یک پرونده هم بهنام امالکتاب داریم و عنده ام الکتاب . … امالکتاب نوشته شده با دعا صدقه کمک کار خیر نماز و گریه اصلا قابلتغییر نیست. شاید مثلا ما باید 10 بار با ماشین تصادف میکردیم اما نکردیم. چون یک کار خوب و خیر در گذشته کردهایم و کمکی به یک کسی کردهایم تبسمی به یکی کردهایم یک نگاه خوبی به پدر و مادر کردهایم احترامی به یک بزرگتر گذاشتهایم. اینها چیزهایی است که هم در قرآن کریم و هم در روایات و اخبار مطرح است.وی ادامه داد روزی حضرت مسیح ع با یکی از دوستانش از کوچه رد میشد یک خانه را نشان داد و گفت امشب اینجا عروسی است و امشب این عروس میمیرد. رفیقش به او گفت چطوری میمیرد؟ گفت در این خانه یک مار کبری زهرداری است که امشب این عروس را میگزد و او هم درجا میمیرد. تمام شد و رفتند. فردا این بنده خدا تنها آمد که از داخل آن کوچه رد شود دید پرچم سیاه نزدهاند صدای گریه که نمیآید و کسی انجیل نمیخواند و همهجا آرام است. در زد یکی در را باز کرد. گفت دیشب اینجا عروسی بود؟ گفت بله. گفت حال عروس خوب است؟ گفت تا دلت بخواهد. خداحافظی کرد پیش حضرت مسیح ع آمد و گفت آقا نفرمودید که دیشب آن عروس میمیرد من امروز به در خانهشان رفتم از آنکسی که پرسیدم گفت عروس خیلی هم حالش خوب و سرزنده است. حضرت فرمود بنا بود بمیرد اما مهمانها که رفتند برای عروس و داماد سفره انداختند و برای دوتای آنها شام گذاشتند. عروس و داماد هنوز دست به غذا نبرده بودند که فقیری در کوچه با ناله گفت اگر کسی بیدار است من گرسنهام و درد میکشم یک غذا به ما بدهید. عروس به داماد گفت غذای من را ببر و به این فقیر بده امشب را دوتایی با هم یک غذا میخوریم. این صدقهای که دیشب این عروس داد خدا شر آن مار را از سرش کم کرد. هرچه کار خیر گیرتان آمد؛ انجام دهیدمبلغ عرصه بین الملل گفت هرچه کار خیر گیرتان آمد؛ انجام دهید؛ ولو یک لیوان آب به یک تشنه بدهید ولو یک نگاه محبتآمیز به یکی بیندازید ولو یک نگاه محبتآمیز به مادرتان یا پدرتان داشته باشید ولو بچه شیرخواره را از بغل خانمت بگیری و دوبار ببوسی. اینها برای ما کار میکند و در روایات ائمه ع هست؛ امام هشتم ع از دوهزار کیلومتر بیشتر نامهای با خط خودشان به حضرت جواد ع مینویسند و میفرمایند مردم تو را ببینند وقتی بیرون میآیی از در بزرگ بیرون بیا و در را نبند. در خورجینت پول بردار تا وقتی در راه میروی میتوانی بشناسی که چه کسی نیازمند است پول به او بده.یک ناسزا یا یک بد گفتن نیش مار و عقرب بهدنبال دارداستاد انصاریان به جریمه شکستن دل مؤمن اشاره و اظهار کرد آیه در قرآن است که به پیغمبر ص میگوید اصلا روی خودت را از بندگان من که اهل بندگی هستند برنگردان. به امیرالمؤمنین ع گفتند رفیق تو را مار زده و در حال مرگ است. حضرت به خانه و کنار بسترش آمد. او گفت یا علی ما نمازمان را که میخوانیم روزهمان را که میگیریم محبت تو را که داریم نمیدانم برای چه باید مرا مار بزند؟ آخر ما از پروندهمان خبر نداریم حضرت فرمودند دیروز بعدازظهر سر چهارراه جلوی مردم بیعلت به قنبر ناسزا گفتی خوشحال باش که خدا با این ماری که مامور کرد تا تو را بگزد پرونده
