ماهیت دنیا و دنیاطلبی توسل به ائمه معصومین ع ارزش عمر و حیات انسان وحکایاتی اخلاقی به زبان شعر مطرح شده است.در بخش دیگری از اشعار این دیوان تحت عنوان کلی مرز روشنایی اشعاری در زمینه مبدا هستی پیامبران و انسان خاتم پیامبران اوصاف امیرالمؤمنین
176 مطلب یافت شد
اقتدای به امیرالمؤمنین(ع) در سایهسار چهار حقیقت
قاصر بودن زبان و قلم از بیان اوصاف امیرالمؤمنین ع -معرفت کامل شرط اقتدای به امیرالمؤمنین ع اوصاف امیرالمؤمنین ع یقینا در دنیا با هیچ قلم و هیچ … تکلیف ما در این زمینه چیست که این اوصاف و کمالات در قدرت زبان و قدرت قلم نیست حالا ما میخواهیم به این انسان کامل و جلوه تام ربوبیت اقتدا کنیم باید چهکار بکنیم؟ انسان باید معرفت کاملی داشته باشد که بتواند اقتدا بکند. امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین ع بشوید. این امکان ندارد و ظرفیتش را هم به ما ندادهاند؛ ولی این دعوت خود حضرت بهاندازه ظرفیت ماست که اگر ما این چهار حقیقت را در خود تجلی بدهیم هم اهل ولایت امیرالمؤمنین ع هم اقتداکننده به امیرالمؤمنین ع و هم شیعهای شدهایم که پیغمبر ص امیرالمؤمنین ع و دیگر ائمه علیهمالسلام میخواستهاند. شما در قرآن مجید خواندید لا یکلف الله نفسا الا وسعها سوره بقره آیه 286 . خدا که از آفرینش باطن عقل قلب و روح ما خبر دارد؛ ما اقیانوسی خالی نیستیم که کمالات و فضایل امیرالمؤمنین ع را به خودمان انتقال بدهیم و پر بشویم. -قرآن یادگار کتبی و اهلبیت علیهمالسلام یادگار انسانی رسول خدا ص خیلی جالب است که خود حضرت تکتک ما -پدران و مادران و نسلمان- را تا قیامت میشناختهاند. این روایت در کتاب شریف اصول کافی است. در این کتابها که هست آدم با آرامش بیان میکند قبول میکند و میپذیرد. سند دلالت متن و نور روایت چون همه روایات ما که صادر شده توضیحی بر قرآن مجید است و قرآن هم بیروایت نه قابلعمل و نه قابلفهم است. ولایت بیقرآن هم نه قابلعمل و نه قابلدرک است. پیغمبر ص این مسئله را با زبانی زیبا دو ساعت مانده به درگذشتشان بیان کردهاند و اتفاقا این روایت در نود درصد کتابهای روایتی اهلسنت نقل شده است. چقدر مسئله مهم بوده که پیغمبر ص با اینکه نمیتوانستند از جا تکان بخورند بدنشان در ضعف کامل و مرگشان نزدیک بود به امیرالمؤمنین ع و فضلبنعباس فرمودند زیر بغل مرا بگیرید و به مسجد ببرید. راه هم طولانی نبود پیغمبر ص عاشق مسجد بود و خانهاش به مسجد چسبیده بود؛ اما حالا این عشق مقداری ضعیف شده است وقتی آدم در یک املاکی میرود و میگوید خانهای با این اوصاف
خیر دنیا و آخرت در گرو اقتدای به پیامبر(ص)
امیرالمؤمنین ع آمد و سه شبانهروز مهمان ابوحزام بود. عقیل نمیگفت چهکار دارم و عرب هم از مهمان نمیپرسید که چهکار داری سه شبانهروز پذیرایی میکرد بعد از اتمام سه شبانهروز آرام میگفت فرمایشی دارید؟ عقیل بعد از سه شبانهروز گفت من برای خواستگاری دخترت آمدهام. ابوحزام گفت خواستگاری برای چه کسی؟ عقیل هفتهشت تا از اوصاف
ظلم و ظالم در آيه شريفه
طبیعی و از عوارض جنبه بشری است لطمهای و زیانی به ساختمان انسانیت و بنای شخصیت خلیفه الله نمی زند چنان که حضرت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی ع هنگام بیان اوصاف
كتاب «سعادت فرد، سلامت جامعه در خطبه متقين» منتشر شد
قرآنی ایران ایکنا شعبه مؤسسات قرآنی مردمنهاد کتاب سعادت فرد سلامت جامعه در خطبه متقین شرحی بر خطبه همام محسوب میشود که حضرت امیرالمؤمنین علی ع در آن به اوصاف
نیاز انسان در زندگی به وجود راهنما
امیرالمؤمنین ع بوده است؛ یعنی اگر کسی از زندگی امیرالمؤمنین ع آگاهی داشته باشد و آن زندگی را با این 110تا تطبیق کند میبیند که امیرالمؤمنین ع کل آن را داشته در اوج هم داشته است. این خطبه اسم جالبی هم دارد و فکر میکنم که نظامدهنده نهجالبلاغه این اسم را خطبه متقین گذاشته است. امیرالمؤمنین ع اوصاف … ع را مطالعه کردهام کتابهای آسمانی دیگر موجود نیست ؛ ولی اینطور که از آیات قرآن استفاده میشود مسائل اصولی 113 کتاب نازلشده غیر از قرآن مجید با یکدیگر مساوی است. دلیلش هم این است که خداوند چندبار در قرآن مجید میفرماید مصدقا لما بین یدیه سوره بقره آیه 97 این قرآن حقانیت تمام مسائل نازلشده در تورات انجیل و زبور را تایید میکند. البته بعد از نزول قرآن یهود و مسیحیت دیگر هیچ نیازی به تورات و انجیل نداشتند. اولا بخشی از این کتابها به دست دزدان راه انسانیت تحریف شده بود. ثانیا به فرموده اهلبیت