خریدار پروردگار است ثمن بهشت است.تمام این مسائل از این آیه شریفه در میآید و ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه 1 با با عوض است که در ادبیات خوانده اید معنای این با با توجه به متن آیه با بدل و با عوض میباشد ان الله اشتری خدا میخرد کلمه شری معنی دو پهلو دارد هم به معنی فروش و هم به معنی خرید است اینجا به معنی خریدن است. خدا میخرد از اهل ایمان جان آنها را چه جانی میخرد پروردگار جانی که دینی باشد جانی که هزینه دین شده باشد جانی که در عبادت خدا مصرف شده باشد. البته جان در تمام برنامه های مثبت با بدن شریک است به همین خاطر که ما در عین آن همه مطالب فلسفی به معادی قائلیم که قرآن قائل است. یعنی معاد با همین بدن و با همین جان است با همین هویت است با همین حیثیت است.ما معاد روحانی محض را قبول نداریم چون در معاد روحانی محض بحثی از جسم مطرح نیست ولی در این معاد قرآن بلی قادرین علی ان نسوی بنانه 2 ما قادریم که سر انگشتان دست مردم را با همین کیفیت و صورت و حالت و نقشه در قیامت بیاوریم.اینکه در آیات قرآن هم هست تکلمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون 3 . خود روح که به تنهای دست و پا ندارد. یا شهد علیهم سمعهم و ابصارهم و جلودهم 4 . روح که پوست ندارد. با آیات قرآن مجید ما در فلسفه نسبت به معاد گیر نمی کنیم وسوسه نمیشویم به تردید نمیافتیم. جان مردم را میخرند البته با شرکت بدن مال مومنین
3 مطلب یافت شد
دهه اول محرم 94 مسجد حضرت امیر سخنرانی ششم
خریدار معرفی میکند بازار خرید را قیامت معرفی میکند جنس قابل خرید را انسان معرفی میکند قیمت خرید را هم بهشت معرفی میکند آدمهای کامل را میگوید میخرند.البته هر کسی را که در حد خودش کامل است کمال به تناسب ظرفیت انسانها فرق میکند هر کسی در عالم معنویت کمال مخصوص به خودش را دارد نباید هم کمالی را با کمالی مقایسه کرد ان الله اشتری اشتری یعنی خریداری کردن خداوند میخرد من المومنین از مردمی که کاملند یعنی با ایمانشان به کمال رسیدند البته این ایمانی که در این آیه مطرح است ریشه اعمال انسان است یک مومن نمیتواند از عمل بریده باشد وقتی وجود مقدس حضرت او را پذیرفته قبول کرده باور کرده خواستههایش هم قبول میکند.کسی بگوید من به دستورات پروردگار هیچ کاری ندارم و هیچی هم عمل نمیکنم ولی قبولش دارم این قبول داشتن به درد نمیخورد و قابل ارائه در بازار قیامت هم نیست. لذا ما میبینیم در قرآن مجید مسئله به عنوان یک اصل مطرح است ان الذین آمنوا عملوا الصالحات و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیا بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و یطیعون الله و رسوله اولئک سیرحمهم الله ان الله عزیز حکیم التوبه 71 این یک متن کاملی است در سوره مبارکه توبه.مردان مومن دوستدار یکدیگرند و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیا بعض مومن به مومن کینه ندارد ممکن است از او برنجد ولی دلش آلوده به دشمنی و به کینه نیست. خیلی این مسئله مهم است که پیغمبر میفرماید کسی را که شب را به صبح برساند در حالی که در دل او نسبت به مردم مومن کینه باشد این از رحمت پروردگار محروم است.مردان مومن کنیه به مردان مومن ندارند زنان مومنه به زنان مومنه کینه ندارند. هر دو طایفه هم مردان یکدیگر را دوست دارند به هم محبت دارند و هم زنان مومنه به زنان مومنه محبت دارند آنها هم به هم کینه ندارند مومن هستند که یامرون بالمعروف یعنی اقتضای ایمان این است که یکدیگر را مردم را به خوبیها دعوت کند از بدیها بپرهیزانند نماز را برپا بدارند زکات بپردازند اطاعت کنند از خدا و پیغمبر اولئک سیرحمهم الله اینها مورد رحمت حق هستند قطعا.از اهل کمال میخرد جان و مالشان را یعنی مردمی که هم ایمان دارند هم عمل صالح دارند خب این ویژگیهایی که از ابراهیم بیان شده اینها همه چراغ راه است راهنمایی است که مردم با آراسته شدن به این ویژگیها در حد خودشان به کمال برسند هیچ وقت پیغمبر اکرم ابوذر را دعوت نکرد که باید هم وزن سلمان بشوی بنا به روایتی که آمده مقداد از سلمان بالاتر بوده بنا به آن روایت هیچ وقت پیغمبر سلمان و ابوذر را دعوت نکرد هم وزن مقداد بشوید هیچ وقت سه نفرشان را دعوت نکرد هم وزن امیر المومنین بشوید آنها هر کدام خداوند مهربان یک ظرفیتی بهشان داده بود ظرفیت خودشان را پر کردند از ایمان و عمل صالح کامل شدند میوه پخته شدند. میوه رسیده شدند قابل خرید پروردگار شدند.