را شنیدی که چیست اما باطنش و باطنه انهم عبید الله اهلبیت پیش خدا بالاترین مقام را دارند و آن مقام عبداللهی است. … -مقام عبداللهی اهلبیت علیهمالسلام ابنابیالحدید بعد از جملات حضرت ادامه میدهد و میگوید هذا مقام جلیل ظاهره ما سمعته این مقام خیلی بزرگی است ظاهرش
12 مطلب یافت شد
تحليل ايمان در نهج البلاغه
خدا در قرآن میفرماید اینها را با مقام عبداللهی تحمل کنید و برای خدا بنده بمانید. فشار حوادث شما را از حریم الهی بیرون نبرد.
عبودیت، بستر ظهور نبوت و امامت
چه میگویی دختر عمران؟ -مقام عبداللهی مسیح ع از گهوارهیکمرتبه یهودیها دیدند که از داخل گهواره صدا بلند شد. … ارزشها و فضایل خیلی مهم است به یهودیها گفت انی عبد الله سوره مریم آیه 30 یعنی اگر من بخواهم چند مقام بسیار بالا را در همین گهواره برای شما بگویم که خدا به من عطا کرده است بستر آن عبداللهی … عبداللهی هستم. -عطای کتاب انجیل به مسیح ع در عالم علم خداوندحالا بقیه حرفهایش را بشنوید آتانی الکتاب اصلا هنوز انجیلی در دست مسیح ع نبود مسیح یک ساعت بود که بهدنیا آمده بود اما حرفش را با فعل ماضی آتانی ادا کرد یعنی در علمش انجیل را به من داده است. انجیل حقیقتی است که در علم خدا هست و نظام داده شده که چند سوره چند آیه چه مطالبی و چه حقایقی داشته باشد و آن را در عالم علمش به من عطا کرده است. و جعلنی نبیا مرا پیغمبر قرار داده یعنی از همین الآن که یک ساعتم است من پیغمبرم. امامت امری الهی و آسمانی نه زمینی-بهتزدگی درباریان از قدرت علمی بالای امام جواد ع امام جواد ع خیلی بزرگتر از مسیح ع بود که به مقام
بزرگداشت عالم ربانی حضرت آیتالله سیدمهدی ابنالرضا/ مسجد اعظم
انسان باید از همهچیز رد شود تا مقام عبداللهی ظهور کند؛ رد نشود هم در دنیا و هم در آخرت معطل است.خب عرفان به وجود مقدس او با این منابع مولد عشق … مقام برتری دارد. این روایت اول بود.و اما روایت دوم که امام صادق از پیغمبر نقل می کنند بخشی از آن توضیحی برای این روایت است. چه کسی عاشق عبادت است؟ چه کسی عبادت را مستانه و عاشقانه در آغوش می گیرد؟ چه کسی قلبش به عبادت گره خورده و نمی تواند عبادت را رها کند و عبادت محبوبش است؟ چه کسی همه زندگی اش را برای عبادت خالی کرده که چیز دیگری جای آن نیاید و همه درها را به روی شیطان و هوای نفس و تعلقات بی ارزش بسته است؟ چه کسی اینگونه است؟ چه شده که اینگونه شده است؟پیغمبر می فرمایند من عرف الله و عظمه کسی که خدا را بشناسد علم بالله افضل علوم است. خداوند بالای دوهزار بار خودش را در قرآن به زیباترین صورت مطرح کرده است؛ امیرالمؤمنین در کمیل ابیعبدالله در عرفه زینالعابدین در ابوحمزه خدا را معرفی کردهاند. من عرف الله آنهایی که خدا را شناختند کسی که خدا را فهمید و دانست خدا را از کجا شناخت؟ با قرآن با نورانیت کلام امیرالمؤمنین در کمیل با عرفه ابیعبدالله با ابوحمزه زینالعابدین خدا را شناخت و عظمها بعد از شناخت خدا را باور کرد.