4 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: بد گفتن به یکدیگر نیش مار و عقرب بهدنبال دارد/ دل یکدیگر را نشکنید که خداوند از شما نمیگذرد
حفظ ارزشهای دینی در سفارش امام رضا(ع)
نوشته است که اگر این آدم کار خیری انجام بدهد ما این زیر ماشین رفتن را محو میکنیم که به این مرگ تعلیقی میگویند.ب پرونده امالکتابیک پرونده هم بهنام امالکتاب … امالکتاب نوشته شده است اصلا قابلتغییر نیست؛ نه با دعا نه با صدقه نه با کمک نه با کار خیر نه با نماز و نه با گریه. شاید ما ده دفعه باید زیر ماشین رفته باشیم ده دفعه باید خودمان داخل ماشین یا پشت ماشین بودیم و باید تصادف میکردیم اما نکردیم. چرا؟ چون یک کار خوب و خیر در گذشته کردهایم و کمکی به یک کسی کردهایم تبسمی به یکی کردهایم یک نگاه خوبی به پدر و مادر کردهایم احترامی به یک بزرگتر گذاشتهایم. اینها چیزهایی است که هم در قرآن کریم و هم در روایات و اخبار مطرح است. -صدقه تازهعروس ناجی او از مرگمن یک روایتی دیدم که فکر کنم در کتابهای شیخ صدوق بود. شیخ آدم کمی نیست و خیلی فوقالعاده است یادتان باشد که یک پروندهمان پرونده
تقوای الهی، راه رهایی از بنبستها
آمد و گفت تو پیغمبر اولوالعزم هستی مگر دیروز نگفتی که عروس امشب میمیرد؟ گفت چرا گفتم گفت پس چرا نمرد؟ -دو کتاب و پرونده نزد خداوندما دو کتاب پیش خدا داریم یکی امالکتاب
جلوههایی از شخصیت امیرالمؤمنین(ع)
امالکتاب بوده است این صریح قرآن است کسی که اندکی از علم کتاب پیش او بود به سلیمان گفت که من تخت را از آنجا تا اینجا میآورم قبل از اینکه پلک بالایت به پلک پایین برسد. -نعمتهای الهی احسان پروردگار به بندهاین شخص تخت را آورد. سلیمان ع نگاهی به تخت انداخت و به ما یاد داد که برای سلامتیتان عقلتان زن و بچهتان ثروت و صندلیتان بگویید هذا من فضل ربی این احسان پروردگار به من است. اگر من به خودم باشم چه کسی هستم که خدا دو ریال به من بدهد حقیقتا من چه کسی هستم که خدا زن خوب بچه خوب خانه خوب و کسب خوب به من بدهد؟ سلیمان ع به ما یاد داد که برای هر نعمتی بگویید هذا من فضل ربی . اگر بگویی که اینها از خودم است در سوره قصص آمده که حال و اخلاقت به حال قارون تبدیل میشود. قارون گفت انما اوتیته علی علم عندی سوره قصص آیه 78 این ثروت من برای سواد خودم است؛ به خدا چه ربطی دارد؟ قارون بهخاطر همین حال ابلیسیاش خودش و ثروتش به زمین فرو رفتند.این هذا من فضل ربی و احسان برای چیست؟ قرآن میفرماید لیبلونی ااشکر ام اکفر سوره نمل آیه 40 شکر در اینجا بهمعنی گفتن الحمدلله نیست. در حقیقت خدا مرا با پولم علمم مقامم ریاستم یا مرجعیتم در بوته آزمایش قرار داده است که آیا من اهل عمل به خواستههای او هستم یا همینطور شبانهروز نمکش را میخورم و نمکدان میشکنم چهکاره هستم؟ -کل علم کتاب نزد امیرالمؤمنین ع برادرانم و خواهرانم آیهای که قرائت میکنم زمانی که نازل شده است امیرالمؤمنین ع هنوز بیست سال نداشتند. خدا در این آیه به پیغمبر ص میگوید الذین کفروا لست مرسلا سوره رعد آیه 43 حرف کفار این است که تو از جانب خدا فرستاده نشدهای؛ به آنها بگو کفی بالله شهیدا بینی وبینکم ومن عنده علم الکتاب بین من و شما دو شاهد است که میگوید من پیغمبر هستم؛ یکی خدا و دیگری هم کسی است که علم کتاب نزد اوست. اینجا دیگر من ندارد و آیه نمیگوید کسی که یکخرده از علم کتاب پیش اوست؛ بلکه میگوید کسی که کل علم کتاب پیش اوست. آیا برای شما بس نیست که خدا و علیبنابیطالب ع شاهد نبوت من باشد که کل علم کتاب پیش اوست؟ این برای علم زمان هفدههجده سالگی امیرالمؤمنین ع است که اصلا آدم بهتزده میشود؛ اما لحظه درگذشت پیغمبر ص که آنوقت 30-33 ساله بودند چه شد؟ رسول خدا ص ایشان را صدا کردند و گفتند علی جان گوشت را کنار دهان من بگذار. پیغمبر ص در بستر افتاده بودند حضرت خم شدند و گوش مبارکشان را کنار دهان پیغمبر ص گذاشتند. هفتهشت ثانیه طول نکشید که بلند شدند. -اتصال امیرالمؤمنین ع به علماللهبعد از دفن پیغمبر ص به حضرت گفتند پیغمبر ص در آن لحظه چه گفتند؟ فرمودند یکمیلیون در علم به روی من باز کردند. این غیر از علمی است که در هفدههجده سالگی داشتند. در حقیقت رسول خدا ص ایشان را به علمالله وصل کردند و این غیر از علمی است که وقف ذات خودش و پیش خودش است. رسول خدا ص امیرالمؤمنین را به علمالله وصل کردند و برای همین است که حضرت به مردم اعلام کردند هرچه میخواهید قبل از آن بپرسید که از دنیا بروم؛ من جواب بلد نیستم ندارم. نصیحتهای بینظیر و دریاوار امیرالمؤمنین ع اما جنبه نصیحتگری امیرالمؤمنین ع چگونه بود؟ نهجالبلاغه که یک دریاست هشت برابر نهجالبلاغه را هم چاپ کردهاند؛ آن هشتتا هم نامهها سخنرانیها و کلمات قصارشان است. کتابی هم در شش جلد بهنام غررالحکم در زمان صفویه نوشته شده که حدود یازدههزار کلمه حکمتآمیز است. غیر از همه اینها امیرالمؤمنین ع بعد از پیغمبر ص در مقام نصیحت نمونه نداشتند. یک نصیحتش را بگویم؛ چون ما امروز نمیتوانیم از همه میوههای این باغ بچینیم و از هر شجره طیبهشان یک میوه میچینیم. -بهترین نوع زندگی در نظر امیرالمؤمنین ع یک نفر به امیرالمؤمنین ع گفت چگونه زندگی کنیم؟ بارکالله به او سؤال خیلی عالیای است حضرت فرمودند ان تعبد الله بقدر حاجتک الیه بهاندازهای که به خدا نیازمند هستی عبادت کن. و ان تعصیه بقدر صبرک علی النار بهاندازهای که طاقت جهنم را داری گناه کن. و ان تعمل لدنیاک بقدر عمرک فیها بهاندازه همین هفتادهشتاد سال برای معاشت تلاش کن. و ان تعمل لآخرتک بقدر بقائک فیها و برای آخرتت بهاندازهای که ماندگار هستی کار کن. شیوه حکومتداری امیرالمؤمنین ع امیرالمؤمنین ع در مقام انتخاب استاندار و فرماندار هم در این عالم غوغا کردهاند کمیلبنزیاد نخعی عثمانبنحنیف انصاری از نمونههای از استاندارانش هستند. در حقیقت حضرت به حاکمان هر کشوری میگویند که جمعیت بیتالمال دین و فرهنگ یک استان را به دست هر کسی ندهید؛ شما را در قیامت بیچاره میکنند. به عثمان فرمودند اگر ظلمی در دورترین نقطه کشور اتفاق بیفتد غیر از اینکه در پرونده
English