چنان کن که گورها آن زمان که روی از دنیا میپوشیم و در دل خاک مسکن میجوییم برای ما بهترین اقامتگاه شوند.
29 مطلب یافت شد
معنویت در سایهسار صحیفه
چنان کن که گورها آن زمان که روی از دنیا میپوشیم و در دل خاک مسکن میجوییم برای ما بهترین اقامتگاه شوند.
معنویت در سایهسار صحیفه
چنان کن که گورها آن زمان که روی از دنیا میپوشیم و در دل خاک مسکن میجوییم برای ما بهترین اقامتگاه شوند.
خداوندا، خواندن «قرآن» را به پایان رساندم، نور كلام تو در جان من تابنده باد
چنان کن که گورها- آن زمان که روی از دنیا می پوشیم و در این خاک مسکن می جوئیم- برای ما بهترین اقامتگاه شوند.
دنیا، جایی برای بهترین بندهشدن
دنیا بهترین اقامتگاه انسانبهترین محل برای انسان دنیاست چون اقامت انسان در رحم به فرموده قرآن بین شش تا نه ماه است و به مادران میگوید وحمله وفصاله
خصوصیات پیامبر عظیم الشان اسلام (ص)
بهترین درختهاست که در حرم روئید و در کرامت بالید درختی که دارای شاخه های بلند و سر به آسمان کشیده و میوه های دست نیافتنی می باشد. در شرح عبارت شجرته خیر الشجر... اینگونه آورده اند که مراد از شجره حضرت ابراهیم یا هاشم و یا وجود خود حضرت پیامبر ص است و مراد از حرم مکه می باشد و مراد از فروع ائمه و اهل بیت و ذریه آن حضرت هستند و مراد از ثمر علوم و اخلاق آن حضرت و ائمه معصومین هستند که دست انسان از درک حقیقت آنها کوتاه می باشد و هر کس نمی تواند ادعای نیابت آن را داشته باشد و ظاهرا امام علی ع در این جمله به غاصبین خلافت متعرض گردیده اند که در جریان سقیفه در جواب قریش که خود را شجره نبی می پنداشتند حضرت فرمودند احتجوا بالشجره و اضاعوا الثمره .در این خطبه حضرت ع به اصل و نسب پاک و تبار مقدس پیامبر اکرم ص اشاره نموده اند .حضرت علی ع در خطبه دیگری با عبارات و تعبیرات زیبا و رسا از طهارت و نزاهت اصلاب و ارحام و دامانی که رسول اکرم ص در آن بالیده اند و از بنیاد پاک آن بزرگوار سخن گفته چنین فرموده اند اشهد ان محمدا عبده و رسوله المقر فی خیر مستقر المتناسخ فی اکارم الاصلاب و مطهرات الارحام المخرج من اکرم المعادن محتدا و افضل المنابت منبتا من امنع ذوره و اعز الارومه من الشجره التی صاغ الله منها انبیائه وانتجب منها امناه الطیبه العود المعتدله العمود الباسقه الفروع الناضره الغصون الیانعه الثمار الکریمه الحشا فی کرم غرست فی حرم انبتت و فیه تشعبت و اثمرت و عزت و امتنعت فسمت به و شمخت... شهادت می دهم بر این که محمد ص بنده و رسول خداست رسولی که اقامتگاه
به مناسبت دهم ربیع الاول سالروز ازدواج پیامبر اکرم (ص) با حضرت خدیجه کبری (س)
حقیقت دارد؟عمه ی پیامبر صفیه دخت بزرگوار عبدالمطلب برخاست و بسوی اقامتگاه خدیجه رفت تا در این مورد تحقیق و بررسی نماید و آنگاه که با بانوی حجاز دیدار کرد و با او روبرو شد و آمادگی او را با همه ی وجودش دریافت و دید آری بهترین … اقامتگاه بانوی حجاز شتافتند و او را از پدرش خویلد یا عمویش برای پیامبر خواستگاری کردند. پدرش در برخورد نخست پاسخ مثبت نداد اما به اشاره ی دخترش با آن پیوند موافقت کرد.موضوع مهریه پیش آمد و اینک باید مهریه ای درخور مقام و موقعیت بانوی بزرگ حجاز از سوی پیامبر تقدیم گردد اما از کجا و چگونه؟ و چه کسی می تواند این مبلغ سنگین و درخور شخصیت و موقعیت خدیجه را تقدیم دارد ؟