ما یک علم بالله داریم و یک یقین بالله داریم. من امروز در سخنان انیشتین می دیدم و اولینبار هم بود که میدیدم انیشتین می گوید من در هیچ موجودی در این جهان هستی به تصادف قائل نیستم؛ از نظر ریاضی از نظر علمی از نظر فیزیکی از نظر لیبرالیسم عالم من تصادف را صددرصد باطل می دانم اتفاق را صددرصد باطل می دانم. من نظام هستی را به کارگردانی بزرگ حکیم و دانا وابسته می دانم. این علم به خداست. کتابی در اثبات وجود خدا از چهل دانشمند معروف کره زمین هست که چهل مقاله در این کتاب است؛ اینها همه عالم به خدا بودند ولی مؤمن به خدا نبودند و فقط عالم بودند؛ می دانستند که این عالم خدایی دارد ولی از این مرز عبور نکردند که عبدالله بشوند. همه حرف برای عبداللهشدن است 124 هزار پیغمبر برای عبداللهشدن مردم به رسالت مبعوث شدند. اول خدا را معرفی کردند لا اله الا هو گفتند لا اله الا الله گفتند تا مردم به خدا عالم شوند و بعد زمینه تعظیم به خدا را برایشان فراهم کردند که عبدالله شدند. من عرف الله و عظمه چه می شود که آدم عشق العباده می شود؟ ریشه اش معرفت الله است ریشه اش تعظیم به ربوبیت پروردگار است ریشه اش این است که من لمس بکنم مملوکم و یکدانه مالک هست مربوبم و یکدانه رب هست عبدم و یکدانه معبود هست. البته این سیر کار ساده ای نیست و باید به بیشتر مردم امروز جهان گفت ای هواهای تو خداانگیز درصد بالایی از مردم جهان بتساز هستند و خیلی کم هستند آنهایی که عبد یک معبودند و تا انسان از این بتسازی درونی نجات پیدا نکند عبدالله نمی شود. انبیا برای تحقق عبداللهی
صبر از ديدگاه اسلام - جلسه ھشتم (متن کامل +عناوین)
خدا در قرآن میفرماید اینها را با مقام عبداللهی تحمل کنید و برای خدا بنده بمانید. فشار حوادث شما را از حریم الهی بیرون نبرد.
استاد انصاریان: عبد خدا شوید تا اخلاق حسنه و عمل صالح از افق وجودتان طلوع کند
ارزشها و فضایل خیلی مهم است به یهودیها گفت انی عبد الله سوره مریم آیه 30 یعنی اگر من بخواهم چند مقام بسیار بالا را در همین گهواره برای شما بگویم که خدا به من عطا کرده است بستر آن عبداللهی … عبداللهی هستم. انجیل حقیقتی در علم خداستاستاد انصاریان ادامه داد آتانی الکتاب هنوز انجیلی در دست مسیح ع نبود مسیح یک ساعت بود که بهدنیا آمده بود اما حرفش را به گونهای گفت که گویی در علمش انجیل را به او داده است. انجیل حقیقتی است که در علم خدا هست و نظام داده شده که چند سوره چند آیه چه مطالبی و چه حقایقی داشته باشد و آن را در عالم علمش به من عطا کرده است. و جعلنی نبیا مرا پیغمبر قرار داده یعنی از همین حال که یک ساعتم است من پیغمبرم. امامت و نبوت به سن بسته نیست امر الهی و مسئلهای آسمانی است. سفارشهای خداوند به حضرت عیسی ع محقق مفسر مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی ادامه داد بچه یک ساعته در گهواره به یهود وجعلنی مبارکا این ما کنت سوره مریم آیه 31 و من را موجود بسیار پرمنفعتی قرار داده است در هر کجای زمین که قرار بگیرم. و اوصانی بالصلاه خدا به من سفارش به نماز کرده است. والزکاه ما دمت حیا در رحم مادر بودم یا روحم در عالم ملکوت قبل از بدن آفریده شده بود به من سفارش شده که آدم دست به جیبی باش و خودت تنها نخور. گندم