علیهمالسلام خداوند تمام مسائل هدایتکننده تورات انجیل و زبور را به قرآن انتقال داده بود. شما قرآن مجید را که داشته باشید از قبیل چون که صد آمد نود هم پیش ماست . آنکه صدتا را دارد نود تا را هم دارد؛ اما آنکه نود تا هشتاد تا و هفتاد تا را دارد صد را ندارد. بنابراین سرپیچی از قرآن برای هر کسی در هر موقعیتی که باشد ضلالت و گمراهی است. -اصولیترین مسئله کتابهای آسمانییکی از اصولیترین مسائل کتابهای آسمانی همه 114تا این است که اگر انسانی خواهان خیر و خوشبختی دنیا و آخرت یک زندگی پاک و به قول قرآن مجید حیات طیبه در دنیا و یک زندگی باز به قول قرآن فی عیشه راضیه سوره حاقه آیه 21 است؛ باید در اخلاق اعمال نیات روش کردار و برخوردش با مردم به آن وجود پاک مقدس عالم عابد زاهد دلسوز و خیرخواهی اقتدا کند که پروردگار عالم بهعنوان راهنما برای او قرار داده است. این یکی از اصول بسیار مهم 114 کتاب آسمانی است. -معبد کشف باستانشناسان در مناطق مختلف جهانهیچ دورهای هم پدید نیامد مگر اینکه پروردگار برای مردم آن دوره حجت چراغ پیغمبر دلیل و راهنما قرار داد. البته این مطلب در جستوجوهای بسیار گسترده باستانشناسی هم بهدست آمده است؛ یعنی مناطقی را که در ایران چندتا منطقه است و در بخش عمدهای از آسیا آفریقا اروپا و آمریکا کشف کردهاند. آمریکایی که دویستوچند سال است پیدا شده و قبلا کسی از آنجا خبر نداشت؛ ولی سرخپوستان در آن منطقه زندگی میکردند. یکی از چیزهایی که باستانشناسان در پنج قاره کشف کردند معبد بوده است؛ یعنی تمام امتها جایی برای عبادت داشتند و ریشه این عبادتگاهها هم انبیای خدا بودند. حالا در عبادت انحراف ایجاد کردند؛ ولی اصل مسئله مسلم است که کل امتها از زمان پدید آمدنشان عبادتگاه داشتند. افرادی در آن عبادتگاهها بودند که مردم را هدایت و راهنمایی میکردند. آنهایی که از راهنمای قرار دادهشده پروردگار اطاعت داشتند و به آنها اقتدا میکردند طبق آیات قرآن اهل بهشت هستند. این صریح قرآن است. حقیقت معنایی ایمان و عمل صالحپیش از پیغمبر اکرم ص تا زمان آدم خیلی از امتها در سراسر دنیا بهوجود آمدند و جالب است که پروردگار در قرآن میگوید این گذشتگانی که دارای ایمان و عمل صالح بودند؛ یعنی درون و بیرون آنها پاک بود. این معنی ایمان و عمل صالح است. درون آنها پاک بود یعنی اهل هیچ نوع بتی نبودند اعتقادشان در باطن فقط خدا بود و این اعتقاد و ایمان به خدا در ظاهر به شکل عمل صالح آشکار میشد. الآن ما برای چه نماز میخوانیم؟ چون مؤمن به پروردگار هستیم و برای ما یقینی است که پروردگاری که به او ایمان داریم ما را به نماز دعوت کرده و سود نماز هم خیلی است. این سود نماز برای چه کسی است؟ برای خود نمازگزار است. -بیان اوصاف اهل تقوا در خطبه متقین نهجالبلاغهامیرالمؤمنین ع خطبهای در نهجالبلاغه دارند من زمانی مطالب این خطبه را شمردم تا بدانم امیرالمؤمنین
حذف زهرا(س) و امیرالمؤمنین علی(ع) از دین مساوی با کفر است
امیرالمؤمنین ع و صدیقه کبری س است. زهرا س اسوۀ مؤمنین در شئون زندگیاستاد انصاریان در پاسخ به این پرسش که پروردگار عالم به چه دلایلی امیرالمؤمنین علی ع و صدیقه کبری س را در دین خود قرار داد؟ بیان کرد نه قرآن مجید اهل شوخی و لعب است و نه روایات اهل شوخی هستند. هرچه قرآن و روایات میگویند حق است. وقتی وجود مبارک امام دوازدهم عج که عدل جهانی طاووس اهل جنت بقیه الله فی الارضین و ماندگار از انبیا و ائمه طاهرین ع هستند به نقل کتابهای مهم میفرمایند در زندگی من فاطمه زهرا س سرمشق و اسوه و الگوست. این شوخی نیست و معنی آن این است که زهرا س هم مانند انبیا و امامان یک وجود اکمل و اتم است و شما میتوانید برای همه شئون زندگیتان از او درس بگیرید الگوبرداری کنید و او را اسوه خودتان قرار بدهید. کلمه اسوه دوبار در قرآن آمده است یکی درباره حضرت ابراهیم ع یکی هم درباره پیغمبر عظیمالشان اسلام که قرآن میفرماید لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه سوره احزاب آیه 21 و درباره ابراهیم ع نیز همین تعبیر را دارد. در روایات ناب ما هم در کتب معتبرمان وجود مبارک حضرت زهرا س شخصیتی معرفی شده که لغت اسوه برای ایشان ذکر شده است. وی گفت امام معصوم که عقل و عدل است و به فرموده امام صادق ع خود نماز خود زکات و خود حج است؛ این روایت بسیار فوقالعادهای است که هم مرحوم مجلسی ره و هم دیگران نقل کردهاند نحن الصلاه فی کتاب الله عز و جل ؛ حضرت نمیگویند نحن مقیمون الصلاه بلکه