درست در این لحظات بود که دگرباره بانوی حجاز به کار جالب و شگرفی دست زد و با هدیه نمودن چهار هزار دینار به پیامبر از آن گرانمایه ی جهان هستی تقاضا کرد که آن را به عنوان مهریه به پدرش خویلد بپردازد گرچه در یک روایت آمده است که جناب ابوطالب مهریه را با سرفرازی و شادمانی از اموال خویش تقدیم داشت و پیمان زندگی مشترک به امضا رسید.آری با اینکه بانوی خردمند حجاز به ارزشهای والای اخلاقی و انسانی بها می دهد و در راه بدست آوردن شرافت و کرامت ارزشهای مادی را فدا می کند با این وصف پدرش خویلد از این اندیشه ی بلند بی بهره است و این اختلاف دیدگاه را تنها میان این پدر و دختر نمی نگریم بلکه این ناهماهنگی در اندیشه و این دو طرز تفکر میان پدران و فرزندان و میان دو برادر و دو همسر و پدر و فرزند نیز هم در روزگاران گذشته و هم در جهان معاصر بسیار فراوان است.به هر حال جریان به خوبی پیش رفت اما رخدادی بی سابقه و بی نظیر و بهت آور بود. در میان عرب کسی بخاطر نداشت که زنی خود مهریه اش را به همتای زندگی اش هدیه کند. به همین جهت جای شگفت ندارد که حس حسادت ورزی ابوجهل فوران کند و آتش حسد در دل او زبانه کشد و فریاد زند که هان ای مردم ما دیده بودیم که مردان مهریه زنان را می پردازند اما ندیده بودیم که زنان مهریه ی خویش را به مردان زندگی آینده خویش هدیه کنند.و ابوطالب فرزانه ی عرب پرخاشگرانه به او پاسخ داد که مردک کم خرد و پست چه می گویی ؟ به جوانمردی همانند محمد هم دختر می دهند و هم مهریه اش را خود هدیه می کنند اما مردک کم خردی چون تو اگر هدیه هم تقدیم داری پذیرفته نمی شود و پاسخ مثبت نخواهی شنید. و بنا به روایتی او را اینگونه سرزنش کرد اگر خواستگار همانند برادرزاده ی سرفراز من باشد او را به بالاترین و گرانبهاترین قیمت ها می برند و پرشکوه ترین مهریه ها را به او هدیه می دهند. اما اگر بسان تو باشد با مهریه سنگین هم نمی تواند با زنی شایسته ازدواج کند. این پیوند مبارک به بهترین
تجزيه و تبيين كلمه - معرفت
بهترین زیباترین پاکترین و با مهفومترین علم علم بالله است که این علم نیز با فهم قرآن میسر است . یک سوم قرآن به تعبیری شناسنامه پروردگار است که این شناسنامه را کسی که علاقه دارد تا به نحو تفصیلی بداند از اول سوره حمد تا آخرین سوره را باید دقت کند و بفهمد . برای شناخت خدا در سوره حمد دقت در الله رحمن رحیم و انعمت لازم است در آخرین سوره نیز دقت در ملک الناس اله الناس است. اما یک سوم کتاب خدا نشان دهنده جلال و جمال حضرت حق است که از مجموع این آیات علم بالله حاصل میشود . کسی بخواهد مجملا خدا را بشناسد سه آیه آخر سوره حشر را دقت کند 260 البته با معلم مفسر و روایات اهلبیت علیهم السلام همراه باشد . اما را معرفت رغبه الی الله است که شخص همیشه نسبت به خدا راغب و سر شوق باشد . البته وقتی کسی علم به خدا پیدا کند رغبت به او ثمره این علم است . کسی خدمت مرحوم آیت الله سید مرتضی درچهای یا سید مهدی درچهای که بالای هفتاد سال داشت میگوید شنیدهام که برای شما گرفتاری به وجود آمده است . ایشان ناراحت میشوند . میگوید آقا چرا ناراحت شدید ؟ میفرماید بیعلت مرا ناراحت کردی . بعد ایشان فرمودند من از زمانی که خودم را شناختم به پروردگار قسم گرفتاریی لمس نکردم و میگویند ایشان از آنهایی بود که نود درصد عمرش را گرفتار بود و مشکل داشت ولی وقتی که شخص علم بالله داشته باشد و خود را در آغوش خدا و از دایره وکان الله بکل شی محیطا خودش را میهمان او بداند دنیا را مسافرخانه و سفره میداند که سفرهای در دنیا و سفرهای نیز در آخرت گسترده است . حال اگر او خواسته است که در دنیا در جایی قرار بگیرم که مشکلات هست صاحب اختیار است . این مقدار رغبت که چیزی نیست . دنیا مگر چیست ؟ محل اقامت موقتی است و همه ما نیز مسافر هستیم . صاحب این اقامتگاه
جايگاه عشق و عقل در شخصيت امام حسين (ع) (2)
به سرزمین کربلا رسید فرمود این جا اقامتگاه سواران و آرامگاه عاشقان شهید است 44 آری در قیام حسینی عقل متعارف متحیر است و فتوا به سکوت می دهد اما عقل برین و قدسی که به قله عشق و شهود رسیده با محاسبه دقیق و ارزیابی کامل راه درست را از نادرست به بهترین
درود بر پیروان پیامبران
بهترین پاداش خود را به پیروان راستین اصحاب خاص پیامبر اختصاص ده همانهایی که می گفتند پروردگارا ما را با برادرانمان که در ایمان آوردن از ما سبقت گرفتند بیامرز. ̶ همانهایی که به سمت اصحاب خاص میل کردند و بدانجا رو کردند و در عقاید و رفتار به روش آنها معتقد بودند و عمل کردند. ̶ کسانی که در بینش و طرز تفکرشان تردیدی راه نیافت و در تبعیت از آثار هدایت و نیکبختی اصحاب خاص اسیر دودلی نشدند. ̶ در حالی که از مددکنندگان و متدین به دین و هدایت یافتگان به هدایت ایشان بودند و در این رابطه اتفاق نظر داشتند و هیچگاه آنها را به خاطر نقل احکام و روایات مورد تهمت قرار نمی دادند. ̶ بار پروردگارا بر پیروان یاران خاص رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و همسران و فرزندانشان و بر هر کدام که تو را اطاعت کرده اند از امروز تا روز قیامت درود فرست. ̶ چنان درودی که به توسط آن از نافرمانی تو مصون گردند و جای وسیعی از بهشت را جایگاهشان کن و نگذار تا از ناحیه شیطان به آنها فریب و خدعه ای وارد شود و در هر کار پسندیده ای که از تو کمک خواستند یاری شان نما و آنها را از حوادث شب و روز مگر آنکه خیری در آن باشد حفظ فرما. ̶ چنان درودی که باعث شود به آنچه در اختیار توست بر ایشان مایه امید و اطمینان و طمع شود و آنچه نزد خلق توست و به بندگانت عطا کردی آنها را به تهمت وادار نسازد. ̶ تا در نتیجه آنها را به میل و رغبت به سویت سوق دهی و خداترسشان نمایی و در عین حالی که زندگی وسیعی دارند کاری کنی که دلبستگی به دنیا نداشته باشند و عمل برای آخرت و آمادگی برای مرگ را مورد علاقه ایشان قرار دهی. ̶ خداوندا وضع آنان را به گونه ای نمایی که در هنگام جان دادن هر نوع ناراحتی را برایشان آسان کنی ̶ و از مراحل پس از مرگ چون آزمایشها و سختی ها مانند افتادن در آتش و جاودانگی در آن معافشان داری ̶ و آنها را به جایگاه آرامش و اقامتگاه
صفات راستین در وجود یاس یاسین
اقامتگاه می دانند. از این رو در هر قدمی گامی بیشتر به سوی دلدادگی و وابستگی برمی دارند و خویشتن خویش را در زنجیرهای اسارت زندانی می کنند.اما پاره ای دیگر بر لوح وجودشان جز الف قامت یار دیده نمی شود و رها از تمامی اسارتها راه روشنی از معرفت و عشق را می پویند.آن گاه که فرصتی فراهم شود و در گلستان معارف فاطمی نگاهی به گلواژه های نورآفرین آن بانو شود به خوبی درمی یابیم که لحظه های حیات وی رهایی از این وابستگیها بوده است که این خود بهترین