میکاری جو میکاری خرما میکاری گوسفند داری شتر داری نقره داری طلا داری مویز داری زکاتش را بده. عیسی بخیل نباش. خداوند ابتدا حق عبادت و سپس حق پدر و مادر را قرار داده استنویسنده کتاب ارزشمند سیمای نیکان به دیگر سفارش خداوند به مسیح اشاره و تصریح کرد وبرا بوالدتی سوره مریم آیه 32 خدا به من در رحم مادرم یا در ملکوت آنجا که روحم بوده و هنوز وارد بدن نشده بودم سفارش کرده است که نیکوکار به مادرت باش؛ یعنی احترام مادرت را رعایت کن اخلاقت با مادرت اخلاق پسندیده باشد بلند با مادرت حرف نزن تند به مادرت نگاه نکن نگذار تشنه بماند نگذار گرسنه بماند نگذار لباس کهنه بر تنش باشد نگذار ناراحت زندگی کند. وی در پاسخ به اینکه چرا خداوند در این آیه سفارش پدر و مادر را نکرده است؟ گفت عیسی ع بدون پدر بهدنیا آمده بود و فقط سفارش به مادر را دارد اما بقیه را سفارش به پدر و مادر کرده است و بالوالدین احسانا سوره بقره آیه 83 . هر طور خوبی که میتوانی هر رعایتی که میتوانی داشته باشی در حق پدر و مادر داشته باش. میدانید که خدا در قرآن مجید بعد از خودش حق پدر و مادر را در چند آیه مطرح کرده است. اول حق عبادت خودش بعد حق پدر و مادر است؛ البته نگفته است که پدر و مادرت مؤمن باشند و احسان کن فقط میگوید بالوالدین احسانا . کاری به دین پدر و مادرها ندارد کاری به خوب و بدیشان ندارد و به قول امام باقر ع کاری به مؤمن و کافر بودنشان ندارد. مرز اطاعت از پدر و مادر؟استاد انصاریان در مورد مرز اطاعت از پدر و مادر به امر خداوند اظهار کرد من ممکن است به پروردگار بگویم امر تو اطاعتش واجب اما پدر و مادر من بتپرست هستند یهودیاند مسیحیاند مشرک و کافرند و ممکن است براساس فرهنگ خودشان پیشنهادهای غلطی به من کنند که پیشنهادهایشان ضد دین تو باشد. خدا آن را هم در قرآن حل کرده است و ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما سوره لقمان آیه 15 اگر به تو فشار آوردند که اعتقادت و عملت را بر ضد من قرار بدهی پیشنهادشان را قبول نکن و اطاعت نکن؛ اما سپس میگوید با پدر و مادر درگیر نشو؛ اگر میگوید نماز نخوان اگر میگوید روزه نگیر اگر میگوید مکه نرو اگر میگوید بهدنبال یاد گرفتن مسائل شرعیات نرو بهدنبال یاد گرفتن حلال و حرام نرو داد نکش فریاد هم نزن و تلخی هم نکن و صاحبهما فی الدنیا معروفا تا زندهاند با آنها پسندیده رفتار کن؛ ولو اینکه به امور ضد خدا دعوتت میکنند با آنها خوشرفتار و خوشرو باش. در دعوت امور ضد خدا با آنها تلخی نکن و از کوره در نرو. با هر دوی آنها رفاقت و معاشرت کن و بهصورت شایسته و پسندیده نشست و برخاست کن. نبوت باید بعد از بندگی طلوع کندمبلغ عرصه بین الملل در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان کرد در قرآن سابقه دارد بچهای که تازه از مادر بهدنیا آمده است پیغمبر باشد؛ باز در قرآن سابقه دارد بچه کوچکی به پیغمبری مبعوث شده است. پروردگار درباره حضرت یحیی ع میفرماید و آتیناه الحکم صبیا سوره مریم آیه 12 زیر هفت سال داشت که ما مقام
اهل بيت (عليهم السلام) صراط مستقيم
