل پدر ادب دعایی شیعه باید خوانده شود کتاب سترگ و پرارج "مصباح المتهجد" است.مصباح المتهجد از کتب نفیس و کمنظیر شیعه است. این کتاب گرانقدر مشتمل بر عبادات و دعاهایی است که از ائمه طاهرین علیهم السلام در ساعات و روزها و هفتهها و ماههای سال رسیده است. این کتاب یکی از پرارزشترین کتب ادعیه شیعه است که از حیث صحت و اعتبار و قدمت در میان کتب مشابه خود امتیاز خاصی دارد.24این اثر مفصل در سالهای اخیر به همت موسسه "فقه الشیعه" و به کوشش آقای "ابوذر بیدار" و با مقابله نسخههای متعدد به چاپ رسیده است. شیخ طوسی پس از تالیف این اثر به تلخیص آن همت گماشت که از آن با عنوان مصباح صغیر یاد شده است25. کتاب شریف مصباح المتهجد با بیانی از طهارت و احکام طهارت شروع میشود؛ آنگاه به بیان نمازها و دعاهای نماز
English