پرونده حیات و ممات انساناینها برای آدم کار میکند به خدا قسم خیلی کار میکند. ما صد دفعه از این طرف خیابان آمدیم که رد شویم و به آن طرف برویم باید ماشین به ما میزد؛ چون ما طبق قرآن دو پرونده داریم الف پرونده محو و اثباتاسم یک پروندهمان یمحوا الله ما یشا و یثبت سوره رعدآیه 39 پرونده محو و اثبات … پرونده نوشته است که من از خیابان رد شوم ماشین یا موتور بزند و من را داغون کند . بمیرم؛ اما در کنارش هم نوشته است که اگر این آدم کار خیری انجام بدهد ما این زیر ماشین رفتن را محو میکنیم که به این مرگ تعلیقی میگویند.ب پرونده امالکتابیک پرونده هم بهنام امالکتاب داریم و عنده ام الکتاب . آنچه پای ما در این امالکتاب نوشته شده است اصلا قابلتغییر نیست؛ نه با دعا نه با صدقه نه با کمک نه با کار خیر نه با نماز و نه با گریه. شاید ما ده دفعه باید زیر ماشین رفته باشیم ده دفعه باید خودمان داخل ماشین یا پشت ماشین بودیم و باید تصادف میکردیم اما نکردیم. چرا؟ چون یک کار خوب و خیر در گذشته کردهایم و کمکی به یک کسی کردهایم تبسمی به یکی کردهایم یک نگاه خوبی به پدر و مادر کردهایم احترامی به یک بزرگتر گذاشتهایم. اینها چیزهایی است که هم در قرآن کریم و هم در روایات و اخبار مطرح است. -صدقه تازهعروس ناجی او از مرگمن یک روایتی دیدم که فکر کنم در کتابهای شیخ صدوق بود. شیخ آدم کمی نیست و خیلی فوقالعاده است یادتان باشد که یک پروندهمان پرونده محو و اثبات
6 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: بد گفتن به یکدیگر نیش مار و عقرب بهدنبال دارد/ دل یکدیگر را نشکنید که خداوند از شما نمیگذرد
اقسام پرونده حیات و مماتاستاد انصاریان به اقسام پرونده حیات و ممات انسان اشاره و خاطرنشان کرد نام یک پرونده ما محو و اثبات است یمحوا الله ما
تهران/ حسینیهٔ محبانالزهرا/ دههٔ اوّل جمادیالاوّل/ زمستان1396ه.ش./ سخنرانی سوم
دیگر بهنام پرونده محو و اثبات دارد. … و هنوز هم به آخر عمرم نرسیدهام ولی پرونده تا آخر عمرم پیش اوست و کل شی احصیناه فی امام مبین این یک تعبیر است؛ یا یملا الله ما یشا و یثبت و عنده ام الکتاب و این هم یک تعبیر است که کل جریانات هستی و آینده هر کسی و هر چیزی در لوح محفوظ است. ما نمیدانیم چیست فقط میدانیم قرآن میگوید.یا اینکه در کتاب محو و اثبات … کتاب محو و اثبات بهاصطلاح قابلیت تغییر جهت زندگی ما را دارد؛ مثلا در لوح محفوظ زده شده که من سر 82سالگی بمیرم و این با دعای هیچ پیغمبر و امامی حتی دعاهای خودم قابلتغییر نیست. آن تقدیر حتمی و قطعی همیشه سر جای خود میماند و تغییر پیدا نمیکند؛ اما عالم یک پرونده
تقوای الهی، راه رهایی از بنبستها