خلافت و ولایت آن حضرت نه ویژه انسان است نه خاص عوالم شهودی و غیبی بلکه خلافت و ولایت آن وجود مبارک عمومی است و از مقام اسم جامع الله نشات می گیرد . چون او مظهر تام عبداللهی
يارى خدا
مقام عبودیت و اشرفیت آن بر سایر امور دلالت دارد نقل گفتار عیسی است که در گهواره گفت قال انی عبد الله 16 با گفتن این حقیقت که من بنده خدا هستم طهارت و پاکی مادرش را از گناهی که یهود نسبت به او گمان میبردند ثابت کرد و وجود خود را از طعنه بیخبران آزاد ساخت و خود را کلیدی برای همه خیرات و سبب دفع آفات معرفی نمود او که به راستی و درستی ادعای بندگی و عبداللهی
يارى خدا
مقام عبودیت و اشرفیت آن بر سایر امور دلالت دارد نقل گفتار عیسی است که در گهواره گفت قال انی عبد الله 16 با گفتن این حقیقت که من بنده خدا هستم طهارت و پاکی مادرش را از گناهی که یهود نسبت به او گمان میبردند ثابت کرد و وجود خود را از طعنه بیخبران آزاد ساخت و خود را کلیدی برای همه خیرات و سبب دفع آفات معرفی نمود او که به راستی و درستی ادعای بندگی و عبداللهی
يارى خدا
مقام عبودیت و اشرفیت آن بر سایر امور دلالت دارد نقل گفتار عیسی است که در گهواره گفت قال انی عبد الله 16 با گفتن این حقیقت که من بنده خدا هستم طهارت و پاکی مادرش را از گناهی که یهود نسبت به او گمان میبردند ثابت کرد و وجود خود را از طعنه بیخبران آزاد ساخت و خود را کلیدی برای همه خیرات و سبب دفع آفات معرفی نمود او که به راستی و درستی ادعای بندگی و عبداللهی
عشق اهلبیت، اساس دین
مقام برادری ـ برادری معنوی ـ نسبت به امیرالمؤمنین بهدست آورده بود بدرقهاش آمدند و او را دلداری دادند تبعید شد به تبعیدگاهی که بسیار تبعیدگاه سختی بود. من آنجا را رفتم دیدم سر قبرش هم رفتم مقاومت کرد و تسلیم دشمن نشد اظهار عجز نکرد. ایشان بر اثر شدت گرسنگی و تشنگی جان داد. او از همه به پیغمبر در حرکت پیغمبر به مدینه بعد از حجهالوداع نزدیکتر بود. ایمانی که ایمان نیستامام باقر ع میفرماید ابوذر میگوید پای پیغمبر هنوز به رکاب دوم نرسیده و در حال سوار شدن بود فرمودند لا یدخل الجنه الا من کان مسلما بهشت جای اهل تسلیم است همین؛ کسی که تسلیم خداست کسی که با همهی وجودش خودش را در اختیار توحید قرار داده است.یک جمله امام باقر ع دارند در اصول کافی جلد دوم که بهشت پاک است و جای پاکان است و الطیبات للطیبین نور 26 . ابوذر میگوید وقتی من این جمله را شنیدم خیلی جملهی مهمی بود ساده نبود منظور رسول خدا از مسلم مسلمان ظاهری و مسلمان معمولی نبود؛ مسلمان معمولی هم گول خور است هم اهل گناه است هم اهل عجز است خدا هم چنین مسلمانی را قبول ندارد. قالت الاعراب آمنا قل لم تؤمنوا حجرات 16 حبیب من اعراب یعنی این بیابانیهایی که مدینه میآیند به علتی هم میآیند به هدفی هم میآیند غیر خدایی میگویند ما مسلمانیم و ما مؤمنیم قل لم تؤمنوا بگو مؤمن که نیستید؛ دلیلش هم این است که و لما یدخل الایمان فی قلوبکم اصلا دل شما هیچ سراغی از ایمان ندارد در دلتان به روی ایمان اصلا باز نشده است. میگویید آمنا دروغ میگویید آن هم در محضر خدا و پیغمبر؛ راستگویان دیگران هستند راست کرداران و درست کرداران دیگران هستند و کونوا مع الصادقین توبه 119 .