صفات راستین در وجود یاس یاسین
اقامتگاه می دانند. از این رو در هر قدمی گامی بیشتر به سوی دلدادگی و وابستگی برمی دارند و خویشتن خویش را در زنجیرهای اسارت زندانی می کنند.اما پاره ای دیگر بر لوح وجودشان جز الف قامت یار دیده نمی شود و رها از تمامی اسارتها راه روشنی از معرفت و عشق را می پویند.آن گاه که فرصتی فراهم شود و در گلستان معارف فاطمی نگاهی به گلواژه های نورآفرین آن بانو شود به خوبی درمی یابیم که لحظه های حیات وی رهایی از این وابستگیها بوده است که این خود بهترین
بخش پنجم- زادگاهى كه پیامبر به آن دل سپرده بود
اقامتگاه دائم و ثابت شخص. الرحل جهاز شتر خانه منزل رحل اقامت افکند اقامت کرد. موطن رحله کنایه از جای اقامت است. موضع رجله کنایه از جائی که در آن زیست می کنند. المسقط جای فرو افتادن محل سقوط زادگاه وطن. مانس جای انس و آرامش. مانس نفسه جایی که به آن انس گرفته بود و به آرامش زندگی می کرد. موطن رحله موضع رجله مسقط راسه کنایه از شهر مکه است. استتب له الامر آن کار برای او راست شد پابرجا و برقرار شد. حاول الشی آن چیز را اراده کرد طلب کرد. استتم له آن کار تمام و کامل شد. نهد الیهم به جنگ با دشمن شتافت. عقردیارهم منزلگاهشان محل و کوی آنان بهترین
جايگاه عشق و عقل در شخصيت امام حسين علیه السلام
به سرزمین کربلا رسید فرمود این جا اقامتگاه سواران و آرامگاه عاشقان شهید است. 91 آری در قیام حسینی عقل متعارف متحیر است و فتوا به سکوت میدهد اما عقل برین و قدسی که به قله عشق و شهود رسیده با محاسبه دقیق و ارزیابی کامل راه درست را از نادرست به بهترین
شیطان و اهل تقوا - جلسه چهاردهم - (متن کامل + عناوین)
بهترین زیباترین پاکترین و با مهفومترین علم علم بالله است که این علم نیز با فهم قرآن میسر است . یک سوم قرآن به تعبیری شناسنامه پروردگار است که این شناسنامه را کسی که علاقه دارد تا به نحو تفصیلی بداند از اول سوره حمد تا آخرین سوره را باید دقت کند و بفهمد . برای شناخت خدا در سوره حمد دقت در الله رحمن رحیم و انعمت لازم است در آخرین سوره نیز دقت در ملک الناس اله الناس است. اما یک سوم کتاب خدا نشان دهنده جلال و جمال حضرت حق است که از مجموع این آیات علم بالله حاصل میشود . کسی بخواهد مجملا خدا را بشناسد سه آیه آخر سوره حشر را دقت کند 260 البته با معلم مفسر و روایات اهلبیت علیهم السلام همراه باشد . اما را معرفت رغبه الی الله است که شخص همیشه نسبت به خدا راغب و سر شوق باشد . البته وقتی کسی علم به خدا پیدا کند رغبت به او ثمره این علم است . کسی خدمت مرحوم آیت الله سید مرتضی درچهای یا سید مهدی درچهای که بالای هفتاد سال داشت میگوید شنیدهام که برای شما گرفتاری به وجود آمده است . ایشان ناراحت میشوند . میگوید آقا چرا ناراحت شدید ؟ میفرماید بیعلت مرا ناراحت کردی . بعد ایشان فرمودند من از زمانی که خودم را شناختم به پروردگار قسم گرفتاریی لمس نکردم و میگویند ایشان از آنهایی بود که نود درصد عمرش را گرفتار بود و مشکل داشت ولی وقتی که شخص علم بالله داشته باشد و خود را در آغوش خدا و از دایره وکان الله بکل شی محیطا 261 خودش را میهمان او بداند دنیا را مسافرخانه و سفره میداند که سفرهای در دنیا و سفرهای نیز در آخرت گسترده است . حال اگر او خواسته است که در دنیا در جایی قرار بگیرم که مشکلات هست صاحب اختیار است . این مقدار رغبت که چیزی نیست . دنیا مگر چیست ؟ محل اقامت موقتی است 262 و همه ما نیز مسافر هستیم . صاحب این اقامتگاه … اقامتگاه نشان بنده خود میدهد ؛ حکایت زندگی انبیا را که همان پیامبر است و والاترین مرتبه بندگی را به عرصه امکان ارائه میدهد حکایت مؤمنین ائمه طاهرین علیهم السلام و برای اهل نظر قرآن را در این دنیا ارائه میدهد . اما فا معرفت را میگویند اشاره به تفویض الامر الی الله دارد . یعنی خدایا من خود را مانند مرده دست غسال به دست تو میدهم و هیچ دست دیگری را نمیشناسم . طرح زندگی مرا بده تدبیر زندگیام را تو داشته باش هدایت مرا به عهده بگیر و روزی مرا عنایت کن قل ان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العلمین 264 با اندیشهای مثبت بگوید چون که تقدیر چنین رفت چه تدبیر کنم ؟ امام حسین علیه السلام در آخر دعای عرفه میفرماید محبوب من همه تدبیر زندگی مرا تو دست بگیر که من از تدبیر کردن خود راحت شوم . گویا من وجود ندارم . 265 اما تا معرفت این دیگر خیلی حرف است کوه نمیتواند تحمل کند . میگوید بعد از برداشتن آن چهار قدم وقتی که به حضورش رسیدی بگو از همه گذشتهام توبه میکنم و توبهام را قبول کن ؛ از مقت علم رغبتم و تفویضم چون میبینم همه گذشته من در مقابل کرم تو هیچ است . قرآن اسم این معرفت دوم را فرقان گذاشته است یایها الذین امنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا ویکفر عنکم سیاتکم ویغفر لکم والله ذو الفضل العظیم شیطانشناسی انبیا و اولیا شخصی به موسی بن عمران علیه السلام گفت بگو لا اله الا الله فرمود نمیگویم . گفت این کلمه توحید است و قبل از تو مبلغ این کلمه همه انبیا علیهم السلام بودند و خودت نیز مبلغ آن هستی چرا نمیگویی ؟ گفت علتش این است که تو شیطان هستی . تو خیرخواه انسان نیستی . این که به من بگویی کلمه توحید را بگو زیر این کاسه نیم کاسهای است . من به درخواست تو نمیگویم اما اگر برادرم هارون بگوید با تمام خضوع و خشوع در رکوع و سجده و با گریه میگویم . اما تو تا قیامت نیز بگویی نمیگویم . مگر میشود ؟ امیرالمؤمنین علیه السلام از طلوع آفتاب تا بعد از ظهر در جنگی خونین هفت نفر از یارانش را از دست دادند از دشمن هفت هزار نفر کشته شدند اغلب این هفت هزار نفر پینه به پیشانی آنها بود و شعار آنها لا حکم الا لله بود . به دلیل این شعار بود که حضرت علی علیه السلام آنها را مهدور الدم شناخت والا نه بینماز بودند نه بیروزه و نه کافر . امام علیه السلام به یاران خود فرمود بزنید و ریشه آنان را بکنید . در یک روز هفت هزار نفر . هر کدام از اسب میافتادند باز زمزمه میکردند یا علی لا حکم الا لله لا لک حضرت فرمودند کلمه حق یراد بها الباطل زیر این کاسه نیم کاسهای است که اگر اینها را بگذاریم زنده بمانند ریشه اسلام و قرآن را میکنند . اینها هفت هزار شیطان فتنهگر بودند . 266 ولی حضرت علی علیه السلام مالک اشتر ابوالهیثم بن التیهان و دیگر یاران در رتبه اول شیطانشناسی بودند . چون اهل تقوا دو نوع معرفت دارند یکی معرفت قبل از تقوا ؛ معرفت دینی و شناخت فحشا و منکرات. دوم اجتناب از گناه و تداوم در اجتناب کردن تا ساخته شدن روح تقوا و بعد از این فرقان نیز یعنی آن علم تشخیص به دنبالش میآید. ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا این فرقان و تمیز و دشمنشناسی یکی از بهترین