میگویند نحن الصلاه ما خود نماز هستیم ونحن الزکاه ونحن الصیام ونحن الحج ما خود زکات روزه و حج هستیم؛ یعنی اگر ما را حذف کنید دومیلیون سال هم نماز بخوانید آن نماز نماز نیست؛ اگر یکمیلیارد سال هم روزه بگیرید اما آن روزه روزه نیست؛ اگر هر سال هم به حج بروید آن حج حج نیست آنها جان و حقیقت نماز هستند و ما فقط بدن را وارد این کار میکنیم. ما وقتی نماز میخوانیم یعنی ولایت اولیای الهی را به پیشگاه خدا عرضه میکنیم و در وجود خودمان با نماز روزه زکات و حج تحقق میدهیم. نیمهکار ماندن دین با حذف زهرا س از زندگیوی خاطرنشان کرد امامی که عقل محض عدل نماز روزه و زکات است میفرماید در زندگی من فاطمه زهرا س اسوه و سرمشق است. ایشان میتوانستند و میدانستند که بگویند پدرم امام عسکری ع یا جدم حضرت جواد ع الگوی من است؛ اما چرا میگویند فاطمه زهرا س اسوه من است؟ به این دلیل که مراقب باشید حضرت زهرا س از زندگی عملی اخلاقی و اعتقادی شما حذف نشود که اگر حذف شود دین ایمان دنیا و آخرت شما نیمهکاره میماند. نویسنده کتاب ارزشمند اوصاف
مقامات الهی، جلوۀ احسان خداوند
امیرالمؤمنین ع میفرمایند که هر روز فرشتهای صدا میزند و میگوید لدوا للموت خانمها بچه بزایید برای مردن. و ابنوا للخراب و شما سازندگان برای این بسازید که آخرش روی هم بریزد؛ نه خودت ماندنی هستی نه بچهات و نه ساختمانت ماندنی هستند. پس چرا اینقدر غافل هستی و بهگونهای زندگی میکنی که فکر میکنی مردنی در کار نیست؟ این بدترین غفلت است دوری از وجود مقدس او با اشتغال و سرگرمی به آثارش مساوی است؛ بدون توجه به اینکه این آثار از اوست. در حقیقت من فکر میکنم این آثار برای من و و بدن من است. نمونههای زیبایی از یاری خداوند در آیات الهییک احسان پروردگار که فرمود ان الله لذو فضل علی الناس مقاماتی است که برای انسان قرار داده و این مقامات جلوه احسان اوست. خدا راه رسیدن به این مقامات را هم نشان داده و به قول علما ارائه طریق کرده است. مقامات را قرار داده راه را هم نشان داده است. اگر کسی در این جاده برای رسیدن به یک مقام دو مقام یا پنج مقامی حرکت کرد خداوند وعده کمک هم داده است. -کمک به مسیح ع در پنهانماندن از دسترس قاتلاندر بسیاری از آیات قرآن در رابطه با کمکی که به بندگان کرده تذکرات زیبایی دارد. وقتی تصمیم گرفتند مسیح ع را به دار بکشند و بکشند او را کمک کردم تا از دسترس قاتلان و به صلیبکشندگان پنهان بماند. وما قتلوه وما صلبوه سوره نسا آیه 157 نه توانستند او را بکشند و نه به صلیب بکشند. بل رفعه الله الیه سوره نسا آیه 158 او را پیش رحمت خودم بردم. این کمک پروردگار است. -یاری خداوند در جنگ بدرقبل از شروع جنگ بدر ارزیابان به پیغمبر ص گفتند دشمن حدود هزار نفر است صد اسب و آشپزخانه آبادی دارد. ما 313 نفر هستیم ده اسب هم نداریم آشپزخانه بهدردخوری هم نداریم. آیا با این وضعیت بجنگیم؟ پیغمبر ص به پروردگار عرض کردند اگر اراده کردهای که همه ما کشته شویم رضا بقضائک . اصلا حرف آدم با خدا باید یک کلمه باشد؛ نمیخواهی روی چشمم؛ میخواهی روی چشمم. من مملوک هستم؛ من نه وزیر تو نه وکیل تو و نه اهل قدرت هستم. من عبد و مملوک هستم. من لا یقدر علی شی سوره نحل آیه 76 هستم؛ اگر اراده کردهای همه ما کشته شویم روی چشمم؛ اگر اراده کردهای بمانیم ارزیابی نشان میدهد که ما نمیمانیم آنها هزار نفر و سه برابر ما هستند صد اسب هم دارند؛ اما ما پیاده و با یکلا پیراهن عربی هستیم و تعدادی شمشیر داریم.بعد از این فرمایش پیغمبر ص شبهنگام باران سختی بارید. طرف دشمن خاک رس بود آشپزخانه و اسب و همهچیز آنها در این خاکهای چسبنده رفت و قدرت تحرک دشمن را گرفت؛ اما این طرف رمل بود جای پای این 313 نفر و تحرکشان محکم شد. در همان حمله اول دشمن هفتاد کشته از سرانش داد؛ تمام تجهیزاتشان را هم گذاشتند و تا مکه فرار کردند. این یاری خداست که با باران رغبت در درون بیدار شدن و کارهای دیگر یاری میکند. -همۀ کلیدها در دست خداوندهمه کلیدها به دست اوست و اگر بخواهد دری را به روی من باز کند باز میکند. در آیه شریفه میگوید وان یمسسک الله بضر فلا کاشف له الا هو وان یردک بخیر فلا راد لفضله سوره یونس آیه 107 اگر کل عالم جمع بشوند تا دری را ببندند که من باز میکنم نمیتوانند؛ دری هم که من ببندم اگر کل عالم جمع بشوند نمیتوانند باز کنند. قرآن خیلی روشن است؛ این مقامات را قرار داده راه رسیدن به مقامات را هم نشان داده و خودش هم وعده تخلفناپذیر داده است که کمکتان بکند. سرانجام سیر در مقامات الهیمقاماتی که خدا قرار داده شاید نزدیک پانزده مقام در قرآن باشد. هر کسی خودش را به این مقامات برساند که مشکل هم نیست در پایان آیه بیان مقام میگوید محبوب من میشود نه محب من خدا نمیگوید اگر این جاده را طی کنی و به این مقام برسی عاشق من میشوی و این نتیجه سیر در این راه است؛ بلکه میگوید من عاشق تو میشوم. اینکه من عاشق او بشوم من موجود محدودی که به قول امیرالمؤمنین ع انا عبدک الضعیف الذلیل الحقیر المسکین المستکین هستم؛ مگر عشق من نسبت به تو چه مقدار است؟ بهاندازه حدود وجودی خودم است. این عشق تو به من است که بینهایت است؛ چون وجود تو حد ندارد. درک این حقایق قرآنی آدم را مست میکند و گاهی هم چنان به روح فشار میآورد که آدم جان میدهد. وقتی امیرالمؤمنین ع اوصاف
امیرالمؤمنین(ع)، جلوهٔ کامل ربوبیت خداوند
امیرالمؤمنین ع جامع همه ارزشهانهتنها یقین امیرالمؤمنین ع به حقایق عالم در اوج کمال بود بلکه همه اوصاف و ارزشهای وجودی او اینگونه بود. … امیرالمؤمنین ع حالا این امیرالمؤمنین ع که جامع همه ارزشها و فاقد همه نواقص بودند یک ویژگیاش یقین بود که یقین را هم شنیدهاید گاهی علمی گاهی شهودی و گاهی هم کشفی است. کار یقینش هم در آن حد بود که فرمودند دیشب شنیدید اگر خدا پرده از چهره تمام جهان باطن و ظاهر و غیب و آشکار کنار بزند و من به تماشای تمام حقایق هستی بنشینم به یقینم نسبت به او اضافه نمیشود. آخر گاهی آدم مسئلهای علمی را میشنود خیلی تحت تاثیر قرار میگیرد و میگوید الله اکبر از قدرت خدا؛ یعنی آدم یکخرده در ایمان به خدا بالا میرود. آدم را کنار برگ درخت سبز سیر توت میبرند میوه هم نیست و یک برگ است شیرین هم نیست و یک برگ است رنگشده عالم خلقت به اراده خداست؛ به آدم میگویند بابا پسرم جوان آقا خانم دخترخانم این برگ سبز درون جعبه را نگاه کن. من دو سه تا از این برگها را برمیدارم تو زیر آن را نگاه کن چه میبینی؟ میگویی کرمی میبینم که میلولد. میگویند این کرم را میبینی؟ یک کارخانه در وجودش است که نه روغنکاری میخواهد نه عیب میکند نه آچارکشی میخواهد و نه ابزارآلات الکترونیکی میخواهد. یک بدن خیلی نرم و یکمشت دندان خیلی کوچولو دارد که نمیشود دید میگویند این کرم برگ سبز سیر را میخورد میخورد میخورد و بعد به یک لحظهای میرسد که دیگر نمیخورد؛ یعنی میداند که دیگر نخورد. حالا که دیگر نمیخورد این برگ سبز رنگ سیر را از دهانش بیرون میدهد. حالا من ذرهای از این ابریشمی که رشته است زیر میکروسکوپ بگذارم و تو نگاه کن که این کرم با دهانش از چندهزار نخی که بههم بافته نخ نازکی درست شده است یعنی خود این نخ نازک که به درد سوزنهای کوچک میخورد خودش چندهزار نخ دیگر است. هنوز هیچ کارخانهای در عالم نیامده که اینجور ببافد و اسم این ابریشم است. از زمانی که انسان به کره زمین آمده تا حالا هیچچیزی گرانتر از این در لباس پیدا نشده و هنوز هم ابریشم حرف اول را میزند. پسرم اینها را دیدی؟ برگ توت شیرین نیست و برگ سبز پررنگ است کرم دندان دارد و میخورد؛ سیر که میشود چهکار میکند؟ کارخانه وجودش که ابریشم سفید بیرون میدهد محکمترین نخ است و خود این یک نخ از چندهزار تار دیگر تنیده شده است. چطوری میتند؟ حالا به آنطرف برویم؛ چیزی را نشان میدهد که بیضیشکل است و میگوید اسم این پیله ابریشم است. میدانی آن کرم کجا رفت؟ کرم اینقدر به دور خودش تنید تا اینکه یک پنجره و روزنه هم نگذاشت و الآن این کرم در آن پیله بر اثر نبود هوا آب و غذا مرده است؛ ولی حالا بنشین کارم و حرفم تمام نشده است. الآن این کرم در آنجا مرده مدتی میگذرد و کرم پلاسیده و خشک میشود یعنی دیگر علائم حیاتی در این کرم دیگر ندارد و یک پوست خشک است که اگر به آن دست بزنم خاکستر میشود و از لای انگشتهایم میریزد. حالا این کرم خشک و پلاسیده را میبینی؟ کرمی که همه دانشمندان میگویند هیچگونه علائم حیاتی ندارد ده پانزده روز دیگر صبر کن؛ حالا ببین که پیله از داخل سوراخ میشود. همان پلاسیده خشک بهقدری زیبا پیله را از داخل سوراخ میکند؛ دقیق نگاه کن همان است که بهصورت پروانه ابریشم با زیباترین رنگها در پیله بوده است. پس این رنگآمیزیها را از کجا آورده است؟ پروانه بیرون میآید پر میزند و به سراغ گلستان میرود؛ بعد آدم که میبیند ده دفعه روی دستش میزند و میگوید عجب خدایی است چهکار میکند این خدا کیست و این چه قدرتی است؟ امیرالمؤمنین ع میگویند پرده کل حقایق عالم از جلوی چشم من کنار زده بشود یقین من به خدا اضافه نمیشود علی کیست؟ هنوز که دنیا نشناخته و نمیدانیم کیست ما با دیدن یک کرم ابریشم با برگ درخت توت پیله بستن مرگ و پلاسیده شدن و بعد تبدیل شدن همین جنازه پلاسیدهشده خشک به پروانه میگوییم یقینا عالم خدایی دارد و تا حالا این خبر را نمیدانستم؛ اما امیرالمؤمنین ع میگویند کل پردهها را کنار بزنند ما ازدت یقینا من به یقینم اضافه نمیشود. علی ع جلوهای کامل از ربوبیت الهییقین با علی چهکار کرد شبهای گذشته شنیدید که جای این یقین در قلب است و وقتی میآید تمام حسنات و ارزشها را با خودش میآورد و جایی برای کمترین سیئه و بدی در قلب نمیگذارد. این کار یقین است آنوقت اوصاف
امامت و ولایت خاتم الانبیاء
امیرالمؤمنین ع و یازده فرزند او ـ حجج بالغه احدیت ـ و نیز سیده زن های جهانیان فاطمه زهرا و دختر ستوده خاتم الانبیا ص اعطا شده است که هر یک از آن سیزده نفر به تصریح کتاب و سنت امام بر حق و ولی مطلق از جانب پروردگار بر تمام ممکنات می باشند. پس در عالم وجود در میان سلسله مخلوقات به غیر از این چهارده نفر معصومین پاک کسی به منصب ولایت کلیه مطلقه مفتخر نیست و این لباس از جانب خداوند متعال بر اندام او دوخته نشده و مخلع به این خلعت نخواهد بود. کسی که ایمان به ولایت کلیه مطلقه آل محمد ندارد ایمان به نبوت ندارد و کسی که ایمان به نبوت ندارد ایمان به خدا ندارد زیرا اقرار به ولایت مستلزم اقرار به نبوت و ایمان به نبوت مستلزم اقرار به توحید است و فرموده من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه 10 اشاره به همین معنی است؛ هر کس که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.دلایل ولایت خاتم الانبیا ص دلیل های ولایت حضرت خاتم الانبیا ص در آیات قرآن و اخبار و احادیث صحیح و معتبر نیز بسیار است و برای تذکر به چند دلیل اکتفا می نماییم.دلیل اول در آیه ششم از سوره احزاب آمده است النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم و ازواجه امهاتهم؛ یعنی این پیغمبر اولی به تصرف و سزاوارتر است به مؤمنین از خودشان و زن های او به منزله مادرهای ایشان می باشند. مراد آیه این است که همچنانکه پدران بر فرزندان نابالغ و یا دیوانه خود که بینا در کارهای خود نیستند و صلاح خود را نمی دانند ولایت و اولویت دارند همین طور این پیغمبر ولایت و اولویت دارد بر مؤمنین و به منزله پدر است بر ایشان و اصلاح امور دین و دنیای ایشان در قبضه اختیار و اقتدار او است و مؤمنان به منزله اولاد صغار غیر مختارند نسبت به او؛ پس به اعتبار این منصب و به نص دلیل این آیه شریفه خدا او را ولی نامیده است.و باید دانست که ولایت آن حضرت تنها مخصوص مؤمنین نیست که منحصر در امر دین و دنیای آنها باشد بلکه ولایت آن حضرت عام است بر تمام مخلوقات و اثبات ولایت آن حضرت برای مؤمنین نفی ولایت آن بزرگوار را برای ماسوی غیر مؤمنان نمی کند.دلیل دوم در آیه پنجاه و پنجم سوره مائده آمده است انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون؛ یعنی غیر از این نیست که ولی شما و صاحب اختیار شما خداست و رسول خدا و کسانی که ایمان آورده اند و آنها کسانی هستند که نماز را به پا می دارند و زکات را می دهند در حالی که در رکوع هستند. در این آیه مبارکه خداوند متعال ولایت را بالذات به خود اختصاص داده و پس از آن برای پیغمبر خود و پس از آن برای مؤمنینی که نماز گذارنده و زکات دهنده اند در حالتی که رکوع کننده اند. ولی در این آیه به معنی صاحب اختیار و متصرف در امور است نه به معنای دوست و دوست دارنده و دوست داشته شده و مراد از مؤمنین در این آیه به اتفاق جمیع مسلمین از اهل حل و عقد ـ از شیعه و سنی ـ وجود مبارک امیرالمؤمنین ع می باشد.دلیل سوم در آیه 107 سوره انبیا آمده است و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین؛ یعنی ما نفرستادیم تو را مگر برای اینکه رحمت باشی بر تمام عوالم. چنانچه بنابر روایت شیخ طوسی ره در کتاب مصباح و بنابر آنچه سیدبن طاووس ره در کتاب اقبال در خطبه عید غدیر از امیرالمؤمنین ع درباره اوصاف
شاخصهاي امامت در تفكر شيعي