یک بحث دیگری کونوا مع الصادقین یوم ینفع الصادقین صدقهم مائده 119 دارد؛ برای چه در محضر خدا و پیغمبر علنی دروغ میگویید؟ آمنا دروغ است لم تؤمنوا همه جا آدم بتواند دروغ بگوید و دروغش فاش نشود در محضر وجود مقدس حق که نمیشود دروغ گفت؛ اینکه دروغ فاش شود که من شبانه روز ده بار بگویم ایاک نعبد ولی بندهی خودم باشم بندهی هوا باشم بندهی پول باشم بندهی صندلی باشم آنجا میشود دروغ را پنهان کرد؟ آنجا دروغ آشکار است هم پای آدم مینویسند و هم حساب میکنند. راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند چون آنها دستشان با ارادهی خدا هماهنگ است کارشان با اراده-ی خدا هماهنگ است هم درست کردارند و هم راستگو هستند؛ هر دو را دارند. خیلیها ممکن است راست بگویند ولی درست کردار نباشند خیلیها هم ممکن است درست کردار باشند راست گفتار نباشند این نمیشود. به قول لاتهای تهران آدم با خدا و با پیغمبر و با ائمه باید راست و حسینی باشد صاف باشد دوتا نباشد سهتا نباشد چهارتا نباشد؛ یک نفر باشد یک حقیقت باشد یک زبان باشد یک عمل باشد زیر و رو نداشته باشد. پوچی غرورهای دنیویابوذر میفهمید پیغمبر چه گفت لا یدخل الجنه الا من کان مسلما این مسلم چیز کمی نیست؛ این دعا برای نزدیکیهای آخر عمر حضرت یوسف ـ یک پیغمبر ـ است رب قد آتیتنی من الملک یوسف 101 اندکی از حکومت را به من دادی با اینکه حکومت با عظمتی داشت. یک بار هم تا لحظهی مرگش به خاطر آن حکومت و عظمت مغرور به صندلی نشد یک بار کبری به میان نیاورد که بگوید من حکومت مصر را دارم؛ مصری که زمان یوسف تمدن چند هزار ساله داشت شاید دو هزار سال بود مصر متمدن بود اما یوسف آن را کوچک میدید.آن کسی که گوشهی یک منطقه با یک صندلی حالش به هم میخورد دین ندارد اخلاق ندارد اهل خدا نیست. همینطور بالاتر بیایید یک صندلی مهمتر از آن صندلی وجود دارد. وقتی به امام عصر سپرده میشود حضرت در کمال عدالت باطنی و فکری و روحی و اخلاقی است به ذهنش هم نمیگذرد که منم که حاکم بر کل کرهی زمینم آن چیزی که در ذهن امام عصر است مسالهی عبداللهی
خصوصيات و ويژگي هاي وحي از منظر قرآن (2)
مقام فرماندهی فرشتگان دیگر را دارد. و روشن است این روابط صرفا رابطه و حاکمیت اعتباری نیست چنان که خود جبرئیل هم دارای استقلال نمی باشد بلکه با اذن تکوینی خداوند در ارتباط مرموز وحی نقش خاصی ایفا می نماید. بر این اساس است که القای وحی توسط روح الامین و فرشتگان تکلم و القای الهی می باشد. این امر طبق سنت عمومی توحید افعالی است که خداوند امور عالم را از طریق اسباب و عوامل به انجام می رساند. واسطه ها هر یک در محدوده ی خاصی که برای آنها تعیین شده با رخصت و اذن خدا نقش خود را عملی می سازند چنان که در آیات مربوط به گرفتن جان همین دو نوع استناد آمده است عنوان توفی و قبض جان هم به فرشتگان نسبت داده شده 34 هم به ملک الموت. 