سیماى حضرت فاطمه سلام الله علیها در روز قیامت
بهترین شکل ممکـن و کامل ترین هیبت و تمامترین کرامت و بیشتریـن بهره وارد بهشت سازیـد. پـس فـاطمه سلام الله علیها را به فـرمـان پـروردگـار در کمـال عظمت و شکـوه در حالی که پیرامونـش هفتاد هزار کنیز قرار گرفته به بهشت می برند.استقبال حوریان بهشتی رسـول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه علیها السلام فرمـود هنگامی که به در بهشت می رسـی دوازده هزار حـوریه که تاکنـون به ملاقات کسی نرفته و نخـواهند رفت در حالـی که مشعل های نـورانی به دست دارنـد و بر شترانـی از نـور که جهازهایشان از طلای زرد و یاقـوت سـرخ و مهارهایشـان از لولو و مروارید درخشان است سـوارند به استقبالت می شتابند.پـس وقتی داخل بهشت شدی بهشتیان به یکدیگر ورودت را بشارت خـواهند داد و برای شیعیانت سفره هایی از گـوهر که بر پایه هایی از نـور برقرار ساخته اند آماده می سازند و در حالـی که هنـوز سایر مردم گـرفتـار حسـابـرسـی انـد آنـان از غذاهـای بهشتـی مـی خـورنـد.اولین سخن فاطمه در بهشت سلمـان فـارسـی از پیـامبـر اسلام صلی الله علیه و آله چنیـن روایت کرده است هنگامی که فاطمه داخل بهشت مـی شـود و آنچه خـداونـد برایـش مهیا کـرده مـی بینـد ایـن آیه را تلاوت مـی کند بسـم الله الرحمـن الـرحیـم الحمـد لله الذی اذهب عناالحزن ان ربنا لغفـور شکور الذی احلنا دارالمقامه مـن فضله لایمسنا فیها نصب و لا یمسنا فیها لغوب ستـایـش و سپـاس ویژه خـدایـی است که اندوهمان را زدود. بـدرستـی که پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنـده است. پروردگاری که در سایه بخشـش خود ما را به بهشت و اقامتگاه
سیمای فاطمه(س) در روز قیامت
بهترین شکل ممکن و کامل ترین هیبت و تمامترین کرامت و بیشترین بهره وارد هشت سازید. پس فاطمه س را به فرمان پروردگار در کمال عظمت و شکوه در حالی که پیرامونش هفتاد هزار کنیز قرار گرفته به بهشت می برند. 13 استقبال حوریان بهشتی رسول خدا ص به فاطمه س فرمود هنگامی که به در بهشت می رسی دوازده هزار حوریه که تاکنون به ملاقات کسی نرفته و نخواهند رفت در حالی که مشعل های نورانی به دست دارند و بر شترانی از نور که جهازهایشان از طلای زرد و یاقوت سرخ و مهارهایشان از لؤلؤ و مروارید درخشان است سوارند به استقبالت می شتابند. پس وقتی داخل بهشت شدی بهشتیان به یکدیگر ورودت را بشارت خواهند داد و برای شیعیانت سفره هایی از گوهر 14 که بر پایه هایی از نور برقرار ساخته اند آماده می سازند و در حالی که هنوز سایر مردم گرفتار حسابرسی اند آنان از غذاهای بهشتی می خورند. 15 اولین سخن فاطمه در بهشت سلمان فارسی از پیامبر اسلام ص چنین روایت کرده است هنگامی که فاطمه داخل بهشت می شود و آنچه خداوند برایش مهیا کرده می بیند این آیه را تلاوت می کند بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله الذی اذهب عناالحزن ان ربنا لغفور شکور الذی احلنا دارالمقامه من فضله لایمسنا فیها نصب و لا یمسنا فیها لغوب 16 ستایش و سپاس ویژه خدایی است که اندوهمان را زدود. بدرستی که پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنده است; پروردگاری که در سایه بخشش خود ما را به بهشت و اقامتگاه