ع یاد نشده است استفاده نمیشود که آن حضرت این اوصاف را برای امام لازم نمیدانسته است زیرا امام ع در مقام بیان همه صفات امام نبوده است. امام حسین ع آن سخن را در شرایطی ایراد کرده است که اکثریت مردم انتخاب و بیعت را به عنوان راه تعیین امام پذیرفته بودند و امام ع که در مقام خطابه یا جدال احسن بود میبایست درباره امامت مطالبی را بیان کند که مورد قبول همگان باشد و حجت را بر آنان تمام کند. چنانکه امیرالمؤمنین … امیرالمؤمنین ع میفرماید چه کسی توانایی آن را دارد که چون علی ع عبادت کند 20 چگونه میتوان از دیگران انتظار داشت که خود را به رتبه کمال آن حضرت برسانند؟امام حسین ع که فرموده است در روش و نگرش من برای شما اسوه است در جای دیگر خود را به عنوان یکی از خاندان نبوت معرفی کرده است؛ کسانی که خداوند جهان را به خاطر آنان یا به واسطه آنان آفریده و به واسطه یا به خاطر آنان نیز پایان خواهد داد؛ بنا فتحالله و بنا یختم ؛ آیا این ویژگی که امام ع آن را در احتجاج با حاکم مدینه و مروان بن حکم که از او میخواستند بایزید به عنوان خلیفه پیامبر و پیشوای مسلمانان بیعت کنند فرموده است از اوصاف … امیرالمؤمنین ع و امامان از نسل او تفسیر شده است.14 با توجه به دلایل و شواهد یاد شده چگونه میتوان گفت عصمت به عنوان یکی از صفات امام در قرنهای اول و دوم مطرح و شناخته شده نبوده و در قرن سوم و چهارم توسط متکلمان شیعه مطرح شده است؟4. آشکار ساختن نشانههای دین اصلاح معیشت و معنویت مردم دفاع از مظلومان و برقراری امنیت و گسترش عدالت که در سخنان امیرالمؤمنین ع و امام حسین ع و دیگر امامان معصوم ع به عنوان اهداف امامت و رسالتهای امام بیان شده است اولا نافی اهداف دیگری چون تبیین معارف و احکام اسلام و بازشناساندن حق از باطل نمیباشد؛ چنانکه این مطالب در دیگر سخنان آنان بیان شده است و ثانیا متکلمان شیعه نیز از این اهداف و وظایف غافل نبودهاند ولی از آنجا که این مطالب مورد اتفاق شیعه و اهل سنت بوده است آنان بر آنچه از مختصات تفکر شیعی به شمار میرود تاکید بیشتری داشتهاند.125. آنچه از کلام امام علی ع در خطبه شقشقیه که فرمود و اگر ... خدا علما را نفرموده بود تا ستمکار شکمباره را برنتابند و بر یاری گرسنگان ستمدیده بشتابند... به دست میآید این است که امام ع یکی از عالمان اسلامی است و اینکه همه عالمان اسلامی در برابر مظلومان مسئولیت دارند ولی بر اینکه علم امام ع . از نظر کمیت و کیفیت با علم دیگران همانند است و علم او به معارف و احکام اسلامی جنبه عادی دارد و او از علم لدنی و نیز از علم به حقایق غیبی برخوردار نیست دلالت ندارد. سخنان امام ع در موارد دیگر خلاف این مطلب را میرساند؛ چنانکه در خطبه قاصعه آمده است که پیامبر ص به امیرالمؤمنین ع فرمود تو آنچه را من میبینم میبینی و آنچه را من میشنوم میشنوی ولی تو پیامبر نیستی .16مضافا دو کاربرد خاص و عام دارد؛ کاربرد خاص آن به امامان اهل بیت ع اختصاص دارد و کاربرد عام آن دیگر عالمان اسلامی را هم شامل میشود.6. از اینکه در سخن امام حسین ع در بیان اوصاف
شاخصهاي امامت در تفكر شيعي
ع یاد نشده است استفاده نمیشود که آن حضرت این اوصاف را برای امام لازم نمیدانسته است زیرا امام ع در مقام بیان همه صفات امام نبوده است. امام حسین ع آن سخن را در شرایطی ایراد کرده است که اکثریت مردم انتخاب و بیعت را به عنوان راه تعیین امام پذیرفته بودند و امام ع که در مقام خطابه یا جدال احسن بود میبایست درباره امامت مطالبی را بیان کند که مورد قبول همگان باشد و حجت را بر آنان تمام کند. چنانکه امیرالمؤمنین … امیرالمؤمنین ع میفرماید چه کسی توانایی آن را دارد که چون علی ع عبادت کند 20 چگونه میتوان از دیگران انتظار داشت که خود را به رتبه کمال آن حضرت برسانند؟امام حسین ع که فرموده است در روش و نگرش من برای شما اسوه است در جای دیگر خود را به عنوان یکی از خاندان نبوت معرفی کرده است؛ کسانی که خداوند جهان را به خاطر آنان یا به واسطه آنان آفریده و به واسطه یا به خاطر آنان نیز پایان خواهد داد؛ بنا فتحالله و بنا یختم ؛ آیا این ویژگی که امام ع آن را در احتجاج با حاکم مدینه و مروان بن حکم که از او میخواستند بایزید به عنوان خلیفه پیامبر و پیشوای مسلمانان بیعت کنند فرموده است از اوصاف … امیرالمؤمنین ع و امامان از نسل او تفسیر شده است.14 با توجه به دلایل و شواهد یاد شده چگونه میتوان گفت عصمت به عنوان یکی از صفات امام در قرنهای اول و دوم مطرح و شناخته شده نبوده و در قرن سوم و چهارم توسط متکلمان شیعه مطرح شده است؟