یک پرونده کلی برای عالم است که خدا هرچه در آن پرونده رقم زده تغییر نمیکند؛ نه با دعا نه با گریه نه با احیا و نه حتی التماس دعای به انبیا و ائمه تغییر نمیکند و سر جای خودش است. رقمهایی که در کتاب محو و اثبات … و احسان به والدین تغییردهنده رقم پرونده انسانیک روایت هم بخوانم و حرفم تمام مسیح ع با دوسهنفر از بغل خانهای رد میشد داشتند تشت و سینی میزدند و هلهله میکردند. مسیح ع فرمود امشب در این خانه عروسی است و عروس و داماد دست به دست هم دادهاند؛ اما عروس در حجله میمیرد. فردا یکی از حواریون از در آن خانه رد شد دید پارچه سیاه و پرچم نزدهاند صدای گریه نمیآید و هیچ خبری نیست. در زد یکی دم در آمد و گفت دیشب در این خانه عروسی بود؟ گفت بله خیلی هم خوب بود و خوش گذشت. گفت عروس شما حالش خوب است؟ گفت بله خیلی خوب است. برای چه پرسیدی؟ گفت ما دیروز از اینجا رد میشدیم دیدیم عروسی است. حالا امروز هم آمدیم که رد بشویم گفتیم ببینیم عروس حالش خوب است خوشحال بشویم پیش مسیح ع آمد و گفت تو پیغمبر اولوالعزم هستی مگر دیروز نگفتی که عروس امشب میمیرد؟ گفت چرا گفتم گفت پس چرا نمرد؟ -دو کتاب و پرونده نزد خداوندما دو کتاب پیش خدا داریم یکی امالکتاب و یکی کتاب محو و اثبات
نماز دریاى بیکران منفعت
و تکبر را محو می سازد و تواضع و تذلل را به اثبات می رساند . و البته یک دین جامع و کامل باید باشد .خودخواهی منشا و منبع همه مفاسد است . نخست و در ابتدای کار باید اصل و ریشه عموم بیماریهای روحی را چاره کرد . همچنان که اساس همه ترقیات معنوی و روحی و اصلاحات فردی و اجتماعی خداشناسی و خداپرستی است خودخواهی و خودپرستی منبع همه بدبختی ها و مفاسد است . خودخواه و خودپرست نمی تواند خداجوی و خداپرست بشود پس امید صلاح و اصلاحی نباید از او داشت .نمازگزار واقعی خدا را دوست می دارد و عاشق دلباخته محبوب حقیقی است و خدا نیز او را دوست خود می خواند . آیا دوستی خدا با عشق مفرط به مادیت محض که اصل هر گناه و خطاست جمع می شود ؟نمازگزار یک بار بسم الله و بار دیگر در سوره حمد خدا را به دو صفت رحمان و رحیم می ستاید و اگر از نمازش غافل نباشد قهرا در کسب این صفت خدایی و تخلق به اخلاق الهی خواهد کوشید و در نتیجه مهربان ترین مردم خواهد شد و از قساوت و سنگدلی و بیرحمی و بی مهری برکنار خواهد ماند .نمازگزار می داند که خداوند در کتابش خطاب به تمام پیامبران فرموده که اولــ 72 ــحلال تناول کنید سپس قیام به عبادت نمایید 1 نمازگزار می داند که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود * خداوند را در فضای بیت المقدس فرشته ای است که هر شب ندا می دهد هر کس از مال حرام بخورد مستحب و واجبی از او پذیرفته نمی شود 2 .و می داند که آن حضرت فرمود * کسی که لباسی را به ده درهم خرید اگر در پول آن لباس درهمی از حرام باشد خداوند در آن لباس نمازی را نخواهد پذیرفت 3 .نمازگزار به این معنا توجه دارد که داود علیه السلام به حضرت حق عرضه داشت * الهی ای خداوند مهربان ساکن بیت تو کیست و نماز را از چه بنده ای قبلو می کنی ؟ جواب آمد کسی که به خاطر جلال من تواضع کند و روزش را به یاد من بگذراند به خاطر من از شهوات حرام دوری جوید گرسنه را سیر کند غریب را پناه دهد به حادثه دیده رحم نماید . این چنین انسانی در مملکت ملکوت همانند خورشید می درخشد و من دعایش را مستجاب می کنم آنچه از من بخواهد به او عنایت می نمایم عدم تحملش را می بخشم در غفلت چراغ راهش می شوم در تاریکی نورش گشته دستش را می گیرم . او میان مردم مانند فردوس در بین بهشتهاست که نهرهایش همیشگی و میوه هایش بی تغییر است 4 .نمازگزار حتما به این معنی توجه دارد که حضرت صادق علیه السلام فرمود * کسی که دوست دارد بداند نمازش قبول است یا نه ملاحظه کند که آیاــــــــــــــــــــــــــــ1 ـ مومنون 23 51 .2 ـ محجه البیضا 3 204 .3 ـ محجه البیضا 3 2044 ـ محجه البیضا 1 352 .نمازش او را از فحشا و منکرات باز می دارد یا نه . به اندازه ای که نمازش قدرت حفظ او را از مفاسد دارد به درگاه حق قبول است 1 .جامعه نمازگزار جامعه ای است پاک و کشور با نماز کشوری است سعادتمند . در مملکتی که همه اهل نمازند از ظلم و تجاوز و بغی و فحشا و منکرات و فساد و قساوت و بدبینی و بی اعتباری و دزدی و چپاول خبری نیست . در آن مرز و بوم که مردمش متوسل به نمازند از دادگستریهای عریض و طویل و پرونده
جلوههایی از شخصیت امیرالمؤمنین(ع)
محو و اثبات یا امالکتاب بوده است این صریح قرآن است کسی که اندکی از علم کتاب پیش او بود به سلیمان گفت که من تخت را از آنجا تا اینجا میآورم قبل از اینکه پلک بالایت به پلک پایین برسد. -نعمتهای الهی احسان پروردگار به بندهاین شخص تخت را آورد. سلیمان ع نگاهی به تخت انداخت و به ما یاد داد که برای سلامتیتان عقلتان زن و بچهتان ثروت و صندلیتان بگویید هذا من فضل ربی این احسان پروردگار به من است. اگر من به خودم باشم چه کسی هستم که خدا دو ریال به من بدهد حقیقتا من چه کسی هستم که خدا زن خوب بچه خوب خانه خوب و کسب خوب به من بدهد؟ سلیمان ع به ما یاد داد که برای هر نعمتی بگویید هذا من فضل ربی . اگر بگویی که اینها از خودم است در سوره قصص آمده که حال و اخلاقت به حال قارون تبدیل میشود. قارون گفت انما اوتیته علی علم عندی سوره قصص آیه 78 این ثروت من برای سواد خودم است؛ به خدا چه ربطی دارد؟ قارون بهخاطر همین حال ابلیسیاش خودش و ثروتش به زمین فرو رفتند.این هذا من فضل ربی و احسان برای چیست؟ قرآن میفرماید لیبلونی ااشکر ام اکفر سوره نمل آیه 40 شکر در اینجا بهمعنی گفتن الحمدلله نیست. در حقیقت خدا مرا با پولم علمم مقامم ریاستم یا مرجعیتم در بوته آزمایش قرار داده است که آیا من اهل عمل به خواستههای او هستم یا همینطور شبانهروز نمکش را میخورم و نمکدان میشکنم چهکاره هستم؟ -کل علم کتاب نزد امیرالمؤمنین ع برادرانم و خواهرانم آیهای که قرائت میکنم زمانی که نازل شده است امیرالمؤمنین ع هنوز بیست سال نداشتند. خدا در این آیه به پیغمبر ص میگوید الذین کفروا لست مرسلا سوره رعد آیه 43 حرف کفار این است که تو از جانب خدا فرستاده نشدهای؛ به آنها بگو کفی بالله شهیدا بینی وبینکم ومن عنده علم الکتاب بین من و شما دو شاهد است که میگوید من پیغمبر هستم؛ یکی خدا و دیگری هم کسی است که علم کتاب نزد اوست. اینجا دیگر من ندارد و آیه نمیگوید کسی که یکخرده از علم کتاب پیش اوست؛ بلکه میگوید کسی که کل علم کتاب پیش اوست. آیا برای شما بس نیست که خدا و علیبنابیطالب ع شاهد نبوت من باشد که کل علم کتاب پیش اوست؟ این برای علم زمان هفدههجده سالگی امیرالمؤمنین ع است که اصلا آدم بهتزده میشود؛ اما لحظه درگذشت پیغمبر ص که آنوقت 30-33 ساله بودند چه شد؟ رسول خدا ص ایشان را صدا کردند و گفتند علی جان گوشت را کنار دهان من بگذار. پیغمبر ص در بستر افتاده بودند حضرت خم شدند و گوش مبارکشان را کنار دهان پیغمبر ص گذاشتند. هفتهشت ثانیه طول نکشید که بلند شدند. -اتصال امیرالمؤمنین ع به علماللهبعد از دفن پیغمبر ص به حضرت گفتند پیغمبر ص در آن لحظه چه گفتند؟ فرمودند یکمیلیون در علم به روی من باز کردند. این غیر از علمی است که در هفدههجده سالگی داشتند. در حقیقت رسول خدا ص ایشان را به علمالله وصل کردند و این غیر از علمی است که وقف ذات خودش و پیش خودش است. رسول خدا ص امیرالمؤمنین را به علمالله وصل کردند و برای همین است که حضرت به مردم اعلام کردند هرچه میخواهید قبل از آن بپرسید که از دنیا بروم؛ من جواب بلد نیستم ندارم. نصیحتهای بینظیر و دریاوار امیرالمؤمنین ع اما جنبه نصیحتگری امیرالمؤمنین ع چگونه بود؟ نهجالبلاغه که یک دریاست هشت برابر نهجالبلاغه را هم چاپ کردهاند؛ آن هشتتا هم نامهها سخنرانیها و کلمات قصارشان است. کتابی هم در شش جلد بهنام غررالحکم در زمان صفویه نوشته شده که حدود یازدههزار کلمه حکمتآمیز است. غیر از همه اینها امیرالمؤمنین ع بعد از پیغمبر ص در مقام نصیحت نمونه نداشتند. یک نصیحتش را بگویم؛ چون ما امروز نمیتوانیم از همه میوههای این باغ بچینیم و از هر شجره طیبهشان یک میوه میچینیم. -بهترین نوع زندگی در نظر امیرالمؤمنین ع یک نفر به امیرالمؤمنین ع گفت چگونه زندگی کنیم؟ بارکالله به او سؤال خیلی عالیای است حضرت فرمودند ان تعبد الله بقدر حاجتک الیه بهاندازهای که به خدا نیازمند هستی عبادت کن. و ان تعصیه بقدر صبرک علی النار بهاندازهای که طاقت جهنم را داری گناه کن. و ان تعمل لدنیاک بقدر عمرک فیها بهاندازه همین هفتادهشتاد سال برای معاشت تلاش کن. و ان تعمل لآخرتک بقدر بقائک فیها و برای آخرتت بهاندازهای که ماندگار هستی کار کن. شیوه حکومتداری امیرالمؤمنین ع امیرالمؤمنین ع در مقام انتخاب استاندار و فرماندار هم در این عالم غوغا کردهاند کمیلبنزیاد نخعی عثمانبنحنیف انصاری از نمونههای از استاندارانش هستند. در حقیقت حضرت به حاکمان هر کشوری میگویند که جمعیت بیتالمال دین و فرهنگ یک استان را به دست هر کسی ندهید؛ شما را در قیامت بیچاره میکنند. به عثمان فرمودند اگر ظلمی در دورترین نقطه کشور اتفاق بیفتد غیر از اینکه در پرونده
English