35 در عین حال که خداوند متوفی و ممیت 36 خوانده شده است و قبض ارواح از افعال الهی به شمار آمده است. پینوشتها 1. انعام آیه ی 124.2. البته باید توجه داشت که برای جمله لن نؤتی مثل مااوتی رسل الله دو تفسیر شده است. یکی این که مخالفان گفتند ما در صورتی ایمان خواهیم آورد که پیامبر برای ما معجزاتی مانند انبیای گذشته بیاورد مثل عصای موسی یا زنده ساختن مردگان که از طرف عیسی انجام گرفت. تفسیر دیگر این است که ما تنها در صورتی ایمان خواهیم آورد که همانند انبیا به ما هم وحی شود و سیاق آیه به خصوص با جوابی که مطرح شده با تفسیر اخیر که در متن بر آن تکیه شده است هم آهنگ تر است. در تفسیر نورالثقلین نیز روایتی طبق این تفسیر آمده است.3. ابراهیم آیه ی 11.4. می توان گفت این بخش از آیه ولکن الله یمن علی من یشا من عباده به تنهایی با همگانی بودن و باز بودن راه برای عموم منافاتی ندارد. چنان که می خوانیم یؤتی الحکمه من یشا برخوردار ساختن افراد از حکمت بستگی به مشیت و موهبت الهی دارد ولی راه های رسیدن به آن برای همه بیان شده است که در راه وصول به آن می توانند تلاش کنند ولی در این جا با لحاظ آیات دیگر که نمونه هایی از آن در متن آمده است مشخص می گردد که مشیت الهی در وحی و نبوت مشیت ویژه ای است و هرگز تعمیم ندارد.5. آل عمران آیه ی 33.6. المیزان ج 3 ص 177.7. انعام آیات 83-87.8. یونس آیه ی 16.9. المیزان ج 10 ص 29.10. اعراف آیه ی 203.11. بقره آیه ی 144.12. نورالثقلین ج 1 ص 137.13. المیزان ج 1 ص 319.14. الاتقان فی علوم القرآن ج 1 ص 73-90.15. المیزان ج 2 ص 160-163.16. یونس آیه ی 37.17. فرقان آیه ی 31.18. نحل آیه ی 2.19. طبق احتمال اول و دوم با در بالروح برای مصاحبه است؛ یعنی فرشتگان به همراهی روحی نازل می شوند ولی در احتمال اخیر حرف با برای تعدیه است و مفاد آیه این است که فرشتگان روح پیام را نازل می کنند. روح المعانی ج 14 ص 93 و المیزان ج 12 ص 218.20. صافات آیات 1-4.21. المیزان ج 17 ص 126 در عین حال باید توجه داشت مقصود از صف بستگان و ماموریت آنها به خصوص در جمله اول و دوم در کتاب های تفسیری احتمالات و اقوال مختلفی آمده است 22. عبس آیات 11-16.23. نحل آیه ی 102.24. شعرا آیات 192-193.25. تکویر آیات 19-21.26. عبس آیات 11-16.27. مریم آیات 64-65.28. شوری آیه ی 51.29. تکویر آیه ی 19.30. شعرا آیه ی 193.31. فصلت آیه ی 43.32. زمر آیه ی 1.33. غافر آیه ی 2.34. انعام آیه ی 61.35. سجده آیه ی 11.36. بقره آیه ی 28 و انعام آیه ی 61. منبع مقاله عبداللهی … عبداللهی 5. وحی دریافت معارف الهی آیات و عناوین و ویژگی هایی که برای وحی در قرآن آمده است و بخشی از آنها تا به حال مطرح شد. بیان گر این است که پیامبر در ارتباط ویژه خود در عین حال که مواجهه و رو به رویی با عالم غیب دارد اما اساس و محور کارش گرفتن پیام و معارف خاص است. وحی صرفا رو به رویی احساس و انفعال روحی نیست. مروری بر پاره ای از عناوین و آیات گذشته مستند این ادعا می باشد مانند تکلم الهی توضیح داده شد که آیه پنجاه و یک سوره ی شوری از وحی به عنوان تکلم الهی یاد می کند و تکلم خداوند با پیامبر عبارت است از تفهیم و انتقال دادن آگاهی خاص به او.