4. آشکار ساختن نشانههای دین اصلاح معیشت و معنویت مردم دفاع از مظلومان و برقراری امنیت و گسترش عدالت که در سخنان امیرالمؤمنین ع و امام حسین ع و دیگر امامان معصوم ع به عنوان اهداف امامت و رسالتهای امام بیان شده است اولا نافی اهداف دیگری چون تبیین معارف و احکام اسلام و بازشناساندن حق از باطل نمیباشد؛ چنانکه این مطالب در دیگر سخنان آنان بیان شده است و ثانیا متکلمان شیعه نیز از این اهداف و وظایف غافل نبودهاند ولی از آنجا که این مطالب مورد اتفاق شیعه و اهل سنت بوده است آنان بر آنچه از مختصات تفکر شیعی به شمار میرود تاکید بیشتری داشتهاند.125. آنچه از کلام امام علی ع در خطبه شقشقیه که فرمود و اگر ... خدا علما را نفرموده بود تا ستمکار شکمباره را برنتابند و بر یاری گرسنگان ستمدیده بشتابند... به دست میآید این است که امام ع یکی از عالمان اسلامی است و اینکه همه عالمان اسلامی در برابر مظلومان مسئولیت دارند ولی بر اینکه علم امام ع . از نظر کمیت و کیفیت با علم دیگران همانند است و علم او به معارف و احکام اسلامی جنبه عادی دارد و او از علم لدنی و نیز از علم به حقایق غیبی برخوردار نیست دلالت ندارد. سخنان امام ع در موارد دیگر خلاف این مطلب را میرساند؛ چنانکه در خطبه قاصعه آمده است که پیامبر ص به امیرالمؤمنین ع فرمود تو آنچه را من میبینم میبینی و آنچه را من میشنوم میشنوی ولی تو پیامبر نیستی .16مضافا دو کاربرد خاص و عام دارد؛ کاربرد خاص آن به امامان اهل بیت ع اختصاص دارد و کاربرد عام آن دیگر عالمان اسلامی را هم شامل میشود.6. از اینکه در سخن امام حسین ع در بیان اوصاف
امامت و ولایت خاتم الانبیاء
امیرالمؤمنین ع و یازده فرزند او ـ حجج بالغه احدیت ـ و نیز سیده زن های جهانیان فاطمه زهرا و دختر ستوده خاتم الانبیا ص اعطا شده است که هر یک از آن سیزده نفر به تصریح کتاب و سنت امام بر حق و ولی مطلق از جانب پروردگار بر تمام ممکنات می باشند. پس در عالم وجود در میان سلسله مخلوقات به غیر از این چهارده نفر معصومین پاک کسی به منصب ولایت کلیه مطلقه مفتخر نیست و این لباس از جانب خداوند متعال بر اندام او دوخته نشده و مخلع به این خلعت نخواهد بود. کسی که ایمان به ولایت کلیه مطلقه آل محمد ندارد ایمان به نبوت ندارد و کسی که ایمان به نبوت ندارد ایمان به خدا ندارد زیرا اقرار به ولایت مستلزم اقرار به نبوت و ایمان به نبوت مستلزم اقرار به توحید است و فرموده من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه 10 اشاره به همین معنی است؛ هر کس که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. دلایل ولایت خاتم الانبیا ص دلیل های ولایت حضرت خاتم الانبیا ص در آیات قرآن و اخبار و احادیث صحیح و معتبر نیز بسیار است و برای تذکر به چند دلیل اکتفا می نماییم. دلیل اول در آیه ششم از سوره احزاب آمده است النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم و ازواجه امهاتهم؛ یعنی این پیغمبر اولی به تصرف و سزاوارتر است به مؤمنین از خودشان و زن های او به منزله مادرهای ایشان می باشند. مراد آیه این است که همچنانکه پدران بر فرزندان نابالغ و یا دیوانه خود که بینا در کارهای خود نیستند و صلاح خود را نمی دانند ولایت و اولویت دارند همین طور این پیغمبر ولایت و اولویت دارد بر مؤمنین و به منزله پدر است بر ایشان و اصلاح امور دین و دنیای ایشان در قبضه اختیار و اقتدار او است و مؤمنان به منزله اولاد صغار غیر مختارند نسبت به او؛ پس به اعتبار این منصب و به نص دلیل این آیه شریفه خدا او را ولی نامیده است. و باید دانست که ولایت آن حضرت تنها مخصوص مؤمنین نیست که منحصر در امر دین و دنیای آنها باشد بلکه ولایت آن حضرت عام است بر تمام مخلوقات و اثبات ولایت آن حضرت برای مؤمنین نفی ولایت آن بزرگوار را برای ماسوی غیر مؤمنان نمی کند. دلیل دوم در آیه پنجاه و پنجم سوره مائده آمده است انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون؛ یعنی غیر از این نیست که ولی شما و صاحب اختیار شما خداست و رسول خدا و کسانی که ایمان آورده اند و آنها کسانی هستند که نماز را به پا می دارند و زکات را می دهند در حالی که در رکوع هستند. در این آیه مبارکه خداوند متعال ولایت را بالذات به خود اختصاص داده و پس از آن برای پیغمبر خود و پس از آن برای مؤمنینی که نماز گذارنده و زکات دهنده اند در حالتی که رکوع کننده اند. ولی در این آیه به معنی صاحب اختیار و متصرف در امور است نه به معنای دوست و دوست دارنده و دوست داشته شده و مراد از مؤمنین در این آیه به اتفاق جمیع مسلمین از اهل حل و عقد ـ از شیعه و سنی ـ وجود مبارک امیرالمؤمنین ع می باشد. دلیل سوم در آیه 107 سوره انبیا آمده است و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین؛ یعنی ما نفرستادیم تو را مگر برای اینکه رحمت باشی بر تمام عوالم. چنانچه بنابر روایت شیخ طوسی ره در کتاب مصباح و بنابر آنچه سیدبن طاووس ره در کتاب اقبال در خطبه عید غدیر از امیرالمؤمنین ع درباره اوصاف