منجی در کلمات معصومین (علیهم السلام)
بهترین بانوان تا کی برای دریافت فرمان ظهور از جانب خداوند انتظار خواهی برد؟ بیا و به پیروزی بزرگ و نزدیک از سوی پروردگار مهربان بشارت ده." و دیگر بار فرمودند "آنگاه که وضع زندگی مردم به آنجا برسد که از هر جانب ستم و آشوب روی دهد آن سید بزرگوار و سرور عالی مقدار ظاهر میگردد و بر اریکه حکمرانی قرار میگیرد. یاران وی از هر سو چون پارههای ابر بهم پیوسته پیرامونش فراهم میآیند. او و پیروانش بر دین حق پایدار میمانند."کلام حسن بن علی ع وقتی امام حسن با معاویه صلح کرد بعضی از مردم ایشان را نکوهش کردند که امام فرمود "آیا خبر ندارید که هیچ یک از ما نیست مگر آنکه بیعت طاغوت زمان خود را به گردن دارد؛ جز قائم ما عج که روح خدا ـ عیسی بن مریم ـ پشت سر او نماز میگزارد. زیرا خدای سبحان ولادت او را پنهان و شخص او را غایب میکند تا وقتی ظهور کرد کسی بر عهدهاش پیمانی نداشته باشد. او نهمین فرزند برادرم حسین علیهالسلام و فرزند سرور کنیزان عالم است که خدا غیبتش را طولانی میکند بعد با قدرت خود در شکل جوانی کمتر از چهل سال آشکار میکند تا بدانند که خدا بر هر چیزی تواناست." همچنین نقل شده است که امام حسن ع فرمود "سوگند به خدا رسول الله این عهد را به ما سپرد که این ولایت خداوندی را دوازده امام که یازده نفر آنان از فرزندان علی و فاطمه است مالک خواهند شد که هیچ یک جز با زهر یا قتل از دنیا نخواهند رفت." و باز می فرماید "این امری را که انتظار میکشید واقع نخواهد شد تا برخی از شما از بعض دیگر برائت جوید و یکی از شما دیگری را لعنت کند و در چهره دیگری آب دهن اندازد و یکی از شما بر کفر دیگری شهادت دهد. در آن زمان قائم ما قیام میکند و همه آنها را بر میدارد."کلام سید الشهدا حسین بن علی ع حارث اعور به امام حسین ع عرض کرد "ای زاده رسول خدا فدایت شوم. مرا از معنای آیه شریفه - والشمس و ضحیها- مطلع ساز. حضرت فرمود مراد از خورشید رسول الله ص میباشد. پرسید فدایت شوم منظور از آیه شریفه - والقمر اذا تلیها - چیست؟ فرمود منظور از ماه امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ع است که بعد از پیامبر ص میباشد. گفت مقصود از آیه شریفه - والنهار اذا جلیها- چیست؟ فرمود مقصود از روز قائم آل محمد عج است که زمین را پر از قسط و عدل می کند." همچنین امام حسین درباره غیبت امام زمان میفرماید "برای صاحب این امر دو غیبت است که یکی از آنها آنقدر به طول میانجامد که گروهی میگویند مرده و برخی گویند کشته شده و بعضی گویند رفته است. احدی از دوستان و غیره از اقامتگاه
مژگان بیشکیب ( شهادت امام سجّاد علیهالسلام )
بهترین مخلوقات خداوند از نظرعلم وعمل بود. کوشش و عبادت و زهد و روش برخورد او با مردم همه معجزه و شگفت مینمود. از امام باقر علیهالسلام روایت شده که فرمود پدرم در شبانه روز هزار رکعت نماز میخواند و جسم مبارکش به حدی ضعیف شده بود که باد مانند خوشه گندم او را حرکت میداد .