تعلم الهی وحی از نظر قرآن تعلیم خداوند و جبرئیل است علمه شدید القوی پس محور و هویت وحی را آموزش تشکیل می دهد. آموزش بینش ها و دستورالعمل ها و...نزول معارف عالی در بحث نزول بیان شد تنزل یافتن حقایق از ام الکتاب تنزل از علم الهی است؛ یعنی منبعی که حقایق به طور بسیط و مجرد در آن منعکس است. پس منبع وحی خزانه ی علم الهی است که کسی را بر آن راهی نیست و وحی همین است که حقایق و معارف از همان کتاب مادر که دارای جای گاه بسیار والایی است علی حکیم تنزل پیدا می کند و در سطحی قرار می گیرد که برای همگان قابل فهم است. بنابراین اساس وحی دریافت معارف الهی است. وحی از مقوله علم است و تنها احساس و ذوق نیست.نتیجه هرگونه تحلیلی که وحی را صرفا احساس و انفعال قلمداد کند و تبیین آن در قالب معارف وحیانی را مربوط به مرحله بعد از وحی بداند که به دست خود پیامبر انجام می گیرد با وحیی که قرآن بر آن دلالت دارد ناسازگار است. 6. وحی موهبت خاص الهی آیات قرآن بیان گر این است که وحی امری است موهبتی ارتباط با ملا اعلی و دریافت پیام از علم بی کران الهی برای ارائه به مردم اکتسابی و قانون مند نیست که با طی کردن ضوابط و راه های خاص هر کس بتواند به آن برسد. وحی صرفا بصیرت و آگاهی درونی نیست که هر کس با تحصیل تقوا و تهذیب نفس و پاک سازی به آن نائل شود وحی انبیا پیام گیری خاصی است و نمی توان آن را صرفا بصیرت و نورانیت دانست.برخلاف آن چه پاره ای از روشن فکران تحت عنوان تجربه و مکاشفه تحلیل می کنند که وحی امر جدا بافته ای نیست باید گفت آن چه قرآن به عنوان وحی مطرح می کند خود یک معجزه و کار خدایی است و بسته به اراده و مشیت خاص او دارد و لذا راه آن هرگز تعمیم ندارد و بر همگان باز نمی باشد. خداوند بهانه گیری بعضی از رهبران کفر را مطرح می کند که هرگاه معجزه و برهانی از طرف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آنها ارائه می شد به جای خضوع می گفتند ... قالوا لن نؤمن حتی نؤتی مثل مااوتی رسل الله ؛ 1 ما ایمان نمی آوریم مگر این که نظیر آن چه به فرستادگان الهی داده شده به ما نیز داده شود.یعنی به ما وحی گردد. ما نیز با عالم غیب مرتبط شده و مخاطب خداوند گردیم. 2 چنان چه در سوره زخرف نیز آمده است آنها می گفتند که چرا وحی بر مردی بزرگ از این دو شهر نازل نشد خداوند در آیه فوق در پاسخ می گوید الله اعلم حیث یجعل رسالته خدا می داند که رسالتش را کجا قرار دهد.وحی چون عبارت است از ارتباط با ملا اعلی متصل شدن طبیعت به ماورا طبیعت و عالم ملکوت و پیام گیری از جهان غیب برای هدایت مردم لذا تنها خدای عالم الغیب و الشهاده است که می داند در میان انسان های پاک کدام یک دارای این استعداد هستند که در مواجهه مستقیم یا در ارتباط با فرشتگان وحی واقعیت های عالم غیب را که برخاسته از مکنون علم الهی است دریافت کنند و به مردم برسانند. آگاهی و علم به این توانایی از محدوده ی علم انسان ها خارج است.بنابر این ارزیابی ها و فرمول هایی که بشر در این زمینه تشخیص می دهد نمی تواند معیار رسیدن به این رسالت و مخاطب شدن خدا باشد و با عوامل و ضوابطی که در اختیار انسان هاست نمی توان این مقام
English