علي (ع) مصداق پاكي ها
در بخش دیگری از کتاب به دیدگاه امام علی ع در مورد دنیا و اوصاف دنیا پرداخته و سخنانی از آن حضرت درمورد دنیا و ماهیت آن در نهج البلاغه ذکر می نماید. نویسنده نیت امیرالمؤمنین
بهشت پروردگار در پرتو اتصال به نفحات الهی
امیرالمؤمنین ع را به دنیای مثبت ببینید خیلی کلمات عجیبی است ان الدنیا دار صدق لمن صدقها و دار عافیه لمن فهم عنها و دار غنی لمن تزود منها و دار موعظه لمن اتعظ بها مسجد احبا الله و مصلی ملائکه الله و مهبط وحی الله و متجر اولیا الله اکتسبوا فیها الرحمه و ربحوا فیها الجنه .این یک دنیاست اما پیغمبر ص در این روایت به این دنیا هیچ نظری ندارند و اصلا بحثش درباره این دنیا نیست که خودشان مزرعه الآخره میگویند و امیرالمؤمنین ع این اوصاف
حضرت امام حسین (ع) پیشوای فضیلت و کرامت
ع فرمود ای فاطمه پدرت میفرماید که جبرئیل از نزد رب جلیل آمده, میگوید که جمعی از جفاکاران امت و گروهی از عاصیان دونهمت, حسین مرا شهید کنند و دود از دودمان اهلبیت برآرند بعد از فوت مادر و شهادت پدر و برادر, اما فاطمه را صبر میباید کردن و جزای ظالمان را حواله به سریعالمنتقم گذاشتن . 25 اوصاف بیحد امام حسین ع اخلاق ستوده آن سرور و اوصاف پسندیده فرزند امیرالمؤمنین
نیاز بشر به راهنما
امیرالمؤمنین ع در نهجالبلاغه دارند من یکوقتی مطالب این خطبه را شمردم که امیرالمؤمنین ع در این خطبه چندتا حقیقت را بیان کردند؟ خیلی جالب است به شماره حروف ابجد اسم خودش که صدودهتاست. یعنی کلمه علی را که شما به حروف ابجد حروف جالبی است و باطن این حروف ابجد عددی است حساب کنید میشود صدودهتا. این حروف ابجد را من در کتابها دیدهام زمان مسیح هم بوده حتما قبلش هم بوده انتقال پیدا کرده به زمان حضرت مسیح. بعد هم انتقال پیدا کرده به بعدیها. کلا حضرت صدودهتا حقیقت را در همین خطبه نهجالبلاغه بیان کرده. هر صدودهتایش بهطور کامل در خود امیرالمؤمنین بوده؛ یعنی اگر کسی آگاهی از زندگی امیرالمؤمنین داشته باشد و آن زندگی را با این صدودهتا تطبیق کند میبیند امیرالمؤمنین ع کل آن را داشته و در اوج هم داشته است. اسم جالبی هم دارد این خطبه. فکر میکنم نظامدهنده نهجالبلاغه این اسم را خطبه متقین گذاشته که امیرالمؤمنین ع به درخواست یکی از عاشقانش اوصاف
آدم و همسرش
طبیعی و از عوارض جنبه بشری است لطمهای و زیانی به ساختمان انسانیت و بنای شخصیت خلیفه الله نمی زند چنان که حضرت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی ع هنگام بیان اوصاف
حضرت امام حسین (ع) پیشوای فضیلت و کرامت
ع فرمود ای فاطمه پدرت می فرماید که جبرئیل از نزد رب جلیل آمده, می گوید که جمعی از جفاکاران امت و گروهی از عاصیان دون همت, حسین مرا شهید کنند و دود از دودمان اهل بیت برآرند بعد از فوت مادر و شهادت پدر و برادر, اما فاطمه را صبر می باید کردن و جزای ظالمان را حواله به سریع المنتقم گذاشتن . 25 اوصاف بی حد امام حسین ع اخلاق ستوده آن سرور و اوصاف پسندیده فرزند امیرالمؤمنین
عاشقانهترین زندگی در سایهسار باور قیامت و خداوند
-مرگ همامبنشریح با شنیدن وصف عاشقان خداهمامبنشریح وقتی به امیرالمؤمنین ع گفت اوصاف عاشقان خدا را برای من بگو امام یک آیه خواندند و سکوت کردند … اوصاف مرغان چمن را ×××××××××× که بگسستند از هم دام تن را که چون بر آشیان جان پریدند ××××××××××× که چون دل بر غیر دلبر نبستندکه چون آن تشنهکامان آب جستند ×××××××××× در این تاریکشب مهتاب جستندکه جام عشق آنان کرد لبریز ×××××××××××× که جز یار از همه کردند پرهیزکه آنان را نشان ز آن بینشان داد ××××××××××× دو چشمی در فراقش خونفشان دادکه گفت آن عندلیبان را به گلزار ×××××××××××× نکو ذکر و نکو فکر و نکو کارامیرالمؤمنین ع دیدند خیلی مصر است 110 صفت از عاشقان خدا را شمردند همام در صدودهمین صفت نعرهای زد و افتاد و ازدنیا رفت. اینها را راحت باور میکنید یا نه؟ باور کنید -وصال یار با شنیدن دعای کمیل من یک شب جمعه در یک محل سهچهارهزار متری دعای کمیل میخواندم؛ حالا آنوقت دعای کمیل خیلی برایم زحمت نداشت. تاریک هم بود و من کنار دستیام را هم نمیدیدم. من دعای کمیل را از دهدوازده سالگی در تاریکی محض میخواندم؛ چون امیرالمؤمنین
English