ایشان ادامه میدهد پیشوای چهارم در عبادت به منزلهای رسید که هیچ کس به آن نرسیده است. از شب زندهداری رنگ رخسارش زرد شده بود و از گریستن چشمانش چنان گرم میشد که گویا آتش گرفته باشد. پیشانیاش هم از سجده پینه بسته بود. ساق و پاهای حضرت از ایستادن در نماز شب ورم کرده بود. وقتی او را در این حالت دیدم گریستم. پدرم رو به من کرد و فرمود فرزندم قسمتی از کاغذهایی که عبادت علی علیهالسلام در آنها نوشته شده را بیاور. آنها را آوردم و به او دادم. مقداری از آن را خواند و کناری نهاد و فرمود چه کسی قدرت دارد و میتواند مانند علی علیهالسلام خدا را عبادت کند .فرجام گستاخی به کلام پیامبر صلیاللهعلیهوآلهروزی امام سجاد علیهالسلام فرمود مرگ ناگهانی در حق مؤمن تخفیف گناه است و در حق کافر غم و تاسف است ؛ مؤمن غسل دهنده و حمل کنندهاش را میشناسد اگر خیری نزد خدا داشته باشد به حمل کنندگانش میگوید عجله کنید ولی اگر غیر از این باشد میگوید تاخیر کنید . ضمره بن سحره گفت اگر این گونه باشد که تو میگویی پس من از تابوت میپرم. خودش خندید و مردم را نیز خنداند. حضرت فرمود خدایا او بر سخن رسول خدا صلیاللهعلیهوآله خندید و مردم را نیز خندانید پس او را با تاسف بگیر . آن شخص به مرگ ناگهانی مبتلا شد. بعد از آن غلام ضمره نزد امام سجاد علیهالسلام آمد و گفت خدا تو را توفیق دهد ضمره با مرگ ناگهانی مرد. به خدا سوگند صدای او را شنیدم که مانند زمان حیاتش آن را میشناختم او گفت وای بر ضمره تمام خویشانم از من جدا شدند و من به دار جهنم رفتم و آنجا اقامتگاه
مژگان بیشكیب ( شهادت امام سجّاد علیهالسلام )
بهترین مخلوقات خداوند از نظرعلم وعمل بود. کوشش و عبادت و زهد و روش برخورد او با مردم همه معجزه و شگفت مینمود. از امام باقر علیهالسلام روایت شده که فرمود پدرم در شبانه روز هزار رکعت نماز میخواند و جسم مبارکش به حدی ضعیف شده بود که باد مانند خوشه گندم او را حرکت میداد . ایشان ادامه میدهد پیشوای چهارم در عبادت به منزلهای رسید که هیچ کس به آن نرسیده است. از شب زندهداری رنگ رخسارش زرد شده بود و از گریستن چشمانش چنان گرم میشد که گویا آتش گرفته باشد. پیشانیاش هم از سجده پینه بسته بود. ساق و پاهای حضرت از ایستادن در نماز شب ورم کرده بود. وقتی او را در این حالت دیدم گریستم. پدرم رو به من کرد و فرمود فرزندم قسمتی از کاغذهایی که عبادت علی علیهالسلام در آنها نوشته شده را بیاور. آنها را آوردم و به او دادم. مقداری از آن را خواند و کناری نهاد و فرمود چه کسی قدرت دارد و میتواند مانند علی علیهالسلام خدا را عبادت کند . فرجام گستاخی به کلام پیامبر صلیاللهعلیهوآله روزی امام سجاد علیهالسلام فرمود مرگ ناگهانی در حق مؤمن تخفیف گناه است و در حق کافر غم و تاسف است ؛ مؤمن غسل دهنده و حمل کنندهاش را میشناسد اگر خیری نزد خدا داشته باشد به حمل کنندگانش میگوید عجله کنید ولی اگر غیر از این باشد میگوید تاخیر کنید . ضمره بن سحره گفت اگر این گونه باشد که تو میگویی پس من از تابوت میپرم. خودش خندید و مردم را نیز خنداند. حضرت فرمود خدایا او بر سخن رسول خدا صلیاللهعلیهوآله خندید و مردم را نیز خندانید پس او را با تاسف بگیر . آن شخص به مرگ ناگهانی مبتلا شد. بعد از آن غلام ضمره نزد امام سجاد علیهالسلام آمد و گفت خدا تو را توفیق دهد ضمره با مرگ ناگهانی مرد. به خدا سوگند صدای او را شنیدم که مانند زمان حیاتش آن را میشناختم او گفت وای بر ضمره تمام خویشانم از من جدا شدند و من به دار جهنم رفتم و آنجا اقامتگاه
English