خب این ویژگیها این است ان ابراهیم کان امه برای امت چهار معنا آوردند که در جلسه قبل معنی اولش را عرض کردم معنی دومش یعنی ابراهیم امام هدایت بود یعنی یک انسانی بود که تمام وجود و عمر خودش را برای هدایت کردن مردم به حقایق به معارف به حلال حرام به مسائل اخلاقی و عملی هزینه کرد. خب این کار را ما در حد خودمان میتوانیم انجام بدهیم ما هم میتوانیم برای دیگرانی که گمراهند هادی راه باشیم ما هم میتوانیم. و این هادی راه شدن کسی اگر بشود پاداشش را جز خدا نمیداند گذشتگان همین یمنیها که الان گرفتار آل یهود هستند انسانهای بسیار والایی بودند چنانکه الان بینشان انسانهای والایی هست. جرمشان هم پیش آل سعود یهود شیعه بودنشان است فقط هیچ جرم دیگری ندارند. نمیخواهند وارد تفسیر سوره مبارکه بروج بشوم اما منزل که تشریف بردید بخوانید این سوره را اگر قرآن با ترجمه خوب دارید و السما ذات البروج البروج 1 و الیوم الموعود البروج 2 و شاهد و مشهود البروج 3 قتل اصحاب الاخدود البروج 4 النار ذات الوقود البروج 5 و هم علی ما یفعلون بالمؤمنین شهود البروج 7 و ما نقموا منهم الا ان یؤمنوا بالله العزیز الحمید البروج 8 آیات روشن است و هم علی ما یفعلون بالمؤمنین شهود مومنین
و اصلحنى بكرمك، و داونى بصنعك
خریدار فروشنده را تشخیص می دهند و اگر این تفاوت نمی بود و اشخاص با نگاه به یکدیگر شناخته نمی شدند قطعا نظام جامعه دچار اختلالی عظیم و اختلافی شدید می گردید و مفاسدی بزرگ و غیرقابل جبران به بار می آمد. این مشکل در موارد دوقلوهای یک سلولی مشاهده شده و گاه مادر در تمیز هر یک از فرزندان خود دچار اشتباه گردیده است. مملکت مهندس ساختمان پزشک جراح مهندس کشاورزی و دامپزشک و دیگر افراد تحصیلکرده از این قبیل در رشته های مختلف علمی لازم دارد ولی دستور علمی مهندس ساختمان را بنا و کارگر ساختمان اجرا می کند دستور جراح و رسیدگی به حال بیمار را پرستار اجرا می کند دستور مهندس کشاورزی و دامپزشک را کشاورز و دامدار اجرا می کند. اگر بنا بود همه ی مردم در عقل و استعداد مانند بوعلی سینا می بودند و همه در دانشگاهها شرکت می کردند و به مدارج عالی علمی دست می یافتند مملکت مملو از مهندس و پزشک بود و کسی حاضر نمی شد کشاورزی و دامداری نماید یا پرستار بیمارستان شود یا کارگر ساختمان گردد و در نتیجه جامعه فلج می شد. تفاوت ساختمان درونی و برونی مردم یک ضرورت اجتناب ناپذیر است که به قضای حکیمانه ی باری تعالی برقرار گردیده و خشنودی و خشم مردم در وضع طبیعی خودشان کمترین اثری در نظام آفرینش نمی گذارد. با توجه به تفاوتهایی که در استعدادها و نیروی فهم و درک انسانها وجود دارد و طبعا ارزش کار و مقدار درآمدشان متفاوت خواهد بود اگر ظلم و ستم در جامعه نباشد و جهانخواران زورگو مردم ضعیف را به استثمار نکشند هر فردی کار می کند و به قدر استعداد خود روزی به دست می آورد و ارتزاق می نماید و مصائب زندگی افراد عاجز و معلول و از کار افتاده به عهده ی بیت المال مسلمین است. بنابراین هر کس معرفتش به ذات اقدس الهی بیشتر و علم و آگاهیش به نظام آفرینش فزونتر باشد رضا و تسلیمش در مقابل قضای حکیمانه ی الهی فزونتر است. عن ابیعبدالله علیه السلام قال ان اعلم الناس بالله ارضاهم بقضا الله تعالی عز و جل. امام صادق ع فرموده است عالمترین مردم به خداوند راضی ترین آنان به قضای باری تعالی است. کسانی که از نظر معنوی مدارج عالی کمال را پیموده و به ایمان واقعی دست یافته اند در تمام جزر و مدهای زندگی و رویدادهای مطلوب و نامطلوب ایام عمر به قضای الهی راضی و به مقدرات ذات اقدسش تسلیم اند و هرگز جمله ای نمی گویند که از آن استشمام عدم رضایت شود. رسول گرامی اسلام ص این گروه را بسیار محترم شمرده و آنان را مومنین
English